نخودی راست می گفت من باور نمی کردم
سر امتحانات زده به سرم من بدتر از مجتبی شدم
این متن را دوست عزیزم سلمان قربانی برایم فرستاد. قشنگه
محض خنده
یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه، شما فکر کن مثل مورچه ها رفیق باز بودن…
یه سوژه که پیدا میکردن 800تا از رفیقاشونو میکشوندن اونجا… از همینجا از این اخلاق پسندیده¬اشون تشکر میکنم.
*****
اولین سوال یک شیرازی از یک مخترع: کاکو چیطو حوصلت شد؟
*****
چن روز پیش تا تو تاکسی نشستم دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش.
5 دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا 2 نفر حساب کنین لطفاً!
من بسی خجالت زده دستشو گرفتم و کلی باهاش کشتی گرفتم که: توروخدا شرمنده نکنین!آخه این چه کاریه و این حرفا…
بعد اینکه پولو داد دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد و گفت: این هم مال این آقا!
تازه فهمیدم دفعه اول کرایه خودش و پسرش رو حساب کرده بود!
یعنی با آفتابه دوغ بخوری اینجوری خیت نشی جلو ملت.
*****
اینو امروز کشف کردم:
همیشه نفر جلوییت تو صف پمپ بنزین،
دست و پا چلفتی ترین و تنبل ترین آدمه روکره زمینه،
قبول دارید؟!
*****
مامانم اومده میگه یه پست سرکاری بذار چهارتا فحش به عمت بدن بخندیم.
*****
تبلیغ رنگ مو داشت نشون میداد تو تلویزیون ایران:
زنه اول روسریش مشکی بود؛بعد استفاده از رنگ مو روسریش قهوهای شد.
*****
سرعت اینترنت خیلی الان رفته بالا از مسئولین میخواییم که کنترل کنن لطفن
عادت نداریم میزنیم به در و دیوار اونوخت.
*****
مرحوم گوگل پسر بود یا دختر؟
خب اون بدون شک دختره،
چون اجازه نمی ده یه جمله ای رو کامل کنی،
از همون اول شروع می کنه به حدس زدن،
و همچنان حدس زدن،
لامصــب بعضی وقتا حدسایی میزنه که دهن آدم وا میمونه،
مخصوصاً وقتی یکی کنارت نشسته باشه!!!
*****
به قلبم گفتم: شبها خواب به چشمم نمیآید،
قلبم گفت: از بس که بعد از ظهرها میخوابی، زر نزن، بیخودم ادای عاشق ها رو در نیارا!
*****
*****
بچه خواهرم 5 سالشه. نه گذاشته نه ورداشته برگشته پررو پررو به بابام نیگا کرده میگه: بابابزرگ یه میمون (منظورش عروسک بود)خریدم قد تو،
بابام کم نیاورد گفت: این دفعه خواستی بری بخری سایز بابای الدنگتو بخر بچه.
بعد دید من دارم زیرزیرکی میخندم یه پس گردنی هم به من زد.
*****
یه وختایی نمیرم دم یخچال که پیش من شرمنده نشه… خدا هیچ یخچالی رو شرمنده صاحبش نکنه.
*****
کاش وقتی یه چیز جدید به یخچال اضافه میشد واسمون یه نوتیفیکیشن میومد !
*****
از این به بعد میخوام یه دستکش آشپزخونه باد کنم هر شب از زیر لحاف بذارم بیرون تا این پشه ها باهاش مشغول باشن.
*****
دانشجوی عزیز !
دوست تحصیل کرده من !
شمایی که فردا میخواین دکتر مهندس این مملکت بشین !
وااااقعاً نمیدونی تو کلاس باید موبایلت رو خاموش کنی؟
نمی بینی خوابیم!!!
*****
موقع امتحان سوالاتی رو که بلدیم با خط نستعلیق می نویسیم، ولی اونایی رو که بلد نیستیم با بدترین خط می نویسیم!
۹ دیدگاه دربارهٔ «اگر حال داری یکم با من بخند. زرر نمی کنی»
خیلی باحال بود.
دمت گرم.
استاد.
سلام خیلی با مزه بود 🙂
سلام من که هرچی گفتم شما باور نکردید دیدید حالا خودتون اقرار کردید!
من از اون قسمت با آفتابه دوغ خوردنش خیلی خیلی خوشم اومد خیلی واقعاً ضایع شده طرف خدا نصیب نکنه وای خیلی بده….
سلام خوب کاری کردید بین این امتحانها مطالب گوشکن و علی الخصوص چنین پستهایی تنوع عالیی هست
بعضیهاش که دیگه حسابی با مزه بود مرسی که سعی در شاد کردن بچه ها دارید
سلام .همش یه طرف این جواب شیرازی رو به مخترع واقعاً به جا و قشنگ بود
سلام خیلی باحال بود مخصوصا گفتم به دانشجوها
سلام. کلی خندیدم به دوغ خوردن با آفتابه. هاهاهاها. فکرشو بکن؟ دستتون درست. خیلی باحالید.
دستکش آشپزخونه هم ایده یه عالیه. چون حسابی پشه های تکخور رو خیت میکنه.
سلام! استاد نبینم به شیرازیها بخندین بابا من خودم شیرازی هستم حقیقت تلخ حقیقته! من خودم هم کم حوصله هستم این رو همه ی دور وریهام بهم میگن! هههههه