جستجو
Close this search box.
جستجو

به قهوه خانه ی پنجم محله ی نابینایان، خوش آمدید!

سلاااااااااااام به همه ی شما هم محلیهای عزیز و دوست داشتنی خودم در باحالترین، صمیمی ترین، و البته به درد بخور ترین محله برای نابیناهای ایران.

امروز توی یه قهوه خونه دقیقا روی همون پل چوبی مرداب شهر کیا شهر در خدمت شما هستم.

امیدوارم یه آخر هفته ی خوب رو توی این قهوه خونه با هم بگذرونیم.

اوه اوه اوه! اینجا رو ببین. آخه شماها چقد زووووود اومدین!

مگه نمیدونین درای قهوه خونه همیشه ساعت دوازده باز میشه؟

خب حالا اشکالی نداره.

برید کنار بذارید درو وا کنم.

حول ندید تو رو جون هر کی که دوس دارید بابا!

شهروووووووز! آروم بگیر دیگه پسر! با مجتبی و ملیسا و آریا وایسادین دور و بر من یه ریز حرف میزنید چرا!

خب خب خبببببببببب! فهمیدم دیگه! الآن زودی درو بازش میکنم.

شهروز میپرم بالا پایین پل بشکنه هاااااااا! آهااان. حالا شدی پسر خوووب خخخخخ.

خب بچه ها اینم از در که باز شد.

هوای همو داشته باشیداااااااا!

مدیییییر! به تو هم باید بگم؟ انقدر این و اونو حول نده!

خب خوبه.

حالا که همه تقریبا نشستید پشت میز و صندلیها و لپتاپ و کامپیوترهای قلیونیتون، تا خیلی شلوغ پلوغ نشده بگم که برای تعیین بحث این هفته ی قهوه خونه راستش من خیلی خیلی فکر کردم.

حالا یه چیزی اینجا تعیین میشه، ولی هر کدوم از شما مجازید کار خودتونو بکنید و از فرصت کافه ای ای که پیش اومده بحثها و پرسشهای مورد نظر خودتونو با دوستاتون در میون بذارید.

در نتیجه ی بررسیهام برای قهوه خونه یا کافیشاپ این هفته در نهایت به این نتیجه رسیدم که یکی از دستنوشته های فیسبوکیم که حدود یک ماه پیش نوشتمش رو با شما هم به اشتراک بذارم.

امیدوارم موضوع مورد پسندتون قرار بگیره.

من عینا پستو از تو فیسبوک کپی میکنم.

درود به همه ی شماهایی که دارید این مطلبو میخونید.
همون طور که مشاهده میفرمایید من الآن جوری جوگیر شدم که انگار سخنران یه کنفرانس گنده منده هستم.
یکی هم نیست که بهم بگه بابا اونایی که قراره این نوشته رو بخونن اندازه ی انگشتای یه دستتن دیگه.
حالا بگذریم از اینکه اگه دختر بودم تعداد مخاطبام الآن از سلولهای مغزمم بیشتر بود خخخخخخخخخخ.
حقیقتش امروز یه چیزی چند لحظه ای ذهنمو درگیر کرد گفتم با شما دوستای عزیزم به اشتراک بذارم و نظرتونو جویا بشم.
راستش ما امروز حدود ساعت شش بعد از ظهر بود که نشسته بودیم داشتیم تلوزیون تماشا میکردیم.
توی اون فیلمی که از تلوزیون پخش شد یه شخصیتی بود که نسبتا عصبی بود و همیشه یک موضع پرخاشگرانه نسبت به اتفاقات و اشخاص دور و برش میگرفت و به بیان بهتر نسبت به همه چیز توهم توطئه داشت.
همینجورکه فیلم پخش میشد یه هو خواهرم یه جمله گفت که به شدت برای چند دقیقه فکرم درگیر شد و کلا بیخیال فیلم شدم.
این زنه عصبیه!
بله دوستان همین جمله به ظاهر ساده چنان توی ملاج من خودشو به دیواره های جمجمه ام میکوبید که نگو!
پیش خودم فک میکردم که ما آدما در نوع رفتار و برخورد و حتی طرز به کار بردن واژه ها در مورد طرف مقابلمون خیلی وقتها نه عمل بلکه فقط و فقط موقعیت طرف مقابلمونو در نظر میگیریم.
مثلا اگه یه آدم رفتار پرخاشگرانه ای از خودش بروز بده میگیم طرف عصبانیه. اما مثلا اگر یه اسب بیاد و دقیقا همون رفتارو از خودش نشون بده میگیم وحشیه.
ضمنا احتمال اینکه یه اقدام تلافیجویانه در مقابل عمل اون اسب بخایم انجام بدیم بیشتر از اون آدم هست.
این موضوع حتی به اینجا هم ختم نمیشه و ما آدمها بین خودمون هم این داستانو داریم.
مثلا اگه یه نفر از آشناها و یا اعضای خانوادمون بخاد با درآوردن شکلک توسط ارکان مختلف صورتش ما رو بخندونه با اشتیاق بهش نگاه میکنیم و از ته قلب به حرکاتی که انجام میده میخندیم. اما اگه تصادفا همین حرکتو از یه گروه دیگه از آدما که نمیشناسیمشون ببینیم به احتمال غریب به یقین بهشون انگ دیوانگی و خل و چلی میچسبونیم.
حالا اگه ازشون یه کدورتی هم داشته باشیم که دیگه واااویلااا!
حتی این موضوع به اینجام ختم نمیشه و گاهی قضاوت ما حتی از این هم سطح پایینتره.
خب من چی کار کنم که خسته شدی؟ یه خورده دیگه صبر کن الآن تموم میشه دیگه!
آره. داشتم میگفتم.
یه وقتایی ما از قیافه ی طرف مقابلمون خوشمون نمیاد! باور کنید دوستان عزیز انسان در انتخاب قیافش کوچکترین نقشی نداره.
بسیاااار شنیدم که در مورد انسانهای خوب فقط چون قیافه ی تو دل برویی ندارند قضاوتهای بدی میشه.
کلا این قضاوت بر اساس موقعیت خیلی عجیب امروز مشغولم کرده بود.
طوری که حتی کارم به دماغ تمیز کردنم کشید.
الآن من دقیقا عاششششق اون لحظه ایم که داری به هم خوردن حالتو نشون میدی.
خوشحال میشم نظرتونو در مورد قضاوت بر اساس موقعیت بدونم.
به قول دوستم: (مجتبی) دوستتون دارم. بیشتر از دیروز کمتر از فردا.

December 13, 2014 at 2:17aM

امیدوارم لحظات خوشی رو توی کافیشاپ این هفته با هم و در کنار هم بگذرونیم.

ضمنا از سیروس شکاری عزیز و دوست داشتنی که مبتکر پستهای قهوه خونه هم حساب میشن میخام که بیان و دلیل دلخوری احتمالیشون رو بگن تا شاید بتونیم یه کاریش بکنیم و قضیه به خوبی حل بشه.

هیچ وقت رفتن و ول کردن راه مناسبی نبوده و نیست.

خب دیگه. راحت باشید. از خودتون پذیرایی کنید.

تو کامنتا میبینمتون.

۱,۱۰۱ دیدگاه دربارهٔ «به قهوه خانه ی پنجم محله ی نابینایان، خوش آمدید!»

سلااام مسعو.
من اومدم راهو باز کنید.

مسعود، کجایی؟ مثل اینکه حب جیمو خوردی هااااا!!

سلاااام بر خانم کاظمیان طاها و عمو چشمه ی عزیز.
خوش اومدید به شبنشینی قهوه خونه.
بزنید و بکوبید تا بقیه هم سر و کله شون پیدا بشه.

سلام خانم کاظمیان و دورود بر طاهای عزیزم.

سلام بر خانم کاظمیان. خوبید ؟؟؟؟ دلم براتون تنگ شده

سلام بر حضار گرامی و درود بر قهوه چی عزیز
ما هم اومدیم فعلا یک کاپوچینو بیار تا خوابمون بپره ببینیم کیا اینجاند

سلام بر طه عزیزم هفته پیش نبودی داداش خوبی در حال حاضر و آینده.خخخخ

آی مسعود، این تخته های زیر پای ما چقدر چرق چرق میکنن، نکنه بشکنن بیفتیم توی مرداب نصف شبی؟

من واقعا پست را خوندم و بعد اومدم حرف زدم
اما اینو هم بگم که من همیشه معتقدم که ما نباید به ظاهر افراد توجه کنیم
الآن چون خیلی گرسنه هستم نمیتونم زیاد صحبت کنم میرم از خودم پذیرایی کنم چون کسی به فکر کسی نیست

سلام داش هادی خودمون، خعععلی باحالی داداشی.

سلام آقای چشمه تا زیاد شلوغ نشده یه فیلم خیلی قدیمی هم برامون بذارید
راستی من نمیدونستم که حمید عاملی همسر ثریا قاسمی بوده؟
آیا خانم قاسمی باز هم ازدواج کردند؟

من اگه برم تو یکی باید با من بیای، اشکال موبایلی پیدا کنم کی میخواد به من کمک کنه؟

س سلاام بر دوستان عزیز
امیدوارم سلاامت باشید
سلاام مسعود جان پیشاپیش خسته نباشید
میگم رو این پل بی درو پیکر خخخ امروز کلی تلفات میدیم

طه جان ندیدمت یعنی الانم نمی بینمت اگه لطف کنی یک بار دیگه addبفرستی ممنونت میشم.

مییییخخخخخامت عمویی.
تو جون بخواه.
کیه که بده؟
خب معلومه.
مسعوووودددد.
لب تر کنی در خدمتم.
آریا نترس. من و طاها هوای همتونو داریم به شدت.

سلام مجدد بر خانم کاظمیان.
من که نشنیدم که ایشون ازدواج دیگه ای کرده باشن.
خدا مادر خانم قاسمی یعنی همون حمیده خیرآبادی که ما بیشتر به نام نادره ایشون رو میشناختیم رو هم رحمت کنه.

شهروز بیا کامنتم رو درست کن شهرووووووووووووز

سلام بر تاها و هادی
سلااام بر رعد عزیز کجایید چرا نه صدایی نه ندایی
پس چرا میسا و پریسا و پریسیمای عزیز نیستند راستی نخدی کجاست زینب هم نیست
میخوام به یاد پریسا برم چرخ بزنم اما از این تخته های پوسیده خیلی میترسم

سلااام داداش محمد رضای عزییز
بییااا ماچ موچ میچ

درود! نصف شب بخیر، نیم ساعت گذشت و بیشتر از ۴۰کامنت ارسال گردید!

طه جان فایلت را دانلود کردم ممنونم از لطفت در ضبط این آموزش
راستی طه جان آیدی مرا داری؟

هادی، رفتم کامنتت رو درست کردم، خیالت تخت.

سلااام مسعود و عمو چشمه و هادی و خانم کاظمیان و رعد و طه و مهدی قادری و آریا و بقیه که من نمیدونم اسمشون یادم رفت یا نه. من میخوام امروز در این قهوه خونه کنار عمو چشمه باشم . عمو منو کنار خودت میپذیری یا نه؟

ممنون آقای چشمه ما چجور این لطفتان را بجبرانیم

سلام اصغر جان سفارش لپ ایلیا لازمه یا خودت میدونی؟خخخخ

سلام مهدی جون.
بیا داداشی.
اینم شیرکاکاووت با کیک. داغ دااااغ.
بزن روشن شی.
واقعا هم که تو این سرما میچسسسبه.

سلاااام بر اصغر جون.
بفرمایید، افتخار میدی داداش من.
بیا تا این چایی سرد نشده بزن به بدن تا بعد ببینیم چی میشه.

مسعود جان یه سؤال. ما وقتی یه مطلب رو تو فیسبوک منتشر میکنیم چطوری بعداً میتونیم اونو پیدا کنیم و خودمون بخونیم؟ باور کن بلد نیستمخخخ

هادی عزیز رفاقت تو برای ما جبران محسوب میشه.

فدات شَم عمو جووونی . چایی داغ تو این هوای سرد اون هم از دست شما واقعاً میچسبه. ممنون

اصغر عزیز، باید روی لینک profile (نمایه) enter بزنی. اگه پستت تازه باشه که توی همون صفحه ی اول میتونی بخونیش. وگرنه بسته به میزان قدیمی بودنش باید روی لینک show more چند بار enter بزنی تا بهش برسی.

درود! بچه ها راهو باز کنید من دارم با دوچرخه ی دو نفره که تازه خریدمش میام!

راستی آقای چشمه من شنیده بودم که آقای داوود رشیدی همسر خانم قاسمی هستند یعنی دروغه؟
تاها آیا آموزش شما به درد من هم میخوره
من گوشی neksswss دارم

سلاام بر مهدی قادری عزیز
خوبی آیا
من یه
ممنونم هی خدارو شکر

من همش اینترنتم قطع میشه لعنتی
سلام آریاا
راستی من شیر کاکاوو خیلی دوست دااااااارم میخواااام
اگر میشه به منم بدید

طه جان کجا رفتی؟آیدی من:hadi.abbasi
پس addم کن

خانم کاظمیان، آقای رشیدی همسر خانم احترام برومند هست و هیچ همسر دیگه ای هم ندارن.

طه جان واقعا ادت نمییاد نمی دونم میرم چک کنم دوباره بازم معذرت

درود و هزاران درود! من هم یکی از اون شکلکیا هستم که بیشتر بچه های این محله از من گریزانند و دنبال فرصت هستند تا تیشه به ریشه ام بزنند، حالا به نظر شما من در این محله بمونم یا شرمو کم کنم؟!

اینجا خیلی سرده تازه دوستای منم نیستند
من خیلی تنها هستم
اینترنتم هم هی قطع میشه
همش دارم حرص میخورم
شماها چطوری تند تند کامنت میدید؟

مسعود جان من میرم یه دوری توی مرداب بزنم، با یه لامپ دویست روشن با قایق میچرخم تا مرغابی شکار کنم واسه ناهار فردا برمیگردم.
از همه بر و بچ هم فعلا خداحافظی میکنم و حلالیت میطلبم خخخ.
تا فردا باااااااای.

بچه ها چشمتون روز بد نبینه .جا دشمنتون خالی خیلی اینترنت بد شده از بد هم بدتر! برای همین اول نشدم من اولین کسی بودم که کامنت نوشتم ولی به دلیل شیطونیهای وردپرس رفتم اون عقبا

دددوووررروووددد
منم اومدم!
ببین از حالا گفته باشم، فردا شب ساعت ۱۲ این اکوار بنده خدا موقع بیرون رفتن برای این که لای در نمونن حسابی همدیگه رو هول میدن و طبعا به خاطر ازدحام دم در، پل به احتمال صد در صد میشکنه و بعدش دیگه خدا بیامرزدتون! آدمای خوبی بودیییییید!
حیف که من اون موقع نیستم تذکرات لازم رو بدم.
یعنی احتمال داره به مدت بیش از یه هفته ناپدید بشم و کلی شایعه در موردم ساخته بشه که از همین الان میگم همش دروغ محضه!
نهایتا وصیت میکنم با هم خوب باشید! در هر حال و در هر شرایطی!
هوای همدیگه رو داشته باشید!
قضاوت عجولانه در مورد هیچ کس نکنید!
قضاوت غیر عجولانه هم تا وقتی واقعا لازم نباشه نکنید!
به خصوص قضاوت در مورد موقعیتهایی که طرف مقابل در به وجود اومدنشون هیچ نقشی نداشته نکنید!
اصلا چه کاریه! کلا قضاوت نکنید!
واقعا نظر من همینه!
ما معمولا وقتی قضاوت میکنیم که خودمون رو برتر میبینیم، بعد از بالا نگاه میکنیم و میگیم به این دلیل یا اون دلیل چپ بهتر از راسته، یا راست بهتر از چپه، یا الف از ب بهتره و غیره.
این غیره خیلی مهمه ها! الکی ازش رد نشید!
بیایید تو زندگیمون به جای قضاوت فقط انتخاب کنیم!
آره! انتخاب حق من و شماست!
انتخاب نشون میده سلیقه ی من، طرز فکر من و روش من چیه، بدون این که مجبور باشم موقع انتخاب گزینه ای در مورد سایر گزینه ها حرفی بزنم و در واقع قضاوتی بکنم!
وقتی من از بین الف ب و ج الف رو انتخاب میکنم، ممکنه کسی ازم بپرسه چرا الف، و کافیه در جواب بگم این انتخاب منه.
دیگه هم لازم نیست بگم چون ب و ج مشکلی دارن یا سطحشون پایینتر از حد انتظار منه!
این جوری همه به انتخاب من احترام میگذارن و در مقابل اگر هم کسی ب یا ج رو انتخاب کرد، من ممکنه ازشون بپرسم چرا و اونها هم خواهند گفت این انتخابشونه و دیگه من نمیپرسم چرا الف رو انتخاب نکردید؟
چون متقابلا منم میخوام به انتخاب اونها احترام بگذارم!
خودمم میدونم باید برم قرصامو بخورم و کم کم بخوابم تا کاری دست خودم یا کسی ندادم!
فعلا بدرود!

سلاااااااااااااااام به همه
خوبید دوستان؟
بچه های جدید میبینم!
این اسکایپم
jack.stony
دوستان فیسبوکم هستم ولی همش دوستای عادی دارم
اونا هم که همش تو گروه ها منُ دعوت میکنن
تو گروه ها هم همش عکس میزارن
کسی َد کنه مرسی داره!
alireza.rikk
اینُ با مبایل ساخته بودم بعد یوزرمُ عوض کردم!
فعلا هستیم تا ببینم بقیه چی میگن!

سلام سعید جان کامنتت رو لایک میکنم در حد لالیگا من
اسیر یه مشت قضاوت مفت شدم هعیی
شکلک دل آریا شکسته جارو هم نمیشه

درود! شارژ باتری گوشیم پرید و قبل از زدن به شارژ خاموش شد، آنقدر سرعتش پایینس که وقتی روشنش میکنم پنج دقیقه حالمو میگیره تا نرمال بشه! آخه گوشی ۸۲ چه گناهی کرده که گیر من افتاده که واتساپ داره، دوتا ایمیل رویش نصب شده، یه رم هشت گیگ که سیصد مگش خالی موندس، هرکی دلش بحال این گوشی سوخت باید به منه از موخ محروم کامپیوتر یاد بدهد!

تاها پسرم! لینک دومی رو کپی کردم گذاشتم جای اولی و دومی رو دیگه چون لازم نبود پاک کردم!
حالا اگه تونستی پرتقال فروش را بگیر خفه کن خخخخ!

درود! آخ جون آقای شر ساز محله که همیشه برای من شر میسازه شرشو کم کرد، خخخخهاهاهاهاهاهاها سعید جون خودتو گفتم: آره درست فهمیدی!

درود! من هزار پا هستم و پاهایم نیاز به کفش داره، پس مجبورم پامو توکفش بچه ها بوکونم!

وای این اینترنت عصبانیم میکنه
آخ آخ خسته شدم
خداحافظ آقای چشمه
اینقدر سخت کامنت میدم که موضوع ها یادم میره
راستی آقای درفشیان
ببخشید اگر فضولی نشه ما دلمون تنگ میشه یه هفته خیییلیه در هر حال موفق باشید

درود! آره سعید جون-تازه شروع کردم و تا گریه ات نیندازم دست بردار نیستم، چون هفته های گذشته نمیدونم چیکار کردم که همه ی کاسه کوزه ها سر من شکست و مقصر واقعی تو بودی، حالا امروز باید گریه کونی تا شاید دست از سر کچلت بردارم، باید گریه کونی و ضبطش کونی و صداتو بزاری اینجا تا من دانلودش کونم و صدای گریتو بشنوم!خخ

بفرمایید!
اینم شیرکاکائوی شما خانم کاظمیان عزیز.
گرم گرم.

سلام و درود بر همه بچه های محله آقا مسعود این آقا مجتبی چنتا عشق داشته یا داره چون میگفت دریا اولین عشقه مرا بردی دریا دومین عشقه مرا بردی دریا سومین عشقه مرا بردی خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

پس شما دنبال آشوب هستید و از حاشیه سازی خوشتون میاد
پس دیگه برامون فرق نمیکنه که بمونید یا برید

سلام به محمدجواد عزیز.
گویا ایشون دارای سه هزار میلیارد عدد ناقابل عششششق هستن خخخ.

یه پیشنهاد آقا مسعود برای اینکح بر و بچ محله بیشتر با هم در ارتباط باشن بیایین یه گروهی توی واتساپ بسازین و اینجوری دوستان بیشتر با هم هستن اسمشم بذارین هم محلیها

فکر نکنم عدسی قصد هاشیه سازی و از این طور چیزها رو داشته باشه.
فقط یه کمی شوخیهاش عمیییییییییقه.

چه جالب، همه ی کامپیوترها خراب شد و من موندم با مبایل نازنینم که به اندازه ی صدتا کامپیوتر دست و پاگیر مرا یاری میکند!

به نظر من اون آزاده میتونه صد عشق داشته باشه چیکارش دارید؟ راستی امشب که من هستم نمیدونم چرا دوستام نیستند؟ منم باید برم چون اینترنت حالمو بد کرده
کسی هم بهم کمک نمیکنه

منم هنوز هستم آقا مسعود
ولی خیلی خیلی عصبانییی
اینقدر که میخوام یکی را بزنم
کسی جلو نیاد که شاید هولش بدم تا بیفته پایین

خب آقا مسعود یه ۲ ۳ کیلو لواشک بیار بخورم دستت درد نکنه قهوه هم میخوام اسپرسو باشه یه دو سه لیوان درست کن

هر کامنتی که میخوام بدم هی باید ریفرش کنم آخرش هم نمیره
ولی دوست ندارم برم دوست ندارم شما را تنها بذارم
چون انگار همه رفتند اصلا از اولم هم خیلی خلوت بود

سلام داداش مهدی شیرینی زیاد دوست ندارم ولی تا دلت بخواد ترشی میخورم چون تو میگی باشه

درود! سعید جون-دیدی گفتم: مقصر اصلی تو هستی؟! حالا بیا درستش کن، عزیزم دیگه نمیتونی درستش کنی، خودت راهو باز کردی، حالا بیا ببین که عقرب به هزارپا و جنجالی تبدیل شده، بچه ها سعیدو بگیریدش فرار نکنه!

لواشک و قهوه و همه ی چیزایی که گفتید آمادست.
بفرمایید!
مهدی جون، خودتو ناراحت نکن.
بازم نی داریم.
زیااااد!
خانم کاظمیان ctrl و f5 بزنید مشکلتون حل میشه.
خودتونو اذیت نکنید.
بر و بچ راحت باشید.

آریا چرا با شعرات ما رو شاد نمی کنی؟نکنه شعرات تموم شده.خخخخخ

طه جان شما هم نمی آی با شعرهای انتخابیت ما رو گرم کنی؟یعنی من باید برم؟

اصلا فکر کنم بچه ها به خاطر اینکه شما اینجا هستید و اذیت شون میکنید نمیاند
سعی کنید به همه احترام بذارید تا دیگران هم به شما احترام بذارند

درود! آدرستو دقیق بده تا با آژانس بیام کتک بخورم و با همون آژانس برگردم، اینم پنجاه هزار تومن برای خوردن یه کتک جانانه و برای خنک شدن دل بچه های حاضر در کافه!

وقتی خودتان در سرقت اطلاعات شخصیتان دست دارید + فیلم

نرم‌افزار drop box که در اکثر گوشی‌های اندروید به صورت رایگان نصب می‌شود، کار ذخیره اطلاعات شخصی را بر عهده دارد.

این شرکت به دلیل در اختیار گذاشتن اطلاعات شخصی کاربران به آژانس امنیت ملی آمریکا با کمپین مخالفان drop box روبرو شد.
http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/10/24/2882317_949.flv

نمی دونم چرا امشب ما اینقدر غایب داریم؟از خانم پریسا که همیشه این شبها بود تا خانمها و آقایون دیگه

بر و بچ دلم نمیاد برم اما فردا انتحان دارم باید برم بخوابم ساعت ۱۴ انتحان دارم ازدیدار همتون خوشحال شدم شماره خودم واسه پیشنهادی که گفتم اگر دوست داشتین بسازین گروهو ۰۹۳۵ ۳۴۳۲ ۶۵۸ ۳۲ شب همگی شیک در حد لالیگا

بچه ها منم رفتم چون اینترنت اذیت میکنه
مدیر قهوه خونه خداحافظ خیلی دوست داشتم که باشم ولی فکر کنم اگر باشم هم اینترنت عصبانیم میکنه و هم آقای عدسی
من رو همه ی بچه های این محل تعصب دارم
نمیتونم ببینم که ایشون آقای درفشیان را اذیت کنه
تازه متاسفانه نمیتونم ساکت بمونم

یه وقت یه چیزی میگم اونوقت باعث عصبانی شدن مدیر میشم
پس خداحافظ

درود! بابا یکی بیاد اینجا منو روشنم کنه که ببینم کودوم حرفم بی احترامی محسوب شده، بابا اول این سعیدو بگیریدش فرار نکنه!

تعدیم به هادی جون گله گلاب و دوستان عزیزم

امشب از باده خرابــم کـــن و بگــــذار بمیرم
غـــرق دریـــای شرابــــم کـن و بگذار بمیرم
قصه ی عشق بگوش من دیوانه چه خوانــی
بس کن افسانه و خوابم کـــن و بگذار بمیرم
گر چه عشق تو سرابیست فریبنده و سوزان
دلـــخـــوش ای مه به سرابم کن و بگذار بمیرم
زندگــــی تلــخ تر از مرگــــــــ بود گر تو نباشی
بعد از ایــن مــــــرده حسابمـ کن و بگذار بمیرم
پیـــــرم و نیست دگر بیم ز دمسردی مرگـــــــــ
گـــــرم رویــــای شبابم کــــن و بگـــذار بمیرم
خسته شـــد دیده ام از دیدن امواج حوادثـــــــ
کــــور چون چشــــم حبابم کن و بگذار بمیرم
تا به کــــی حلقه شوم ســـر بدر خانه بکوبم
از در خویــــش جوابم کــــن و بگــــــذار بمیرم
اشکـــــــ گرمم که بنوکــــــــ مـــژۀ شمع بلرزم
شعلــــه شو، یکسره آبــــــم کن و بگذار بمیرم

مسعود، خانم کاظمیان، محمد جواد، طاها،، ادسی، همه و همه شبتون شیک و خابتون پیک و تیک و …خدافظی!

خانوم کاظمیان میموندین بهتر بود
خدا نگه دار

درود! سعید جون تو که منو میشناسی، فرار نکن و بیا اینجا از خودت و من دفاع کن تا من زودتر برم بمیرم تا صبح بتونم زنده بشم و در دور هم نشینی مجردی که در منزل یکی از اکوار برگزار میشه شرکت کنم و یه فایل صوتی هم برای محله بیارم!

مهدی جان نه ولی اگر هم طرح کنم فکر نکنم تو جوابش را بدانی

افزایش سرعت ۲۰ درصدی اینترنت در ۸ مرحله + آموزش

مرحله۱: با گرفتن کلید ترکیبی win+r وارد بخش Run می شوید و عبارت gpedit.msc تایپ کنید و ok را بزنید.

مرحله۲: در این بخش وارد صفحه ی Local Group Policy Editor می شوید و بر روی گزینه ی Computer Configuration کلیک کنید تا وارد صفحه جدیدی شوید.
مرحله۳: در صفحه پیش رو گزینه ی Administrative Templates را انتخاب کنید. توجه داشته باشید در ویندوز ۷ و ۸ به بالا کمی متفاوت است.
مرحله۴: شما باید دوباره گزینه ی Administrative Templates را انتخاب نماید و منتظر بمانید وارد صفحه جدید بشوید.

مرحله۵: تقریبا نصف راه را به خوبی رفته اید دیگر فاصله ی با ۲۰% سرعت بیشتر ندارید. در صفحه پیش رو برروی گزینه Network کلیک کنید تا عملیات شما رو به پایان باشد.

مرحله۶: در صفحه ی پیش روی خود برروی گزینه ی QoS Packet Scheduler کلیک کنید.

مرحله۷: به مرحله پایانی نزدیک می شوید و پس از این مرحله دیگر از حجم اینترنت شما کاسته نمی شود و به سرعت شما اضافه می شود در این مرحله کلید Limited reservable bandwidth را پیدا کنید و برروی آن دبل کلیک کنید و وارد صفحه بستن تنظیمات بشوید.

مرحله۸: این مرحله آخرین مرحله می باشد و کار شما در اینجا به پایان می رسد در صفحه تنظیمات گزینه ی Not Configured به صورت پیشفرض فعال می باشد که شما باید آن را به Enable تغییر دهید و در آخر داده پیش فرض باید به ۰ تغییر یابد، بعد از تغییر متغیر به صفر ok کنید و صفحه ها را ببندید دیگر حجم شما کم نمی شود و در عوض سرعت اینترنت شما افزایش می یابد.

من تا میگم میرم دیر میرم، /.رااسی دلم برای یه چی خیلی تنگ شده ..چیزی که استادشم، پخخخخخخخپپپخخخخخخخخخخخخخخخخخپخخخخخخخخخخپخخخخخخخخخخخپخ!

ممنونم طه جان از راهنماییت درباره ارتقای سرعت اینترنت

درود! طبیعت را به صبر ساخته اند، سعید جون هم خودش معاون مدیر کل است و حرف منو میفهمه و میتونه با اینتر بزنه توی برجک من تا دیگه زیادی شلوغش نکنم، تو هم بخاطر یه دیوانه خون کثیف خودتو آلوده نکن و بمون، امیدوارم کسی که منو به این محله آورد امشب بی خوابیش بیفته و نتونه بخوابه، مردک فقط میاد میخونه و دانلود میکونه و در میره، حالا شما بگید حقش چیه که شمارو دچار من کرده!

درود! ببین خانم کاظمیان-سعید و دوستانی که در گروه ایستگاه سرگرمی به مدیریت درفشیان هستند مرا میشناسند و با روحیه ی من آشنایی دارند، من قصد نداشتم جواب تو را بدهم، اما برای اینکه بیخیال رفتارهای من بشوی و در محله خوش باشی به حرف آمدم، من تا حدودی تو را میشناسم و سعی کرده ام با خانمهای محله کاری نداشته باشم، شاید تو هم مرا بشناسی ولی نمیدانم که چرا اینقدر زود رنج هستی، از منه نادان به خانمهای محله نصیحت: پیگیر تیکه های مردونه که مردها به یکدیگر می اندازند نشوید و خودتان را ناراحت نکنید!

درود! پرده ی سماخ و پرده ی شبکیه ولی دهان پرده نداره!

درود! گوش و چشم مو داره ولی دهان مو نداره!

خوب شب همگی بخیر، خوابهای جنگلی و دریایی و رود خانه ای ببینید!

۱۵۶‏ کامنت ساعت ۳ و ۸ دقیقه شب همه ی خوش خوابها بخیر!

کسی نبووود
۱ ۲ ۳
آب زرشکیم که پیدا نمیشه کسیم نیست اذیتش کنیم
هعی روزگاار قهوه خونه چه سوته کوره
شکلک قدم زدن رو پل و زمزمه کردن شعر
همه رفتن ، کسی دور و برم نیست 
چنین بی کس شدن در باورم نیست 
همه رفتن ، کسی با ما نموندش 
کسی حرف دل ما رو نخوندش
همه رفتن ، ولی این دل ما رو
همون که فکر نمی کردیم ، سوزوندش
خیال کردم که این گوشه کنارا
یکی داره هوا ی کار مارو
یکی هم این میون دلسوز ما هست 
نداره آرزو آزار مارو
که کار ما از این هم باشه بدتر
یکی داریم در این دنیا ی محشر
یکی داریم که از بنده نوازی 
زند هر چند گاهی تقه بر در
که حاشا تقه یی بر در نخورده 
که آیا زنده ایم یا جون سپرده 
که حاشا صحبتی ، حرفی ، کلامی 
که جزو رفته ها ییم ما نمرده 
عجب بالا و پایین داره دنیا
عجب این روزگار دلسرد از ما
یه روز دور و برم صد تا رفیق بود
منو امروز ببین تنهای تنها
……
…..
امشب از اون شباست که من
دوباره دیوونه بشم
تو مستی و بیخبری
اسیر میخونه بشم
امشب از او شباست که من
دلم می خواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها
دردمو فریاد بزنم
دلم گرفت از آسمون
هم از زمین، هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمی دم

ساعت ۴ اینجا قهو خانه گوشکن من آریا تنهاترین تنهااا
I lobe you gooshkon

سلام سلام.
وای چه ترسناک بود این پل! به جان خودم بیچاره شدم تا رسیدم. جدی نشکنه بیفتیم؟ یعنی دستم برسه به خرخره این اینترنت من، بیخیال دستم نمی رسه. بچه ها خوابید؟ بیدارید؟ من از مرکب اینترنت جا مونده بودم هستید؟ نیستید؟ یوهو؟ من از ترس این پل نفله شدم یکی به دادم برسه!

الان هرچی می گردم۱ترانه در وصف خواب بودن بقیه و بیدار بودن خودم پیدا کنم نیستش که نیستش که نیستش که نیستش که نیستش که…ای بابا ول کن دیگه! آآآییی! یکی بیدار شه من روی این تخته ها نمی تونم بچرخم تا کی وایستم اینجاااااااآاااااااآاااااااآاااااااآاااااااآاااااااآاااااااآااااااا!

سلام آریا بقیه کجا پریدن؟ ببین۱شب جمعه اینترنت من روغن سوزی داشت ها کجا اومدید جام گذاشتید؟ به جان خودم من می ترسم این بشکنه میریم توی مرداب من از مرداب چیزم میشه یعنی مورمورم میشه آخه

بااااباااا من بیییدااارممم ایین ورووو نگاه کن

اینجا جرات ندارم پخ کنمت آریا می ترسم بیفتی پایین آب هم نیست که بگم خیس میشی می خندم مردابه توش نمیشه شنا کرد. آی! وووییی!

دیدمت آریا یعنی ندیدمت با چشم سر چشم دل می خواهد این دیدن که ما داریم، هان!
وای چی شد!

همه لالا در خواب خرگوشی
فقط آریا شم ب گرد تنهاا بیداره خخخ
نترس من روشون بپر بپر کردم مهکمه

بپر بپر کردی؟ آریا مطمئنی الان خودتی روح نیستی؟ نکنه افتادی اون پایین روحت اومده بالا؟ واااییی! بچه ها پاشید الان سکته می کنممم!

روح آب زرشک به چه دردش می خوره؟ این دیگه چه مدلشه؟ وای اینجا کجاست من اومدم؟ این اینترنت بیچارهم از۱۲شب تا حالا گفت نمی برمت ها! حالا من۴ساعت باهاش چونه می زنم. خدایا دیگه حرف بزرگ تر رو گوش میدم نجاتم بده!

خخخ کرکس رو به باتلاق میدی هااااان
ببین دنیا چقدر کوچیکه میخوااای یه قییژژژژژ ویژژژژ کنم پرت شی تو باتلاق

یوها؟؟؟هاا؟؟؟؟هاااا؟؟؟ ؟؟؟؟هااااهییییهااااهیییهوووو
یویوویوویوویوویوویوویوویوویوویویووویوویویوییییوییییویوویوویویویوو

کرکس رو من به باطلاق ندادم تقصیر اون قوشه بود! تازه در رفت دیگه. واییی الان من کی رو صدا بزنم بیاد کمکم؟

جدی چه سکوتیه اینجا! تصورش شدنی نیست واسهم. بچه ها چجوری این بالا خوابتون می بره؟

هعیی باشه چشم اما روح نیستم آریاا هستم منو الکی روح کردی رفت خخخ

یعنی که چی نصف شبی آدم رو تنها گیر میارید می ترسونید! آریا تمامش تقصیر توِ اصلا! شکلک گریه از اون ترسیده هاش

پریسا بیا اینجا بشین امنه تازه رسیدی استراهت کن

منه بیچاره چه گناهی دارم نااامرد
بده مثل بثیه نرفتم

دریا میخوای بری امنتره من الان از جا دریا میام

آریا می دونی چرا شماره کامنت ها واسه من میره بالا ولی هیچ کامنت جدیدی این زیر نیست؟ بقیه هم که نیستن پس این عدده واسه چی می پره بالا؟

نه بابا من از بس تاب و تکون خوردم روی این تخته ها دارم ذهره ترک میشم۱جای ثابت می خوام تابم نده

نمیدونم برای من این طور نیست من کامنت میدم برای همین نه که میره بالا
امشب نمیدونم یه خورده سایت سرعتش آمده پایین

رفرش میکنی بعد اینسرت رو نگه دار اسکیپ رو بزن

ما که ب۲۰۰رسوندیم و رسالت نیمه شبمون رو انجامش دادیم. بقیه هم که نیستن. به نظرم باید بریم تا الباقی این راه رو ادامه بدن آریا. اینطور خیال نمی کنی؟

با درود! صبح جمعه هست تازه از خواب بیدار شدم! شب خوبیرو سپری نکردم! سرم به شدت درد میکنه! دارم ی آهنگو گوش میدم! متنشو براتون میزارم آهنگ قشنگی هست! شکسته دوباره قلبم ندیدی نفهمیدی واست میمردم تمومه زندگیم رفت منی که رو اسمت قسم میخوردم وقتی دلم خوش نیست دنیام چه آشوبه وقتی ازم دوری قلبم نمیکوبه وقتی دلم خوش نیست حس میکنم مردم ی عمر از احساسم فقط شکست خوردم سبوک میشم اگه گریه کنم پیشت سبوک میشم سرم باشه روی دوشت بهم آرامشو عشقه تو برگردوند بگیر بازم منو محکم تو آغوشت

درود! از وقتی منخوابیدم تا حالا حدود پنج ساعت گذشته و پنجاهو خوردهای اضافه شده،‏ آهای خوش خوابها بیدار بشید،وگرنهبا دوچرخهدونفرهمیرونم رودون!‏

من بیدارم. اومدم اینجا کسی نبود کلی از این تخته ها و مرداب زیرش ترسیدم هیچ کسی جز آریا اینجا نبود من هم آب روغن قاطی کردم از حال رفتم.

سلام بر همه قهوه خونه نشین های محله
صبح همگی به خیر و شادی
عرض ادب ما رو هم بپذیرید که بسی بسیار ارادت داریم
خب حالا برم ببینم من نبودم چی گفتید چی نگفتید!؟.

سلام سلام به همگی. جناب عدسی گفتید و رفتید کجا؟ آریای عزیز سلام صبح به خیر. انصافا شب های مرداب در سکوت خیلی ترسناکن ولی روزش بهتره. نخودی عزیز سلام. احوال شما؟

درود! به خبری که ساعتی پیش دریافت کردم توجه فرمایید: بچه ها سعید درفشیان مرده… حالا همه ی بچه های محله رفتند امتحانش کنند و با پرسیدن چند سؤال روحیه اش را درهم بریزند و اگر واقعیت داشت برای همکاری در محله دست مردونگی بهش بدهند، حالا باور کردید که سعید مرده یانه!

آقا سیروس شکاری کجاااایییید؟؟؟
من که حتی یه ذره هم فکر نکردم شما دلخور شدید و رفتید
خب چرا اینا این رو می‌گند آیا؟؟؟؟؟
من می‌گم شاید لپتاپشون یعنی همون سیستمشون یا یعنی همون گوشیشون خراب شده حتمی شاید هم شارژ اینترنتشون تموم شده دیگه مخابرات و سایر نهادهای مربوطه اون طرفا سرویس نمی‌ده…..
آقای شکاری کجاااااایییییدددددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جدی قهوه خونه اون هفته یادمتون افتاد که نیستید ولی به دلایلی نشد که بپرسم جااااایییید؟؟؟؟؟
دوستان خب من هنوز کامنت دونی رو هم نخوندم گفتم این کامنت خودم اولویت داره باید زودی بفرستمش “هرکی با هاشون آشناییت داره خب بره بیاردشون دیگه …..”
کاش اصلاً برم کامنت دونی ببینم که هستید و من زود دست به کار کامنتیدن شدم……

بابا۱راستگو توی این محله باشه همین جناب عدسیه و بس! جناب عدسی دسته کم سر و تهش رو با هم جور در بیارید بلکه به هم بخونه بشه نخندید دیگه. راستی من دیشب به محض اینکه اینترنتم وصل شد تمام کامنت ها رو خوندم. اگر برید من یکی حسابی دلتنگ میشم. دیگه حرف رفتن رو نزنید. مواظب هم باشید با اون دوچرخهتون نیفتید پایین از بالای این تیر و تخته ها

بد نیستم آریا. دارم پاک شده های دیشب رو می نویسم گریه می کنم. تو هم که پخ کردیم باید زار بزنم. دیگه چی خواستم بگم طبق معمول یادم رفت

به عقیده من که زود قضاوت کردن یک صفت ناپسندیده شدییید غیر اخلاقی هست که گریبان اکثریت ما ها رو هم گرفته
و ای کاش که یا ما دست از سر این خصیصه بد برداریم یا اون دست از سر ما برداره “که در هر دو حالت رستگار می‌شیم”
راستی جناب مسعود خب این پست هاتون رو در محله هم به اشتراک بذارید اصلاً تقصیر از آقای مدیر محله بود فیسپوک رو به شوما یاد داد ها “یعنی اینم قضاوت زود هنگام شد که اولش نپرسیدم چرا اینجا به اشتراک نذاشتیدش بعدی دعواتون کنم آیا”

پریسا دیروز یه سوال پرسیدم فکر کنم نخوندیش اگر جواب بدی خیالم رو راحت میکنی لطفا
سوالو همونجایی پرسیدم که در مورد تکبال بهم گفتی که هرچی نوشتی پرید میشه یه سر بزنی

با نخودی عزیز موافقم. راستی دوباره سلااام نخودی. آریا الان میرم می بینم. سوال رو ندیدم. اگر پیداش کنم حتما جوابش رو میگم دوست عزیز. بچه ها من برم دنبال سوال آریا بگردم الان میام.

آریا جان آخریش رو میگی؟ واسه چی اینطوری تصور می کنی دوست من؟ اصلا اینطور نیست. اصلا اصلا اصلا. حق داری. من هم مثل خودتم. سخت نگیر. درست میشه. زمان حلش نمی کنه ولی عادی تر میشه.

ممنونم امیدوارم از خواهشی که کردم درخاستی که ازتون داشتم دل گیر نشده باشید
ممنونم

من رفته بودم دیگه ندیدم تا الان که پیداش کردم البته اگر منظورت آخریشه آریا. خیلی شبیهیم. خدا کنه این روز ها هم درد نباشیم. یعنی گرتاری های من رو شما هم نداشته باشی!

چشم
هرچی دوست داری هزار بار ملیون بار پخ کن
پخی که از پریسا رسد نیکوست

درود! قرار بود با بچه ها بریم خونه مجردی، ساعت نه مرکز شهر باشیم، حالا دارم پیاده میرم، دیرم شده، یکی از بچه ها اونجاست، بقیه اش برای بعد!

وااای ممنون آقا طاها به خاطر آموزش شدیییید ….. “بعداً حتمی دانلودش می‌کنم”

خانم کاظمیان اون موقع من فکر کنم خواب پادشاه هفتم هشتم رو می‌دیدم خخخخخ راستی بابا این آقای عدسی فقط زبونش نیش داره وگرنه دلش فکر نمی کنم چیزی داخلش بجز مهربونی باشه البته بهتره خودمون زیاد بهشون گیر ندیم که از ترکشهای زبانشون هم در امان بمونیم….

کامنت آقای درفشیان در وصف زود قضاوت کردن و نکردن رو هم می‌لایکم…..

راستی پریسا کاشف به عمل اومد یه بلایی سر کرکس اوردی که من در جریانش نیستم یعنی تکبال ۶۴ فکر کنم “پس برم بخونم بیام” ….

“اوهوم که همه کامنت ها رو هم خوندم حدود دویست و بیست و اندی”

خخخخ بیییست میلیون پخ پریسااا
کم نیست آآآیااا میخوایی بکنش
۵۰ تا رند بشه

جناب آریا و پریسا جونم سلااام ویژه
می گم خب شما خسته نمی شید هی پخ پوخ می کنید آیا؟
نصف کامنت های اینجا شما همدیگه رو پخ کردید حالا هم که پریسا مجوز هزارتا پخ رو از آریا گرفته خداااا به دااااد برسه خخخخ
می‌گم پریسا می‌شه بپرسم گوشی شما مدلش چی هست آیا؟ ازش راضی هستی یا نه آیا؟
آریا شما هم اندروید دارید آیا؟ اگه بله مدلش چی هست آیا و ازش راضی هستید آیا؟
بچه ها من اگه اندروید بخرم بعد تو گل گیر نکنم ها “یکی بیاد اعتماد به نفس منو ببره باااالااا …..

ای بابا شوخی شوخی افتاد گردن من! نخودی به جان خودم من بلایی سرش نیاوردم تقصیر خودش و بعدش هم تقصیر اون قوشه بود به من چه آخه؟ حالا می خوایی کبوترش بیاد چشم های نبینم رو در بیاره؟ آخه این انصافه؟

از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه ای خدا ی قادر بی همتا
یکدم ز گرد پیکر من بشکاف
بشکاف این حجاب سیاهی را
شاید درون سینه من بینی
این مایه گناه و تباهی را
دل نیست این دلی که به من دادی
در خون تپیده آه رهایش کن
یا خالی از هوی و هوس دارش
یا پای بند مهر و وفایش کن
تنها تو آگهی و تو می دانی
اسرار آن خطای نخستین را
تنها تو قادری که ببخشایی
بر روح من صفای نخستین را
آه ای خدا چگونه ترا گویم
کز جسم خویش خسته و بیزارم
هر شب بر آستان جلال تو
گویی امید جسم دگر دارم
از دیدگان روشن من بستان
شوق به سوی غیر دویدن را
لطفی کن ای خدا و بیاموزش
از برق چشم غیر رمیدن را
عشقی به من بده که مرا سازد
همچون فرشتگان بهشت تو
یاری به من بده که در او بینم
یک گوشه از صفای سرشت تو
یک شب ز لوح خاطر من بزدای
تصویر عشق و نقش فریبش را
خواهم به انتقام جفاکاری
در عشقش تازه فتح رقیبش را
آه ای خدا که دست توانایت
بنیان نهاده عالم هستی را
بنمای روی و از دل من بستان
شوق گناه و نقش پرستی را
راضی مشو که بنده ناچیزی
عاصی شود بغیر تو روی آرد
راضی مشو که سیل سرشکش را
در پای جام باده فرو بارد
از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیره این دنیا
بانگ پر از نیاز مرابشنو
آه ای خدای قادر بی همتا
فروغ فرخ زاد

به درخت نگاه کن …
قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند ؛
ریشه هایش تاریکی را لمس کرده …
گاه برای رسیدن به نور؛ باید از تاریکی ها گذر کرد …

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن!آینه این قدر تماشایی نیست
حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!
بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن!روح تو دریایی نیست
آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه!دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت:هر خواستنی عین توانایی نیست

نخودی جان گوشی من سامسونگ گلکسی اس۴هست. ازش راضی هستم. با هم رفیق شدیم. البته هنوز خیلی صمیمی نشدیم ولی چرا. اون با من صمیمی تر شده تا من باهاش. یعنی می خوام بگم با اینکه هنوز خیلی چیز ها هست که ازش نمی دونم ولی خدایش خوب با هم کنار میاییم.
ببین من اولش می گفتم حتی واسه امتحان هم اندروید دستم نمی گیرم. باورت میشه؟ ولی گرفتار شدم و مجبور شدم ضرب العجلی گوشی تهیه کنم و کیبوردی موجود نبود و وای که چه حالی داشتم. الان از انتخابم خوشحالم. شما هم اگر نظر تلخ من رو بخوایی، پیش از اینکه مثل من گوشیت از بالای۱تخت بلند ولو بشه کف سیمان بود یا سرامیک به نظرم سیمان و دل و رودهش بریزه بیرون، هر زمان تونستی اندروید رو بخر باهاش تمرین کن تا وقتی زمانش رسید شبیه من۱هفته اول در پریشونی نیم مطلق به سر نبری. به اون سختی هم که ما خیال می کنیم نیست. فقط چون کیبورد نداره کمی سرعتمون از زمان گوشی های کیبوردی پایین تر میاد. به نظر من به امکاناتش می ارزه. پخ هم، اتفاقا دیشب داشتم به یکی از عزیزان می گفتم که من گاهی نمی دونم توی قهوه خونه ها چه مدلی باشم خوبه. مثلا توی یکیش صاحبش میگه بچه ها بریم کامنت ها بره بالا. خوب اونجا می دونم که باید فقط خوش باشیم. ولی۱جایی هست که صاحبش نمیگه چه انتظاری ازمون داره. اینجاست که بعضی ها خواهان بحث جدی تر و کارآمد تر هستن و۱دسته دیگه هم طرفدار صحبت های باری به هر جهت و به قول خودمون قهوه خونه ای. و من چون هر۲تا دسته رو دوست دارم می مونم این وسط حیرون. گهی این طرفم و گاهی اون طرف. ولی پخ ها ابداع پروازه. به حسابش باید رسید. راستی پرواز کو؟؟؟

نه نخودی آندروید ندارم اما تو فکرش هستم دنبال یه گوشی آلی میگردم

می‌گم جناب آریا چه جالب شعر شما، متن من…..
تصادفی پشت سر هم افتادند “ولی چه به هم میاند ……

سلاااام به مدیر قهوه خونه،و سلااامی به همه بچههای بااااحااال اینجا،اسم نمیبرم که کسی از قلم نیوفته،،بچهها من امروز چشمام فوق العاده درد میکنه،سعی میکنم اینجا باشم،اما اگه زیاد نشد به بزرگواری خودتون ببخشیییید،،فقط گوش کن رو عشقه که در هر شرایطی نمیتونم ازش دل بکنم خخخخ،

سلام ملیسا
خوش آمدی
خدا بد نده چشمت چی شده ؟؟؟؟ انشا الله خوب میشی

رعد عزیز سلااام
شعرتون خیلی قشنگ بود مرسی…..

پریسا جون خییییلی ممنون کلی اعتماد به نفسم به سقف رسید و خب من الآن گوشیم در حال اغما به سر می بره یعنی گاهی می ره اغما گاهی چون باهام خیلی دوسته از اغما بیدار می‌شه یه کم کارهای منو انجام می ده دوباره میره اغما خخخخ
در مورد پخ و پوخ هم هرجور راحتی … چه این طرفی چه اون طرفی ….
منم هستم…..

آریا ان شا الله تحقیقات قهوه خانه ای من به درد شما هم بخوره با هم یه گوشی خوب نصیب حالمان بگرداند “یعنی البته یه گوشی شما یه گوشی من خخخخ”
راستی یه پست هم یکی از دوستان زده که اسمشون الآن یادم نیست یکی دوتا گوشی معرفی کردند اونم برید بخونید “خوبه”

سلام ملیسای عزیز.
ملیسا فضولیم رو ببخش عزیز ولی کاش بشه بیشتر به صفحه خوان ها تکیه کنی و از چشم هات واسه دیدن مانیتور کمتر کمک بگیری. ببخش ملیسا به خدا هرچی کردم نشد نگم.

سلاام بر نخودی ، پریسا ، آریا و ملیسا. خوش باشید و لحظات زیبایی پیش رو داشته باشید.

سلاام ملیسا جونم
می‌گم خیییلی مواظب چشمهات باش ها….
یه کم سعی کن از جاز و پارسآوا استفاده کنی
و چشمهات رو بذار برای دیدن هرچی جاز و پارسآوا نمی تونه ببیندشون و بخوندشون…..
برات صمیمانه آرزوی سلامتی دارم و شااااااادییی

سلاام بر پدر بزرگ میگما شما این پدر مارو ندیدین کجا متواری شده آیا

انشا الله یه گوشی خوب بخری نخودی زود هم باهاش مچ بشی
منم تا به حال گوشی انتخوابیم گلکسی s 5 هستش

سلام روز به خیر
من تازه اومدم هنوز پست و کامنتا را نخوندم.
فعلا برم ببینم اینجا چه خبره دوباره میام.

سلام ملت فرهیخته و باحال قهوه‌خونه.
دیشب پانصد هزار ریال کاسبی کردم و الان خواب‌آلو که نمیدونم چطوری باید نوشتش تا پارس‌آوا درست بخونه دارم اینجا ها پرسه میزنم!
یکی به من بگه دوباره چی شده آیا؟
کسی با کسی قهره یا من فکر میکنم کسی با کسی قهره. هااانن؟

سلام مجتبی عزیز
خوبی عسیسم
خخخ
نه کسی قهر نیست همه چی آرومه فقط سیروس نیست
پیدایش کن حتما لطفا

سلام نازنین.
سلام آقای خادمی.
تا جایی که من دیدم قهر، نمی دونم من که پیدا نکردم. بچه ها هیس اگر پیدا هم می کردم نمی گفتم. دهه! من بشم راپورتی محله؟ عمراً. ولی جدی قهر رو به مفهوم واقعیش تا می تونید کنار بذارید بچه ها گزینه مثبتی نیست. از خیلی نظر ها که گفتنش حسابی خارج از بحثه.
ولی این ها رو ولش کن. بچه ها پاشید مدیر اومده!

من همینجام آریا. وای مرداب نه به خدا از تصورش جدی می ترسم. آریا ترسی که دیشب می گفتم کاملا واقعی بود. آخه من تجسمم زیادی خوبه. همه میگن. یکی تعریفم رو میگن یکی تجسمم رو. دیشب انگار خودم رو روی پل تاریک وسط مرداب داشتم می دیدم در حالی که کسی اینجا نیست. خوب نخندید چیکار کنم این مدلی هستم دیگه!

پس حسابیی ترسیدی پریسا
نکنه منم واقعن روح میدیدی هااا

الان تجسم کن همه یه آب زرشکاتو خوردم
هیچی برات نزاشتم
هطا یه قطره

خوووبه. سیروس هم ایشالا پیداش کنیم بیاریمش هرچه زودتر و تندتر و سریعتر و بهتر!
راستی، ای کاش بقیه هم زودی خودشون رو برسونند اینجا گاهی خووووب کامنت هاش سر به فلک میکشه! خخخ

آریا ، پرواز پسرم آوای محبوبم گویا از بهمن باید به فکر درس و مشق باشه ، حالا رفته پیشواز. هههههه

آریاااآاااآاااآاااآاااآااا! این بدترین تجسمیه که میشه کنم! الان پرتت می کنم هوا ولی نمی گیرمت! بابا یکی حق من بیچاره رو بگیره از این! میاد توی وبلاگم آب زرشک هام رو پیدا می کنه می خورهههههه! آقای خادمی بکشه یا نکشه؟ کامنت ها رو میگم. ببریمش بالا؟

سلام بر همه کافی شاپ بازها
از کوچیک بزرگ متوسط چاق لاغر هم سوا کن جدا کن همه و همه
ما پریشب کسر خواب داشتیم دیشب شاعت ده شب رفتیم کفمون رو گذاشتیم شام هم نخوردیم صبحانه هم نخوردیم کسی هم خونه نیست حال هم ندارم هنر از خودم بخرج بدم . ساندویچی محل هم بستست .
چشای نابینام هم داره سیاهی میره .
سلام به مسعود فرد منش که سفره خونه این هفته زحمتش رو کشیده .
داش یه پنج سیری زحمت بکش با چهار پر خیارشور
از قدیم میگن که هیچ اتفاقی اتفاقی نیست بگو خوب
خوب
یجاهایی آدم دچار سو تفاهم میشه بازم بگو خوب
خوب
ولی آدم بار ول تصمیم نمیگریه توی اولین اتفاق ها ولی اگه دید حقیقت بر خلاف واقعیت هست یه دو دو تا چهرا تا میکنه و تصمیم رو میگریه .
شادی روح اموات در گذشته با بیستو چهار ساعت تاخیر صلوات

ااش مجی چطوره شما دیشب پنجاه تا برد کردی ما دیشب صد تا باخت کردیم نکنه این هم حکمت خدا باشه دادا .
صدات هم بد نیستا دادا بزن تو خط سیاوش قمیشی منم میشم اصلان فرامرزی

رعد بزرگ ، با صدایی به خشنی رعد بر سر انسان های بینا فریاد میکشه و ازشون گله منده .چون آدم ها خیلی اسیر چشماشون هستند. چشم ها به ما دروغ میگویند.
راستی ، عزیزان شما نکند اسیر گوشهای خویش باشید. ؟؟؟
ملیسا امیدوارم هر چه زودتر خوب بشی. هنوز مزه قورمه سبزیت زیر زبونمه.

سلام خانم پریسا خوبی شما . تازه اگه الان پشت کامپیوتر نشستم بخاطر اینکه خونوادم رفتن مهمونی ن نرفتم اگه میرفتم خوب میرفتم یعنی نبودم
خدایی دیشب رفیقام رو بزور از خونه انداختم بیرون تابخوابم . البته میخواستن برن ولی من زودتر بدرقه کردم
چرا یه لحظه کور و سوت شد

واقعاً که یعنی من جای کرکس بودم می‌گرفتم تک تک پرهای این شهپر رو ریز ریز ریز می‌کردم البته کرکس بهتر حالشو گرفت…..
می‌گم بیچاره مشکی …. بیچاره خورشید …..
“به تمام دوستان توصیه می‌شود سریال تکبال به نویسندگی پریسا رو از کانال آن سوی شب قسمت سلام همسفر دنبال کنند…..
البته هرچی هم حرص خوردید تقصیر همین پریسا هستش …. بابا نویسنده ها هم نویسنده های قدیم … یه کم به حرف خواننده هاشون گوش می‌دادند ….. برای کسب رضایت اونها هم شده یه فاخته رو می ‌دادند یه قوش بخوره یه قوش رو هم یه کرکس “بعد یه لیوان آب هویج بستنی هم روش به کرکس می‌دادند بخوره تا غذاش هضم بشه …..

پ.ن: بعد از خوندن قسمت ۶۴ خدمت می رسم …..

تق تق چرا در بسته شده سلام منم اومدم ولی فقط یه سر بهتون میزنممو یه مشارکت کوچولو و مهم یه خوراکی خوشمزه بدین برم اتاق کناری درس بخونم چی دارین
بابا من اینجا گم شدم خیلی شلوغ شده اول صبحی نمیدونم چه خبره سهممو بدین از خوراکیا ننوشتیدا منم حیف عجله دارم ولی اینو بگم:
من اگه کسی یه بار دو بار سه بار هشتصد بار ازش ببینم مثلن عصبیه خوب همیشه میگم فلانی این طوریه البته سعی دارم به اونایی که نمیدونن نگم مگه اینکه مجبور بشم
ولی اگه من یا دیگری رفتاری رو انجام دادیم که مدتی بعدشم اتفاقی و بر اساس شرایطی این کارمون تکرار شد اما بدونیم که نباید این طوری باشیم
و نگیم من بازم پاش برسه همین میشم
در این صورت اگه برچسب بهمون بزنن دور از جون همگیمون بهتره از واژه مناسب استفاده کنم نادانند مشکل دار و بیکار و باید بهشون خندید و به حالشون اگه قابل باشن دل سوزوند آخی

راستی بچه ها
دقت کردید یه افزونه “تعداد بازدید” هر صفحه به محله اضاف شده……
بنظر من که افزونه خعلی عالییی هستش این افزونه ….
با تشکر از افزاینده این افزونه به محله

سلاااااام بر دااااش فریی
خوبی داش ما چاکریم خخخخ

مسعود جان کجایی پس دادا شکمم از گرسنگی داره صدای قورباغه در حال جلبک خوردن رو میده
البته شبیه آواز پاپ هست صداش
اگه لطف کنی یه خامه با یه نون یواش چی لواش یا بربری بدی ممنون میشم حقوقم رو گرفت میام حساب میکنم .
دادا سیروس هم تا جایی که من فهمیدم کمی دلخوره .
بابام همیشه میگه اگه جایی زورت به کسی نرسید زورت که به خودت میرسه دنده عقب بگیر
سیروس جان بیا بیا که دلم بی تو یه برگ زرده بیا بیا
من با تو هرگز پیر نمیشم از دیدن رویت سیرنمیشم

فرامرز جاان مسعود نیستش من به جاش هستم تا بیاد
بهرما داداش نوشه جون کن بزن به بدن روشن شی

سلام بر آقای خسروی چاق لاغر کوچیک بزرگ تپل مپل استخونی خودت جدا کن …..
می‌گم من یکی دوتا کامنت ارزنده براتون در سایت برادر گذاشتم دیدید آیا؟
خب حالا شوما؟

سلام نازنین عزیزم و ثنا جون حال و احوالتون؟ خوبید که ان شا الله؟

می‌گم راستی سلام بر مدیر محله …. انگار قرار بود هفته گذشته خبر شیرینی دار به ما بدید که میزان مهریه رو هم مشخص کرده باشه …. فکر نکنید یادمون رفته آیا؟

مرسی آریا جون قربون محبتت ولی فکر کنم این خامه خیلی وقه مونده مزه پر سوسک میده
آی یکی بیاد تاریخ انقضا این رو بخونه . ملیسا بیا
نه نه تو نیا گناه داری چشمات درد میگیره اینجا رعد باید بیاد بخونه بابا تاریخ انقضا خامه رو میگم نه شعر .
راستی رعد شعرت قشنگ بود کپی کردم توی انبارم
میسی
میخوام یه روایت بزارم حالشو ببرین .

سلام ثنای عزیز.
ای بابا نخودی واسه چی اینجا بر علیه من شورش درست می کنی آخه؟ به من چه؟ یکی دیگه افتاد گلی شد یکی دیگه کمک نکرد من اینجا گناهی میشم؟ گناه دارم خوب دیگه عجبا! کوت و سور نشد آقای خسروی ما هستیم.

میگم نخودی جالب بود واسم که حواست به این قضیه بازدید ها بود. من مخالفش بودم ولی اینقدر این شهروز اصرار کرد که مجبور شدم بگذارمش! به هر حال حالا که دیگه به خاطر فشار های سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی علمی هنری اینوری اونوری گذاشتمش، حاااالشو ببرید!
راستی فرامرز میدونستی خعلی قشنگ حرف میزنی آیا؟ سبک نوشتن و تیکه انداختن و شوخی کردنت رو دوست دارم.
راستی از اینکه دیروز اون بلا رو سر پستت آوردم پوزش و پکش و دهنش و این حرفها! احساس کردم اینجوری بهتره!
بقیه هم سلاااام دوباره و سه باره و صد باره.
شهروزم که طبق معمول خواب تشریف داره احتمالا ظهر سرو کلش پیدا بشه.
راستی بچه ها خودتون ی نگاه بندازید میبینید. سه تا از رادیو فیلم ها که مشکل داشت رو امروز لینکاشو درست کردم.
به دوستان خود بگویید!

نخودی در مورد شیرینی بحث عروسی نیست اولا. شایعه درست نکن دوما. به زودی خبرشو میدم در مراحل اداری و غیر اداری به سر میبره سوما!

آقای خادمی اینجا قوی تر از شما پیدا نکردم که بخوام دادم رو از این آریا بستانید. میشه بستانید؟ خواهش، تقاضا، تمنا، خوب بستانید دیگه! کو این تعداد بازدید ها الان میرم بگردم پیدا کنم. راستی من از کار های این مدلی سر در نمیارم که میشه یا نمیشه حالا من میگم اگر شدنی نبود بهم نخندید. میگم نمیشه۱طوری بشه کامنت ها با شماره بیاد؟ مثلا من الان تا۲۸۸خوندم رفتم الان که اومدم مثلاشده۳۰۰حالا باید کلی برم بالا آخری رو پیدا کنم از بعدش بخونم ولی اگر شماره داشته باشه فقط روی شماره ها می گردم. کاش این شدنی باشه!

تعداد بازدید ها رو پیدا کردم خیلی خوبه! بذارید باشه قشنگه! ولی این شماره های کامنت ها! نمیشه بشه؟

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست
همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

پریسااااا چه حقیی
منه بیچاره فقط گفتم تجسم کن خخخ
خو پریساا تجسم کن من آبزرشکات رو نخوردم تازه برات دو بطری تازه هم آوردم با اون لواشک ترش نازکا

الهی به امید تو
روایت شده که حافظ گفته
غیبت پشت سر سه دسته مجاز هست و از ضروریات هست
یک : ترازوی کج فروش : یعنی اگه مغازه داری وقتی مشتری بچه ای میاد و پولهای پاره پوره یا جنسهای مونده رو به بچه میده رو باید همه جا بگین و تبلیغ کنین تا بقیه هم دچار نشن یعنی غیبت حلال است و غیر از گناه صواب هم دارد : بگو خوب
خوب
دوم : پادشاه ستمگر یعنی اگه صاحب کاری توی محل کار حالا اگه حقی از پول کارگرای دیگه رو میخوره رو یا بد اخلاقی یه هر چیز دیگه رو باید بگین و و یعنی در کل کسانی که پشت میزی نشستن : حالا دور از جون و بلا نسبت عزیزانی که واقعا در مرحله اول انسانیت رو ملاک میبینن بعد محیط کار ولی مثلا اگه معلمی زور میگه و رشوه گرفته باید بدگویی رو بگین تا درصد ضرر کمتر باشه
و سومی هم اینکه انسان حیوان صفت : باز هم بلا نسبت جمع . یعنی اونایی که احترام کوچیک و بزرگتری حالیشون ینست و بد دهن هستن و بدگو رو نام ببرید و بدشون رو بگویید تا دیگران دچار ضربه نشن یا بجوری با احتیاط رفتار کنند با این سه دسته
این رو من جایی مطالعه کرردم و دیدم واقعا حرفش قشنگه
باز هم شادی روح حافظ با چند قرن سال تاخیر صلوات

ای ستاره ها
ای ستاره ها که بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
ای ستاره ها که از ورای ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته اید
آری این منم که در دل سکوت شب
نامه های عاشقانه پاره میکنم
ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید
دامن از غمش پر از ستاره میکنم
با دلی که بویی از وفا نبرده است
جور بیکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار این مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است
ای ستاره ها چه شد که در نگاه من
دیگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
ای ستاره ها چه شد که بر لبان او
آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟
جام باده سر نگون و بسترم تهی
سر نهاده ام به روی نامه های او
سر نهاده ام که در میان این سطور
جستجو کنم نشانی از وفای او
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو رویی و جفای ساکنان خاک
کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک
من که پشت پا زدم به هر چه که هست و نیست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زین سپس به عاشقان با وفا کنم
ای ستاره ها که همچو قطره های اشک سربدار
سر بدامن سیاه شب نهاده اید
ای ستاره ها کز آن جهان جاودان
روزنی بسوی این جهان گشاده اید
رفته است و مهرش از دلم نمیرود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟
ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟

شایعه که درست نکردم اولاً، دومن سومنش هم الآن یادم نیست، چهارماً خب آخه دیگه نه قرائنی نه اماراتی خب محله یه کم شادی می خواد دیگه یه کم قرائن و امارات یه کم شیرینی از نوع خامه ایش البته از مدل نارنجکی ….

سلااام بر همه بر و بچه های نازنین و دوست داشتنیم. الان به قهوه خانه وارد شدم دیدم که بیش از دویست نظر و کامنت هست که خوندن همه اون ها برام مقدور نیست. فقط خواستم عرض سلام و ادبی کرده باشم.
براتون آرزوی ساعاتی خوش و بیاد ماندنی دارم.
مسعود جان موضوع خوبی را طرح کردی نمیدونم از دوستان کسی راجع بهش نظری داده یا نه.
ولی همین طوره که گفتی. متأسفانه نظرات و دیدگاه ها نسبت به افراد و رخدادها یکسان نیست و ما بر اساس شرایط و دیدگاه خودمون در مورد هر چیزی قضاوت میکنیم.
من دیده ام که بعضیها خیلی سریع و مطمئن در مورد افراد یا اتفاقات نظر میدهند مثلا قاطعانه می گویند فلانی حقه باز است فلانی دنبال منافع خودش است فلانی دزد است و….
ولی من خوشبختانه یا متأسفانه نمیتونم اینطور قاطع و مصممانه نظر بدهم یا قضاوت کنم این است که در خیلی از اوقات هنگام بحث کردن با دیگران کم مییارم. البته شاید اینم یک نقص و عیب باشه ولی خب من این طوریم.
به هر حال ممنون از قهوه چی شدنت ببین چقدر نابیناها میتونند قهوه خونه ها رو خوب اداره کنند بعد هی میگیم چرا بچه ها بیکارند خب بابا اینم کار دیگه چی میخایید.
خوش باشید.

راستی ی داغترین پستها هم اضافه کردیم که بتونید همیشه ده پست پربازدید محله رو ببینید با حرف h میتونید پیداش کنید.

آخجون لواشک ترش نازک ها! آقای خادمی حق من رو از این آریا نستانید خودمون درستش کردیم. جدی آریا دوست عزیزیه واسه من. از شوخی هام دلگیر نشی آریا! آب زرشک هم نوش جونت. اصلا بیا بریم آنسوی شب یواشکی با هم بخوریم. من۱سرداب دارم پر آب زرشک. نظیرش هم هیچ کجا نیست. من اینجا از لا به لای کامنت های این کامنت دونی اعلام می دارم دوست و هم محلی عزیزم آریا رو در آب زرشک هام شریک می نمایم و چرا نمیشه جدی باشم؟ اعلام می کنم که من هرچی در مورد حق و اعتراض و از این چیز ها به آریا میگم تمامش شوخیه و حتی۱درصدش هم جدی نیست چه برسه به اون۹۰درصدش. دیگه چی بگم؟ آریا؟

یعنی شکلک انکار جای اقرارتون خخخخ “ختاب به آقای خسروی …..”

بچه ها ما حدود نیم ساعتیه رسیدیم خونه مجردی، ما شش نفر بودیم و حالا دو نفر دیگه افزوده شدند! حالا معادله را حل کنید تا من دوباره بیام!

خب نمی‌شد بجای داغ ترین پست ها …
نویسنده ها و تعداد پست هاشون رو میذاشتید ….
اون جالب تره فکر کنم…..

راستی
سلام بر آقای عمو حسین گرامی
بله بگردید چندتایی از دوستان فکر کنم آقای درفشیان، ثنا خانم، و خودم یه چیزکی در موردش گفتیم….
بقیه رو الآن یادم نیست در موردش صحبت کردند یا نه ….
راستی این صاحب خونه قهوه خونه کجا موندند الآن؟
فیسبوک نباشند الآن؟
یکی بره اون طرفا یه چکی بکنه بیاااد؟

خخخ میدونم پریسا جان نیازی به گفتنش نیست
لطفت به من زیاده دوست عزیز
شما هم برام دوست عزیزید

نه دادا مجی این چه حرفیه سر پست که هیچ چی سر خود ما هم بلا ملا بیاری باز به گردن ما حق داری داش
در گوشتو بیار . پخخخخه
نه این بار جون داش بیار دیگه شلوخ نمیکنم . قضیه خانم نخودی به کامنت دیروز مربوط میشه باید فرار کنم قاچاقی دیروز لب مرز یه کامنت داد توی یه پستی منم مثل شمع آب شدم رفتم تو هوا

نخودی،آریا،پریسا،و رعععععد بابا بزرگ نانازی میسی،اما نخودی و پریسا،من از خانهصفحه یا نه چیزه صفحه خانها استفاده میکنم اکثرا،فقط مینای پارساوا رو عششششششقه،خخخخ

بچه ها بیایید در مورد سؤال مسعود که چرا آدمارو بخاطر ظاهرشون قضاوت می کنیم صحبت کنیم. راستی شما که ظاهر آدمارو نمی بینید ، آدمارو بر چه اساسی قضاوت می کنید ؟؟؟؟
بالا بردن کامنتا ، باور کنید اصلاََ سودی نداره. وقت ارزشمندمونو هدر ندیم. ای کاش قدر این قهوه خونه رو بدونیم. بیایید بیشتر با هم آشنا بشیم و با صحبت در مورد افکار هم شاید به قول نخودی جون رستگار شویم، به نظر رعد بزرگ اگر تعداد کامنتا ۳۰۰ تا باشه و خیلی چیزارو یاد بگیریم بهتره تا اینکه بالای سه هزار باشه و آخر نفهمیم چی شد ، و چی یاد گرفتیم.
این نظر من بود،

پریسا راست میگه مجتبی پست هاید دیگه هیچ ولی اینجور پست ها بیشتر اعداد و رقم کار مارو راه میندزن
بعدشم پریسا شما سه دنگ از شیش دنگ آب زرشکات رو بزن به اسم آریا رعد و آریا شعراتون خععلی خععلی قشنگ بود و معنی دار . بیشتر کلمات و جملات حسرتی و سینه سوخته ای به دلم میشینه با کمی جنگی راستی بابت پست دیروز هم از شهروز و سعید شرمنده که دونسته یا ندونسته حرف زدم .

رعععععٱععععٱععععٱعععععٱععععٱععععٱععععٱععععٱععععٱععععد ببین ظاهر دیدن به اون معنا که ما قیافه طرف رو نمیبینیم نیست،منظور همون رفتار ظاهری یعنی حرف زدن،طرز بیان و برخورد طرف هست و البته باطنش،نه قیافه و شکل ظاهری،خوب اگه اینطوری باشه مگه شما باطن طرف رو میبینید آیااا،خوب نه دیگه فقط از روی رفتار و حرکات متوجه ظاهر یا باطن خوش یا ناخوش طرف میشید و میشیم دیگههههه خخخخخ

می‌گم بچه ها این متنی رو که آخر کامنتم می‌ذارم رو از روی یه وبلاگی کپی پیست زدم
خب بخونینش بگید اولین حسی که بعد از خوندنش بهتون دست می ده چی هست؟

بادقت بخون وهرجمله رو توذهنت تصورکن:
یه فلج قطع نخاعى از خواب که بیدار بشه منتظره یکنفر بیدار بشه،
سرش منت بذاره و ببرتش دستشویى و حمام و کاراى دیگه شو انجام بده.
میدونى آرزوش چیه؟
فقط یکبار دیگه خودش بتونه راه بره و کاراشو انجام بده…
یه نابینا از خواب که بیدار میشه،
روشنایى رو نمیبینه، خورشید و نمیبینه،صبح رو نمیبینه.
میدونى آرزوش چیه؟
فقط یکبار فقط یکروز بتونه نزدیکاش و عزیزاش و آسمون و و زندگى رو با چشماش ببینه…
یه بیمار سرطانى دلش میخواد خوب بشه
و بدون شیمى درمانى و مسکن هاى قوى زندگى کنه و درد نکشه…
یه کر و لال آرزوشه بشنوه بتونه با زبونش حرف بزنه…
یه بیمار تنفسى دلش میخواد امروز رو بتونه بدون کپسول اکسیزن نفس بکشه…
یه معتاد در عذاب آرزوى بیست و چهار ساعت پاکى رو داره…
الآن مشکلت چیه دوست من؟
دستتو بذار رو زانوت
و از تمام وجودت و نعمتایى که خدا بهت داده استفاده کن
و به روزى فکرکن که شاید همین نعمتا رو از دست بدى…
پس شکرگزارى کن و ازشون استفاده کن.
تو خیلى خیلى خیلى خوشبختى، غر نزن،ناشکرى نکن.
آسونا روخودت حل کن
سختاشم بسپار به خدا،خودش واست حل می‌کنه….

رعد شما راست میگین خوبه که بچه ها هم از تجربه هاشون بگن که لازمه کار همه هست یعنی در اصل باید هر دو باشن هم طنز باشه و هم علمی
حالا باید یا پست جدا بزنن مثلا یه هفته در میون که یکی طنز باشه و دیگری علمی یا مثلا پست های علمی رو وسط هفته بزنه
ولی این جور جاها بمن خیلی خحعععلی حال میده ما که تاحالا زدن تو سرمون بزور فرستادن مدرسه و ما هم تو چش معلم نگاه میکردیم و فکرمون پیش …… همسایه بود الان هم چهار تا تیکه به نظر من از نون شب واجب تره
مثلا اگه با کسی حرفمون شد کم نیاریم و تیکه بارش کنیم تا خدایی نکرده شخصیت ما رو خورد خاکشیر نکنن

روز اول پیش خود گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز میگفتم
لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما
بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا میکشت
باز زندانبان خود بودم
آن من دیوانه عاصی
در درونم هایهو می کرد
مشت بر دیوارها میکوفت
روزنی را جستجو می کرد
در درونم راه میپیمود
همچو روحی در شبستانی
بر درونم سایه می افکند
همچو ابری بر بیابانی
می شنیدم نیمه شب در خواب
هایهای گریه هایش را
در صدایم گوش میکردم
درد سیال صدایش را
شرمگین می خواندمش بر خویش
از چه رو بیهوده گریانی
در میان گریه می نالید
دوستش دارم نمی دانی
بانگ او آن بانگ لرزان بود
کز جهانی دور بر میخاست
لیک درمن تا که می پیچید
مرده ای از گور بر می خاست
مرده ای کز پیکرش می ریخت
عطر شور انگیز شب بوها
قلب من در سینه می لرزید
مثل قلب بچه آهو ها
در سیاهی پیش می آمد
جسمش از ذرات ظلمت بود
چون به من نزدیکتر میشد
ورطه تاریک لذت بود
می نشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویاها
زورق اندیشه ام آرام
می گذشت از مرز دنیا ها
باز تصویری غبار آلود
زان شب کوچک ‚ شب میعاد
زان اطاق ساکت سرشار
از سعادت های بی بنیاد
در سیاهی دستهای من
می شکفت از حس دستانش
شکل سرگردانی من بود
بوی غم می داد چشمانش
ریشه هامان در سیاهی ها
قلب هامان میوه های نور
یکدیگر را سیر میکردیم
با بهار باغهای دور
می نشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویا ها
زورق اندیشه ام آرام
میگذشت از مرز دنیا ها
روزها رفتند و من دیگر
خود نمیدانم کدامینم
آن مغرور سر سخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم ؟
بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم

وایییی نخودی همه اینا ی که گفتی الاهی گناهی هستن که،،اما خدایاااا به خاطر همه نعماتی که بهم دادی کمال سپاااااآآاااااآاااااآاااس رو ازت دارم،خداااایییااااا شکرت،میسی نخودی بابت این مطلب تفکر بر انگیز….

راستی بچه ها یه لحظه الآن این یادم اومد:
اون خانم یا آقایی که در اسکایپ و پلیروم مزاحمت ایجاد می‌کردند و یه روزی هم پست زده بودند توی محله که فهمیدیم کیه و کی نیستش! آیا فهمیدیم کی هست؟ آیا قضیه اش حل شد؟
شکلک یهوییی یادم اومد گفتم بپرسم تا رستگار شویم شکلک من نه اسکایپ دارم نه پلیروم بلدم شکلک ولی دوست دارم بدونم دیگه مزاحمت ایجاد می‌شه یا نه؟

هعععی خانم نخودی
حس بدبختی و فلاکت بمن دست داد منم بهش دست دادم احوال پرسی کرد
همش به یه طرف اون بدبخت بیچاره ویلچری که جایی که باید تنها بره رو اونجا رو هم تنها نمیتونه بره یه طرف
بازم هعععی

آره نخودی معلوم شد دیگه کی هست،اما ظاهرا فکر کنم دیگه یکمی کمتر ترترترا شده ایجاد مزاحمتش

خیلی متنت زیبا بود نخودی این حرف همیشه ورد زبونمه که همیشه در همه حال خدات رو شکر کن شاکر باش که میتونی راح بری شاکر باش که میتونی نفس بکشی میتونی لذت ببری میتونی مستقل باشی و خیلی از توانایی های دیگه که هدیه ی خداوند مهربانه

رعد عزیز
درسته اسم ظاهر ظاهر هست
درسته ظاهر بیشتر به دیدن می خوره تا بقیه حواس
ولی برای فهمیدن ظاهر تنها راه دیدن نیست
برای این که به ظاهر پی ببری می بینی میشنوی حس می کنی و سرآخر با قلبت یا با عقلت اون ظاهر رو درک می کنی و در موردش تصمیم می گیری …..

ملیسا جووونم مرسی زیاااد تا که نظرتو گفتی ….
راستی منم عاشقم مینای پارسآوا رو “یعنی با هم خعلی دوستیم شدیییدد”

دادا مجی اگه بشه یکی اینکه همون اعداد کامنت ردیف بشه د و دومی اینکه لینک پاخ دهید زیر اسامی رو توی اینجور پست ها غیر فعال کنی عالی میشه . خدایی در حق شصتاد تا نابینا و بینا ثواب کردی

از شما آقای خسروی و آریا هم ممنون
بچه ها جداً احساساتتون قابل ستایش هست
مرسی شدیییید …..
به خودمون امیدوارم شدم….
“خدایا شکرت…. شکر ….”

ملیسا جون خوشحالم که دیگه مزاحمت هاش کمتر شده ان شا الله که دیگه تموم شه …..
و همگی با هم رستگار شویم

حالا بحث علمی کامنت خانم نخودی
بنظر من ما آدمها به نداشته ها فکر میکنیم نه به داشته ها یعنی اون چی رو که میبینیم و داریم نمیبینیم و اون چی که نمیبینیم یعنی نداریم رو میبینیم .
شکلک خطاب به بینا و نابینا
شکلک اینکه آدم هر چقدر میدویه بازم احساس کمبود داره یعنی ما در مرحله اول به فکر پر کردن چاله چوله های زندگی مون هستیم بعد به فکر دسترسی به رویاهامون
شرمنده اگه خواستم ادای بالای دیپلمی ها رو در بیارم

رعد عزیزباطن هر شخص دلشه شخصیتشه اون چیزی که تو وجودش هست و تشخیصش تو این دوره زمونه یکمی سخت شده
اما زاهر هر انسان جدا از تیپ و چهره شامل طرز برخورد رفتار آشکاراش و خیلی موارد دیگه که آشکارا هستش

ملیسا عزیزم ، آدمهای بینا متاسفانه خیلی به ظاهر اهمیت می دهند ، از کوچیک گرفته تا بزرگ ، البته خودم هم همین جور هستم ، نمی گم من از اسارت چشمها آزادم ، ولی تا حدودی سعی میکنم خیلی ظاهربین نباشم.
جناب خسروی اتفاقاََ بنده تو کار طنزمو خنده هههههه . و واقعاََ دوست دارم کلی بخندیم. اینو جدی میگم. من سر کلاسم تا بچه ها رو کلی نخندونم و یه موزیک آرام بخش نذارم ، کارمو شروع نمی کنم. ولی دوست دارم قهوه خونه جایی باشه که با هم بیشتر آشنا بشیم ، هم بخندیم و هم کمی بحث کنیم. من اصلاََ مسعود جونو نمیشناسم. در مورد شما نخودی جون ۱ خط بیشتر نمی دونم ، ملیسا هم فقط با هم کمی صحبت کردیم. دوست دارم بدونم دیدگاه و آرزو و اهداف شما چیه ؟؟؟ دوست دارم روزی که از نزدیک شماهارو دیدم ، بدونم چی شما رو شاد میکنه.
وااای خانم کاظمیان کجایید ؟ پریسیما ، محمد جواد ، پرواز ، نازنین ، سیتا .دوست دارم بدونم دوستای مجازی من چی تو قلبشون موج میزنه؟؟؟؟
البته بنده همه چیو با چاشنیه خنده و طنز دوست دارم

سلام بچه ها من اومدم اما شما ملیسا و نوخودی همه منو تنها گذاشتید و دیشب هیچ کدوم نیومدید

آره”حق با آقای خسروی هستش” نداشته ها خیلی وقت ها خیلی جاها آدم رو جا می‌ذاره ولی فکر کردن به نداشته ها کلاً آدم رو ناکار می‌کنه از حالت افسردگی هاد هم آدم رو افسرده تر و بی خاصیتتر می‌کنه ….
بچه ها من همیشه وقتی به نداشته هام فکر می کنم جداً حس بدبختی بهم دست می ده بعد اون وقت یه دوره خیلی سخت کوتاه یا بلند رو باید طی کنم که کلاً در اون دوره از بیخ آدم بی خاصیت غیر قابل تحملی می‌شم…..
ولی وقت هایی که به درستی یا حالا ناشی از اعتماد به نفس به سقف رسیده بی خیال نداشته ها می شم بعد یه انرژییی می گیرم که همه داشته نداشته ها پشت سرم جا می مونه و یه هویی می بینم یه جایی هستم که وااای یه روزی دلم می خواسته اونجا باشم و جز آرزوهای دست نیافتنیم بوده ….
ولی بعد دوباره اون حس الکی نداشته ها سراغم میاد و میگم آخه من که ندارم چرا اینجام باید یه جای دیگه باشم یه جایی که نداشتن چندان برام مشکل درست نکنه و آخه چرا اونی که فلان امکان رو داره و آرزویش اینجاست اینجا نیست و من ندار اینجام و دوباره تا اینکه دوباره این حس نداشتن رختش رو بر ببنده بره ….
کاش فهمیده باشید چی نوشتم “ولی دقیق و درست همونی که منظورم بوده رو گفتم”
حالا جدی باید چی کار کنیم هی بین داشتن و نداشتن گیر نکنیم…. به کل بی خیال نداشته ها بشیم …. و فقط بتازیم و بتازیم و بتازیم …. برسیم و برسیم و برسیم……

به نظر من انسان یاید سعی کنه تو هر شرایتی نیمه یه پر لیوان رو نگاه کنه چون با نیمه خالی به جایی جوز حصرت نا امیدی نمیرسیم
ما انسان ها یاد گرفتیم تا یه موزویی پیش میاد یا هر چی هست دنبال نقاط منفیش بگردیم این خوبه اما در حدش در حدی که بدونیم که اگر از دستمون بر اومد رفعش کنیم اماا وقتی که نتونیم اگر همش بهش فکر کنیم جوز آح و نامیدی چیزی نداره و این افتزاهه
انسان به جایی یا چیزی یا خواسته ای میرسه که بهش ایمان داره باورش داره. نا نا امیدی با اس میشه انسان ایمانش رو به اون چیزی که میخواد از دست بده
خدارو شکر من دارم خودم رو درمان میکنم تا به حال خیلی هم موفق بودم

رعد عزیز
قبلاً هم خب یه بار یادمه بهتون گفتم
ما هم دوست داریم بدونیم با کی صحبت می کنیم؟
کی می‌خواد بیشتر از همون یه دونه خط از ما بدونه؟
ما هم دوست داریم در مقابل آشناییتی که به طرفمون می‌دیم در مقابل با اون آشنا بشیم؟
در مقابل هر سؤالی که جواب می‌دیم یه سوال و یه ابهام ذهنی ما هم حل بشه ….
هیچ وقت هیچ چیز یه طرفه اش نه خوبه نه درسته نه صحیحه نه دیگه همون درسته …..
پس بیایید به قول خودم همگی با هم رستگار شویم…..

تا اونجایی که کلاغ ها خبر اوردند لپتاپ آقای دکتر پرواز به اتاق عمل … بیچاره حالش خیلی بد بوده انگار …..

خانم کاظمیان جونم سلاام …. بالا براتون نوشتم که دیشب خواب تشریف برده بودم عمییییق خخخخ خب حالا که هم من هستم هم شما هم ملیسا خانمی و بقیه دوستان هم که بعله هستند …. هستیم دور همی

سلام بر خانو کاظمیان
اینترنتتون درست شد آیا پریسا باز کجا رفتییی
بیا تا آب زرشکاتو ننداختم تو باتلاق

بنظر من خانم نخودی اگه ما آدم ها اگه که نه باید یجورایی توی مشکلات از خودمون بدتر رو ببینیم نه توی خوشیها بدتر از خودمون رو ببینیم .
و توی خوشیها باید از خودمون کمتر رو ببینیم . نه بیشتر از خودمون رو
یعنی بر عکس فکرمون فکر کنیم .

نخودی جان ، هر سؤالی درباره ی شخصیت من داری بپرس ، قبلناََ شما پرسیدی اسم مدرسه تون چیه ؟؟ خب من هم گفتم تو سه تا مدرسه درس میدم ، و معتقدم دونستن اسم مدرسه در شناخت من به شما کمکی نمی کنه.
در نظر خودم اصلاََ مجهول نیستم ، فقط فرقم با شما بینا بودنمه . من خیلی در مورد خودم صحبت کردم ، درسته از زبان رععععد بوده ، ولی خب تا حدودی خودم هستم. ههههه

سلام خانم کاظمیان.
من اینجام آریا. درست پشت سرت هستم و آماده ام که به محض اقدام به عملی کردن نیت شومی که گفتی هولت بدم بری پایین.

آریا یه سوال چرا همه چیز را سر هم مینویسی بیچاره این صفحه خوان ها سختشونه که بخونند راستی شعر تو و هم رعد خیلی قشنگ بود

سلااام به هرکی که هست و نیست.من اومدم. مسعود یه چیزی بیار من بخورم تا ناهار ببینیم چی میشه. تیرامیسو باشه که عالیه.

راستی ملیسا خانمی یادم رفت بگمت که منم که گاهی چشم و سرم درد می کنه و مجبورم از سیستمم استفاده کنم چون نمی تونم نور مانیتور رو کم و زیاد کنم یه کاغذ می ذارم جلو مانیتور که نور صفحه چشمم رو اذیت نکنه ….
شما هم وقتی داری از سیستمت استفاده می کنی تونستی نور مانیتور رو خاموش کن یا کم کن یا نهایتاً از ابزارهای جانبی همچون کاغذ استفاده کن عزیزم…..
باشد که این چشم درد و سر درد دست از سر همه ما برداره “به امید خدا ….”

سلام بر تو ببخشید این دستگاه من جدید هست نمیدونم حرف پ آهان پیدا کردم پریسا جان سلام من دیشب بودم شما نبودید فقط یه دختر بود اونم من
خیلی تنها بودم البته آقا مسعود و آریا باهام صحبت میکردند اما شما ها نبودید

خوب خانم نخودی اگه دوستانی که کم بینا هستن بهتر نیست که اول مانیتور رو خاموش کنن بعد از جاز ماز استفاه کنن و بینایی رو بزارن اونجایی که بدرد بخوره هم دیدشون افت پیدا نکنه هم چشم درد و سر درد نگیرن . تازه مانیتور رو هم خاموش کنین هزینه برق هم کمتر میاد
نه جدی چرا از بینایی کمک میگیرن افراد کم بینا و دچاره چنین مشکلاتی میشن توی کار کردن با سیستم

آقای خسروی “برعکس فکرمون فکر کردن” خیلی سخته …. ولی خب قبول دارم که شدنی هم هستش …..

رعد منم و بقیه بچه ها هم اگه درست خونده باشیم یا خونده باشیشون لابلای نوشته هاشون کاملاً خودشون هستند …..
خب الآن هم سؤالی ازتون ندارم و فقط براتون آرزوی سلامتی می کنم و شاد کامی…..

سلام بر اصغر آقا بابای اسما و ایلیا ….
می‌گم الهام خانم خوبند آیا؟ کجاند آیا؟
راستی اون طرفا برف اومده آیا؟
اینجا که من در حال حاضر از گرمای شدید الوصف خورشید پشت پنجره پرده کشیده دارم حلاک می‌شم…..
آریا و پریسا و بقیه بچه ها اوضاع آب و هوا طرفای شما چطوره آیا؟

با حرف آقا فرامرز موافقم وقتی جاز همه کلمات را میخونه چه نیازی دارید که چشماتونو اذیت کنید

علتش وابستگی به دیدن هستش آقای خسروی ….
من اوایل وقتی مانیتورم نبود قاتی پاتیی می شدم نمی دونستم حالا کجا هستم کجا نیستم …. با این که دیدم در حد خوندن محتویات صفحه هم نبود و فقط کلیات پنجره ها رو می‌بینم ….
بعد هم لپتاپ من هرچی گشتم نشد که بیابمش “راه خاموش کردن نور صفحه یا کم و زیاد کردنش رو”
ولی کاملاً موافق گفته های شما هستم صد هزار هزار هزار هزار هزار هزار هزار هزار هزار هزار هزار درصد ……

می‌گم خانم کاظمیان یه سؤال البته اگه خواستید جواب بدید؟
شما کجای اصفهان ساکنید آیا؟ شاغل هستید آیا؟ از بچه های قدیمی کی ها رو می شناسید که بیشتر هم معروف باشند اسمشون رو بگید من بشناسم آیا؟

سلام آقای خیر اندیش. الهام جان و اهل بیت محترم چطورن؟ نخودی جان اینجا فقط اسمش زمستونه. قربون خدا برم هرچی خودش بخواد ولی دلتنگی که ایرادی نداره، داره؟ دلم تنگ شده واسه بارون و برف زمستون. از گرمای زمستونی خوشم نمیاد و الان اینجا درگیرشم. خانم کاظمیان ببخشید دیگه اینترنتم بدجنسیش گرفته بود نشد بیام دیر رسیدم همه خواب بودن آریا اینجا بود و مرداب تاریک بود و سکوت بود و ترسیدم و پل لق بود و از این چیز ها.

وای چه ترسناک اتفاقا پریسا منم میخواستم تو قهوه خونه چرخ بزنم اما ترسیدم جای شما ها خیلی خالی بود

بچه ها من کامنتها رو واسه راحتیتون شماره بندی کردم. اگه میبینید شماره ی کامنت ها با تعداد کامنت ها مساوی نیست واسه اینه که فقط کامنت های اصلی شماره واقعی میخورند و تنظیم کردم مثلا اگه شما به کسی پاسخ بدی کامنتت زیرمجموعه ی کامنت شخصی به حساب مییاد که پاسخش رو دادی پس کامنت هایی که در پاسخ به یک کامنت نوشته بشند کامنت اصلی نیستند و در ضمن شماره ی بالاسری رو یدک خواهند کشید به همراه ی شماره ی فرعی.
اینجوری فایده نداره. خودتون ی کم ور برید میفهمید چی به چی شد. مثلا یکی از کامنت های آریا فرعی شده چون برداشته اون لینک پاسخ به فلانی رو زده و بعدش پاسخ داده که البته قرار گذاشتیم توی کافه ایجوری نباشه.
چاکر همگی من برم میوه بخورم جاتون خالییییلیلیلیلی!

وای آخجون عالی شد! ممنون آقای خادمی. اینطوری خیلی خوبه! ولی این شماره فرعی ها رو نگرفتم باید برم ببینم چی شد. خانم کاظمیان مرداب ها شب جدی وحشتناکن. حالا رو نبینید روی این پل پر شده از آدم. دیشب اینجا ترسناک بود۱روحی هم بود شبیه آریا بود نمی دونم چی بود حسابی ترسوندم.
دوباره ممنون بابت شماره بندی ها آقای خادمی اینطوری به نظرم حسابی۲۰شده

راستی یادم رفت. من اینجا۱قوری بزرگ چایی سبز دم کردم هر کسی می خوره بفرماد.

//دکتر مهربون محله کجاست راستی مدیر کو چرا خودشو نشون نمیده آقا شهروز شما هم که نیستید بچه ها تا مدیر قهوه خونه نیستش بیایید هرچی هست و نیست بخوریم هاهاهاها

پریسا من چای سبز دوست ندارم ولی من هات چاکلت دارم هرکی دوست داره بیاد تا بهش بدم بخوره

نخودی جووونم چشم حتما نانازم،
اما سلااااآاام بر خانم کاظمیان گل گلااااب نانازی خودم،میگم بخدا من دیشب حالم خوش نبود،در حد … … … چشم درد بودم که،تازه الآنشم هستم، میسی میسی از لطف بسیااااار زیادت جیگیلی جونم،، اما فقط گوشکن و گوشکنی رو عششششققققهههه،

میگم نخودی میخوای آموزش خاموش کردن مانیتور لبتاپ رو بزارم

سلام اصغر جان
مجتبی داش دستت درد نکنه بابت این کارت و متوجه شدم یعنی هر کی نظرش رو زیر ینی این پایین پایین نزاره و زیر فرد مخاطب نظر بده همون لینک پاسخ دهید اون نظر توی ریاضی محاسبه نمیشه
خانم نخودی تهران هم خیلی خیلی گرم شده امروز .
تخم مرغ رو بندازی هوا آب پز میاد پایین .
بعد میاریم توی سفره خونه میفروشیم میندازیم به خلق الهه
فقط دادا مجتبی میشه اعداد رو جلوی اسم طرف بزاری میخوای یه لحظه امتحانی کن ببین ظاهر خوب یا کاربرد بهتری داره یا نه
باز ساقل

بچهها جریان چیه آیاااا،اینجا میزنه ۳۷۳ پاسخ اما ۳۶۹ تا بیشتر نییییست،یعنی اون ۴ تای دیگه کجااااست که من نمیبینمشون

//دکتر مهربون محله کجاست راستی مدیر کو چرا خودشو نشون نمیده آقا شهروز شما هم که نیستید بچه ها تا مدیر قهوه خونه نیستش بیایید هرچی هست و نیستبخوریم

سلاااام به مسعود
دوستان همهگی سلاااااام
ظاهرا مسعود نیست،تا میتونید همه چی بوخورید
خانم کاظمیان شما ایمیلتون چیه؟
مسعود ایمیلتو بده تا باهم در ارتباط باشیم
دوستان من فعلا هستم

ملیییساااا کامنت های منو در این خصوص چرا نمیخونی خوب هعی
کامنت های فرعی رو حساب نمیکنیم.
کامنت شماره ۲۲۲ رو ببینی متوجه میشی

چهار تا جن یا روح داریم اینجا یه زن و شوهر با یه بچه دو قولو نظر دادن
نخودی خانم آموزش خاموش لپ تاپ هست یعنی ببخشید مانیتور رو خاموش کنین هست
آریا کجا بودی رفته بودی سفره خونه دعا کنی . یا قلیونی که نذر کرده بودی ادا کنی

اوه! بازدید این پست از هزااااار گذشت.
ولی به نتیجه رسیدم این آمار بازدید پست، جالب نیست و در شرایطی ممکنه بد هم باشه.
فرض کنید، چند تا پست خوب بعد از قهوه خونه منتشر بشه.
ولی تو بخش داغترینها تا مدتها این پست و پستهای مشابه هست که پر بازدید نشون داده میشه.
معناش البته این نیست که پستهای این شکلی خوب نیستن.
ولی کسی که تازه میاد تو این سایت، احتمال قویتر اینه که میره سراغ پستهایی که بیشترین بازدید رو دارن.
در حالی که ما خودمون میدونیم که تو پستهای قهوه خونه به خاطر زیاد بودن کامنتها و به روز رسانی صفحه بارها رفرش میکنیم و هر بار یه شماره به بازدید اون پست اضافه میشه.
پیشنهادم اینه که با وجود بخش مطالب مرتبط و بعدم پر لایک، دیگه این داغترین پستها رو نداشته باشیم و آمار بازدید فقط تو خود هر پست نشون داده بشه!
یه چیز دیگه هم بگم و برم.
خانم کاظمیان! من و در واقع هر کس عدسی رو بشناسه، از هیچ کدوم از حرفهاش ناراحت نمیشه!
گرچه نظر همه محترمه و میدونم که عدسی هم با هر کس که خودش دوست نداشته باشه شوخی نمیکنه.
ولی در مورد خودم مجوز کامل بهش دادم و بذارید راحت باشه خخخ!

نمیدونییم خانوم کاظمب ما هم از پرواز بی خبریم

خانم کاظمیان عزیز من هم چایی سبز دوست ندارم واسه خاصیتش به زور به خورد خودم میدم. یعنی۱همچین موجود مهربونی هستم من! حتی با خودم! ملیسای عزیز دلم رو می لایکم شدیییید در مورد این که گوش کن رو عشقههه! ملیسا جان اون۴تا دیگه کامنت هایی هستن که غیر صف رفتن داخل کامنت ها یعنی از هدینگ پاسخ دهید نرفتن و زیر کامنت های دیگه اون وسط ها جا شدن. البته اگر درست فهمیده باشم. خدا کنه گمراهت نکرده باشم! آخه اگر به کسی نگید من انتقال دادنم خوب نیست و هیچ وقت هم خوب نبوده.

اگرچه نوع خوابیدن نیز می‌تواند موجب بوی بد دهان شود، ولی اغلب افراد از این موضوع بی‌اطلاع هستند.
حسام کبیری، متخصص بیماری‌های دهان و دندان در
افزود: دهان انسان ممکن است به دلایل مختلف و متنوعی دچار بوی نامطبوع شود که اغلب این دلایل قابل کنترل و پیشگیری هستند.

وی، با اشاره به اینکه عادات نامناسب زندگی تأثیر عمده‌ای در بوی بد دهان دارند، تأکید کرد: اگرچه نوع خوابیدن نیز‌ می‌تواند موجب بوی بد دهان شود، ولی اغلب افراد از این موضوع بی‌اطلاع هستند.

کبیری تصریح کرد: افرادی که در هنگام خواب عادت به بازکردن دهان خود دارند و یا اینکه دهان آنها در حین خواب خود به خود باز‌ می‌شود، بیشتر در معرض بوی بد دهان هستند.

وی گفت: خوابیدن با دهان باز موجب می‌شود که جدار داخلی دهان خشک شده و سلول‌های مرده سطح دهان بر روی لب، لثه‌ها و روی زبان جمع شده و سپس تجزیه شوند.

کبیری، افزود: تجزیه سلول‌های مرده بر روی سطح زبان، لب و لثه‌ها موجب می‌شود که هنگام برخواستن از خواب، دهان دچار بوی نامطبوع شود.

وی خاطرنشان کرد: برای پیشگیری از بوی بد دهان، ابتدای صبح باید مسواک زد، ضمن آنکه قرقره کردن آب‌لیموی تازه نیز می‌تواند از بوی بد دهان جلوگیری کند.

سلاااام مجتبی دستت درد نکنه دادا،خیلی کار خوبی کردی برای کامنتها
فرامرز سلاااام چرااا جواب ایمیل منو ندادی؟دیشب بهت ایمیل دادم

فری به خدا رفته بودم سفره خونهه ختا کنم شبیکه باخت داده بودم به دوستان عدا کنم

آره دیدم مجتبی . همش تقصیر این آریا هستش . هی ما میگیم نرو زیر اسم کامنت بده هی میره اون زیر اسم کامنت میده
هعععی
اگه لینک پاسخ دادن از کار بیفته حله
آریا دااش تو که دیپلم داری گوش کن حرف عمو مجی رو توی سایت گوش کن

سلام آقای درفشیان.
من هنوز دارم دنبال راه حلی که همه بهم میگن نیستش می گردم. از رو نمیرم که!

طاها جان مرسی از اطلاعاتت ولی من یه دایی دارم که شبها شبیه دنده عقب تراکتور خر و پف میکنه
تازه صبح که از خواب بیدار میشیم بهش هم میگیم ناراحت میشه میگه من اینجوری نیستم بعد دهنش هم بوی لنگه جوراب میده
من وقتی باهاش صحبت میکنم گوشام رو سمت صورتش میبرم میگم میخام متوجه حرفات بشم اینجوری بویبو به بینی نمیرسه
ولی خدا چرا اینجوری آفرید بنده ها رو
فکر کنم اینم نوعی معلولیت حساب میشه .

باشه بروی چشم ندیده ام هرچی شما بگید اگر فکر میکنید باید راحت باشه خوب راحت باشه منو ببخشید که دخالت کردم

مجی دید مثبت این بازدید این هست که مثلا اگه کسی که یه آموزش ضبط کنه بزاره اینجا و مثلا ده تا کامنت بخوره ولی بازدیدش شونصد تا باشه یعنی مثلا دویست تا خوب میدونه که خیلی ها چراغ خاموش اومدن رفتن . البته همه اینجا چراغاشون خاموشه ولی منظور اینکه دانلود کردن و بی معرفت ها نظر ندادن
و دید منفی مثلا همین قضیه برای صاحب پست توهم و تخیل میشه . میگه حالا که اینجوریه من دیگه آموزش نمیدم تا عبرت بشن .خخخخ
نمیدونم چرا این جمله آخری خعععلی خعععلی به دلم نشست پخخخخخ

سلام بر خانم کاظمیان ، و پریسا خانم، الهام هم سلام داره خدمتتون. راستی سلام فرامرز. پریسا خانم من هم چایی سبز میخوام اگه میشه یه استکان لطفاً.
سعید جان بیا با هم همدست بشیم دست و پای مجتبی رو بگیریم بندازیم تو مرداب خلاص بشیم خخخخ

سلااااام خوبید به افتخار آریا که فکر کنم از دیشب تا حالا بیدار بوده یک هورااااای تپل بکشید.

سلااام ،یکی به دادم برسه
من بیچاره رفتم توی صف نون بربری
مجتبی به دادم برس

سلام داش هادی کبلایی
اصغر اگه را داره اگه میشه اگه لطف کنی یه ده دقیقه این مجتبی رو بزار تو صف نون بربری دیدگاهش تایید نشه .خخخخ شرمنده مجی جو گرفت
پرواز عزیزم میشه بدونم الان کدوم گوری هستی عزیزم

با استفاده از نرم افزار ایرانی “ویبره باز کن” می توانید با ارسال یک پیامک متنی گوشی یا تبلت اندرویدی خود را از حالت سکوت خارج کنید.

حتما برای شما هم پیش آمده که گوشی تان را در جایی بگذارید و فراموش کنید که آن را در کجا گذاشته اید و اتفاقا از بد ماجرا، تلفن همراه تان بر روی حالت سکوت باشد، اینجاست که ماجرا سخت تر می شود و باید به صورت فیزیکی به دنبال گوشی خود بگردید، اما اگر این مشکل هم پیش آمد نیازی به گشتن نیست، زیرا برنامه “ویبره باز کن” کمک می کند تا با ارسال یک پیامک متنی به گوشی خود آن را از حالت سکوت خارج کنید. توجه داشته باشید که پس از نصب برنامه می توانید در قسمت تنظیمات کلمه مورد نظر خود را برای خروج از حالت ویبره وارد کنید، تا افراد دیگر به این ویژگی دسترسی نداشته باشند. از ویژگی های نرم افزار می توان به مواردی چون: سرعت بالا در تشخیص پیامک، رابط کاربری مناسب، خواندن تلفن همراه و شناسه اشاره کرد.
با تاکبک سازگاری داره

http://wikisend.com/download/908292/taha.apk

راستی این مسعود فرد منش که باید این هفته سفره خونه رو را ببره نیست نکنه اونم افتاده توی مرداب هوالباقی شده

سلاااام هادییی جااان بزن دست قشنگرو به افتخار هادی هوراااا

سلام بچه ها.
من اومدم و دست پر هم اومدم.
اون مرغابیهایی رو که دیشب قول داده بودم آوردم.
خب، کی هست؟ کی نیست؟

خب شماره های کامنت دونی هم مبااااارک “کاش یه چیز دیگه از مدیر خواسته بودید ها …..
فقط نمی‌شه شماره هر کامنت کنار اسم طرف باشه نه بالا سرش آیا؟

خانم کاظمیان جونم من قبلی شماره ام رو براتون ایمیل کردم …..
باشه بازم ایمیل می‌کنم حتمی ….

پریسا جونم منم از گرمای زمستونی البته بدون بارون و برف خوشم نمیاد “البته سوز و سرما رو هم دوست ندارم گفتم که یهویی آفتاب نره فقط سوز و سرماش بمونه بدبخت بشیم بره ها…..”

بعله که می‌خوام آریا خان فقط امیدوارم روی لپتاپ منم که از مدل سنی اش هست که هیچ ترفندی رو برنمیتابه هم کار بده “ای کااااش ….”

آقای خسروی خدا رو شکر دیگه گرمای اینجا به حد تخم مرغ پز نرسیده “الهی صد هزار مرتبه شکر” و منتظر اون آموزش لپتاپ خاموش نکنی فقط نورش رو کم و زیاد بکنی هستم شدییید…..

سلام مجدد بر آقای درفشیان همراه با لایک کردن بلد ایتالیک کامنت ایشون…..

سلام و ممنون آقا طاها پس نتیجه می‌گیریم مسواک بزنیم، آبلیموی تازه قرقره کنیم و با دهان باز هم نخوابیم باشد که از شر بوی بد دهان خلاصی یابیم البته یه ملت هم به همچنین از بوی بد دهان ما …..
وااای کلی پکیدم از خنده یعنی بوی بد دهان هم نوعی معلولیت حساب می‌شه واااای شکلک یکی بیاد کمک ……

سلام بر همهگی
سلام مرا پذیرا باشید
دوستان بسیار بسیار محترم
بابت تغیراتی که مدیر گرامی در محله داده نیز سپاسگذارم
روحت شاد مجتبی

کمک کنید دوستان این کدهای امنیتی اعصابم را خورد کرده کمک کنید اون آموزش مدیر را هم دانلود کردم اما انگار اون سایت captchamonster تغیر کرده
من شاید تا یکی دو سعاد دیگه نباشم
پس هرکی میتونه کمک کنه یا شمارش را بنویسه تا باهاش تماس بگیرم
یا نمیدونم
یه خاکی به سرم بریزید.

سلام آقای چشمه من هستم مرغابی من رو لطف کنید.خخخخخخخ

سلام، هادی جون، بفرمایید اینم یه نصف مرغابی خدمت شما، چون تعداد کمه و به همه نمیرسه.

می‌گم چه کامنتی دادما ….
هفتا کامنته برا خودش خخخخخ

خب حالا این داستانک رو هم بخونید باشد که این کامنت ما هم مفید واقع بشه بهره ای ببریم از آن……

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.

خانم کاظمیان اینجا الآن تو پیش منی،،کاملا جااات امن امن هست،نترس عزیزم،من پیشتم،خخخ

جالبه من آخرین کامنت رو ارسال کردم و کامنت من شماره ۴۰۲داره ولی تعداد کامنتها ۴۰۶هست فکر کنم ۴نفر رفتند اون لالوها کامنت گذاشتند

آپارات تی وی راه اندازی شد

پس از موفقیت و استقبال چشمگیر کاربران فارسی زبان از خدمات وب سایت Aparat.com به عنوان بزرگ ترین و سریع ترین سرویس اشتراک ویدیوی کشور، شرکت صبا ایده بر آن شد تا با ارائه خدمات نوینی به نام Aparat.tv امکان مشاهده آنلاین فیلم های سینمایی ایران و جهان را برای کاربران فراهم آورد. شما به راحتی می توانید فیلم‌های مورد علاقه خود را بر روی آپارات تی وی با استفاده از اینترنت تلفن همراه، رایانه شخصی، تبلت و تلویزیون‌های هوشمند مشاهده کنید.
نکته مهم در ارائه این خدمت آن است که آپارات تی وی کیفیت پخش فیلم را باتوجه به سرعت اینترنت شما بصورت هوشمند تنظیم می‌کند. با توجه به نیاز این خدمت در کشور، طیف گسترده‌ای از فیلم‌های سینمایی ایران و جهان بر بستر آپارات تی وی موجود بوده و این مخزن در حال گسترش می‌باشد.

شرکت صبا ایده در حال افزایش محتوای این سرویس بوده و قصد دارد علاوه بر فیلم‌های سینمایی، به زودی سریال‌های تلویزیونی، پویا نمایی، برنامه‌های شبکه خانگی، برنامه‌های مناسبتی و … را نیز به خدمات خود اضافه کند. آپارات تی وی، طرف قرار داد موسسه رسانه‌های تصویر دارنده مجوز به شماره ۱۵/۹۰/۱۵۸۰۶۵ می‌باشد. گفتنی است سایت در مرحله‌ی راه اندازی آزمایشی قرار دارد و منتظر نظرات و پیشنهادهای شما کاربران عزیز است. دوره آزمایشی با ۱۰۰۰ ویدیو از ۴۰۰۰ ویدیو بوده و فیلم‌ها در دوره آزمایشی رایگان است و نیازی به ثبت نام ندارد.

http://khabarpu.com/pu/site-pu/www.aparat.com.htm

سلام به همگی.
خوش اومدید.
از خودتون حسسسسابی پذیرایی کنید که هلکوپترهای جدید خوراکیها تو راهه.
بچه ها، اون ور پل یه ساحل خیلی خیلی قشنگ هست که میتونید برید اونجا با خیاااالِ آآآسوده قدم بزنید.
تازه این موقع سال هیچ کس هم اونجا نیست.
پس میتونید بدون ترس از زیر ذره بین بیناها بودن واسه خودتون حااااالشو ببرید.
ضمنا هدف توی قهوه خونه ی این هفته صرفا بالا بردن کامنتها نیست و اگر مشکلی حل بشه و یا چیزی یاد داده و یا گرفته بشه از نظر هممون ارزشمند تر تره.
دمتون دااااااغ.
کاربر فقط گوشکنیها، محله فقط گوشکن!

خانم ملیسا سلام من زودتر ندیدمتون که سلام کنم.

سلام بر بانوی بزرگوار محله.
ولی خداییش عجب شیطان رجیمی بوده هاااا!!!

سلام آقای عباسی.
سلام آقای چشمه من هستم. شما دیشب اینجا بودید چرا هیچی نگفتید من از ترس چیز شدم یعنی قبض روح شدم که! دیگه کی مونده آهان سلام روجیار عزیز. با عرض معذرت روجیار نمی دونم شما خانم هستید یا آقا پس احتیاط واجب بر آن است که مواظب باشم چیز حذفی نپرونم تا آگاهی کامل واصل گردد! اه! این مدلی گفتنم رو دیگه نمی پسندم.
راستی سلام طاها مطالبت عالی هستن.
روجیار چرا از وبویسوم استفاده نمی کنی؟ بد نیست. امتحانش کن.
آهان آقای خیر اندیش در خدمتم و همچنین آریا. این استکان چایی سبز شما آقای خیر اندیش این هم پارچ شما آریا. وای بگیر بزرگه چقدر این پارچه قد۱شیردونه دستم آی بگیر رفتم باهاش پایین دیگه. آخ دستهش فلزی بود سوختش که! ببخشید یادم رفت. شکلک لبخند مرموز یواشکی پشت دستم قایم کردم آریا نبینه!

سلااام عمو. یه مرغابی رد کن بیاد واسه ناهار. دمت گررررررم

راستی من یک مرغابی زنده خواسته بودم چرا اولا یک نصفه دادید ثانیا کشتیدش بعد بهم دادید؟خخخخخخخخ

سلام مسعود. وای آخجون گردش! نخودی عجب عبرت آمیزه! جدی کاش در زمان ما هم از این عبرت های مشهود وجود داشت باشد که کمتر خطا بزنیم!

درود! من با کتکی که نصف شب دیشب از یکی از دوستان خوردم دیگه شرمو کم کردم تا شما آسوده باشید و در قهوه خونه خوش بگذرونید! ما تازه ناهار زدیم به بدن مبارک!

سلام اصغر.
ببخشید شکار در حد پایین بود، بهت یه لنگ مرغابی بیشتر نرسید خخخ.

و اما این شما و این یه کامنت حکمت انگیز ناک
باشد که بیندیشیم:

زیاد زیستن
آرزوی همه است
اما خوب زیستن آرمان عده ای اندک

سلام فری جون.
چرا جواب اسکایپ منو دیشب ندادی.
مجازاتت اینه که یه جوجه گنجشک زشت بیشتر بهت ندم.

عمویی یه مرغابی بده تا تموم نشده و بی نهار نموندیم.
عمو گوشِتُ بیار، بیا جلوتر کارت دارم خو!
سهم این شهروزم بده من بزنم بر بدن تا نیومده.

بهترین غذاها برای سفت شدن صورت و دیرتر پیر شدن آن

این ماده ایزوفلاوین است که به عنوان یک آنتی اکسیدان و تقویت کننده ی کلاژن عمل می کند .مصرف مواد غذایی حاوی این ماده موجب افزایش تولید کلاژن در پوست شما خواهد شد .این ترکیب در مواد غذایی نظیر شیر سویا ، آجیل ، باقلا و قهوه یافت می شود .

ویتامین C : به عنوان آنتی اکسیدان عمل می کند .نه تنها باعث افزایش تولید کلاژن می شود بلکه برای ادامه ی سنتز کلاژن ضروری است .مرکبات ، فلفل قرمز و کلم حاوی مقادیر بالایی از این ویتامین است .

اسید چرب امگا ۳:در تولید کلاژن کمک می کند .ماهی منبع کلاسیک امگا سه است .منبع مهم دیگر این چربی های سالم آجیل هایی نظیر گردو و بادام وآووکادو می باشد .

روی و سلنیوم : برای تولید کلاژن و الاستین مورد نیاز هستند .سلنیوم همچنین آنتی اکسیدان است .صدف ، جگر گوساله ، میگو و آجیل غنی از این دو عنصراست .

آب : آب یک ماده ی غذایی فوق العاده است .این ماده شما را هیدراته نگه می دارد ، مانع از پر خوری می شود و عاری از کالری است . در روز مقادیر زیادی آب بنوشید تا پوستی سفت ، مرطوب و با طراوت داشته باشید.

مادری سه قابلمه هم اندازه را روی سه شعله‌ یکسان قرار داد و در هر کدام به مقدار مساوی آب ریخت. در ظرف اول یک هویج، در ظرف دوم یک تخم‌مرغ و در ظرف سوم چند دانه قهوه ریخت و به مدت زمان یکسان محتوای آن سه ظرف را حرارت داد. بعد بچه‌های خود را صدا زد و گفت: از این آزمایش چه نتیجه‌ای می‌گیرید؟
بچه‌ها در مقابل سوال مادر جواب قانع‌کننده‌ و با معنایی نداشتند
مادر توضیح داد: در این عالم آدم‌ها در غبار زندگی، در جوش و خروش‌ها و چالش‌ها و سختی‌های زندگی یکسان نیستند.
برخی از آدم‌ها مثل هویج هستند تا وقتی درون یک مشکل قرار نگرفته‌اند، سفت و محکم‌اند ولی به‌ محض اینکه در جوش و خروش زندگی قرار می‌گیرند شل می‌شوند و خود را می‌بازند
فرزندان عزیزم، لطفا در مسیر زندگی مثل هویج نباشید!
برخی از آدم‌ها در زندگی عادی و روتین زندگی شل هستند. به ‌محض آنکه با مشکلاتی برخورد می‌کنند سفت می‌شوند و حداقل خود را مثل تخم مرغ پخته نگه می‌دارند
بچه‌ها مثل تخم‌مرغ نباشید!
اما برخی آدم‌ها در بلاها و سختی‌ها نه‌ تنها خود را نمی‌بازند، بلکه به محیط انرژی هم می‌دهند! آن‌ها از محیط اثر نمی‌گیرند بلکه محیط را تغییر می دهند. آن‌ها مثل قهوه عمل می‌کنند. تمام محیط را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند، تمام محیط را معطر می‌کنند. به زندگی رنگ و طعم می‌دهند و این‌ها هستند که زنده می‌مانند و زندگی‌ساز هستند……
مثل قهوه باشیـــــــــــــــــــــــــــــد…

تاها چطوری باید دانلود کنیم میگه اسم فایل را بگید من نمیدونم چطوری میشه نمیشه نرم افزار را اینجا بذارید

سلام بر پریسا.
من از دیشب اوایل کامنتها بودم.
خیلی منتظر شما و دوستای دیگه بودیم.
خانم کاظمیان هم تنها در بخش خانمها نشسته بودن که ما شرمنده شون شدیم.

من تا ۲۲۵ کامنت را خونده ام، حالا دو برابر شده برم بخونم و دوباره بیام!

یاااااا حضرت گوووریییییییییل!
عدسی تو چیجوری میخای ایییییین همه کامنتو بخونی!

سلاااااآااااآااام هادی،بقول عمو چشمه گلا رو آآآب دادی،خخخ

سلام آقای چشمه نه خدا را شکر شما ها بودید دشمنتون شرمنده من همینجا از همه ی اونایی که منو تنها نذاشتند تشکر میکنم

آموزش خاموش کردن مانیتور لبتاپ
۱. دکمه استارت یا ویندوز رو بزنید
۲. با دکمه جهت نمای بالا بروید رو all Programs و با جهت نمای راست آنرا باز کنید
۳. با جهت نمای پاین بیایید پایین تا به accessories برسید آن را با جهت نمای راست باز کنید
۴. دوباره با جهت نما بیایید پاین تا به Connect to a Projector برسید روش قرار بگیرید و اینترش کنید
۵. با جهت نمای چپ یا راست بر رو Projector قرار بگیرید و اینتر کنید
۶. تب بزنید و بر روی save Changes اینتر کنید
۷. تماام خاموش شد

بچه ها حالا که کامنت‌دونی‌مون شماره‌بندی شده ی آموزش کوچکولو واسه کسایی که مث خودم مبتدی هستند و بلد نیستند کامنت مورد نظر‌شون رو بعد از مراجعت دوباره با jaws پیدا کنند:
۱. هر کامنتی که میخوانید یک شماره بالای سرش دارد. آن شماره را به یاد بسپارید. مثلا من تا کامنت ۴۱۰ خوانده ام و این شماره را به یاد میسپارم یا جایی یادداشتش می کنم.
۲. دفعه ی بعدی که به کامنت های صفحه ی پست قهوه‌خونه یا هر پست دیگه ای برمیگردید:
a. اول کلید های control+f را بزنید تا jaws findظاهر شود.
b. حالا شماره ی آخرین کامنتی که خوانده بودید را بنویسید. مثلا من ۴۱۰ را مینویسم.
c. کلید enter را بزنید. مشاهده میکنید که بر روی آخرین کامنتی که خوانده بودید قرار دارید.
d. کافیست با کلید جهتی پایین حرکت کنید تا کامنت های بعدی را ببینید.
e. در ضمن، اگر از JAWS استفاده می کنید می توانید با فشار حرف i روی شماره ی کامنت ها حرکت کنید.
۳. چاکر همگی‌تون، مجتبی.

بچه ها صاحبش هم اومد
آقا مسعود یعنی کجا بودید تا حالا؟.

سلام بر عمو چشمه گرامی عموی محله
بعله که شیطان رجیمی بوده “البته کماکان هستش”

پریسا جون در زمان ما هم بعداً در کتاب های تاریخ آیندگان داستان های حکمت آمیز واضحمون رو خواهند نوشت
و متأسفانه الآن اون کتاب ها در دست رس من نیست که فقط به خاطر شما یکی دوتاشون رو اینجا بذارم
حالا من می‌گم از همین ها عبرت بگیریم تا ببینیم خدا چی می‌خواد … بنده خدا چه کاره است آیا؟

راستی سلام بر آقای عباسی و آقا یا خانم روجیار که من فکر می کنم جناب روجیار آقا هستند و خب کماکان منتظر پستشون که اوون قهوه خونه بشارتش رو دادند هستیم …..

برای درمان ریزش موی سر باید کمبود ویتامینB را که باعث آن شده رفع کرد.

انواع پیازهای خوراکی و سبزی‌هایی مانند تره، سیر و موسیر برای تقویت مو مفید هستند و همچنین می‌توان موهای سر را با ماست شست‌وشو داد چون از ریزش مو جلوگیری می‌کند.

برای درمان ریزش موی سر باید کمبود ویتامینB را که باعث آن شده رفع کرد. وی ادامه داد: سبزی‌هایی مانند تره، سیر و موسیر برای تقویت مو مفید است. برای درمان ریزش موی سر باید کاری کرد تا جریان خون در زیر پوست سر تحریک شود. این متخصص طب سنتی گفت: همچنین می‌توان علاوه بر استفاده از انواع پیاز خوراکی و سبزی‌ها، موها را با ماست شست‌وشو داد چون آب ماست از ریزش مو جلوگیری می‌کند.

همچنین گفته می شود که یکی از علل ریزش مو علاوه بر کمبود ویتامینB، کمبود گوگرد در بدن است. این ماده معدنی در پیاز نرگس، پیاز عنصل و همچنین در انواع سبزی ها مثل تره، سیر و موسیر به وفور یافت می شود.

برای به جریان انداختن خون در سر می توان موها را ماساژ داد به شرطی که صابون و شامپو قلیایی نباشد. وی افزود: مقدار کمی سیر را نیز می توان رنده کرد و بعد به آن مقداری عسل اضافه و مخلوط کرد و بر سر مالید.

این متخصص طب سنتی تصریح کرد: همچنین برخی گیاهان در تقویت و رشد مو موثر هستند. گیاه بابونه نمونه‌ای از این گیاهان است که تارهای مو را تقویت می‌کند و آسیب‌های مو را به حداقل می‌رساند.

هادی، چندتا کامنت از روی هدینگ پاسخ انتشار پیدا نکرده و پاسخ به کامنت شخصی بوده، برای اینه که چندتا کامنت به شماره ها اضافه شده.
بچه ها مراقب باشید توی قهوه خونه فقط از روی هدینگ پاسخ دهید کامنت بذارید، ممنون.

نمی دونم کی این وظیفه خطیر آب دادن به گلها رو گردن من گذاشت خدایااااااااااا خخخخخ

مررررررسی مدیر.
دمت گررررم.

نخودی داشتم کامنتا رمو میخوندم.

نه اعمو بمولا اشتب شده
من همیشه اوی هستم یعنی اسکایپ رو آف یا آن نیستم اگه دقت کنی مثل یه کم بینا هستم نه بیناییم معلومه نه نابیناییم
خلاصه عمو اگه پیام دی جاز یا مینا خوند بدون که هستم و ارسال شده ولی اگه نخوند متن پیام رو بدون که نیستم آهان راستی اینم بگم اگه صفحه رو عوض کنی بری یه صفحه دیگه متن رو میخونه و من هم اوایل اینجور فکر میکردم ولی وقتی پیامی به کسی میدم یه چند ثانیه پنج تا ده صانیه وای میستم اگه نرفت میفهمم هستش
خلاصه شرمنده .
خانم نخودی خیلی باحال بود شیطونه . دلم شیطون محترم و عاقل رو میخواد
بعدش بچه ها اگه بریم حضوری صحبت کنیم این جمع ها رو خیلی حالا میده بمولا نظرتون چیه کمی همت مالی و جانی کنیم بسم الله بگیم .
شاید دیگه برم دوستام دارن میان توی اسکایپ هم میام
فعلا .

نخودی و تاها،میسی زیااااد از مطالب مفیدی که اینجا گذاشتید

سلاااام بر حقوقدان بزرگ محله خانم نخودی معذرت میخواهم ندیدمتون من نبودم پارس آوا بود تقصیر با این مینا بود.

آریا با عرض شرمندگی جسارت نباشه ولی مرحله ی یک تا چهار آموزشت رو من خلاصه میکنم یعنی به جای یک تا چهار به بچه ها بگو ابتدا دکمه های start+p را فشار دهید. بعدش از مرحله ی پنج به بعد انجام بدید. امتحان بکن ببین میشه آیا؟

سلاااااام مهدی جون.
از عمو چشمه بگیر.
مرغابی شکار کرده چه مررررغااااابیااااییی.
عمو جون مهدی رو دریاب.

می‌گم من در مرحله چهار متوقف شدم یعنی گزینه کانکت تو ا پروژکت رو نیافتم یعنی ندارمش …..
ولی شدیییید ممنون آقای آریا خعلی زیاااد تر از زیاد…..

سلام طه جان من همه سلامهام رو جمع کردم در یک نوبت تقدیم شما کنم.
راستی مرسی از مطالب پزشکیت

فدات مجتبی جان الان تست میکنم دباره میزارم عزیز
نه بابا شما ببخشید که من یخورده که نه خیلی مبتدیم خخخ

مسعود، بیا این مرغابی رو بین خودت، شهروز و مهدی تقسیم کن.

بچه ها این یکی هم قشنگه حتمی بخونیدش:

سر تا پایم را که خلاصه کنند
می شود مشتی خاک …!
که ممکن بود ؛
خشتی باشد در دیوار یک خانه !
و یا شاید خاکی در گلدان !
یا حتی غباری بر پنجره … !
اما مرا از این میان برگزید برای نهایتشرف…
برای انسان بودن …
و پروردگارم که بزرگوارانه اجازه ام داد به :
نفس کشیــــــدن …
شنیـــــدن …
فهمیــــــــدن …
احساس کــــــردن …
و من مشتی از خاکمکه خـــــدایم اجازه ام داد بـــــه:
انتخاب و تغییـــــر
بـــــــه شوریــــــدن
بــه عشــــــق
وای بـــــــــر من
اگر قـــــدر ندانـــــم …

راستی مجتبی میگم اگه مشکل افزونه ی داغترین پستها فقط همینه خب میتونید یه حرکتی بزنید که پستهای قهوه خونه رو این افزونه حساب نکنه و بعد از پایان هر قهوه خونه تعداد بازدید قهوه خونه ها رو صفر کنید.
اینطوری دیگه احتیاجی به حذف این افزونه ی مفید هم نیست.

عمو چشمه : من با این هیکلم لنگ یه مرغابی کجای شکمم میمونه آخه؟ خخخخ

قضیه من با استارت p هم حل نشد ….
هعی روزگار بی وفا …..

راستی آقای خسروی با شیطون محترم چی کار دارید آیا؟

به نظر من هیچ کس از پنجشنبه تا جمعه ی قهوه خونه پست تعید نکنه چون من یکی که تا پایان قهوه خونه نمیخونمش!

نخودی ویندوزت از چه نسخه ای و چی هستش آیا؟
مثلا ویندوزت هفته یا هشت آیا؟
بعدشم ویندوزت چه نوعی هستش یعنی استارتر هست یا حرفه ای یا چی؟

واااییی خانم کاظمیان گفتی شکم‌پر؟ تا حالا بادمجان شکم‌پر خوردی؟ آی حال میده! آی فاز میده! آی جون میده! که نرو و نگو و بخور و نپرس!

می‌گم بچه ها
شما در برخورد با مسائل زندگی
هویجید؟ تخم مرغید یا قهوه آیا؟

نظر خاص دیگه ای هم اگه دارید بگید خوشحال می‌شیم بدونیم ؟؟؟؟؟

پ.ن: برای کسب اطلاعات بیشتر یه مادری به بچه هاش اون بالا یه چیز هایی گفته که براتون نوشتمشون ……

مثلاً ویندوزم اکسپیه آیا بقیه اش رو هم نمی دونم …..
واااای که چقدر تو این قهوه خونه ها آبرو حیثیت من بر باااد فنا می‌ره …. شکلک دیگه می رم ویندوزمو عوض می کنم اصلاً

آموزش خلاصه شده خاموش کردن لبتاپ

۱.دکمه های ترکیبی start+p را بزنید
۲. با جهت نما چپ و راست بر روی گزینه ی Projector قرار بگیرید و اینتر کنید
۳. ی تب بزنید و بر روی دکمه save Changes اینتر کنید
تمام به همین ساده گی خاموش شد
ممنونم از مجتبی ی عزیز

من اون بالا رو نخونده میگم تخم مرغم.
تست روانشناسی شداااااا!

سلام مهدی. آقای چشمه تقصیر من نبود تقصیر اینترنتم بود که می گفت این وقت شب روی اون پل تر تری وسط اون مرداب تاریک نمی برمت و خلاصه این شد که نباید بشه

بیا آریا جان.
اینم یه غرمه سبزی خوششششمززززه.
ملیسا سفارشی درست کرده هااااااا.
مخلفات هرچی خواستی رو میز هست. خودت برو بردار.
فقط احتیاط کن که پل نرده نداره هااااااااا!

ما وقتی میریم رامسر دوستمون برامون اردک شکم پر درست میکنه آره بادمجون شکم پر هم خوردم ولی اردک خیییلی خوشمزه هست آخه اونا رسم دارند خیلی ترشش میکنند خیلی حال میده

طرز تهیه بادمجان شکم پر ترکیه
این غذا از گوشت چرخ شده و سبزیجاتی مانند کدو، فلفل دلمه‌ای و پیاز تهیه و با سسی مخصوص به نام سس ماست سرو می‌شود.

عـادت غـذایـی ترکـیـه‌ای‌هــا
ترکیه یکی از کشورهای اسلامی محسوب می‌شود، در نتیجه آداب و رسوم غذایی مردم این کشور هم با قوانین اسلامی بیشتر مطابقت دارد. نان جزو ثابت یک سفره ترکیه‌ای
است به طوری که اگر غذایی برنجی هم بخورند در کنارش از نان استفاده می‌کنند.

محبوب‌ترین غذای ترکیه‌ای که تقریباً به یک غذای بین‌المللی شهره است «کباب ترکی» یا «دونرکباب» نام دارد که در بیشتر میهمانی و مجالسشان هم این غذا در بشقاب‌های
بزرگ در حالی که زیرش یک ورق نان پهن شده همراه با سبزیجات سرو می‌شود.

وعده غذایی ترکیه‌ای‌ها مثل خیلی از کشورهای دیگر شامل صبحانه، ناهار و شام می‌شود. صبحانه ترکیه‌ای‌ها که اقتباسی از غربی‌هاست شامل نان تست همراه با کره،
عسل، مربا، پنیرفتا و زیتون است. همچنین قهوه و چای به عنوان نوشیدنی صبحانه سرو می‌شود. یکی دیگر از نوشیدنی‌های محبوب آن‌ها شیر گرم همراه با عسل است.

برخی از خانواده‌های ترک در این کشور وعده ناهارشان حجیم است و برخی وعده شام. وقتی هوا در ترکیه کمی سرد می‌شود مردمش گرایش بیشتری به خوردن شام دارند و در
واقع در این فصل سرد وعده اصلیشان را شام انتخاب می‌کنند. راستی ترکیه‌ای‌ها بیشتر از مارگارین در تهیه ناهار و شامشان استفاده می‌کنند. آن‌ها علاقه خاصی به
خوردن سالاد نیز (به عنوان پیش‌غذا) دارند.

در مناطقی از ترکیه که ساحلی است، غذای محبوبشان غذاهای دریایی است. یک ظرف ماهی سرخ ‌شده در کنار سبزیجات آب‌پز و یک نوشیدنی خنک مثل شربت آب‌لیمو یک وعده
ناهار ساحل‌نشینان ترکیه‌ای است. اگر طرفدار غذاهای دریایی نیستید، نگران نباشید همان‌طور که گفتیم گوشت قرمز هم جایگاه خاصی در سفره غذایی ترکیه‌ای‌ها دارد.
یک تکه گوشت مرغ یا بره گریل ‌شده همراه کدو، بادمجان و یک سس مخصوص انتخاب دیگر شما برای وعده ناهار یا شام است. آن‌ها هر سال یک فستیوال با نام «فستیوال شیرینی‌ها»
دارند که در آن می‌توانید شاهد انواع شیرینی‌ها و دسرها باشید. شیرینی‌های ترکیه‌ای کمی شیرین‌تر از حد معمول است و در ترکیباتش از انواع خشکبار مثل بادام،
پسته و فندق استفاده می‌شود.

مـواد لازم برای ۴ نفر:

table with 3 columns and 9 rows
 بادمجان
۶ عدد 
۱۵۰ کیلوکالری 
گوشت چرخ‌کرده
۳۰۰ گرم
۵۵۰ کیلوکالری 
برنج
۳/۱ لیوان
۵۰ کیلوکالری 
روغن کانولا
۲ قاشق غذاخوری
۱۸۰ کیلوکالری 
پیاز خردشده
۱ لیوان
۲۵ کیلوکالری 
گوجه‌فرنگی
۲ لیوان
۵۰ کیلوکالری 
لیموترش
۱ عدد  
۵ کیلوکالری 
جعفری خردشده
۱ لیوان
۲۵ کیلوکالری 
نمک و فلفل سیاه
به مقدار لازم
۰ کیلوکالری
table end

طـرز تـهـیـه:
* برای شروع، بادمجان‌ها را نصف کرده و کمی از داخلشان را خالی کنید.
* در تابه‌ای پیازها را در روغن تفت دهید تا طلایی شوند.
* آنگاه گوشت، نمک و فلفل سیاه، گوجه‌فرنگی‌های خردشده و جعفری را اضافه کنید.
* برنج را نیز بعد از شستشو به مدت ۱۰ دقیقه حرارت داده و پس از آبکش کردن به محتویات گوشت بیفزایید.
* حالا بادمجان‌ها را با مخلوط آماده شده پر کنید و در داخل یک قابلمه بچینید.
* علاوه بر بادمجان‌ها یک لیوان آب و آب‌لیمو را نیز اضافه کنید و اجازه دهید تا به مدت ۴۰ تا ۵۰ دقیقه تمامی محتویات در کنار هم پخته شوند.

مـقـدار کـالـری
این غذا دارای ۱۰۳۵ کیلوکالری انرژی است و اگر ۱۲ عدد بادمجان با این مواد پر شود، هر یک دارای ۸۶ کیلوکالری انرژی خواهد بود که البته همراه شدن نان با این
غذا به میزان کالری دریافتی می‌افزاید.
***
و اما طرز تهیه بادمجان شکم پر مازندرانی غذایی که من خوردنش رو تجربه کردم
آماده سازی: ۱ ساعت
مدت انتظار: ۱ ساعت
مجموعاً: ۲ ساعت
——————————————————————————–

مواد اولیه :
برای ۳ نفر
بادمجان
بادمجان
۵عدد
گوجه فرنگی
گوجه فرنگی
۳عدد
پیاز
پیاز
۳عدد (رنده شده)
گردو ۲۰۰گرم
سیر
سیر
۳حبه
سبزی ۱پیمانه ساطوری شده (چوچاق و اناریجه یا سبزی معطر)
رب انار نصف پیمانه
نمک به میزان لازم
فلفل به میزان لازم
زردچوبه به میزان لازم
روغن به میزان لازم
بادمجان شکم پر مازندرانی

طرز تهیه:
ابتدا بادمجان‌ها را پوست گرفته و نمک می‌زنیم و اجازه میدهیم مدتی استراحت کنند تا تلخاب آنها برود. سپس شسته و خشک می‌‌کنیم. وسط بادمجان‌ها را یک چاک می‌‌دهیم
به طوری که از ابتدا و انتها جدا نشوند و مناسب پر کردن مواد داخلشان باشند. بادمجان‌ها را در تابه با روغن سرخ کرده و کنار می‌‌گذاریم. داخل گوجه‌ها را نیز
خالی کرده و پوره آنها را کنار می‌‌گذاریم. گردو را پودر کرده، سیر و پیاز را رنده زده و سبزی‌ها را خرد می‌‌کنیم همه مواد را با هم مخلوط نموده و رب انار،
زردچوبه نمک و فلفل را به آن می‌‌افزاییم و این مواد را کمی تفت می‌دهیم تا آب آن کشیده شده و کمی سرخ شود. مواد آماده شده را در شکم بادمجان سرخ شده ریخته،
داخل گوجه‌فرنگی‌ها را نیز با مواد پر می‌‌کنیم و در تابه‌ای می‌چینیم، پوره‌های گوجه‌فرنگی را در تابه کنار بادمجان‌ها قرار داده و یکی دو قاشق از مواد تفت
داده شده و نصف پیمانه آب می‌ریزیم و در تابه را می‌گذاریم تا باحرارت ملایم بخارپز شود.
——————————————————————————–

نکات
۱) به جای چوچاق و اناریجه می‌‌توانید از جعفری گشنیز و نعنا استفاده کنید.
۲)می‌توانید اول داخل بادمجان‌ها را با مواد تفت داده شده پر کرده و بعد آنها را سرخ کنید.یا آنها را درون فر بپزید.
نوش جان

وااااییی
مدیر از عسل سخن ب میان آوردی یاد شهرووووز افتادم. خخخخ

ملیسا جونم هستی الآنی آیا؟
می‌گم شما از یلدا خانمی جون خبری داری آیا؟ دیگه نیستش ؟ دلمون خیلی براش تنگ شده شدییید؟
خب من فقط شما رو می‌شناختم که حدس می زدم یعنی می زنم دستت بهش برسه؟ بقیه بچه ها هم هرکی خبری داره بیاد بگه که بعدی تفتیش عقاید ممکنه بشید ها ….؟؟؟؟؟

شکلک گریه
آدم خوبی بود این شهروز.
خدا رحمتش کنه.

ممنونم مهدی تو چطوری خوبی؟ وای من گشنمِ! عاشق غذا های ترشم و در مقابل از غذایی که غذا باشه و شیرین باشه خوشم نمیاد. غذا باید غذا باشه شیرین باشه که میشه شیرینی. راستی جدی شهروز و پرواز رو ندیدم. برید۱چرخی بزنید سقوط نکرده باشن پایین!

اگر قصد ازدواج و انتخاب همسر دارید مراقب این تله های فریبنده باشید.

انتخاب همسر مناسب مهم‌ترین انتخاب زندگی است و یک اشتباه کوچک در این انتخاب می‌تواند بهشت رویاها را به جهنم تبدیل کند و جالب اینجاست که اکثر مردم درست زمانی که فکر می‌کنند که بهترین تصمیم را گرفته‌اند مرتکب بزرگ‌ترین اشتباهشان می‌شوند.

بنابراین اگر می‌خواهید شریک زندگی‌تان را انتخاب کنید مراقب باشید که از حول حلیم با سر توی دیگ حلیم نیافتید و پایتان توی یکی از ده‌ها تله‌ای که در مرحله انتخاب ممکن است پیش پایتان پهن شده باشد گیر نکنید.

تله اول : زیبایی
شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می‌شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب انتخابی بیشتر از حد معقول باشد، دردسرها شروع می‌شود. بهتر است قبل از این که کسی را به عنوان همسر انتخاب کنید، اولویت‌هایتان را مشخص کنید : با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می‌دانستید؟ در این صورت می‌توانید فکر کنید که او همسر مناسبی برای شما خواهد بود.

تله دوم : موقعیت اجتماعی
موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال اشتباه در انتخاب همسر را به شدت بالا می‌برد. عناوین و موقعیت‌های چشمگیر به راحتی می‌توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تأثیر قرار دهد و چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می‌کنیم، در حالی که با «خود» او زیر یک سقف می‌رویم – شما در داخل خانه مجبورید با یک آدم منهی شغل و عنوانش زندگی کرد.
در چنین شرایطی باید فکر کنید اگر طرف مقابل چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی‌های دیگر او شما را به خود جذب می‌کند؟

تله سوم : عشق بی‌اندازه
عشق یکی از لازمه‌های ازدواج است، اما برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می‌کنید، منتظر باشید که روزی به خاطر نفرت از هم جدا شوید!
یکی از خطرناک‌ترین شرایط انتخاب همسر زمانی است که «عاشق» می‌شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تأثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی‌توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. اما واقعیت این است که مغز در حالت هیجان‌زدگی نمی‌تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین خود عاشق جز خوبی چیزی نمی‌بیند.
در واقع چشم عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می‌بیند و از پشت این عینک همه چیز بهتر از آن چه که هست دیده می‌شود اما. فقط مشکل اینجاست که ما نمی‌توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می‌کند.
اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده‌تان تصمیم بگیرید.

تله چهارم : احساس تنهایی
تنهایی‌های دوران مجردی گاهی تحمل‌ناپذیر می‌شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می‌شوند ممکن است ما به دلیل مجرد بودن نتوانیم در جمع‌شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه‌های فامیل به مسافرت می‌رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی‌گردند که همسرشان در انتظارشان است اما ما به خانه‌ای می‌رویم که در و دیوار منتظرمان است و همین جاست که زنگ‌های خطر به صدا درمی‌آید.
تنهایی مفرط ساده‌تر از آن چه فکرش را بکنید می‌تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تأسف می‌خورید، کسی پیدایش می‌شود فکر می‌کنید که می تواند شما را از تنهایی نجات دهد در حالی که بهتر است.

فکر کنم می‌شود تنهایی را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف کرد و به فکر حل مساله از طریق ازدواج نیافتاد اما بعد از اینکه از عمق تنهایی کاسته شد، می‌شود تصمیمات بهتری گرفت.

تله پنجم : عجله
شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه‌شان را ببینند. شما خواهر بزرگ‌تر هستید و ازدواج خواهر کوچک‌ترتان در گرو ازدواج شماست. یا اصلاً سن شما بالا رفته و احساس می‌کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد نباید باعث شود که شما عجولانه و نسنجیده تن به ازدواج بدهید.

در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می‌گیریم، امکان اشتباه کردن‌مان چندین برابر می‌شود پس اجازه ندهید آینده زندگی‌تان قربانی عجله شود.

تله ششم : شناخت ناقص
با کسی قرار ازدواج گذاشته‌اید و به قصد شناخت برای ازدواج با هم در ارتباط هستید، اما ارتباط شما محدود به کافی‌شاپ رفتن آخر هفته همراه دوستان یا ارتباط تلفنی است. بگذارید خیالتان را راحت کنیم: اگر ۲۰ سال هم آخر هفته‌ها با این فرد بیرون بروید و هر روز ساعت‌ها با او تلفنی صحبت کنید، باز هم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است!

وقتی با یک نفر ازدواج می‌کنیم، در واقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی‌اش، خانواده‌اش، گذشته‌اش، آینده‌اش، افکار و اخلاقش و هم‌چنین با جسم او ازدواج کرده‌ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد «کافی شاپی» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناخته‌اید، یا با شخصیت مجازی او (که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شده‌اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی‌آید. ما زمانی می‌توانیم به شناخت کامل‌تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت‌های مختلف رو به رو شده باشیم.

تله هفتم : بحران روحی
در رابطه‌ای شکست خورده‌اید، هنوز زخم‌هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده‌اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی‌تان برنگشته‌اید : حال شما و نیاز شما به یک همدم قابل درک است، اما این حالت اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم‌گیری در مورد ازدواج نیست.
بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می‌آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کردیم.

تله هشتم : سرخوشی و هیجان
در عروسی دخترخاله‌تان که خیلی به شما خوش گذشته با کسی آشنا شده‌اید که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهایتان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می‌کنید شادی وصف‌ناپذیری را در خود احساس می‌کنید. احساس خوبی است! اما اگر هنوز رابطه‌تان جدی نشده، دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب غلط قرار گرفته‌اید!
هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می‌دهد. اسم این حالت «جوزدگی» است. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می‌شویم و کارهایی می‌کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می‌گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می‌افتد. اشتباه بزرگی است که به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم.
در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و مجددا درمورد این شخص فکر کنیم. در اکثر موارد انتخاب‌های هیجانی بعد از مدتی از چشم‌مان می‌افتند.

تله نهم : چشم و هم چشمی
متاسفانه چشم و هم چشمی همیشه چشم ما را به روی بسیاری از واقعیات می‌بندد و امکان درست دیدن را از ما می‌گیرد. اگر احساس می‌کنید در شرایطی هستید که میل به کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجتان دارید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.
از کجا می‌فهمیم که تصمیم‌گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از این جا که مدام در حال مقایسه کردن مورد خودمان با مورد ازدواج کسی هستیم که حسادت ما را برانگیخته و این خیال رهایمان نمی‌کند که ازدواج بافلان آدم چطور می‌تواند حال او را بگیرد و دل شما را خنک کند.
توصیه می‌شود برای این جبران و رو کم کنی، راه‌های دیگری به جز ازدواج را درپیش بگیرید

آقای مدیر محله
می‌گم من فهمیدم شما قراره طی یه سری کارهای اداری و اینا برید ترکیه بعد اونجا یه دختری هست که بادمجون شکم پر براتون درست کرده دیگه دوتایی با هم بهمون شیرینی بدید خخخخخ
می‌گم حالا این روغن کالونا چی هست آیا؟
راستی ممنون دیگه تصمیم کبری گرفتم ویندوزمو عوض کنم …. تا قهون خانه آینده ان شا الله…..

شهروز، پرواز، نیستندشون الآن پیداشون میکنم کاری که نداره شهروز …پخخخخخخخخپخخخخخخخخپخخخخخخخخخخپخخخخخخخخخخخخ پرواز …پخخخخخخخخپخخخخخخخخخخخخخپخخخخخخخخخخخپخخخخخخخخپخخخخخخخخپخخخخخخخخخپپخخخخخخخخخخخ فکر کنم دیگه بیاند!

بچه ها چرا جواب خانم کاظمیان رو نمیدید؟

بچه ها عباس کاظمی داره با تایید دیدگاه وارد میشه، برید بالاتر کامنتهاش رو بخونید.

راستی نخودی، من ترجیح میدم تو گوشکن بیشتر پستهام اندروید و چیزایی که بیشتر احتیاج بچه هاست و کمتر بهش پرداخته میشه باشه که خب اونم نمیشه خخخخخ.

دوستان، شهروز فعلا بیرون از منزل هست و تا حدودا ساعت شش میاد قهوه خونه و قول داده که حسابی بترکونه.

درودی دوباره.
بچه ها آگاهی دارید که کامنتها شماره گذاری شده اند.
ممکن است این اقدام خوبی باشد حرفی ندارم اما از مجتبی میخواهم که شماره همراه با اسم کامنت گذارنده باشه. مثلا بگه ۴۹۵ عمو حسین.
گاه لازمه که کامنتهای اشخاص خاصی را بخونی و اگه شماره همراه با اسم اعلام بشه خیلی بهتره. این میگه هم برداشته بشه. یا قشنگ بگوید می گوید مثلا عمو حسین می گوید نه اینکه عمو حسین میگه. آخه چقدر گه گه بشنویم خخخخ خخخخ