جستجو
Close this search box.
جستجو

بخش خلاصه و نتیجه‌گیری مقالات از 61تا 70

درودی دیگربار بر شما همراهان صمیمی و نازنین مجموعه مقالات و بخش خلاصه و نتیجه‌گیری.

بدون معطلی پیش بسوی مطالعۀ نتیجه‌گیری مقالات 61تا 70.

مهرتان پایدار.

 

خلاصه و نتیجه گیری61

 

ورزش و فعالیت بدنی در صورتی که به صورت منظم و مستمر صورت گیرد آثار مفیدی در فرد برجای می گذارد. آثار اجتماعی و روانی ورزش در فرد عبارت است از: کمک به فرد در جریان اجتماعی شدن و سازگاری با محیط، کمک به فرد درتکامل شخصیت مناسب، پر کردن اوقات فراغت و جلوگیری از انحرافت اجتماعی به خصوص در دوران جوانی، تصحیح و تکمیل اخلاق مناسب و آماده کردن فرد برای رعایت حقوق دیگران، کمک به فرد در جریان فرهنگ سازی و داشتن فرهنگی مناسب. همچنین هنگام ورزش با توجه به فعل و انفعالاتی که در بدن صورت می گیرد بیماریهایی از قبیل : افسردگی، اضطراب و استرس، آلزایمر که در طول عمر به سراغ آدمی می آیند به تدریج از میان می روند.

ورزش می تواند تاثیر مثبتی بر زندگی افراد معلول داشته باشد همانگونه که می تواند نقش کلیدی در زندگی و جوامع افراد غیر معلول بازی کند. نیاز به ورزش و تاثیر سلامتی آن در افراد معلول بسیار بیشتر از افراد سالم احساس می شود. بی تردید ورزش عاملی است که معلولان را به سطح جامعه می کشاند و آنان را در انجام فعالیت ها مستقل می سازد.

مطالعات نشان داده است که فعالیت بدنی و ورزش معلولان موجب مشارکت و در نتیجه بهبود وضعیت عملکردی و کیفیت زندگی و همچنین منجر به بهبود سطح سلامت جسمی و رفاه روحی و ذهنی می شود. لذا باعث بهبود وضعیت جسمانی و حالت عمومی در بیماران روانی با اختلالات افسردگی و اضطراب می شود. علاوه بر این، ورزش و فعالیت بدنی با بهبود آگاهی اجتماعی و ارتقاء اعتماد به نفس مرتبط است و می تواند کمک به توانمند سازی افراد معلول از جمله نابینایان کند.

 

۵- جمع بندی62

 

به طور کلی از مجموعه مطالعات صورت گرفته، مصاحبه­های انجام شده و توضیحات می­توان چنین استنتاج کرد  که استفاده از زبان نشانه برای نابینایان وجود دارد و از سه دسته کلی معرفی شده؛ بهترین و بیشترین دریافت­ها از بخش شمایل­ها است و در مرحله بعد، نمادها و نمایه­ها هستند. اما نکته اصلی در کارایی هریک از مجموعه­ها، ترکیب شدن با نشانه­های مختلف دیگر است.

در نقشه کلی در ذهن نابینایان، عموماً به شرح زیر اتفاق می­افتد:

– در خصوص فضاهای باز اولویت با شمایل­های حوزه بویایی، لامسه و شنوایی است که همگام با نمادی مثل عصای سپید در حوزه ادراکی گام شماری عمل می­کنند. برای مثال فرد نابینا فاصله خود تا صدای آب را از طریق گام شماری با عصا نشانه گذاری می­کند و در خاطر می­سپارد.

– اما در فضای بسته اولویت اول کف زدن و یا شنیدن انعکاس صوت ناشی از برخورد عصا با کف است ( البته در مواردی تغییرات دمایی نیز کارساز است- در گام بعد یافتن نمایه­هایی مثل اجزا بنا- فرضاً دستگاه پله یا آسانسور- مهم است تا تصویر سازی فضا بر اساس این دو مرحله صورت بگیرد. برای یافت اجزا بنا نیاز به نمادهایی مثل خط بریل و شمایل­هایی مثل کف سازی و کار روی جداره­ها است.

◾ باید به این نکته نیز توجه کرد که همگام شدن نشانه­ها با زمان­بندی فضایی بسیار اهمیت دارد. منظور از این جمله قرار گرفتن نشانه­ها در محل­های مکث، تغییر جهت و اخطار است

 

 

نتیجه گیری63

 

افراد نابینا و کم بینا نیز هم چون دیگر اقشار جامعه از حقوق شخصی و اجتماعی برخوردارند. افراد با معلولیت بینایی نیازی به ترحم و دلسوزی دیگر افراد جامعه ندارند.  در این میان، سازمان ها و ارگان های مربوط می توانند  با اجرای فرایند توانمندسازی حرفه ای و شغلی ، این افراد را در جهت ورود به بازار کار و دستیابی به  استقلال شغلی یاری رسانند. در این صورت، افراد با معلولیت  بینایی ، می توانند همچون دیگر افراد جامعه زندگی فردی و اجتماعی خود را اداره نمایند و در این صورت  نه تنها سربار خانواده و جامعه نخواهند بود، بلکه با پیوستن به بازار کار می توانند بر تولید ملی نیز بیافزایند.

ارائۀ پیشنهادات

امروزه نابینایان و کم بینایان برای دریافت برخی از اطلاعات و بهره بردن از سیستم های رایانه ای از نرم افزارهای ویژه ی افراد نابینا و کم بینا مانند جاز jawz ، پک جاز pak jawz، انواع صفحه خوان ها، مانند: NVDA، پارس خوان، ماهور استفاده می کنند. از این رو می توان از افرادی  نابینا و کم بینا که در این زمینه آموزش دیده اند در بخشهای مختلف ادارات و شرکت ها استفاده کرد.

هم چنین با اطلاع رسانی به افراد بینای جامعه که اکثریت اعضای جامعه را تشکیل می دهند در زمینه ی معرفی توانمندی های افراد نابینا و کم بینا و استفاده ی آن ها از تکنولوژی های پیشرفته که در دنیا برای نابینایان فراهم گشته است دیدگاه عموم مردم را نسبت به نابینایان عوض کرد تا با اطمینان خاطر بیشتری مسئولیت های اداری و اجتماعی را به آن ها واگذار نمایند. بدیهی است که این امر افزون بر زمینه سازی اشتغال به کار نابینایان و کم بینایان و کسب درآمد، سبب افزایش روحیه و اعتماد به نفس در این قشر از جامعه خواهد شد.

ایجاد نمایشگاه هایی در زمینه ی عرضه ی صنایع دستی افراد با معلولیت بینایی می تواند عموم مردم را با توانایی های افراد نابینا و کم بینا آشنا سازد.

ایجاد شرکت های تعاونی و به کار گماشتن افراد نابینا و کم بینا در آن جا، می تواند بستر مناسبی برای توانمندسازی و اشتغال به کار افراد با معلولیت بینایی در جامعه باشد.

 

 

بحث و نتیجه گیری64

 

نتایج مربوط به الگوی حرکت نشان داد که در مراحل اکتساب و یادگیری میان گروه های آموزش کلامی،  بریلینگ تفاوت معنادار وجود داشت؛به صورتی که میانگین امتیازات گروه بریلینگ به طور معناداری بهتر از گروه آموزش کلامی بود. آموزش بریلینگ باعث یادگیری پنهان می شود. دیوساناز در سال(۱۳۸۴ ) پژوهشی در مورد مقایسه روش های آموزشی لمسی – کلامی بر یادگیری شنای قورباغه دختران و پسران نابینا ارزیابی کردند و نتایج نشان داد که گروه بریل کلامی تفاوت معنی داری نسبت به گروه آموزشی لمسی و کلامی داشتند. با توجه به اینکه اولین تحقیقی است روی یادگیری پنهان بریلینگ انجام شده تحقیق مشابه وجود ندارد. به این دلیل آموزش بریلینگ باعث یادگیری پنهان می شود که نابینایان بر اساس فرضیه جبران [۱۷](روکم و ایشار، ۲۰۰۹) که بر اساس آن فرد نابینا توانایی فراتری در حواس دیگردارد به این دلیل که تصویر برجسته برای افراد نابینا قابل درک بوده است.

دلیل دیگر اینکه این روش مشابه الگوسازی پویا است نمایش فیلم اثر بیشتری نسبت به عکس دارد و اطلاعات بیشتری را منتقل می کند. به همین خاطر روش های بریلینگ وتصاویر برجسته که بیشتر لمسی وحسی هستند بهتر از تشبیه و آموزش کلامی برایشان قابل فهم است.

آموزش کلامی باعث یادگیری پنهان افراد نابینا می شود. اکثر تحقیقاتی که در زمینه آموزش کلامی (نصرت آباد تورج،  ۱۳۸۶، قصابی،   ۱۳۸۸) صورت گرفته است روی افراد سالم بوده،  جدیدی (۱۳۷۲) و دیو سارناز (۱۳۸۴) روی آموزش کلامی و بریل – کلامی،  لمسی – کلامی نابینایان کار کرده و نتیجه گرفتند که آموزش کلامی بر فعالیت  نابینایان موثر بوده است  و تحقیقی دراین زمینه صورت  نگرفته است،  و تحقیق حاضر اولین تحقیقی است که روی یادگیری پنهان افراد نابینا صورت می گیرد.  علت این عدم همخوانی شاید روش آموزش معمول به نابینایان کلامی است به دلیل آشنایی بیشتر با این روش،  حرکت خیلی سریع پیشرفت کرده و در مهارت شوت گلبال خودکار شده به خاطر همین در آزمون انتقال تحت تاثیر تکلیف ثانویه افت نکرده است،  به نظر می رسد سادگی مهارت و شبا هت آن به مهارت بنیادی و فیلوژنتیک پرتاب توپ از پایین باعث وقوع یادگیری پنهان در گروه آموزش کلامی شده و لازم است تحقیق با یک مهارت ورزشی دشوارتر تکرار. با توجه به همخوانی نحوه ی پیشرفت در نمرات مربوط به الگوی حرکت  و تفاوت دو گروه  در الگوی حرکت در مراحل اکتساب پیشنهاد می شود در تحقیقات آینده بررسی شود که چرا در نابینایان برخلاف افراد بینا آموزش کلامی  باعث یادگیری پنهان می شود. همانطور که بیان شد در بخش آزمون یاد داری الگوی حرکت نتایج حاکی از تفاوت عدم معناداری دوگروه و نمرات بهتر در گروه  بریلینگ بود.

همانطور که قبلا ذکر شد عدم افت اجرا در آزمون انتقال با تکلیف ثانویه شناختی نسبت به آزمون یاد داری یکی از شرایط اصلی تایید به وقوع پیوستن یادگیری پنهان می باشد (مسترز و همکاران، ۲۰۰۸)؛.(۱۶)و در هیچ پیشینه ای درباره ی تفاوت دوگروه در آزمون یاد داری به عنوان عاملی جهت تایید به وقوع پیوستن یادگیری پنهان بحث نشده است.  در همه ی تحقیقات ذکر شده در بالا، که عدم تفاوت دو  گروه در آزمون یاد داری مشاهده شده؛ یادگیری پنهان به وقوع پیوسته بود  اما از عوامل ارجح بودن یادگیری پنهان می توان به عدم وابستگی به هوش،  یاد داری طولانی مدت مهارت (لیو و مسترز،۲۰۰۱)،(۱۵) عدم وابستگی به حافظه کاری و در نتیجه مقاومت اجرا تحت اضافه بار شناختی نظیر استرس های روانشناختی یا موقعیت هایی با دشواری تصمیم گیری بالا (مسترز و همکاران،  ۲۰۰۸) در آزمون انتقال تحت تکلیف ثانویه شناختی شمارش اعداد همه گروه ها ثبات در اجرای الگو حرکت را نسبت به آزمون یاد داری  به نمایش گذاشتند. عدم افت اجرا در هنگام انجام تکلیف ثانویه شمارش اعداد در گروه های آموزش بریلینگ،  کلامی  می تواند به علت عدم انباشتگی حافظه کاری در اثر کاهش آزمون فرضیه ها در ابتدای یادگیری باشد.

نتیجه گیری کلی

با توجه به نتایج تحقیق حاضر نتیجه می گیریم در نوجوانان نابینا،  یادگیری پنهان در روش آموزش بریلینگ بیشتر از روش آموزش کلامی اتفاق می افتد.

 

 

بحث و نتیجه گیری65

 

نتایج مربوط به الگوی حرکت نشان داد که در مراحل اکتساب و یادگیری میان گروه های آموزش کلامی،  تصویر برجسته،  بریلینگ تفاوت معنادار وجود داشت؛ به صورتی که میانگین امتیازات گروه بریلینگ به طور معناداری بهتر از تصاویر برجسته و گروه آموزش کلامی بود. جدیدی،  (۱۳۷۲) و شاهی،  (۱۳۷۴) برای اولین بار روی تصاویر برجسته نابینایان کار کردند و نتیجه گرفتند که دانش آموزان نابینا توانایی درک بدنی از طریق روش های آموزشی تصاویر و کلام و حس حرکت را دارند. و این روشهای آموزشی می تواند اثرات سودمند و مثبتی در زمینه فراگیری حرکات بدنی توسط نابینایان بر جای گذارد ماهم بررسی کردیم که تصاویر برجسته روی یادگیری پنهان نابینایان موثر است. به این دلیل که  تصاویر برجسته برای افراد نابینا قابل درک بوده است. نابینایان بر اساس فرضیه جبران[۱۱] (روکم و ایشار، ۲۰۰۹) که بر اساس آن فرد نابینا توانایی فراتری در حواس دیگر دارد به این دلیل که تصویر برجسته برای افراد نابینا قابل درک بوده است. دلیل دیگر اینکه این روش مشابه الگوسازی ایستا. به همین خاطر روش تصاویر برجسته که بیشتر لمسی و حسی هستند بهتر از آموزش کلامی برایشان قابل فهم است. و تحقیقی در این زمینه انجام نگرفته و تحقیق حاضر اولین تحقیقی است که روی یادگیری پنهان تصاویر برجسته انجام شده است.

آموزش بریلینگ باعث یادگیری پنهان می شود. که با تحقیق دیوسارناز (۱۳۸۴) همخوانی دارد.

دیوساناز در سال ۱۳۸۴پژوهشی در مورد مقایسه روش های آموزشی لمسی – کلامی بر یادگیری شنای قورباغه دختران و پسران  نابینا انجام داده اند و نتایج نشان داد که گروه بریل کلامی تفاوت معنی داری نسبت به گروه آموزشی لمسی و کلامی بودند. با توجه به اینکه اولین تحقیقی است روی یادگیری پنهان بریلینگ انجام شده تحقیق مشابه وجود ندارد. به این دلیل آموزش بریلینگ باعث یادگیری پنهان می شود که نابینایان همانطوری که در بالا ذکر شد در بقیه حس ها قوی تر از افراد بینا هستند ودلیل دیگر اینکه آموزش بریلینگ روشی پویا است.

نمایش فیلم اثری بیشتری نسبت به  عکس دارد و اطلاعات بیشتری را منتقل می کند و به همین خاطر روش های بریلینگ و تصاویر برجسته که بیشتر لمسی و حسی هستند بهتر از آموزش کلامی برایشان قابل فهم است.

آموزش کلامی باعث یادگیری پنهان افراد نابینا می شود. اکثر تحقیقاتی که در زمینه آموزش کلامی (نصرت آباد تورج،  ۱۳۸۶، قصابی،   ۱۳۸۸) صورت گرفته است روی افراد سالم بوده،  جدیدی (۱۳۷۲) و دیو سارناز (۱۳۸۴) روی آموزش کلامی و بریل – کلامی،  لمسی – کلامی نابینایان کار کرده و نتیجه گرفتند که آموزش کلامی بر فعالیت  نابینایان موثر بوده است. و تحقیقی دراین زمینه صورت  نگرفته است،  و تحقیق حاضر اولین تحقیقی است که روی یادگیری پنهان افراد نابینا صورت می گیرد  علت این عدم همخوانی شاید روش آموزش معمول به نابینایان کلامی است به دلیل آشنایی بیشتر با این روش،  حرکت خیلی سریع پیشرفت کرده و در مهارت شوت گلبال خودکار شده به خاطر همین در آزمون انتقال تحت تاثیر تکلیف ثانویه افت نکرده است.  به نظر می رسد سادگی مهارت و شبا هت آن به مهارت بنیادی و فیلوژنتیک پرتاب توپ از پایین باعث وقوع یادگیری پنهان درگروه آموزش کلامی شده و لازم است تحقیق با یک مهارت ورزشی دشوارتر تکرار گردد. با توجه به همخوانی نحوه ی پیشرفت در نمرات مربوط به الگوی حرکت  و تفاوت سه گروه  در الگوی حرکت در مراحل اکتساب پیشنهاد می شود در تحقیقات آینده بررسی شود که چرا در نابینایان برخلاف افراد بینا آموزش کلامی  باعث یادگیری پنهان می شود. همانطور که بیان شد در بخش آزمون یاد داری الگوی حرکت نتایج حاکی از تفاوت عدم معناداری ۳گروه و نمرات بهتر در گروه بریلینگ بود. همانطور که قبلا ذکر شد عدم افت اجرا در آزمون انتقال با تکلیف ثانویه شناختی نسبت به آزمون یاد داری یکی از شرایط اصلی تایید به وقوع پیوستن یادگیری پنهان می باشد (مسترز و همکاران، ۲۰۰۸)

در هیچ پیشینه ای درباره ی تفاوت سه گروه در آزمون یاد داری به عنوان عاملی جهت تایید به وقوع پیوستن یادگیری پنهان بحث نشده است.  در همه ی تحقیقات ذکر شده در بالا،  که عدم تفاوت سه گروه در آزمون یاد داری مشاهده شده؛ یادگیری پنهان به وقوع پیوسته بود،  اما از عوامل ارجح بودن یادگیری پنهان می توان به عدم وابستگی به هوش،  یاد داری طولانی مدت مهارت (لیو و مسترز،  ۲۰۰۱) عدم وابستگی به حافظه کاری و در نتیجه مقاومت اجرا تحت اضافه بار شناختی نظیر استرس های روانشناختی یا موقعیت هایی با دشواری تصمیم گیری بالا (مسترز و همکاران،  ۲۰۰۸) در آزمون انتقال تحت تکلیف ثانویه شناختی شمارش اعداد همه گروه ها ثبات در اجرای الگو حرکت را نسبت به آزمون یاد داری  به نمایش گذاشتند. عدم افت اجرا در هنگام انجام تکلیف ثانویه شمارش اعداد در گروه های آموزش بریلینگ،  تصویر برجسته و کلامی  میتواند به علت عدم انباشتگی حافظه کاری در اثر کاهش آزمون فرضیه ها در ابتدای یادگیری باشد.

نتیجه گیری کلی

با توجه به نتایج تحقیق حاضر نتیجه می گیریم در نوجوانان نابینا،  یادگیری پنهان در روش آموزش بریلینگ و تصویر برجسته بیشتر از روش آموزش کلامی اتفاق می افتد.

 

نتیجه ی تکنولوژی اطلاعاتی و فناوری66

 

همان طور که اشاره شد دسترسی به رایانه مزایای بیشتری را برای شهروندان نابینا نسبت به افراد بهره مند از نعمت بینایی فراهم می کند چرا که با وجود ابزارهای کمکی رایانه همانند OCR و Screen Reader (برای ورود متون به داخل رایانه و خواندن اطلاعات موجود بر روی صفحه نمایش) برای ایشان کارایی خواهد داشت. بنابراین با توجه به ضرورت دسترسی نابینایان به فناوری اطلاعات و ارتباطات و تاثیرات مثبتی که این فناوری بر زندگی آن ها می گذارد و همچنین با توجه به امکانات تولید تجهیزات در داخل کشور، ضروری است که تمام نابینایان کشورمان از این امکانات بهره مند شوند. نابینایان می توانند با استفاده از حداقل ملزومات موجود با رایانه عادی کار کنند تا زندگی بهتری داشته باشند. به فرصت های شغلی بیشتری دست یابند. همچنین در زمینه تحصیل موفق تر بوده و با افراد عادی به رقابت بپردازند. در عصر فناوری اطلاعات، تکنولوژی به کمک افراد نابینا و کم بینا آمده و موجب توانمندی آنها شده است و به آنها امکان داشتن فرصت های بیشتری جهت اثبات خود فراهم ساخته است. به کمک رایانه می توان مشکل بیکاری افراد نابینا را تا حدی کنترل کرد به شرطی که آموزش های هدف دار و منسجمی داشته باشند که می توان به یادگیری طراحی صفحات وب برنامه نویسی و تایپ و غیره اشاره کرد که فرد نابینا با یادگیری هر یک از این زبان ها بتواند در آیندۀ خود ازآن بهره مند شود. درسازمان ها، فرصت های شغلی تازه ای به جز اپراتوری تلفن، برای افراد نابینا تعریف گردد . چون سازمان های ما به سمت مجازی شدن می رود و علاوه براین کارهای ادارات با رایانه انجام می پذیرد که دیگر یک فرد نابینا برای کار با رایانه عاجز نیست و مستلزم این امر این است که طراحان شغلی در سازمان ها بایستی به این نکته نیز توجه داشته باشند که برای یک فرد نابینا هم فرصت شغلی ایجاد کنند و در مدیریت منابع انسانی بایستی به افراد نابینا توجه ویژه ای کنند تا از پتانسیل آنها به نحو احسنت در سازمان ها استفاده گردد. و در هنگام گزینش کار، نبایستی به خاطر مشکل بینایی، آنها را رد کرده و از پتانسیل آنها استفاده نکنیم که این امر نه تنها فرد نابینا را به افسرده می کند و او خود را سربار جامعه می بیند بلکه سرمایه های جامعه را با دستان خود به هدر می دهیم. بنابراین در پایان باید گفت که تجهیز اماکن مختلف شهری و رایانه های شخصی افراد نابینا به آنچه پیش از این ذکر شد می تواند گامی مؤثر در راستای دستیابی افراد نابینا به حقوق شهروندیشان محسوب باشد.

 

نتیجه گیری67

 

کیفیت زندگی به صورت مستقیم با زندگی افراد و گروه های اجتماعی در سطح جامعه در ارتباط بوده و ارتقاء سطح آن همواره یک ارزش و دستآورد اجتماعی تلقی می شود. با توجه به این نکته که بیماری و کیفیت زندگی ارتباط متقابلی با هم دارند ووجود اختلالات جسمی بر تمام جنبه های کیفیت زندگی افراد تأثیر مستقیم می گذارد، بهبود کیفیت زندگی این افراد می تواند به آن ها کمک کند تا به شناختی قوی تر از توانایی ها و مهارت های خود برسند و درکنترل احساسات منفی (نسبت به وضعیت اجتماعی) و تقویت عزت  نفس خود کوشش کنند.

هدف اصلی این پژوهش، شناسایی وضعیت ابعاد کیفیت زندگی نابینایان شهرستان کاشان، می باشد. دربخش نظری، نظریۀ کیفیت زندگی وینهون مورد استفاده قرار گرفته است. بر مبنای نظر وینهون کیفیت زندگی به چهار بعد اصلی یعنی فرصت های زندگی، نتایج زندگی، کیفیت بیرون وکیفیت درونی تقسیم می شودکه همواره باهم درارتباط می باشند. برطبق این نظریه، درپژوهش حاضر نیز ازچهار بعد کیفیت زندگی (فردی، اجتماعی، ذهنی و عینی) در ایجاد مدل تجربی بهره گرفته شده است.

نتایج این پژوهش در بخش تجربی نشان می دهد که بیشترین میزان فراوانی پاسخ گویان به مردان (با ۳/۳۳ درصد)، متأهلین (با ۹/۶۰ درصد)، دارای همسر بینا (با ۵/۸۵ درصد)، در سطح تحصیلات دیپلم (با ۵/۳۴ درصد)، دارای مشاغل دولتی (با ۱/۵۲ درصد) و ساکن در مساکن با مالکیت شخصی (با ۱/۵۵ درصد) تعلق داشته است. همچنین، نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهند که متغیرهای کیفیت زندگی فردیِ ذهنی (با میانگین ۱۶/۲)، کیفیت زندگی فردیِ عینی (با میانگین ۳۵/۲)، کیفیت زندگی اجتماعیِ ذهنی (با میانگین ۸۶/۲) و کیفیت زندگی اجتماعیِ عینی (با میانگین ۳۵/۲) پایین تر از سطح متوسط قرار داشته اند. در نتیجه تمامی فرضیه های این پژوهش مورد تأیید قرار می گیرند.

به طور کلی نتایج تجربی این پژوهش بیان داشتند که همۀ ابعاد مفهوم کیفیت زندگی در جامعۀ آماری مورد بررسی در سطح پایین قرار داشته است. از این رو، پیشنهادهای این پژوهش عبارت اند از:

  1. لزوم توجه مدیران و برنامه ریزان شهر به سلامت روان و سلامت اجتماعی نابینایان از طریق برگزاری کانون های مشاوره ی روان شناختی برای نابینایان و خانوادۀ آنها،
  2. ضرورت توجه به ایجاد تنوع در گذران اوقات فراغت، تفریحات و فراهم آوردن امکانات ورزشی برای نابینایان توسط انجمن های نابینایی در سطح شهرستان،
  3. ایجاد و تقویت حس خودشکوفایی با برگزاری انواع کارگاه های آموزشی و مهارت آموزی که متناسب با شرایط ویژه ی نابینایان باشد،
  4. اقدام در جهت تأمین امکانات رفاهی نظیر مسکن مناسب و بهبود شرایط اشتغال برای نابینایان در شهر،
  5. ایجاد امکانات آموزشی و ادامه تحصیل نابینایان در همۀ مقاطع تحصیلی،
  6. توجه به ارتقاء وضعیت فرهنگی نابینایان از طریق دسترسی آسان به محصولات فرهنگی و ارتباطی مانند کتاب ها، مجلات و روزنامه های صوتی و نیز نرم افزارهای صوتی جهت استفاده از رایانه و اینترنت و …،
  7. ضرورت اقدام بیشتر مدیران و برنامه ریزان شهر در زمینۀ ایجاد فضاها و خدمات شهری از قبیل مناسب سازی مسیرهای ویژه ی نابینایان، قابلیت استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی برای نابینایان و …،
  8. لزوم توجه رسانه های بومی به معرفی توان مندی ها، فعالیت ها و افزایش انگیزه ی نابینایان و نیز اطلاع رسانی به سایر شهروندان در زمینۀ ارتقاء جایگاه اجتماعی و نیز رعایت حقوق شهروندیِ نابینایان در جامعه.

 

نتیجه­گیری68

 

در پایان این پژوهش و به عنوان نتیجه­گیری، باید اذعان داشت که قانون­گذار جمهوری اسلامی ایران تلاش نموده است با وضع قوانین مناسب و در نظر گرفتن ضمانت اجراهای گوناگون، حقوق کودکان با نیازهای ویژه را به رسمیت شمرده و در جهت فراهم ساختن عملی آن تلاش نماید؛ با این حال، در خصوص برخی حقوق کودکان استثنایی با خلأ قانونی رو‌به‌رو هستیم. حقوقی مانند «حق مشارکت اجتماعی» و «حق بازسازی اجتماعی» در زُمرۀ حقوقی هستند که به نحو کامل مورد توجه قانون‌گذار قرار نگرفته­اند. از این رو، شایسته آن است که قانون‌گذار داخلی به وضع قوانین کامل و کارآمد در زمینه­های مذکور اقدام نماید.

 

نتیجه گیری69

 

افراد نابینا مشکلات خاص خود را دارند. تصور محیط برای آنها بسیار مهم است. به آنها آموخته شده است که برای فرم دادن به نقشه­های شناختی به بافت و صداهای محیط توجه کنند. نابینا می­تواند با توجه به محیط شنیداری و علائمی که برای جهت یابی نصب می­شود مورد حمایت قرار گیرد.

لذا به منظور بهسازی محیط و فضای زندگی و فرصت حضور نابینا در  کنار دیگران، لازم است تا هریک از افراد جامعه به نوبه خود با به کارگیری دانش روز در راستای امنیت فرد نابینا درمحیط گام بردارد. امروزه مهم ترین بحثی که درخصوص مناسب سازی فضاهای شهری مطرح می­شود، برداشتن موانع در مسیرهای حرکتی و یا احداث دسترسی­های مختص برای این افراد می­باشد.

نتیجه دیگری که از این مقاله می­توان برداشت کرد این است که همانطور که هر نوع گل و پوشش گیاهی نمی­تواند در هر شرایط محیطی رشد کند و هر حیوانی در هر محیطی زندگی کند، هر نوع معماری نیز قابل استفاده برای همه افراد نیست چرا که نحوه درک محیط نابینایان با افراد عادی متفاوت است و آن­ها با استفاده از حواس محیط را درک  نموده و با آن ارتباط برقرار می­کنند. و حتی اینکه  حرکت در فضا و مکان‌یابی و درک فضا بدون چشم هم امکان‌پذیر است، به این صورت که می‌توان برای هر فضایی یک نشانه و کلیشه قرار داد تا مخاطب تنها با متوجه ‌شدن از حضور آن علائم بفهمد در چه فضایی و در کجای پروژه قرار گرفته است.

 

نتیجه گیری70

 

افراد نابینا و کم بینا همچون دیگران قادرند فضای پیرامون خود را درک کنند.اما نحوه درک آنان با افراد عادی متفاوت است. آنها با استفاده از باقی مانده حواس خود چون شنوایی، بویایی، لمسایی و…محیط اطراف را درک نموده و با آن ارتباط برقرار می­کنند.

طراحی فضا، باید به گونه ای باشد تا به نابینا این امکان را دهد تا به راحتی درآن به تفریح و سرگرمی بپردازد و از بودن در آن احساس امنیت و لذت کند. در واقع می­توان گفت طراحی مناسب، بستری در جهت رسیدن به فرصت­های برابر افراد نابینا و دسترسی به تمامی فضا است. سازگار ساختن فضای معماری با نیازهای  نابینایان، در واقع بازگرداندن آنها به جامعه است.

این  پژوهش در زمینه تأثیر محیط و نحوه ی ادراک آن، مطرح می کند که، نابینایان به وسیله سایر دستگاه های ادراکی خود قادر به ادراک محیط و محرک های محیطی هستند.  لذا به منظور مناسب سازی محیط و فضای زندگی نابینایان و ایجاد فرصت حضور برای این قشر در جامعه باید محیط را متناسب با نیازهای آن ها و با در نظر گرفتن محرک های فعال و قابل استفاده برای نابینایان طراحی کرد، در این راستا تجربیات افراد نابینا نیازهای آن ها را در تعامل با محیط مشخص می کند، یعنی هر یک از افراد و متخصصین باید با به کارگیری دانش خود در رفع این خواسته ها گام بردارند. بدون شک نادیده گرفتن نیازهای این گروه مانع از انجام فعالیت و تحرک آنها در مکان های عمومی می شود و این مسئله عملکرد آن ها را نیز دچار مشکل می کند.

در نتیجه باید با از بین بردن موانع معماری و شهرسازی در محیط های معماری و شهری، ایجاد محرک های محیطی قابل درک برای نابینایان و ایجاد عوامل ادراک غیر بصری برای نابینایان از قبیل کلیشه های فضایی و عوامل محرک شنوایی، لامسه و بساوایی در ساختمان ها و فضاهای شهری، می توان کیفیت ادراک نابینایان از محیط و عملکرد آن ها را در محیط های مصنوع بهبود بخشید.