جستجو
Close this search box.
جستجو

نوبهار آمده باز!

صبحگاه آمده باز، باز لبخندِ بهار،
باز آن بلبلِ مست، باز آوازِ هَزار.

 

باغ ها غرقِ سُرور، آسمان مستِ سحر،
قاصدک های صبا، قاصدانِ خوش خبر،

 

خاک بنشسته به گل، یاس ها شاد و سپید،
عطرِ گل، بویِ بهار، خنده و شادی و عید.

 

در دو چشمانِ سحر، قصه ی روشنِ نور،
دیده ها مأمنِ مهر، سینه ها خانه ی شور.

 

سبز با دستِ طرب، نغمه خوانانِ چمن،
شور در بانگِ هَزار، نور در دشت و دمن.

 

باز پهنای زمین، غرق در نور و صداست،
همه لبریزِ بهار، همه جا بویِ خداست.

 

باز ترسیمِ بهشت، باز آوازِ هَزار،
بَه چه شاد است سحر!، بَه چه زیباست بهار!.

 

نوبهار آمده باز، من ولی پاییزم،
به تبی بارانی، ز عطَش لبریزم.

 

به شبِ تیره ی خویش، باز هم در به درم،
پشتِ این شیشه ی مات، سوگوارِ سَحَرَم.

 

رفت از دفترِ ما، باز یک سالِ دگر،
دیده ام خیسِ شرار، سینه ام شرحِ شرر.

 

من و این دفترِ خیس، شبِ دلتنگیِ تو،
باز یک سالِ دگر، باز دستان از نو.

 

باز بر بالِ زمان، می روم همچون پار،
باز این کهنه حدیث، باز پاییز و بهار.

 

باز در پرده ی اشک، باز در دامنِ شام،
ضجه ای بی آواز، گریه ای بی فرجام.

 

همچو سرمای خزان، به نهان می کاهم،
چه سیاه است بهار!، من تو را می خواهم.

 

مثلِ شب های دگر، دیده بارانیِ یاد،
باز هم قحطِ نفس، باز هم ناله ی باد!.

 

پشتِ دیوارِ حیاط، مرغکی می خوانَد،
قصه اش آیا چیست؟ چه کسی می داند!؟

 

به گهِ سبزِ بهاران، دلِ من غم دارد،
دلِ دیوانه ی من باز تو را کم دارد.

 

شب و آهنگِ سکوت، من و آوارِ الم،
تب و تصویرِ خیال، من و یلدا و قلم.

 

دست هایم تبدار، سینه ام پر ز نیاز،
بی صدا می بارم:، -نوبهار آمده باز!.-

 

از شب نوشت های پریسا.

۸۲ دیدگاه دربارهٔ «نوبهار آمده باز!»

سلام سجاد. عالیه که خوبی! نیت کرده بودم اگر رو به راه نبودی۲دستی تا جا داری بزنمت! شعر بگو نثر بگو هرچی دلت می خواد بگو ولی بعد از نوشتن ها بلند شو از زندگی لذت ببر! ممنون که هستی!
سربلند باشی!

سلام غزل عزیز! بد واسه چی آخجون حالا که این مدلی شد الان میرم داخل پستت شلوغ می کنم خخخ! ممنونم از حضور عزیزت دوست من! اینجا رو رو به راهش کنم بعدش برم ببینم داخل پستت چه خبر هاست بعدش کامنت بفرستم بعدش اذیتت کنم! آخ جون!
همیشه شاد باشی!

سلام و سال نو شما مبارک. خب من به قول آنتوان چخوف همون مگسی هستم که خودم نمی تونم زمین رو شخم بزنم، اما نمی ذارم دور از جون شما، گاو بی چاره هم که این کاره هست کارش رو درست انجام بده. خب حالا وزوزم رو می کنم و می رم.
قاصدک های صبا، قاصدانِ خوش خبر: وزن کلی شعر فاعلاتن فَعَلُن هست، اما وزن تکه دوم این مصراع فاعلاتن فاعلن هست. البته این تفاوت خیلی کوچیکیه اما گوش کسی که به وزن شعر حساس باشه درکش می کنه و یه خورده توی گوش می زنه.
به گهِ سبزِ بهاران، دلِ من غم دارد،
دلِ دیوانه ی من باز تو را کم دارد: توی این بیت هم کلا از وزن خارج شدی و توی بعدی مجددا انداختی توی اتوبان و تا آخر عالی رفتی. ضمنا منظورت از عبارت «خاک بنشسته به گل» رو اصلا نفهمیدم. یعنی خاک بر سر گل؟ یعنی کشتی خاک به گِل نشسته؟ حداقلش اینه که دیریابه و خواننده نمی تونه باهاش ارتباط برقرار کنه. خب خب خب همکاران از اتاق فرمان اشاره می کنند که:
ای مگس، لانۀ سیمرغ نه جُولَنگَهِ توست،
عِرض خود می بری و زحمت ما می داری.
ارادتمند.

سلام جناب صالحی! اول شما بگید اینهمه غیبت واسه چی بودش تا به باقیش برسیم!
دوما اختیار دارید مگس چیه شما استادید. یکی از دلایل به اشتراک گذاشتن این مدل چیز ها اینه که نقد بشیم تا بهتر یاد بگیریم و خدا رو چه دیدی شاید فلان ایراد رو که مثلا من خودم در نوشتهم ندیدم و شما دیدید رو تونستم رفعش کنم و بهترش رو بگم! حالا بعدش!
میگم این انجمن های شعر هست طرف رو نقدش می کنن بعد طرف واسه بعضی از این نقد ها توضیح داره! اگر من الان از اون توضیح ها داشته باشم به حساب توجیه میره آیا؟ به امید اینکه این مدلی نشه،
اولیش قاصدان رو که کاااملا موافقم. باور می کنید چه قدر فکر کردم بلکه۱چیز بذارم جاش. بیت قبلیش هم شبیه این از این مدل ایراد ها داشت تونستم درستش کنم ولی واسه این هیچ چی به نظرم نرسید از طرفی هم من۱اخلاق نکبتی در کنار تمام اخلاق های نکبتم دارم که اگر به انجام کاری گیر بدم باید انجام بشه حس صبر و تحمل کردن نیست. واسه همین دلم نخواست۱شب و۱روز دیگه صبر کنم بلکه درستش بیاد به سرم پس همین مدلی زدمش بیاد!
بعدی اگر اشتباه نکنم اون تک بیت۲تا مونده به آخر بود که از بقیه دراز تر شد. واقعیتش از این ناهمگونیش خوشم اومد نمی دونم واسه چی. حواسم بود هنوز هم هست که این نباید باشه و اتفاقا می شد کوتاهش کنم و اندازه بقیه بشه ولی چه جوری بگم! این مدلی بیشتر ازش خوشم اومد خخخ! اشتباهه ولی کوتاهش که کردم به نظرم رسید زیادی قاعده ای شد دلم خواست این مدلی بمونه و دستش نزنم واسه همین دستش نزدم.
یکی دیگه هم بود! آخ خدا چی بود یادم رفت! آهان گل خاک بنشسته به گل. یعنی خاک گل بارونه. زمین رو از بس گل باز شده دیگه نمیشه دید! من خواستم این مدلی بگم شاید بد گفتم و تعبیر دیگه ای ازش شد! باید۱دفعه دیگه بخونمش! خداییش دیگه باقیش یادم نیست! راستی! اتاق فرمان رو با آب زرشک مسموم خواب کردم شما راحت نقد کنید!
ممنونم از حضور شما! بیشتر ممنون تر میشم اگر کمتر غیب بشید! از شوخی گذشته، بیشتر باشید! باز هم ممنونم از حضور و از توضیحات و تذکرات به جای شما!
کامیاب باشید!

خب یکی رفت بنزین بخره، گفت آقا بِنزیل لیتری چنده؟ طرف گفت: عمو جان بنزینه نه بِنزیل. یارو عصبانی شد گفت مردکه احمق! خودم پولشو دادم اصلا میخوام بگم اَنِ سگ! حالا اَنِ سگ لیتری چنده؟
خب بعد از تضرع به درگاه ویراستاران برای عدم حذف این لطیفه سراسر حکمت و معرفت، عرض می کنم که شما خیلی خیلی به من لطف دارین و بابت این همه غیبت و تهمت و سایر معاصی کبیره و صغیره از درگاه شما استغفار می کنم و قول میدم بیشتر مصدع اوقات شریفه بشم. اما درمورد پاسختون هم، خب بلانسبت شعر شما، مال خودتونه و اصلا دلتون خواسته! مجددا ارادتمند.

الان من باید این رو اصلاحش کنم آیا؟ اجازه بدم همین مدلی بمونه آیا؟ لبخند بزنم با آقای صالحی صحبت کنان رد بشم که یعنی ندیدم آیا؟ مجرب های معرکه یاری های نظری برسونید لطفا!
بخشش در کار نیست اعدام می شوید اگر باز هم غایب بمانید خخخ!
باز هم ممنونم که هستید!
پیروز باشید!

سلام دوست من! واسه چی باید شب منتشر می شد؟ شب نوشت ها هم میشه روز انتشار باشن خخخ! ضعف زیاد داشت و داره ولی دلم نخواست بیشتر از این منتظر بشم. دلم پست زدن داخل محله می خواست و من هم که خیلی اهل صبوری و انتظار و از این مدل داستان ها نیستم. این بود که همین طوری خام خام فرستادمش. کاش بعدی هاش رو بهتر بنویسم!
ممنونم که هستید دوست من!
کامروا باشید!

لیلیلیلیلیلیلیلیلی،شلالالالاااااٱاااامی،که،بالاخره موفق شدم بیام تو پستت بکامنتم،خداییش کامنتیدن تو پستای تو واسم شده بود یه طلسم،تا میومدم بکامنتم یه چیزی میشد که باید میرفتم کلا،یعنی که این یکی پست رو گفتم اول میام میکامنتم بعد میرم بقیه کارامو می انجامم یعنی که هورااااااٱاااااٱاااااٱاااااااا،خخخخ،شعرت بسیاااار زیبا و دلنشین بود،احسنت نانازم،بوس بوس بووووٱووووٱووووٱووووس،

سلاااآاااآاااآاااآاااآاااآاااآاااآااام ملیسای همچنان عزیز دلم! کلا تو عزیز دلمی خخخ! ملیسا عاقبت من بلد نشدم چه مدلی این مدلی می نویسی ولی بیخیال خودت رو عشقه حسابی هم عشقه! عزیز ممنون به من لطف داری! نفهمیدم۱دفعه واسه چی یاد اولین پستی که داخل محله زدم افتادم. یکی از کامنتی هاش خودت بودی! نمی فهمم این واسه چی اومد داخل سرم! ملیسا! ممنونم از حضور عزیزت!
پیروز باشی تا همیشه!

درررررررررررررررررررررررررروووووووووووووووووووووووووووووووووود!
حالا هم که دیر رسیدی و اول نشدی تا مدال بگیری خخخخخخخخخخخخ
اگه تونستی از حالا تا موقع عروسیت بارهای زیادی در پستهای مختلف اول بشی… مثلا در ۵۰ پست اول بشی تعداد اولیهایت را ضرب در ده میکنیم و هدیه میگیری…
حالا از من گفتن و از تو نشنیدن…
البته حتما باید پستها را خوانده باشی و مطالب پست را تحلیل کرده باشی
خخخخخخخخخخخخخخ!

سلاااااامممم پریسا جونم
آفرین هنرمند.تعجب نداره که!هرکی من دوستش باشم همینطوری هنرمنده خخخخ
خیییییلی زیبا بود.خوشمان آمد!!
بازم بنویسیا.لطفا زودتر!شاد باشی تا همیییییشه.

سلام نیایش جان. میگم۱خورده اعتماد به نفس داشته باش بد نیست خخخ! شوخی کردم عزیزکم من واقعا دوستت دارم. نیایش اگر بدونی دلم پر می زنه واسه۱شیطنت درست درمون از مدل اسمش رو نبرش خخخ از همون ها که چند روز پیش داخل واتساپ حرفش بود! به نظرت هنوز مهلت و زمانش واسه من هستش آیا؟
ممنونم از حضور عزیزت!
همیشه شاد باشی عزیزکم!

لیلیلیلیلیلیلیلیلی،شلالالالاااااٱاااامی،که،بالاخره موفق شدم بیام تو پستت بکامنتم،خداییش کامنتیدن تو پستای تو واسم شده بود یه طلسم،تا میومدم بکامنتم یه
چیزی میشد که باید میرفتم کلا،یعنی که این یکی پست رو گفتم اول میام میکامنتم بعد میرم بقیه کارامو می انجامم یعنی که هورااااااٱاااااٱاااااٱاااااااا،خخخخ،شعرت
بسیاااار زیبا و دلنشین بود،احسنت نانازم،بوس بوس بووووٱووووٱووووٱووووس،
فقط زودتر فرار کنم تا صاحبش نیومده خخخ.
راستی احتمال زیاد فردا و پس فردا رو نیستم عازم سفرم.
همتون رو به خدا میسپارم.
پریسا جان من زیاد از شعر و اینها سر در نمیارم برای همین هم تو اینطور پستا کم پیش میاد که بکامنتم. ولی میگم قلم زیبا و هنر شما دوستان قابل تحسینه. باز هم موفق باشید.

سلام نازنینِ نازنینِ محله ی دوست داشتنیِ من! سفرت به خیر عزیز! ایشالا هر جا میری خاطرات بهشتی ازش واست بمونه! نازنین! یعنی واگیر داشت آیا؟ یعنی تو هم مبتلا شدی به گیر این ها آیا؟ یعنی باور کنم آیا؟ شکلک گریه! شکلک دستم رو از سر بیچارگی گذاشتم روی سرم و شکلک وا رفتگی و شکلک گریه و شکلک گریه و شکلک گریه خخخ!
نازنین شما کلا عزیزی. شعر رو ولش کن حضورت رو عشقه که من حسابی بابتش ممنونم ازت!
همیشه شاد باش دوست من!

سلام پریییییییسا.حسش نبود برم دقیقا زیر کامنت خودت جوابتو دوباره بدم خخخ
اره چرا که نه؟فقط متاسفانه فرصتش نیست.اگه فرصت دست بده از همه ما شیطونتری.
یه سر بیاین خوابگاه من تا اینجارو با کل آدماش بفرستیم هوا!خخخخ
دلم تنگ شده.کاش اون
روزهایی که کنار هم بودیم الان بود که من بزرگم و دوست بودن و دوست داشتنو حالیمه.
اون موقع ها بچه بودم خب.دلم برای خودم میسوزه.

عزیز! عزیزِ من! تو همیشه عزیز بودی هنوز هم هستی! واسه خاطر تو هم شده باید۱طوری اون روز ها رو زنده کنیم تا تو هم فرصت داشته باشی شبیه من پرونده شیطنت هات رو سیاه کنی خخخ! خدا رو چه دیدی شاید زد و شد! امید همیشه خوبه پس از دستش ندیم!

سلام دوست عزیز. تاریخ بعضی هاشون رو یادداشت کردم ولی گاهی هم فراموشم می شد و میشه! اگر به خاطرم بمونه چشم دفعه دیگه یادداشت می کنم.
ممنونم از لطف و از حضور با ارزش شما دوست من!
شادکام باشید!

سلامی دوباره دارم خدمت خانوم معلم محله خیلی دوست دارم دوباره شعر هامو اینجا بزارم ولی متعسفانه کسای هستند که نمیزارن حطا من گفتم اینجا بزارم برا دوستان جان خودم پریسا من این شعر هامو تو شهرخودمون میفروشم ولی گفتم بزار رایگان برا دوستان بزارم ولی اجازه نمیده مدیر منم بهحرفش احترام میزارم دیگه شعری اینجا نمیزارم تا باعث ناراحتی ایشون نشم ببخشید شاید نباید اینارو اینجا میگفتم ولی چیکار کنم وقتی بدون دلیل….. خب موفق باشی

باز هم سلام سجاد. مدیر بهت اجازه انتشار شعر هات رو نمیده؟ خودش این رو گفت؟ من در جریان نیستم ولی اگر این درست باشه حتما اون هم دلیل یا دلیل هایی داشته و داره که یا بهت نگفت، یا تو نشنیدی. گفتم که من در جریان نیستم و الان از تو شنیدم. ولی به هر حال تو نوشتن رو رها نکن. هم تسکینه، هم مثبته، هم ماندگار.

درود. ایول حااال کردم. لذت بردم. فقط یه جاهاییش فکر کنم وزن نداشت. حالا نمیدونم مقصر صفحه خوان هست یا من اشتباه شنیدم و یا هم تو.
به هر حال من که لذت بردم. ولی خودمونیماااا. وقتی غمگین مینویسی, قشنگتر مینویسی.
بعدیشم بده بیااااد تنبلی نکن.

سلام علی. موافقم غمگین نوشت هام قشنگ تر در میاد. من که گفتم گوش نمیدید که! هی میگه شاد بنویس شاد بنویس بابا نمیشه نمیاد خوب! بعدیش رو ندارم بذار جوهر این خشک بشه که جوهر مخم رو کشید بعدش ببینم بعدی کی میادش! ممنونم از محبت و از حضورت هم محلی!
پاینده باشی!

سلااام علی اکبر. کجا هستی نیستی هستی یا نیستی چی شد نفهمیدم! آقا۱کسی از بهر ثواب بیاد۱۰جلد رمان۳تفنگ دار رو بده این جوون بخونه! به جان خودم خوبه برو بخون بعدش هم۱۰جلد کلیدر رو میدم بخونی! بعدش هم۱۰جلد نبرد با شیاطین رو میدم بخونی. زنده ای هنوز آیا؟ خوب فعلا باش تا چندتا۱۰جلدی دیگه هم واست بیارم!
ممنونم که هستی!
همیشه شاد باشی!

سلااام پریسا
امیدوارم سلاامت باشی
عااااااالیییی بود عزیز عاااالی
مثل همیشه گل کاشتی
منتظر کار بعدیت هستم ممنون
شااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااعاااااااااااااعاااااااااااد باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشی

سلام آریاجان! ایام به کامه آیا؟ ایشالا که ایامت عجیب به کامت باشه! از ته دل! خدا می دونه آریا از ته دلم!
ممنونم لطف داری شما ها قشنگ دیدینش وگرنه سیاهه بیشتر نبودش! کاش بعدی هایی اگر باشه بهتر بنویسمشون! ممنونم که اومدی آریا! حضور و لطف شما ها اون قدر واسم می ارزه که توصیفش در هیچ دفتری جا نمیشه!
شاد باشی و شادکام از حال تا همیشه!

سلام،
وای نمیدونی چقدر انرژی گرفتم، شاد شدم و حال و هوای خوب بهم داد.
از خیلی از شِعرای شعرای معروف هم قشنگتر بود.
واقعا که حرف نداره و انتقادهایی هم که آقای صالحی نوشتن من اصلا متوجهش نشدم و بی‌نظیر بود مطلبت!
بقیه شعراتم که من قبلا نخونده بودم و نمیدونم چیا نوشتی برام ایمیل کن.
بعدم با اجازت کپی میکنم تو سیستمم تا بارها بخونمش.

سلام خانم آیت عزیز! از خجالت دارم بخار میشم الان! جدی شرمنده شدم. این نظر لطف شماست دوست من. واقعا ممنونم از محبتت! چند تا از این ها رو اینجا داخل محله زدم و باهاشون بچه ها رو کلافه کردم! ایشالا بهم می بخشن! آقای صالحی هم استادن و انتقاد هاشون همه وارده! باید دفعه های دیگه دقیق تر باشم! خوشحالم که شاد شدی دوست من! و خوشحالم و ممنون که به من افتخار دادی!
پاینده باشی!

سلام محمدقاسم! شکر من خیلی از گذشته های نه چندان دور بهترم. واقعا خیلی! تو چه طور؟ حالت خوبه؟ محمدقاسم دلم تنگ شده واسه خاطره گفتن هات! نمیگی آیا؟ ممنونم که اومدی!
همیشه شاد باشی!

دیدگاهتان را بنویسید