جستجو
Close this search box.
جستجو

ترانه خوان خوب و ترانه خوان بد.

سلام و وقت بخیر.

امیدوارم که حال همه ی شما خوب باشه و همیشه در زندگی موفق باشید.

امروز اومدم با یک بحث دیگه ولی اینبار در مورد خانندگان.

قصد دارم نظرم را در مورد خانندگان خارج از ایران و داخل ایران بیان نمایم و از شما هم بخواهم که نظرتان را بیان نمایید.

بنا بر این در بخش دیدگاه ها منتظر شما هستم.

از کودکی علاقه ی زیادی به موسیقی داشتم و بیشتر هم آهنگ های خانندگان خارج از ایران برایم جذاب بود و شاید اکثر وقت خود را با گوش دادن به این گونه آهنگ ها سپری میکردم.

از همان کودکی در رادیو و تلوزیون و حتی از زبان این و آن میشنیدم که گوش دادن به آهنگ های خانندگان خارج از ایران گناه است و آنها همه کافرند و شعرهای آنها فقط محتوای نامناسب دارد.

ولی در هر حال من کاری با این حرفها نداشتم و به کار خود ادامه میدادم تا اینکه بزرگتر شدم و کم کم با ورود خانندگان جوان به عرصه ی موسیقی در داخل ایران و با گوش دادن به آهنگ های آنها با خودم فکر کردم که چه فرقی بین محتوای این اشعار با اشعاری که خانندگان خارج از ایران استفاده میکنند است.

چرا که اگر دقت کرده باشید و علاوه بر منتخب آهنگهایی که از یک خاننده در رسانه ی ملی پخش میشود سایر آهنگ های آنها را نیز گوش دهید متوجه ی این موضوع میشوید.

من فکر میکنم که اگر مانعی ساختگی که اکنون وزارت ارشاد بر سر راه آنها گذاشته نیز نبود تا چند روز دیگر اقدام به انتشار ویدیو های آنچنانی نیز از آهنگ هایشان میکردند.

البته من هیچ شکایتی از این خانندگان پر توان و خوش صدای کشور ندارم و بلکه پرسشم این است که چرا به دروغ این اشعار را ضد اخلاقی میدانند و خود اقدام به پخش آنها در رسانه ی ملی و مهمتر از آن دادن مجوز به آنها میکنند؟

به نظر من که نمیتوان با خاندن یک یا چند آهنگ در مورد امامها و اشخاص دینی ایمان خود را نشان داد.

چرا که خیلی از خانندگان بودند که قرآن میخواندند و اکنون ترانه خوان هستند و میتوان کسانی را پیدا کرد که در حالی که ترانه خوان هستند افرادی با ایمان هستند مانند حبیب که چند وقت پیش وارد ایران شد.

بنده اسم این افراد را بیان نمیکنم و هیچ وقت قصد توحین به آنها را ندارم و فقط میخواهم بگویم که گاهی پیش میآید که افراد آنچه در دل دارند بر زبان نیز بیاورند و در رفتار خود نشان دهند.

همان گونه که پیشتر عده ای از خانندگان برای رسیدن به آنچه در دل داشتند به خارج از ایران مهاجرت کردند تا به آن برسند.

در پایان امیدوارم که اگر مانعی است برای همه باشد و اگر هم نیست برای هیچکس نباشد.

سالم و سربلند باشید.

خدا نگهدار.

۱۵ دیدگاه دربارهٔ «ترانه خوان خوب و ترانه خوان بد.»

سلام محمد.
حرف جالبی زدی.
ولی اختلاف نظر بالا هست.
اصولاً اگر به حرام بودن باشه مثلاً یکی از آهنگهای آقای چاوشی که میاد اینجوری میخونه.
ای شاخه تر برقصا.
جان پدر برقصا.
من که خودم ریتم رقصم گل میکنه.
خوب دیگه اینکه از لحاظ مترب و رقصآور بودن از مثلاً معین که کمتر نیست.
حد اقل این خواننده ها دارای صدایی خوش هستند و کمی شعرهایشان آراسته به معقولیت هست.
نه همونطور که آقایان مراجع اعلام کردند ملاک پخش در صدا سیما نیست.
بیشترین استدلال بر حرام بودن بعضی یا تمامی موسیقی ها میتواند دور کردن انسان از یاد خدا باشد که من با اینجور استدلالی تا حدی کنار آمدم.
چون مثلاً هر تراک موسیقی معادله یک نماز مثلاً چهار رکعتی هست حالا چهار رکعت عبادت خالصانه کجا و شنیدن موسیقی هایی که بعضاً بی فایده هستند کجا؟
ربط چندانی به داخلی یا خارجی بودن نداره.
در ضمن انسان باید عقیده اش صحیح باشه وگرنه با خواندن چند آهنگ انقلابی عقیده ی آن خواننده دگرگون نمیشود.
به نظرم جدیداً خواننده ها با خواندن آهنگهای مذهبی یا انقلابی قصد دست و پا کردن شهرت را برای خود دارند.
من خودم آهنگهای اول انقلاب را بیشتر میپسندم.
احساس میکنم مخلصانه تر و بی ریاتر هستند.
فعلاً در پناه حق.

سلااام
وای چه بحث جالبی
از همه جالبتر اینکه یه همچین بحثی تو ذهن من هم بود
آقا اجازه فقط معین یعنی اول و یکی به آخر مونده معین و بعد
رضا صادقی
محمد علی زاده
راستی از قدیمیها هم ابی و هایده قشنگ میخونن
واییی نیان فیلترر کنن خخخ
راستی علیرضا افتخاری شجریان محمد اصفهانی
مجید اخشابی
دیگه کیا فعلا یادم نمیاد اینا همشون قشنگ میخونن
منم والا یه جورایی نفهمیدم اینا بر چه اساسی مجوز میدن, این محسن یگانه به نظرم اصلا نمیتونه آهنگهاش مجاز باشه برعکس بعضی از خواننده ها به نظرم مجازتر از محسن یگانه میخونن
پست جذابیه مرسی

سلام بر محسن و خانم زهره.
امیدوارم که حالتون خوب باشه.
محسن جان درست میگویی.
تقریبا بیشتر خاننده ها در ایران امروزه سعی میکنند با خاندن یک یا چند آهنگ مذهبی یا انقلابی یا به قول تو شهرتی به هم بزنند یا اینکه احتمال یک درصد اعتقاد قلبی به آن دارند که من دومی را هیچ وقت باور نمیکنم.
چرا که وقتی سایر آهنگهای آن خاننده را گوش میدهم زمین تا آسمان با آن آهنگ فرق میکنند.
البته به نظر من برای این سازمانها حتما سودی دارد که آهنگهای آنان را پخش میکنند و به دروغ حرام و حلال راه انداخته اند.
موفق باشی.
خانم زهره بیا اید به نظر من از کسانی که خارج از ایران هستند اسمی نبریم تا شاید همان گونه ای که گفتید دوباره درد سر درست نشود.
در هر حال از دیدگاه شما نیز سپاسگزارم و باید بگویم که خودم نیز اکثر خانندگان داخل ایران را دوست دارم و همیشه کارهای آنها را دنبال میکنم.
امیدوارم ی نفر که از طریقه ی مجوز گرفتن از وزارت ارشاد مطلع است بیاد اینجا و به ما هم توضیح بدهد.
در پایان دوباره میگم که من شخصا با هیچ کدام از خاننده ها مشکلی ندارم و فقط میخواهم قوانین برای همه به یک نحو اجرا شود و فرقی بین خاننده ها فقط برای خواندن یک یا چند آهنگ مذهبی یا انقلابی به وجود نیاید.
امیدوارم موفق باشید.

سلام.
من قدیمترها بیشتر از مجید اخشابی خوشم میومد. به خاطر تیتراژهایی که خونده بیشتر. الآن هم مجید اخشابی رو دوست دارم. ولی بیشتر از همه عاااااشق حامد زمانی هستم. برای آهنگهای ملی و میهنی و مذهبی و کلا اینجور آهنگهاش. در مورد مجوز هم که من آهنگهای اونور رو نشنیدم. پس خیلی نمیتونم نظر بدم.
آهنگهای خوانندگان دیگه رو هم خیلی گوش نمیکنم. به جز اونهایی که یا نستالژی دارن و یا موضوعشون همون موضوع آهنگهای حامد زمانیه. از نظر من هم هر آهنگی ارزش گوش دادن رو نداره.حالا اینکه چه آهنگی ارزش گوش دادن رو داره بستگی داره به خود اون فرد و علایقش. موفق و مؤید باشید. یا حق.

سلام علیرضا.
خوبی؟ خوشی؟ دانلود رایگان رو به کجا رسوندی؟
امیدوارم هر جایی که هستی بهت خوش بگذرد.
خوشحالم کردی که دیدگاهت را بیان نمودی.
در مورد اینکه هر کس خودش باید تصمیم بگیرد که از چه نوع آهنگی و چه خواننده ای خوشش میآید حق با توست ولی بحس ما این است که به چه دلیل افرادی که آهنگهایشان تقریبا با آهنگهای خوانندگان خارج از ایران فرقی نمیکند در ایران مجوز پخش میگیرند؟
البته بعضی ها را هم وقتی از مسئول مورد نظر میپرسند میگوید آنها زیرزمینی هستند و از سوی ما مجوز دریافت نکرده اند.
در این صورت نیز به دروغ آنها را دستگیر میکنند ولی روز بعد با کمی رشوه میتوانند خود را خلاص کنند و دوباره به خواندن ادامه دهند.
البته حتما راه های دیگری نیز برای آزادی ی آنها پیدا میشود که ما از آن ها بیخبریم.
در هر حال از حضورت ممنونم.
موفق باشی.

سلام سلام سلام
یعنی اگه میشد من این پست رو میلیونها بار لایک میکردم
لایک لایک لایک لایک لایک به توان بینهایت لایک خخخخ
مهدی مقدم عااااآاااالی میخونه دوست دارم آهنگاشو هخخخخ
میسی کلا از پست
خدافسی

درود بر محمد عزیز!
بحث خوبی رو مطرح کردی!
من در دو بخش نظرم رو میگم.
اول در مورد این که چرا به بعضی مجوز میدن و به بعضی نه، کاملا مشخصه.
آخه دوست من! کدوم کار مملکت ما حساب و کتاب درستی داره که این یکی داشته باشه!
یکی ممکنه باباش تو صدا و سیما آشنا داشته باشه!
یکی ممکنه دو تا کار تو دل برو برای حضرات خونده باشه!
یکی ممکنه یه پولی چیزی بده تا برای یه بارم شده کارش از رسانه پخش بشه و هزار تا سوراخ سنبه ی دیگه که برای رفع چنین مشکلاتی هست!
اصولا قانون مشخصی برای این که کدوم کار مجوز میگیره و کدوم نه وجود نداره و کاملا سلیقه ای عمل میشه.
اما بحث دوم در مورد اصل قضیه ی موسیقی و محتواست.
برای تو که دوست دار آهنگهای بی کلام هم هستی خیلی راحت تر میشه این قضیه رو باز کرد.
ببین! موسیقی در وهله ی اول یه هنر کاملا آزاد از محتوای شعری محسوب میشه و بعد مثل سایر هنرها میتونه با محتوای دیگه ای ترکیب بشه.
ولی خیلی از ما موجودیت موسیقی رو به عنوان یه هنر مستقل یا نمیپذیریم یا برامون نهادینه نشده.
به نظر من موسیقی خودش به تنهایی در بسیاری موارد برای تسکین روح و روان، شادی آفرینی، تهییج و سایر موارد کافی هست.
حالا وقتی محتوای کلامی هم بهش اضافه میشه میتونه تأثیرش رو بیشتر یا کمتر کنه.
وقتی یک موسیقی میتونه تکان دهنده و ماندنی باشه که از عمق وجود هنرمند سرچشمه بگیره و به قول معروف کار دل باشه.
مثلا شما اثر جاویدی مثل ای ایران با شعری از حسین گل گلاب و ساخته ی زنده یاد خالقی رو در نظر بگیرید.

در شهریور ۱۳۲۳ که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین، تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب در خیابان هدایت می‌بیند که یک سرباز انگلیسی در حال کتک زدن و فحاشی به یک بقال ایرانی است. حتی به یک افسر نظامی هم که به قصد مداخله وارد ماجرا می‌شود، سیلی محکمی می‌زند. گل گلاب، پس از دیدن این صحنه، با چشمان اشک‌آلود به دیدن روح الله خالقی، موسیقیدان می‌رود و ماجرا را تعریف می‌کند و می‌گوید:

«کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی می‌زند؟» روح الله خالقی می‌گوید: ناراحتی تأثیری ندارد. بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم.‌‌ همان جا مرحوم گل گلاب شروع به زمزمه شعری می‌کند که با تکمیل آن خالقی موسیقی را می‌نویسد. بنان نیز آن را می‌خواند. ظرف یک هفته، تصنیف ای ایران با یک ارکستر بزرگ ساخته می‌شود.

طبیعیه که چنین اثری تا قرنها هم جذابیت و گیرایی خودش رو حفظ میکنه.
اون وقت ما میخوایم کارهای امروزی رو که بعضی اوقات حتّی آهنگسازی هم ندارن و صرفا با ترکیب چندتا سمپل ساخته میشن و بعد هم شعری آبکی روشون گذاشته میشه مقایسه کنیم و خب نتیجه ای غیر از این نداره که هر روز مثل علف هرز آهنگ پشت آهنگ ساخته و خونده میشه که وقتی گوش میدی میبینی یه جور شباهت خاص بین همه‌شون هست و بعد از چند بار گوش دادن دیگه آدم رو جذب نمیکنن.
حرف در این مورد خیلی زیاده و همین الانم چند برابر اصل پست نوشتم.
تا ببینیم بعدا به کجا میرسه و شاید بازم اومدم و مواردی رو عرض کردم.

سلام سعید جان.
تقریبا با همه ی حرفهایت موافقم ولی فکر میکنم خاننده های خارج از ایران هم اگر کمی از غرور خود کم کنند و واسه ی همان حضراتی که گفتی نفری یک آهنگ بخوانند میتوانند مجوز یا حد اقل اجازه ی فعالیت در ایران را بگیرند.
نظر تو چیه؟
در کل از نظرت بسیار سپاسگزارم و خواهش میکنم اگر حرف دیگری نیز داری بیان نمایی.

کسایی که دنبال اخذ مجوزند، دلیلشون معمولا مالیه.
چون بدون مجوز نمیتونن کارهاشون رو بفروشن.
ولی این مجوز دست و پای هنرمند رو تا حد زیادی میبنده و از اون به بعد اگه خواست انتقادی بخونه، باید اینم در نظر بگیره که ایکی ثانیه مجوزی که دادن لغو میشه.
ولی این موضوع برای خواننده های خارج از کشور صدق نمیکنه و اونها خیلی وقتها میتونن صدای اعتراض و انتقاد نسبت به مسائلی باشن که در داخل کشور پیش میاد!
ضمنا همون قدر که در داخل ایران کنسرتهای موسیقی تا جایی که امکانش باشه محدود میشن، خارج از کشور برعکس خواننده ها هر چقدر دلشون بخواد کنسرت برگزار میکنن و به این جهت از نظر مالی هم تأمین میشن و دیگه نیازی به اون مجوز کذایی ندارن.
یه چیزی هم تا یادم نرفته مطرح کنم.
به نظر من ارتباطی بین گوش دادن به موسیقی و فراموش کردن یا نکردن یاد خدا وجود نداره.
چون اولا هیچ مرز مشخصی برای این مسأله وجود نداره و هر کس میتونه بگه من با شنیدن فلان آهنگ و بهمان آهنگ از یاد خدا غافل نمیشم، در حالی که دیگری ممکنه نظر متفاوتی داشته باشه.
دوما اگر من انسان معتقدی باشم و یک آهنگ بتونه اعتقادم رو از یادم ببره، شاید بهتر باشه در کلیات این اعتقاد یه تجدید نظری بکنم.

سلام آقا سعید.
فکر میکنم حرفهایت درست باشه و من شخصا با این چیزهایی که تو میگویی به خیلی از پرسشهایم پیرامون این موضوع رسیدم.
در مورد اعتقاد به خدا کاملا حق با توست و نمیتوان با گوش دادن به یک آهنگ به اصطلاح غیر مجاز گفت که او بی ایمان است و همچنین نمیتوان به کسی که در مسجد و یا روزه ها شرکت میکند گفت که او واقعا با ایمان و دوستدار احل بیت است چرا که خودم اکثر افراد را دیدم که زمانی که در اینگونه مجالس حرف شام و یا افطاری پیش میآید به کل آن گریه ها و ناله های دروغین را فراموش میکنند و گاهی نیز بر سر لقمه ای بیشتر به گفتن حرفهای رکیک نیز میپردازند.
در کل امیدوارم این گونه مشکلات برای همیشه در جامعه ی اسلامی از بین برود و هیچ کس به ناحق به چیزی دست نیابد.
باز هم از صحبتهایت ممنونم و آرزوی موفقیت برایت دارم.

سلام سعید جان. ممنونم که نظرت را نسبت به دیدگاه من گفتید.
امروزه تأثیرات موسیقی به انواع مختلف ثابت شده.
ولی خودتون میدونید موسیقی و هنر تأثیراتش متفاوته بستگی به هدف شخص هنرمند داره.
منظورم این بود اشتغال بیش از حد به یک چیزی مثل موسیقی که بیشتر جنبه ی سرگرمی دارد ما را از کارهای جدی باز میدارد.
حالا ممکنه این امور جدی برای یک نفر عبادت باشه برای یک نفر درس باشه برای یکی دیگه چیز دیگه.
من خودم از موسیقی برای تعدیل عواطفم استفاده میکنم نه کمتر نه بیشتر.
تو مواقع خوشحالی و ناراحتی موسیقی متناسب با روحیه ام گوش میدم تا مجبور نشم همه چیز رو تو خودم بریزم.
ولی موسیقی باید اولاً پرمحتوا و ریشه دار باشه و ثانیاً پراکنده گوش بدیم مگر کسی که کار اصلیش موسیقی هست.
بازم میگم سعید اخلاقت و استدلال هات منو کشته.

سلام بر همه ی دوستان عزیزی که در این بحث شرکت کرده یا حتی نکرده ولی خوانده اند.
اگر محسن عزیز اجازه بده نظرشو اینطور اصلاح کنم که افراط در هر کاری مضر و مخرب است, حتی اگر این افراط در عبادت باشد. اسلام اجتماعی ترین دین است که هرگز نمیپسندد مردم به بهانه ی عبادت و یاد خدا از امور اجتماعی و دیگر امور فردی و جمعی بپرهیزند.
خب موسیقی هم یکی از این امور است که افراط در آن مضر و مخرب میتواند باشد. این را هم بگویم که با بسیاری از مردم نمیتوان با منطق و استدلال حرف زد چون اصولا ظرفیت این کار را ندارند ولی با زبان هنر مثل موسیقی میتوان پیام دوستی محبت عشق را بین توده ی مردم گستراند. بله من هم با ترانه هایی که القای نا امیدی شکست و سرخوردگی میکنند مخالفم, که البته متأسفانه بسیاری از جوانهای ما امروز یا به اجرای این نوع موسیقی میپردازند یا شنونده ی آن هستند. موسیقی باید تشویق کننده تهیییج کننده و آرامش بخش باشد.
و بالاخره اینکه سخنان برادر نازنینم سعید عزیز را کاملا میلایکم.

سلام و با سپاس از دوستانی که نظر دادند و این مطلب را مطالعه نمودند.
از همه ی شما که در این بحس شرکت کردید سپاس گزارم و برایتان آرزوی موفقیت در زندگی را دارم.
صحبتهای سعید و عمو حسین و محسن برایم جالب بود و مرا به خیلی از پرسشهایم رساند و حتی بیشتر از آن که انتظار داشتم اطلاعات دریافت کردم.
در نهایت فهمیدم که برای دریافت مجوز در ایران برای خانندگان اصولا دلیل خاصی نیاز نیست و برایش هزار و یک راه وجود دارد که هر خواننده یکی از این راه ها را انتخاب میکند.
البته هر کاری کردم که این همه برای برای استفاده نکنم نشد که نشد.
شما به بزرگواری ی خودتان ببخشید.
خوب موفق باشید تا یک هفته ی دیگر که ببینم دیگه چه پرسشی به سرم میزند.
خدا حافظ.

دیدگاهتان را بنویسید