هزاران درود به تک تک هم محله ای های خوب خودم. آقا تابستون شده یکی بیاد این فواره های محله رو باز کنه یکم خنک بشیم. از همگی دوستان هم تقاضا میکنم تو این ماه عزیز و پر خیرو برکت، بچه های زندگی ادامه داره رو فراموش نکنید. اول یه تشکر از دوستانی که آثار خودشون رو برای ما فرستادن. همچنان تا پایان ماه مبارک رمضان، فرصت دارین هر گونه دل نوشته، نیایش، مناجات، حکایت یا خاطره که مرتبط با ماه مبارک رمضان باشه، رو برای ما به آدرس
میل کنید. هر چی زودتر آثار شما به دست ما برسه، میتونیم در خود برنامه هم شنونده ی کار های زیبای شما باشیم. و به امید خدا، اثرات تولیدی شما در جشنواره ی رمضانی ما شرکت داده خواهد شد. توجه کنید که این آثار، میتونه هم به صورت متنی باشه و هم به صورت صوتی که میبایست با صدای خودتون ضبط کنید و واسمون بفرستین. اما بریم سراغ سی و دومین برنامه زندگی ادامه داره که امروز چهار شنبه یازدهم تیر ماه، ساعت 11 صبح، از رادیو فصلی پخش شد. در بخش پرونده، در خصوص غرفه ی ویژه نابینایان در نمایشگاه بین المللی قرآن امسال صحبت کردیم. بخش نمایشی، با موضوع ازدواج توسط بچه های نمایش که این هفته از هم محله ای های خودمون بودن، به نمایش درآمد. همینجا جا داره از خانوم ها زهرا دلیر، هممحله ای جدید، و مینا ملکی از هم محله ای های قدیمیمون تشکر کنم که به عوامل نمایش ما اضافه شدن. نویسنده و کارگردان این نمایش، محمدصادق افشاری. تهیه کننده و ادیتور این اثر هم بر عهده شهروز حسینی است. در آیتم چگونه با نابینایان رفتار کنیم، کارشناس برناممون هما هما وندی، در خصوص نحوه تذکر دادن افراد بینا به نابینا صحبت کرد. در پایان برنامه هم آهنگ با تو میخندم، با صدای رضا صادقی و شهاب رمضان، برای شما عزیزان در نظر گرفته شده. ترانه سرا، محمد کاظمی، و آهنگساز این اثر هم شهاب رمضان است.
سی و دومین برنامه زندگی ادامه داره، در حدود 30 دقیقه، و با حجم تنها 13 مگابایت، از
قابل دریافت است. بیصبرانه منتظر شرکت گسترده ی شما عزیزان، در جشنواره ی ماه مبارک رمضان برناممون هستیم.
۲۵ دیدگاه دربارهٔ «دانلود سی و دومین برنامه زندگی ادامه داره»
سلام به همراهان همیشگی کوچه ی رادیوی محل. من چندتا نکته رو اینجا باید راجع بهش توضیح بدم که به بیمعرفتی خدای نکرده متحم نشم.
اول اینکه: ما برای نمایشهای برنامه قرار از ۳ بازیگر خانوم نابینا که در روند تستگیری برنامه حوضور فعال داشتند استفاده کنیم، همونطور که بازیگران مرد نمایشهامون هم از بین دوستان نابینا انتخاب شدند.
به همین منظور سهتا از خانومهایی که کم و بیش تو محل رفت و آمد داشتند به جمع ما اضافه شدند، یعنی خانومها زهرا دلیر، مینا ملکی،(که این هفته اجراشونو در بخش نمایشی شنیدید)، و فرزانه شاهمرادی که در هفته های بعد شنونده ی اجراشون در بخش نمایش خواهید بود.
اما به این دلیل اصل برنامه قبل از اضافه شدن این دوستان به گوروه ضپط شده بود و نمایش بعدا به برنامه اضافه شد، من موقع اعلام آیتم نمایش از این دوستان اسمی نبردم که از همینجا از این دوستان عذرخواهی میکنم.
میخواستم چندتا نکته بگم ولی یکیش اینقدر طولانی شد! چه رسد به چندتاش! پس فعلا میرم که تا دفعه ی دست پرتر برگردم و در مورد مسابقه توضیح بدم.
سلام. آقای آذر ماسوله که خودشون صاحب خونه ست پس من اولم.
سلام. آخه من یه بار پرچم قهرمانیو کوبیدم سر کوچه رادیو، امیر گفت: (البته خوصوصی) آدم تو پست خودش اعلام قهرمانی نمیکنه!، بنا بر این از نظر منم شما اولیو قهرمان!!!.
دوستان سلام…
اومدم تا یک توضیح در باره بخش نمایش بدم برم!
من قبول دارم که این بخش بهتر از این ها میتونه باشه ولی دوستان فراموش نکنیم دوستانی که با ما شروع به همکاری کردن اولین تجربه رادیوییشان بود!
من همینجا ازشون تشکر میکنم و شجاعتشان رو تحسین میکنم. و قول میدم تمام تلاشم رو بکنم که در کنار این دوستان و همه بچه ها بخش نمایش رو قوی تر به روی آنتن بفرستیم…
بازم مثل همیشه فقط میتونم بگم عالی بود. توی نمایش به نکات خیلی خوبی اشاره شد. نقطه مقابلشو هم در نظر داشته باشید. یعنی دختر نابینا و پسر بینا. آهنگتونم قشنگ بود. مرسی
سلام بر دوستان عزیز وقت همگی بخیر و شادی
آقای آذر ماسوله من از شما تشکر می کنم از اینکه زمینه ای رو فراهم کردید و ما رو در برنامه پذیرفتید تا ما هم بتونیم برای برنامه ی خودمون کاری انجام بدیم و همچنین از بقیه ی دوستان تشکر می کنم که در این زمینه به ما کمک کردن به خصوص آقای افشاری که در طول ضبط کنار ما بودن و وجود ایشون باعص میشد کمتر استرس داشته باشیم به هر حال تجربه ی اولمون بو دوستان هر کاستی در اجرای من بود از شما عذر خواهی می کنم.
خوش باشید همیشه. .
خوشحالم که صدای زهرا و مینا جان رو شنیدم,, فکر کنم زهرا اون آجی بزرگه بود که حرررص میخورد,
مرررسی از همه عوامل
سلام. خوب الآن بعد از افطار و بیشتر دست و دلم به نوشتن میره.
خوب! من به شدت اعتقاد دارم به اینکه خط قرمز من عواملم و تو این مدت همه دور و با تمام توان سعی کردم از عواملم حمایت کنم، فک کنم تا وقتی که زنده باشمو تو رادیو برنامه ای داشته باشم سر این اعتقادم خواهم موند.
اینو از این جهت میگم که همه ی بچه هایی که افتخار دارم باهاشون کار کنم چه از من پرتجربه تر باشند و چه همسطح من باشند و چه اول کارشون باشه از حمایت من برخوردار خواهند بود، البته منظور از من اشکان آذرماسوله ی کمسواد و کمتجربه نیست! بلکه منظورم سردبیر و مسئول کوچک برنامه هست.
اما در مورد طرح رمضانی برنامه، همچنان ازتون میخوام مشارکت فعالی داشته باشید. قبلا هم گفتم که: آثار شما شامل همه گونه کارهای هنری و خلاقانه که قابلیت پخش از رادیو رو داشته باشه، میشه.
حالا مناجات و نیایش و دلنوشته رو به عنوان مثاگ گفتیم، ممکن برخی از دوستان بخوان یا بتونند برنامه ی کوتاه رادیویی، آثار موسیقیایی، گزارش، شعر، و بسیاری از کارهای هنری و خلاقانه رو انجام بدن که اشکالی نداره و میشه تو این طرح شرکتش داد.
اما نکته ی مهم اینجاست که آثار شما هر چه که هست باید ارتباط با ماه مبارک رمضان و حتی مناسبتهای موجود در این ماه مثل ایام شب قدر، میلاد امام حسن (ع)، و وداع با ماه مبارک و عید فطر و … داشته باشه.
ا۷م به عنوان نکته ی پایانی بگمو عرضم تمام، اگر آثار شما به لحاظ کمییت و البته کیفییت به تعداد قابل توجهی برسه این وعده رو میدیم که این طرح و به شکل مسابقه تغییرش بدیم و حتی تو عید سعید فطر یه اختطامیه ی آبرومند تو رادیو فصلی برگذار کنیم، به هر حال همه چی به استقبال شما بستگی داره.
برم که خیلی طولانی شد.
راستی بگید که بازیگران به ترتیب اجرای نقش… که حس ششم من و زهره اذیت نشه دیگه.خخخ بعد شماره تلفنا رو اعلام کردین یانه؟
سلام بر زندگی ادامه داره و عواملش ….
میگم اون خاطره شب قدریم رو هم باید ادیت کنم براتون بفرستم حسم میگه حتمی تو مسابقه برنده میشه خخخ ….. برم دانلود کنم که این بار کلی آشنا هست که باید بشنوم شون ….
ماه رمضانتون سرشار از برکت و رحمت … التماس دعا …
تبسم جان حدس زهره جون درست بود من آبجی بزرگه بودم.
سلام بچه ها واقعا خسته نباشید عالی ود کیفیت خیلی مهمه ولی مهمتر از اون اینه که شما چند نفر دور هم جمع میشید و یه کار گروهی قشنگ و با هدف رو انجام میدید البته خب کارتونم قشنگ بود خدا قوت
سلام به همه ی هم محله ای های با محبت
۱، اشکان باز تو اومدی اینجا؟ البته چون اولی رو خودت تحویل دادی دیگه چیزی بهت نمیگم. خخخ
۲، سلام تبسم. you are the first. you are champion. you are heroine.
خب در خصوص نمایش باید بگم که دختر بینا و پسر نابینا، صرفا یک مصداق بود و عکس این هم صادقه. مرسی که هستی.
۳، محمدصادق. خیلی هم خوب بود. همیشه شروع کار، سختترین قسمت کاره. قطعا به مرور زمان، حرفه ای میشین. به امید اهداف بلندتر از طرف شما. تشکیل یک گروه تئاتر کامل در آینده و فعالیت های جدی در این عرصه.
۴، زهرا دلیر. قبلا هم در فراخوان جذب دختران نابینا و نیمه بینا برای بخش نمایش، قول داده بودیم که ما همه جوره قصد داریم بچه های خودمون رو وارد این عرصه کنیم. این برنامه ماله خودتونه و امیدوارم در زندگیتون موفق باشین. اجراتون هم برای شروع کار، خیلی خوب بود.
۵، زهره مظاهری. ازت ممنونم. آره خواهر بزرگه زهرا بود. شخصیت نسیم رو هم مینا ملکی بازی کرد.
۶، نخودی. آره اگه خواستی میتونی یک اثر دیگم بفرستی. برنامه رو هم گوش کردی، منتظر نظرت هستیم مثل همیشه.
۷، پریسیما. تو هم شدی مخاطب ثابت ما. از این بابت خوشحالم. ممنون.
سلام دست همگی درد نکنه برنامه عالی بود نمایش هم خوب بود بازی کنها هم خیلی خوب بازی کردن
و موضوع مهمی توی نمایش بهش اشاره شد اگر کسی بینا باشه و بخواد با یک نابینا ازدواج کنه باید همه چی رو سبک و سنگین کنه باید ببینه واقعا میتونه با موقعیت اون شخص کنار بیاد یا نه و بعد پشیمون نشه تحت تأثیر حرف مردم قرار نگیره
تصور من اینه که شاید خیلیها به خاطر ثواب و رضای خدا همچین تصمیمی بگیرن که این جور افراد خیلی کوتاه فکرن اگه یکی بخواد با یه نابینا ازدواج کنه فقط و فقط باید به خاطر طرف مقابل باشه
بخش کار شناسی هم خیلی خوب بود اون کسی که میخواد خطاهامون رو بهمون متذکر بشه باید بلد باشه چه طور برخورد کنه و معقول و منطقی با ما حرف بزنه به آقا اشکان و آقای سرمدی هم خسته نباشید میگم موفق باشید در پناه حق طاعات و عبادات همه هم قبول باشه.
سلام روز بخیر
برنامه رو گوشیدم مثل همیشه مفید و مؤثر بود.
پایدار باشید.
سلام امیر عزیز
میسی از برنامه
ایده ی جالبی بود
دل نوشته به صورت متن یا صوت
ببینم میتونم یه کاری کنم یا نه
طبق معمول سلام. خسته نباشید دوستان عزیز.
خب با کسب اجازه دو سه نکته درباره بخش پرونده عرض میکنم.
یکی اینکه صحبتهای خانم خندق همچون همیشه خسته کننده بود.
دوم اینکه وقتی برای اولین بار در روزنامه ایران سپید به گمانم اول تیر این خبر را خواندم که خانم دکتر خندق نمایشگاه قرآنی درست کرده تعجب کردم چون فکر نمیکردم که گروه خونی ایشون هم مثل من به این جور چیزا و کارها بخوره. حالا ممکنه چه کاسه ای زیر نیم کاسه باشه خدا میدونه و واقعا روزگار ممکن است با افراد چه کارها که نکنه چه تغییراتی در آدما ایجاد نکنه که امیدوارم این تغییرات مثبت و واقعی باشه و احتمالا پای منافع فردی و گروهی در کار نباشه.
نکته ی دیگر اینکه در روزنامه برای هر شب عناوین پر تمطراقی در نظر گرفته شده بود و افرادی را بعنوان استاد و متخصص در نظر گرفته بودند که باید هر شب در نمایشگاه حضور پیدا کنند و پیرامون آن موضوعات سخنرانی یا یا ابراز عقیده یا راهنمایی یا نمیدونم هر کار دیگه ای بکنند.
من که همه ی آن افراد را نمیشناختم ولی دو سه نفری را که میشناختم هرچند آنها از دوستانم هستند و حتی ارتباط خانوادگی با حد اقل دو نفر از آنها دارم, به هیچ وجه صلاحیت این کار را نداشتند.
یا مداح و روضه خان هستند یا بکار خیر و تعدد زوجات مشغول.
به هر حال کاش امیر قدری بیشتر کنکاش کنه. تا ببینه قضیه چیه چطور خانم خندق از نمایشگاه قرآنی سر درآورده. این افراد کارشناس و اساتید را چه کسی برگزیده و ملاک انتخابشان چه بوده است.
بخش نمایش هم خوب بود بویژه از کار خانم دلیر راضیترم
از اینکه ظاهرا برای اولین بار جناب افشاری که یکی از تهیه کنندگان نمایشها هستند در اینجا شرف حضور پیدا کردند بسیار بسیار خوشحالم. امیدوارم ایشان توضیحات بیشتری در مورد خودشان بدهند و جناب محقق را هم خدمتشان برسیم و از نزدیک با ایشان آشنا شویم.
سلام به همه دوستای عزیز و گل. منم برنامه رو گوش دادم مثل همیشه مفید و خوب بود. زهرا و مینا جونم کارتون خوب بود با اینکه کار اولتون بود. دست همه عوامل برنامه درد نکنه. سوژه ها و ایده هاتون واقعا جالبه و برنامتون بی نظیره. البته اگه من خرابش نکنم خخخخخخ
سلام. در گیر و دار مسابقات گلبال حس کردم که کوچه رادیو داره از رونق میافته، به خاطر همین اومدم یه کم اینجا بنویسم.
عموی گرانقدر محل! قطعا من خیلی کوچکتر از اونی هستم که بخوام در مورد مسائل اعتقادی با شما صحبت کنم، ولی اینقدر میدونم عقاید هرکس برای خودش و دیگران قابل احترام.
این روزا وقتی پای برنامه ی ماه عسل میشینم، یه چیزیو از احسان علیخانی عزیز میشنوم که به نظرم خیلی درست میاد، ما آدما خیلی علاقه داریم آدمها رو قضاوت کنیم و بعضی وقتا فکر میکنیم نظوذ بلاه خودشونو جای خدا میذارنو جای خدا بر اساس قضاوتهای خودشون حکم میدن و جایگاه آدما رو تو بهشت و جهنم تعیین میکنند و حتی از اون بدتر جای خدا بنده های خدا رو مجازات میکنند و …
نمیخوام توجه کنم به اینکه این حرفو کی گفته ولی اصل حرف خدا وکیلی درست به نظر میرسه، اینطور نیست؟
اما از جایگاه مسؤول برنامه اگه بخوام بگم، باید عرض کنم که: وظیفه ی ما اطلاعرسانی اونم با توجه به سیاستهای مجموعه ای که داریم توش کار میکنیم، قبولش داریم و اونم ما رو قبول داره. پس ما فقط اطلاعرسانی کردیم و به طرح اتفاقی که افتاده بود پرداختیم صرف نظر از اینکه این اتفاق با عقاید چه کسانی سازگار هست یا نیست، و اساسا توست چه کسی با چه خوصوصیات اخلاقی رقم خورده. چون وظیفه ی ما رعایت اصل بیفرفی در حین اطلاعرسانی.
به هذ حال ممنون از حوضور گرم و باصفاتون و امیدوارم جسارت بنده رو ببخشید.
حیفم میاد که از طرح رمضانیمون نگم، ما منتظر شرکت شما تو این طرح هستیم. فعلا فقط همین، چون اگه بیشتر بخوام بگم خیلی طولانی میشه و از حوصله، خارج. فقط اگه هر گونه ابهام ی اسؤالی باشه آماده ی پاسخگویی هستیم. ممنون.
سلام به همه ی دوستان. یه عذرخواهی از همگی بابت تأخیر در پاسخگویی به کامنت های این پست.
۱، وحید جان. ممنون. شاید قبلنا بیشتر از رو ترحم و صواب و از این حرف ها بوده باشه. اما الان عمدتا دختر پسرای بینای امروزی دیگه زیاد به این چیزا فکر نمیکنن و واقعا اگه اون فرد نابینا به دلشون بشینه و فرد کاملی باشه انتخابش میکنن.
۲، زهرا خانوم. بازم از همکاریتون با برنامه ی ما تشکر فراوون.
۳، یلدا. خوشحالم که هستی. اینو واقعا جدی میگما. چند وقتی ازت تو محله و کوچه ی رادیوی محل، خبری نبود. باعث افتخاره که دل نوشته های تو رو هم در این طرح داشته باشیم.
۴. عمو حسین، این که گذشته و حاله آدما چی بوده و چی هست، به من و گروهه ما ارتباطی نداره. ما صرفا طبق سیاست های شبکه، که میبایست برناممون تو ماه رمضون تا حد امکان حال و هوای این ماه رو داشته باشه، به غرفه ی خانوم خندق در نمایشگاه بین المللی قرآن پرداختیم. تا بچه هایی هم که در تهران هستن، اگه خواستن از این غرفه بازدید کنن. مرسی که مثل همیشه هستی عمویی.
۵. فرزانه. از تو هم ممنون که در فراخوان ما شرکت کردی و با بخش نمایشی ما همکاری میکنی.
بازم سلاااام.
آقای سرمدی و عمو حسین و فرزانه ی عزیزم از حسن نظری که نسبت به من داشتید تشکر می کنم.
پاینده باشید.
التماس دعا
درود بر امیر عزیز, اشکان نازنین و همه عوامل خوب و دوستداشتنی زندگی ادامه داره. برنامه خیلی خوب بود. در خصوص پرونده باید عرض کنم که اقدام خوب و قابل تحسینی هست و اگه من تهران بودم, سری به غرفه میزدم. وجود غرفه های اینچنینی در نمایشگاه های بزرگ و مطرح, معمولا بازخورد خوبی داره و میتونه به تغییر بینش و نگرش مردم نسبت به بچه های نابینا اون هم از نوع مثبتش کمک کنه. صرف نظر از این که چه شخصی متولی و متصدی برگزاری اونه. البته ناگفته نمونه که اگه از پشت عینک خوشبینی نگاه کنیم, نباید منکر خدمات خانم دکتر خندق در دوره دانشجویی خودمون و بچه های همنسل ما در دو دهه گذشته بشیم. البته من دقیقا نمیدونم این اواخر چه اتفاقاتی افتاد که اظهار نظرها در مورد خانم خندق این شکلی شد. در مورد بخش نمایشی هم موضوع خوبی مطرح شد, هم بچه ها به رغم این که تجربه اولشون بود, خوب ایفای نقش کردن. به خصوص مینا خانم عالی بازی کرد.بازی زهرا خانم یه کمی تصنعی بود که امیدوارم در اجراهای بعدی خودش رو کاملا در حال و هوای نقشش ببینه و کاملا طبیعی و بدون استرس بازی کنه. تلاشهای آقای افشاری هم قابل تحسینه.بخش کارشناسی خانم هماوندی هم مثل همیشه عالی بود, آهنگ آخر برنامه هم قشنگ بود. با آرزوی بهترینها برای شما, موفق باشید.
سلام به آقا فرهاد جعفری گل. ممنون که به برنامه ی خودتون لطف داشتین. آره از غرفه ی ویژه نابینایان تا به حال استقبال نسبتا خوب بوده و امیدوارم در نمایشگاه قرآن امسال اتفاق های خوبی بیفته.
هر وقت افراد جدیدی در کوچه ی رادیوی محل کامنت میذارن، خوشحالی ما چندین برابر میشه. چون هر روز به مخاطبان ثابت این برنامه داره اضافه میشه
امیر جان من چند ماهی میشه که شنونده برنامه هستم. ولی چون هم درگیر مشغله های خاص خودم هستم و هم در خصوص اینترنت و این جور مسایل یه کمی تازه وارد هستم وتایپم هم ضعیفه, کمتر توفیق داشتم که کامنت بذارم. به امید خدا از این به بعد سعی میکنم پای ثابت کامنتگذاران برنامه باشمو پیروز باشید.
سلام دوستان. روز همگی بخیر. از برنامه ی خوبتون کمال تشکر رو دارم. در رابطه با بخش نمایش هم با این که دوستان تجربه ی اولشون بود, نقششون رو به خوبی ایفا کردند. به خصوص خانم دلیر.
پایدار باشید, التماس دعا.