جستجو
Close this search box.
جستجو

هفتاد و یکمین مقاله ارائه شده در همایش جامعۀ بینا شهروند نابینا، بررسی رابطه ی سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد( مواجهه) اجتماعی با نابینایان (مورد مطالعه دانشآموزان و دانشجویان نابینای شهر تهران)

درود دوستان، نوبت به مقالۀ 71 رسید. مقالۀ مهم و ارزنده ای است. البته
بار علمیش بالاست و شاید فهمیدنش کمی برای ما دشوار باشه. سعی کنید بیشتر
بخشهای تحلیلی و تفسیری و بخصوص قسمت خلاصه و نتیجه گیری رو حتما بخونید.
پس بیشتر مزاحم نمیشم این شما و این هم مقالۀ 71 بفرمایید. دانلودیها هم
از
اینجا
دانلود کنند.

بررسی رابطه ی سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد( مواجهه) اجتماعی با نابینایان (مورد مطالعه دانش­آموزان و دانشجویان نابینای شهر تهران)

 

علیرضا محسنی تبریزی[1]، محمد توکل[2]، زهرا علی اکبری[3]

 

چکیده

 

پژوهش حاضر در پی بررسی رابطه میان سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان  شهر تهران برحسب متغیرهای آن  است. ؛ این تحقیق با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه، داده­های مربوط به 345 نفر، از طریق نمونه­گیری طبقه­ای متناسب مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که رابطه بین سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی در سطح احتمال 99 درصد و با ضریب تعیین (93R2= 0/3) نشان می­دهد که سرمایه ی اجتماعی به کمک هفت مؤلفه و متغیر زمینه ای سن، 39 درصد تغییرات شیوه برخورد اجتماعی را تبیین مینماید؛ براساس نتایج مدل تحلیل مسیر، سرمایه‌ی اجتماعی درون گروهی و برون گروهی، سن و تحصیلات، به ترتیب بیش‌ترین تأثیر مستقیم را بر شیوه برخورد اجتماعی دارند. سرمایه‌ی اجتماعی ارتباطی ، تنها به صورت غیرمستقیم بر شیوه برخورد اجتماعی تاثیر میگذارد ، سرمایه ی اجتماعی برون گروهی، تحصیلات و سن، به صورت غیرمستقیم نیز، بر شیوه برخورد اجتماعی تأثیر دارد.

واژگان کلیدی:

برخورد اجتماعی ، سرمایه ی اجتماعی درون گروهی، سرمایه ی اجتماعی برون گروهی، سرمایه ی اجتماعی ارتباطی، نابینایی

 

مقدمه

تحقیق حاضر، بر آن وجه از تفاوت­های انسانی متمرکز می­شود که معطوف به توانایی­ها و قابلیت­های فردی است. تمامی انسان‌ها توانا و نیز محدود می­باشند؛ ، هر انسانی در زندگی خود درصدی از معلولیت (محدودیت) را تجربه می­نماید (آل برشت و لوی، 1991، به نقل از جبلی:10). معلولیت را می­توان به عنوان فقدان بخش یا تمام عضوی، وجود مکانیسم یا ارگانیسم عضوی معیوب در بدن قلمداد نمود؛ حال آنکه ناتوانی، شرایط نامساعد یا محدودیت فعالیت به دلیل وجود سازمان اجتماعی معاصر می­باشد که افراد دارای معلولیت­های بدنی را به عنوان شهروند محسوب نمی­نماید؛ بنابراین افراد معلول به ویژه نابینا را از فعالیت­های مسیر اصلی زندگی اجتماعی محروم می­سازد (اولیور،1996: گودلی،2000: به نقل از جبلی، 11). بدین ترتیب، معلول را باید فردی بدانیم که از لحاظ جسمی، نسبت به هنجار جامعه، حائز ویژگی‌ها و شرایط متفاوتی (محدودیت) می­باشد و ناتوان (فردی که برچسب ناتوانی خورده است) به فردی اطلاق می­گردد که اغلب به دلیل این تفاوت­ها، قادر به زندگی مستقل و با کرامت انسانی در جامعه نمی­باشد؛ از سویی آنچه گروهی را ناتوان و گروهی دیگر را توانمند می­سازد؛ نه تنها ناشی از تفاوت­های فیزیکی و معلولیت آن‌ها نمی­باشد؛ بلکه از آن تعریف و برساخت اجتماعی نشئت می­گیرد که تفاوت را در قالب تبعیض، طَرد و حذف متعین می­سازد (ریترز، 2006:­20). از سوی دیگر، در اصطلاح اقتصاد سیاسی، ناتوانی اغلب به عنوان «هزینه سربار» بر رفاه فردی و توسعه ملی محسوب می­گردد (موری و لوپز،1996:به نقل از جبلی 21). وجود افراد وابسته و ناتوان در جامعه، هزینه های مادی و معنوی بسیاری را بر جامعه تحمیل می­نماید. افزون بر این، ناتوانی ارزش­های اجتماعی را تحت‌الشعاع قرار میدهد؛ چرا که افراد و جوامع را می­توان از این طریق که چگونه با افراد معلول برخورد می‌نمایند، مورد قضاوت قرار داد (آلبرشت،2006:به نقل از جبلی 212). عدم توانایی جوامع در پاسخ­گویی درست و مناسب به این قشر برساخت شده، اخلاق اجتماعی را تضعیف می‌نماید و موجب بُروز مسائل اجتماعی دیگری نظیر بی‌تفاوتی‌اجتماعی، فاصله طبقاتی، فقر، شیوع بزه‌کاری‌های اجتماعی و نظایر آن می‌شود. بر این مبنا ریترز و آلبرشت، استدلال می‌نمایند که با هر مقیاسی که بسنجیم؛ ناتوانی در جهان، یک معضل بحث بر انگیز می­باشد؛ چرا که بحث را بر موضوعی متمرکز می­سازد که مسئله­ای اجتماعی را برساخت می‌نماید و بر جمعیت جهانی تأثیر می‌گذارد؛  همچنین می‌توان بیان نمود، برخورد (مواجهه) اجتماعی شامل ترحم، تبعیض، طَرد و حذف به عنوان یک مسئله اجتماعی، وضعیتی ناخوشایند نسبت به معلولین می‌باشد که از سوی جامعه در قالب اِعمال محدودیت یا محرومیت در تخصیص منابع مادی و معنوی جامعه صورت می­گیرد؛ چرا که اکثریت افراد مبتلا به معلولیت اعتقاد دارند؛ برای اصلاح این وضعیت باید اقدام نمود؛ بنابراین، بررسی رابطه سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان، به معنای کشف و بررسی مکانیسم­های تولید و باز تولید این پدیده اجتماعی، رسالتی جامعه شناختی می­باشد که مسئله و موضوع اصلی این پژوهش را تشکیل می‌دهد.

بیان مسئله:

امروزه در جهانی زندگی می­کنیم که «در حدود 450 میلیون نفر (تقریباً %10) از سکنه­ی جهان به نوعی مبتلا به معلولیت­های جسمی، حسی یا روحی می­باشند. طبق برآوردهای جدید سازمان بهداشت جهانی این رقم از آن نیز بیشتر (حدود %13) می­شود. آنچه موجب نگرانی می­گردد، این است که ابعاد مسئله، چه از لحاظ کمی و چه از لحاظ کیفی، میلی به کاهش نشان نمی­دهد؛ بر این مبنا می­توان فرض نمود که دست کم10% از افراد هر کشوری همواره با یک نقص جسمی، روانی یا حسی متولد می­شوند یا در آینده امکان دارد به آن ابتلا یابند؛ آن هم، چنان نقصی که موجب می­گردد فعالیت اجتماعی آن‌ها در مقایسه با سایر افراد هم­سن و هم­جنس خود در سطح نازل­تری قرار گیرد». در کشور ما سهم افراد نابینا و نیمه بینا بر حسب حداقل تخمین ممکن، به طور قطعی بیش از 200.000 نفر و بر مبنای حداکثر تخمین ممکن، دو برابر این مقدار می­باشد (گلچین، 1369: 5). در چنین شرایطی، انجام مطالعاتی پیرامون مسائل مختلف مربوط به افراد نابینا و نیمه بینا در راستای پیش بینی برنامه­ها و سیاست­گذاری­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رفاهی مناسب، با توجه به میزان سرمایه­ی اجتماعی این گروه از معلولین ضرورتی اجتناب­ناپذیر دارد؛ بر این مبنا نحوه­ی برخورد اجتماعی در ابعاد متفاوت خود (برخورد اجتماعی درون­گروهی، برون­گروهی، آگاهی و توجه، پذیرش و عدم پذیرش، خدمات حمایتی گروهی) تحت تأثیر کیفیت ارتباطات و پیوندهای اجتماعی می­باشد.

اهمیت و ضرورت تحقیق:

مسائل برخی گروه های خاص در جامعه نظیر معلولان به­ویژه نابینایان از جمله زمینه­هایی می­باشد که تا کنون بکر و دست‌نخورده باقی مانده و کمتر مورد توجه جدی و مستمر قرار گرفته است. دلایل این کم­توجهی هر چه باشد نشان دهنده­ی آن است که دولت­ها در اولویت­بندی­ها و برنامه­ریزی­های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نسبت به جامعه­ی معلولان (بویژه نابینایان) غفلت ورزیده­اند. بر این مبنا ضرورت دارد تا به­طور مستمر تلاش شود که از سویی برای پیشگیری از وقوع نابینایی و از سوی دیگر در صورت بُروز نابینایی، در راستای مواجهه و غلبه بر عوارض آن، تمامی امکانات لازم علمی، عملی و تکنولوژیکی، پیش­بینی و فراهم گردد. همچنین باید توجه داشت سرمایه­ی اجتماعی که مجموعه­ای از شبکه­های روابط جمعی و گروهی میان انسان­ها و سازمان­ها می­باشد، با ایجاد یکپارچگی و همبستگی، زمینه­ی همکاری، تعاون و اعتماد متقابل را فراهم می­سازد. بدین ترتیب می‌بایست بر لزوم توجه و تمرکز بر ابعاد و مؤلفه­های سرمایه­ی اجتماعی به عنوان عاملی که  می­تواند روابط مبتنی بر اعتماد را در جامعه ایجاد نماید و برخورد اجتماعی نیز به عنوان یک کنش جمعی که حاصل این اعتماد متقابل می­باشد تاکید شود؛ در واقع سرمایه ی اجتماعی به عنوان عامل و بستری قلمداد می­گردد که زمینه­ی تسهیل انجام کنش جمعی معطوف به جامعه را فراهم می­سازد. در این میان، نقشی که سرمایه­ی اجتماعی ایفا می­نماید این است که امکان استفاده از سایر سرمایه­ها را فراهم می­سازد. انجام چنین مطالعاتی به دلیل مزیت­های شناختی آن، ضرورت قابل ملاحظه­ای می­یابد. بنابراین انجام پژوهش­های علمی در این زمینه دارای نقش ارزنده و اهمیت بسزایی می­باشد. در این بخش ضرورت دارد تا یادآوری شود که توجه به چنین اموری از لوازم و اجزای مهم یک نظام رفاه و تأمین اجتماعی، جامع و جهان‌شمول در یک اجتماع قلمداد می­گردد. چرا که لزوم پرداختن به مسائل مربوط به نابینایان و در نهایت تأکید بر انجام پژوهش­ها و مطالعات علمی در راستای دستیابی به شناخت بیشتر و کامل­تر از این مسائل را می­توان از طریق تکیه بر آمار نیز، اثبات نمود.  بدین ترتیب لازم است که آن را همانند هر مسئله­ی اجتماعی دیگر با صرف وقت و هزینه، مورد مطالعه­ی جدی قرار داد. افزون بر این هر مسئله‌ی اجتماعی، دارای ریشه­های اجتماعی و نیز واجد آثار اجتماعی متعدد و گوناگونی می­باشد، که عدم­ توجه به آن­ها در فرآیند حل آن مسئله­ی اجتماعی، می­تواند موجبات بروز تنش­ها و انحرافات بسیاری را در سطح جامعه فراهم سازد؛ به­ویژه در محدوده­ای که، آن مسئله رخ می­دهد. صحیح­ترین شیوه­ی برخورد با یک مسئله، کامل‌ترین شناخت در باب آن مسئله، ریشه­ها و آثار آن می­باشد. بنابراین لزوم بررسی عوامل اجتماعی موثر بر پدیده­ی سرمایه­ی اجتماعی و برخورد اجتماعی با نابینایان در حوزه­ی جامعه­شناسی احساس می­شود.

اهداف تحقیق:

پژوهش حاضر، به دلیل این­که به یک مسئله­ی اجتماعی خاص می­پردازد، پژوهشی عملی و کاربردی محسوب می­شود که هدف از آن، بررسی مسئله­ی شیوه­ی برخورد اجتماعی (مواجهه با نابینایان) و تأثیر ابعاد سرمایه­ی اجتماعی بر آن می­باشد. بنابراین با توجه به موضوع پژوهش و سؤالات مربوط به آن، هدف اصلی این تحقیق تعیین رابطه‌ی بین سرمایه‌ی اجتماعی و شیوه­ی برخورد (مواجهه­ی) اجتماعی با افراد نابینا در جامعه­ی مورد مطالعه می­باشد

پیشینه­ی تجربی تحقیق:

در زمینه موضوع سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان در داخل و خارج از کشور، باید اذعان نمود که هیچ گونه پژوهش علمی مدون و مکتوبی در ارتباط با سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان یافت نشده است. مطالعات انجام شده پیرامون مسائل نابینایان در ایران، تنها شامل مقالاتی می‌باشد که در حوزه­ی مسائل حقوقی، روانشناسی کودکان استثنایی، توان­بخشی و مددکاری اجتماعی در قالب سه بخش علوم انسانی، اقتصادی و فیزیکی صورت گرفته است بنابراین نگارنده ناگزیر بوده است که از واژگان معادل و یا مشابه با شیوه برخورد اجتماعی (از قبیل نگرش، بازخورد، تعامل اجتماعی، رفتار اجتماعی، مواجهه ی اجتماعی و واکنش اجتماعی) به عنوان جایگزین شیوه برخورد اجتماعی استفاده نماید. در زیر به نتایج مرتبط برخی پژوهش ها اشاره می­شود.

جانعلی زاده چوبستی در پایان نامه اش تحت عنوان (بررسی سرمایۀ اجتماعی جانبازان اعصاب و روان و ضایعۀ نخاعی در استان مازندران) به این نتیجه رسید که، هرچه از خانواده به سمت جامعه حرکت می‌نماییم، سطح احساس برخورداری جانبازان از سرمایه‌ی اجتماعی به طرز معناداری کاهش می‌یابد؛ هرچند که حدود 73 درصد جانبازان، در خانواده از این احساس برخوردارمی باشند، اما حدود 75 درصد جمعیت مورد بررسی، اعتقاد دارند که جو جامعه قابل اعتماد نمی‌باشد و با آن‌ها، با احترام رفتار نمی‌شود(جانعلی زاده چوبستی،1390). جهان آرایی در پایان نامه اش  تحت عنوان (بررسی رابطه‌ی سرمایه ی اجتماعی و احساس امنیّت اجتماعی در میان مادران کودکان کم توان ذهنی ) به این نتیجه دست یافت  که سطح سرمایه ی اجتماعی و احساس امنیّت اجتماعی، در جامعه مورد نظر، پایین می‌باشد. همچنین میان سرمایه ی اجتماعی و ابعاد آن، با احساس امنیّت اجتماعی، رابطه ی معنادار و مثبتی وجود دارد(جهان آرایی، 1390). بلایدن پوتز[4]، در مقاله­ای تحت عنوان «معلولیت و اشتغال، مبتنی بر اهمیت سرمایه ی اجتماعی» به افزایش نرخ بیکاری در میان اشخاص معلول، اشاره دارد و به این نتیجه دست می­یابد که استراتژی‌ها باید در راستای ایجاد سرمایه ی اجتماعی، به کار گرفته ‌شوند و مشاورین شغلی و توان‌بخشی، می­بایست سرمایه ی اجتماعی را به عنوان هر استراتژی شغلی، در نظر گیرند (پوتز،2005). پاریس و گرانگر در مقاله­ای تحت عنوان «قدرت و نسبیت سرمایه اجتماعی» به نقش قدرت و آثار سرمایه ی اجتماعی بر افراد معلول، تأکید می­نمایند. آنها به این نتیجه دست می­یابند که برنامه مونرو، حمایت‌های بسیاری را در راستای ارتقای خدمات شخص– محور از طریق رواج سرمایه ی اجتماعی به افراد معلول، اختصاص می­دهد (پاریس و گرانگر، 2008). درموت فالی[5] و جان چودری[6] درمقاله «فقر، طَرد اجتماعی و سیاست گذاری‌های معلولیت: مراقبت به مثابه کالای اجتماعی و مصرف سرمایه اجتماعی»، که در منطقه­ی چودونگای بنگلادش، انجام گرفته است به این نتیجه دست یافته‌اند که فقدان همبستگی اجتماعی و دسترسی عادلانه، با توجه به طَرد اجتماعی و برچسب معلولیت به خانواده های مرتبط می­تواند به شکل آماری، کمتر امکان پذیر باشد که آن‌ها به خدمات رسمی، دسترسی داشته باشند (فالی و چودری،2007).آدری ترینور[7]، در مقاله ای تحت عنوان «کاربرد سرمایه ی اجتماعی و فرهنگی»، در راستای بهبود نتایج حاصل، پس از تحصیلات متوسطه و گسترش مدل‌های انتقال به دوره ای دیگر در زندگی جوانان معلول می­باشد. مطالعه در حوزه سرمایه ی اجتماعی، نشان می­دهد که تحقیق انتقال به تحصیلات بعد از متوسطه و عملکرد در حوزه های کلیدی، مانند تصمیمات شخصی، مشارکت والدین و دسترسی به برنامه درسی مناسب، موجب پیوند خدمات مربوط به بزرگسالان می­گردد.وی نتیجه می­گیرد که گسترش انتقال به تحصیلات بعد از متوسطه، در راستای مطالعه­ی سرمایه  ی اجتماعی، امکان دارد شامل افزایش تأثیر برنامه­ی انتقالی و آموزش برای افراد معلول از دیگر گروه های حاشیه­ای گردد (ترینور،2008). لزلی چنووس[8] و دانیلا استلیک[9]، در مقاله­ای با عنوان «دلالت‌های سرمایه اجتماعی، در راستای برخورداری خانواده ها و افراد دارای معلولیت از زندگی اجتماعی» به بررسی سودمندی نظریه سرمایه ی اجتماعی و ارتباط آن با درک تجارب افراد معلول و خانواده های آن‌ها به عنوان چارچوبی برای بقا، بهبود و برخورداری آنان در اجتماعات محلی و روستایی استرالیا، پرداخته اند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می­دهد که افراد معلول و خانواده های آن‌ها، به طور وسیعی از سرمایه ی اجتماعی گسترده تری، محروم مانده­اند. (چنووس و استلیک،2004).حسین زهدا و احمد نور شفرین[10]، در پژوهشی تحت عنوان «انزوا: میل به انطباق با جامعه چارچوب برقراری ارتباط بعد از معلولیت به علت تصادفات» به مطالعه توانایی افراد معلول و آسیب دیده بر اثر تصادف، در انطباق با محیط اطراف خود، به ویژه از لحاظ روابط اجتماعی می پردازند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که افراد معلول، هنگام برقراری ارتباط، تمایل بسیار به ایجاد سدّی در مقابل خود و کناره گیری از تعاملات اجتماعی با دیگران در جامعه دارند (زهدا و نور شفرین،2010).سابو سلیمان کوراوا[11] درمقاله ای با عنوان «تأثیر معلولیت بر خود و جامعه: دستور کاری برای تحقیق بر مبنای برنامه ای برای تحقیق پیرامون معلولین در نیجریه» به بررسی تغییر نگرش نسبت به معلولیت پرداخته است . نتایج تحقیق نشان می دهد که معلولیت، به عنوان فرآیند اجتماعی شدن، جامعه پذیری مجدد و دور نمایی از چالش‌های آینده محسوب می‌گردد که امکان دارد تنظیم برنامه ای، برای تحقیق بیشتر درباره معلولیت را در نیجریه، ضروری سازد (کوراوا، 2010).نالیدا ای. ال. بیسان[12] درمقاله­ای تحت عنوان «نگرش‌ها و سیاست‌ها پیرامون نابینایی، معلولیت بینایی و تحصیل با خط بریل» به بررسی نگرش نسبت به معلولیت نابینایی پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می­دهد افرادی که نابینا یا دارای آسیب‌های بینایی می‌باشند، همانند دیگر افراد جامعه، می‌توانند از تنوع شغلی، حرفه ای و … برخوردار شوند (بیسان، 1999).نتایج مطالعه­ی پروت[13] و همکاران وی در پژوهشی با عنوان «ابعاد مقیاس تماس با افراد معلول[14]» بیانگر این بود که عوامل CDP، در راستای نتایج پیش بینی شده و چند مقیاس نگرشی، از طریق دیگر ابزارهای روان شناسی اجتماعی و مجموعه متغیرهای جمعیت شناختی، تحلیل شده‌اند. بنابراین، مباحثه ای پیرامون این که چگونه مقیاس فوق می‌تواند در تحقیق نگرش‌ها نسبت به معلولین استفاده شود، صورت گرفته است (پروت و همکارانش، 2008).

کوئن[15] و همکارانش در پژوهشی تحت عنوان «ارتقا مقیاس نگرش سنجی در نابینایی» به این نتایج دست یافته اند که مقیاس فیتینگ[16] که برای ارزیابی و سنجش نگرش افراد نابینا، در 6 منطقه مورد استفاده قرار گرفته است می تواند توسط افراد نابینا ارتقا ‌یابد و مقیاس 100 موردی استینگیسر[17]، شامل نمرات نسبتاً بزرگی از موارد مذکور می‌گردد که می‌تواند در راستای سنجش موضوع تحقیق حاضر، مفید به شمار آید (کوئن و همکارانش، 1958).

مبانی و چهارچوب نظری

امروزه این اعتقاد وجود دارد که به دلیل پیچیدگی پدیده های اجتماعی، هیچ یک از نظریه ها به تنهایی توانایی تبیین مسائل را ندارند بلکه تنها در شرایطی که مجموعه ای از این نظریه ها در موازات هم قرارمی گیرند می توانند مسائل اجتماعی را به دقت بررسی و شناسایی نمایند. صرف نظر از اینکه یک مسئله اجتماعی مانند شیوه برخورد (مواجهه) اجتماعی با نابینایان با توجه به مولفه و شاخص های سرمایه ی اجتماعی آنان از چه دیدگاهی مطالعه شود، معمولاً در بررسی نهایی باید تمامی عوامل موثر بر رابطه سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان مد نظر قرار گیرد. در این قسمت برخی نظریات مهم سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان را به طور مختصر ارائه می نماییم و از این نظریات در راستای تبیین سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان استفاده خواهیم نمود:

1-دیدگاه هم‌افزایی[18] ولکاک و ناریان:

در سال‌های اخیر، گروهی از دانشمندان با شناخت نسبت به شکاف‌های موجود در جامعه و ضعف دیدگاه‌های قبلی، در صدد برآمدند تا دیدگاهی جامع را مطرح نمایند که بتواند سرمایه‌ی اجتماعی افقی و نیز سرمایه‌ی اجتماعی عمودی را دربر گیرد. آن‌ها تلاش نمودند تا دیدگاهی را معرفی کنند که بتواند سه بُعد سرمایه‌ی اجتماعی یعنی سرمایه‌ی اجتماعی درون‌گروهی، سرمایه‌ی اجتماعی برون‌گروهی و سرمایه‌ی اجتماعی ارتباطی را ادغام نماید. ولکاک و نارایان، دیدگاه (هم‌گرایی یا هم‌افزایی) را پذیرفته و آن را بسط می‌دهند؛ چرا که این دیدگاه به دلیل تأکیدی که بر ادغام و ابعاد مختلف سرمایه‌ی اجتماعی دارد و نیز به سبب بازشناسی که از پیامدهای مثبت و منفی آن ارائه می‌دهد، توانایی بیشتری در تبیین مسائل مربوط به توسعه و ابعاد مختلف آن دارد. در این راستا آن‌ها، مهم‌ترین مزیت این دیدگاه بر دیدگاه‌های دیگر را در این نکته می‌دانند که دیدگاه همگرایی، گروه‌بندی‌های ارتدکسی رایج میان دانشمندان، پزشکان و سیاست‌گذاران را از میان می‌برد و آن‌ها را به هم مرتبط و وابسته می‌سازد (ولکاک و ناریان،2000 :­به نقل از عنق،30). بدین ترتیب این دیدگاه شرایطی را فراهم می‌سازد که در آن می‌توان برنامه‌های توسعه از بالا به پایین و از پایین به بالا را تلفیق نمود و در کنار هم پیش برد و نیز موجب گسترش مشارکت بخش‌های غیر دولتی در تصمیم گیری‌ها گردید. به بیان دیگر محققان این دیدگاه، در سیاست‌گذاری‌ها می‌توانند با تشخیص ماهیت و میزان روابط اجتماعی انجمن‌ها، نهادهای رسمی، بخش خصوصی و تعامل میان آن‌ها به بسط سرمایه‌ی اجتماعی (گسترش همکاری، اعتماد، کارایی نهادی و کاهش انزاوگرایی، فساد و فرقه گرایی) بپردازند. بنابراین ولکاک و نارایان با الهام از دیدگاه‌های رابرت پاتنام، صاحب‌نظران پیشین و متفکران دیدگاه هم‌گرایی طبقه‌بندی‌ای از سرمایه‌ی اجتماعی شامل سرمایه‌ی اجتماعی درون‌گروهی، سرمایه‌ی اجتماعی برون‌گروهی و سرمایه‌ی اجتماعی ارتباطی را ارائه می‌دهند.  آن‌ها اعتقاد دارند که جوامع با ایجاد و تقویت این سه شکل از سرمایه‌ی اجتماعی می‌توانند منجر به ارتقاء کارایی نهادی، قدرت چانه‌زنی مردم، اعتماد افقی، عمودی و مشارکت عمومی گردند و از این طریق کیفیت زندگی مردم را ارتقاء دهند(همان منبع).

 

 

2- نظریه کاتز و گلاس در ارتباط با برخورد اجتماعی:

نظریه کاتز و گلاس نیز برمبنای این عقیده است که افراد اغلب نگرش و طرز برخورد دو گانه (احساس ترحم و دشمنی) نسبت به معلولین دارند(کاتز و گلاس،1979 به نقل  از کلدی،7).

3- نظریه استوتزل در ارتباط با برخورد اجتماعی:

به نظر استوتزل در خصوص نحوه نگرش و طرز برخورد جامعه نسبت به افراد معلول، دو نوع ساز و کار روان شناختی در فرآیند تعبیر و تفسیر در مورد معلولین تشخیص داده می‌شود:

3-1-  سازوکار گسترش زمانی: افراد جامعه، یک خصوصیت و ویژگی موقتی را در فرد معلول جزء خصوصیات دایمی او تلقی می‌کنند.

3-2-  سازوکار تعمیم تشبیهی : افراد جامعه، یک خصوصیت را در درون یکی از افراد معلول مشاهده می‌کنند و آن را از روی تشابه، به دیگر افراد معلول تعمیم می‌دهند.

با توجه به مطالب فوق به نظر می‌رسد افراد جامعه در تعامل و برخورد با معلولین تحت تأثیر این ساز و کارها قرار می‌گیرند (استوتزل،1371: به نقل از کلدی،8).

 

شکل 1. مدل نظری پژوهش : بررسی رابطه سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان

 فرضیات پژوهش

به نظر می‌رسد 1. بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی نابینایان و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها، 2.بین سن نابینایان و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها، 3.بین اعتماد بین شخصی نابینایان و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها، 4. بین اعتماد نابینایان به نهادهای رسمی و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها، 5. بین اعتماد نابینایان به اصناف محل و شیوه­ی برخورد (مواجهه)  اجتماعی با آن­ها، 6. بین مداخله­ی مدنی نابینایان در محل و شیوه­ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن­ها، 7.  بین میزان مشارکت و فعالیت در انجمن­های داوطلبانه و شیوه­ی برخورد (مواجهه)  اجتماعی با آن­ها، 8. بین میزان مشارکت و فعالیت سیاسی نابینایان و شیوه برخورد (مواجهه)  اجتماعی با آن‌ها، 9. بین شعاع (گستره) ارتباطات نابینایان و شیوه برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن­ها، 10. بین میزان و انواع ارتباطات افراد نابینا و شیوه برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن­ها، 11. بین بده بستان نابینایان و افراد محل و شیوه برخورد (مواجهه) اجتماعی با آنان، 12. بین تصور مثبت افراد نابینا نسبت به محل زندگی و شیوه برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن­ها، 13. بین احساس امنیت نابینایان در محل و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها، 14. بین میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی توسط نابینایان و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها، 15. بین سرمایه ی اجتماعی درون گروهی نابینایان و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها، 16. بین سرمایه ی اجتماعی برون گروهی نابینایان و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها،17.بین سرمایه ی اجتماعی ارتباطی نابینایان و شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با آن‌ها رابطه‌ی معنا دار مستقیمی وجود دارد. 18. به نظر می‌رسد شیوه‌ی برخورد (مواجهه) اجتماعی با نابینایان برحسب جنسیت متفاوت است.

روش پژوهش

در بخش نظری این پژوهش از روش اسنادی و در بخش تجربی آن از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، نابینایان واقع در سنین 15 تا 54 سال ساکن در شهر تهران بوده است، که جمعیت آنها، براساس اطلاعات مربوط به سازمان آمار ایران در سرشماری سال 1390، بالغ بر 3761 نفر نابینا واقع در سنین 15 تا 54 سال ساکن در شهر تهران بوده است، که از این تعداد 2363 مرد و  1398نفرزن بوده اند. در این روش از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب استفاده شده است و در تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، عدد 345 به منزله حجم نمونه برآورد شده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل آن ها از نرم افزار آماری[19] استفاده شده است. به منظور سنجش پایایی ابزار پژوهش ( پرسشنامه) نیز از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است. باتوجه به اینکه تمامی ضرایب بدست آمده  برای شاخص های پژوهش بالاتر از 78/0 بوده اند، می توان نتیجه گرفت که ابزار پژوهش قابل اعتماد بوده است.

جدول1. شاخص­های اصلی پژوهش و گویه­های شاخص­ها

شاخص های اصلی پژوهش گویه های شاخص ها
اعتماد بین شخصی 1. اعضای خانواده ؛ 2. خویشاوندان؛3. دوستان و همکاران ؛4. همسایگان و هم‌محلی ها؛
اعتماد به نهادهای رسمی  عملکرد. 1.بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها؛2. بانک‌ها ؛ 3. شهرداری­ها و شورای شهر؛ 4. نیروی انتظامی و پلیس راهنمایی و رانندگی؛5.  دادگاه‌ها؛ 6.اداره‌ی آموزش و پرورش؛7. اداره‌ی دارایی؛ 8. مطبوعات محلی و کشوری؛ 9.صدا و سیما؛ 10. اداره‌ی پست ؛11. مخابرات
اعتماد به اصناف 1.رانندگان وسایل نقلیه‌ی عمومی ؛2.رانندگان آژانس (تاکسی تلفنی)؛ 3.پزشکان و دندان پزشکان؛4.کسبه و بازاریان سطح شهر 5.نگهبانان و رفتگران محلی
مداخله مدنی 1.درمیان گذاشتن مشکلات  مشکلات با مدیر، بالادست و همکاران؛ 2.نوشتن نامه  به مسوولین ؛ .3مراجعه به ادارات 4. دعوت از همسایگان برای رفع مشکل .
میزان فعالیت انجمنی 1.عضویت در انجمن اولیاء و مربیان،2. عضویت در تعاونی‌های مسکن و… 3. عضویت در گروه‌های قرآنی؛ 4. عضویت در هیئت‌های مذهبی، 5. عضویت در صندوق‌های قرض‌الحسنه ، 6. عضویت در انجمن‌های صنفی و شغلی؛7. عضویت در انجمن‌های خیریه، 8. عضویت در گروه‌ها و انجمن‌های ادبی و هنری، 9. عضویت در گروه‌ها و انجمن‌های علمی و فرهنگی، 10.عضویت در پایگاه بسیج.
میزان فعالیت مشارکتی(سیاسی) 1.شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی؛2. شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری؛ 3. شرکت در انتخابات شورای شهر و…
شعاع ارتباطات 1.حمایت اعضای خانواده‌ی ، 2.خویشاوندان؛ 3.دوستان؛4. همکاران؛ 5. همسایگان و هم‌محلی‌ها؛6. حمایت مالی افراد نیازمند
انواع ارتباطات 1.شرکت در  در مراسم عزاداری، جشن و مولودی‌خوانی در مسجد یا هیئت‌های مذهبی ؛2. شرکت در مراسم شادی و غم خویشاوندان ؛3. شرکت  در مراسم شادی و غم دوستان؛ 4. شرکت در مراسم شادی و غم همسایگان وهم‌محلی‌ها.5. شرکت در مهمانی‌های فامیلی و دوستانه؛ 6. صحبت پیرامون مسائل روزمره با خانواده؛ 7.  رابطه‌ی دوستانه با خانواده؛ 8..برقراری ارتباط دوستانه؛ 9.گفتگو با دیگران جهت حل مشکلات ؛ 10. رفت و آمد خانوادگی باخویشاوندان،همسایگان و هم‌محلی‌ها.
بده بستان 1. بده‌بستان مالی؛ 2. وسایل زندگی ؛ 3. مشورت با خانواده ، خویشان، همکاران و دوستان و همسایگان و هم‌محلی‌ها.
تصور مثبت نسبت یه محل زندگی 1. احساس رضایت و آرامش از محل زندگی  2. احساس مسولیت  هم محلی ها نسبت به یکدیگر ؛ 3. رواج خصوصیات اخلاقی مثبت در میان هم محلی ها.
امنیت محلی 1. سرقت، کلاه‌برداری و .. در محل زندگی شما؛ 2. نزاع و درگیری بین همسایگان ؛ 3. شیوع  اعتیاد؛ 4. احساس امنیت هنگام قدم زدن در کوچه و خیابان‌های شهر خود در شب.
آگاهی و کسب اطلاعات از طریق وسایل ارتباط جمعی استفاده از وسایل ارتباط جمعی برای کسب اطلاعات از طریق: 1. تلویزیون،2. رادیو،3. ماهواره،4. اینترنت،5.روزنامه و مجلات،
وضعیت اقتصادی-اجتماعی 1.تحصیلات؛ 2.درآمد ماهیانه؛ 3.وضعیت شغلی؛ 4.قیمت تقریبی منزل مسکونی؛ 5.قیمت تقریبی اتومبیل شخصی.
برخورد اجتماعی بین شخصی

(درون گروهی)

1. نحوه‌ی برخورد با نابینایی: 1. خانواده، 2. دوستان، 3.خویشاوندان، 4.  همسایگان و هم‌محلی‌ها، 5. دوستان و آشنایان 6. نحوه‌ی برخورد افراد نابینا با نابینایان دیگر؛7. نحوه‌ی برخورد مردم و افراد جامعه
شیوه برخورد نهادی (برون گروهی) نحوه برخورد 1. سازمان‌های دولتی؛ 2. سازمان بهزیستی،3. سازمان آموزش و پرورش استثنائی،4. مسئولین سازمان سنجش 5. مسئولین و کارمندان کتابخانه‌ی ملی؛ 6. مسئولین دانشگاه محل تحصیل.
آگاهی و توجه بین شخصی اگاهی و اطلاع از معلولیت نابینایی و توانمندی 1.اعضای خانواده 2.خویشاوندان3.  دوستان 4. همسایگان و هم‌محلی‌ها
آگاهی و توجه نهادی آگاهی و توجه نهادی نسبت به معلولیت نابینایی و توانمندی 1.مسئولین جامعه، 2. مردم و افراد جامعه .
پذیرش بین شخصی پذیرش بین شخصی 1. اعضای خانواده،  2. خویشاوندان 3. دوستان 4. همکاران تا چه حد حضور شما را در اماکن عمومی در کنار خود می‌پذیرند؟ پذیرش شما نسبت به مسئله‌ی نابیناییتان تا چه حد می­باشد؟ شما تا چه حد حضور خود را در کنار سایر اعضای خانواده در اماکن عمومی می‌پذیرید؟ اعضای خانواده‌ تا چه حد حضور شما را در دید و بازدید‌های خانوادگی و… در کنار خود می‌پذیرند؟ ازدواج یک فرد نابینا با نابینا در خانواده‌ی شما تا چه حد پذیرفته شده است؟
پذیرش نهادی به نظر شما پذیرش مسئولین و برنامه ریزان  جامعه نسبت به  نقش افراد نابینا در تصمیم گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌های مربوط به امور نابینایان بها می‌دهند؟  حضور یک فرد نابینا به عنوان نماینده‌ی این قشر در مجلس شورای اسلامی و شورای شهر. به نظر شما مسئولین جامعه، تا چه حد قانون جامع حمایت از حقوق معلولین را پذیرفته و مواد قانونی آن را اجرا می‌نمایند؟ به نظر شما ازدواج دو فرد نابینا تا چه حد درجامعه‌ی ایرانی پذیرفته شده است؟
خدمات حمایتی مناسب سازی فضای شهر تهران  توسط شهرداری مناسب شرایط و وضعیت نابینایان . دستگاه‌های عابر بانک گویا ، تا چه حد مورد استفاده نابینایان می‌باشد؟ وسایل حمل و نقل عمومی (مترو، اتوبوس شرکت واحد و…) متناسب با شرایط نابینایان . دانشگاه محل تحصیلتان و امکانات آن مناسب با وضعیت و شرایط نابینایان به نظر شما کتابخانه‌ی ملی و سایر کتابخانه‌های سطح شهر و دانشگاه‌ها تا چه حد متناسب با شرایط و وضعیت نابینایان می‌باشد؟

 

یافته های پژوهش:

در این قسمت با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به توصیف متغیرها ، آزمون فرضیه های پژوهش و تجزیه و تحلیل آن ها می پردازیم:

  1. ویژگی­های عمومی نمونه:

سن: میانگین سن افراد 05/31 سال می‌باشد و این نشان‌ از جوان بودن پاسخگویان دارد. از سویی، بیش‌ترین فراوانی (2/47 درصد) به رده سنی زیر 30 سال مربوط بوده و کمترین آن (7/19درصد) هم به رده سنی 40 سال و بیشتر تعلق دارد. هم­چنین میانه‌ سن پاسخگویان نیز 30 سال است؛ یعنی نیمی از پاسخگویان دارای سن 30 سال و کمتر از آن هستند و نیمی دیگر از آن‌ها بیشتر از 30 سال سن دارند. انحراف معیار سن پاسخگویان نیز 82/11 است و در نهایت جوان‌ترین فرد 15 ساله و مسن‌ترین فرد 63 ساله است. واریانس 71/139می­باشد.

جنسیت :از 345 نفر پاسخ گویان این پژوهش ،  8/52 درصد (182 نفر)  مرد و 2/47 درصد (163 نفر) زن بوده اند. به عبارتی اکثر پاسخگویان در نمونه‌ی حاضر مرد هستند. ،

وضعیت تاهل :از 345 نفر از پاسخگویان نزدیک به نیمی از پاسخگویان (5/47 درصد) مجرد بودند. از این رو، مجردین بیش‌ترین سهم از نمونه را به خود اختصاص داده‌اند. هم­چنین 9/29 درصد از پاسخگویان همسر فوت شده، ‌13 درصد از آنان مطلقه و 6/9 درصد از آنان متأهل بودند.

تحصیلات :بر اساس نتایج بدست آمده، بیش‌ترین فراوانی پاسخگویان (2/36 درصد) مربوط به زیر دیپلم است، که نشان از سطح پایین تحصیلات در میان پاسخگویان دارد، همچنین فراوانی افراد مورد مطالعه در سایر مقاطع تحصیلی به ترتیب ‌دیپلم 87 نفر (2/25 درصد)، فوق‌دیپلم 19 نفر (5/5 درصد)، لیسانس 63 نفر (3/18 درصد) و در نهایت فوق لیسانس یا دکترا 51 نفر (8/14 درصد) می­باشد.میانگین سطح تحصیلات 5/2 و انحراف معیار آن 49/1 است.

وضعیت شغلی :بر این اساس اکثریت پاسخگویان (7/62 درصد) خانه­دار یا بیکار می­باشند. هم­چنین بالغ بر یک چهارم پاسخگویان (3/25) کارمند دولتی هستند. این در حالی است که تنها 6/1 درصد از پاسخگویان کارگر کارخانجات و مؤسسات، 5/3 درصد کارمند شرکت­های غیردولتی و 7 درصد پاسخگویان شغل آزاد دارند.

میزان درآمد: بر این اساس،‌ 1/16 درصد از پاسخگویان درآمد کمتر از 500 هزار تومان دارند، 8/20 درصد از آنان درآمد ما بین 500 هزار تومان تا یک میلیون تومان دارند، 4/15 درصد از آنان نیز درآمدی در بازه یک تا یک و نیم میلیون تومان دارند. این در حالی است که 8/26 درصد از پاسخگویان درآمدی بالغ بر یک و نیم تا دو میلیون تومان دارند و 8/20 درصد از آنان نیز درآمدی بالاتر از دو میلیون تومان دارند. لازم به ذکر است که اکثریت پاسخگویان (8/56 درصد) به این سؤال پاسخ نداده­اند، بنابراین بدون درآمد می­باشند.میانگین درآمد پاسخگویان 91/5 و انحراف معیار آن 57/2 می باشد.

علت و نوع نابینایی :نتایج حاصل حاکی از آن است که علت نابینایی اکثریت پاسخگویان (105 نفر معادل با 4/30 درصد) مادرزادی می­باشد. هم­چنین 22 نفر معادل با 4/6 درصد از پاسخگویان جانباز جنگی بوده­اند و به این دلیل نابینا شده­اند. علاوه بر این 56 نفر معادل با 2/16 درصد از پاسخگویان بر اثر مسائل ژنتیکی نابینا شده­اند، 54 نفر دیگر نیز معادل با 7/15 درصد بر اثر حوادث و سوانح و 32 نفر معادل با 3/9 درصد از پاسخگویان نیز بر اثر ابتلا به بیماری خاص نابینا شده­اند. در نهایت 76 نفر معادل با 22 درصد از پاسخگویان نیز به دلایل دیگری دچار نابینایی شده­اند.

توزیع متغیرهای اصلی پژوهش: جدول های یک بعدی

جدول 2. تحصیلات، میزان درآمد، وضعیت شغلی . علت و نوع نابینایی

تحصیلات فراوانی درصد میزان درآمد فراوانی درصد وضعیت شغلی فراوانی درصد علت و نوع نابینایی فراوانی درصد
زیر دیپلم 139 3/40% 0 تا500 هزار تومان 24 7.0 کارگر کارخانجات و مؤسسات 5 1.4 سایر 76 22.0
دیپلم 53 4/15% 500 هزار تا 1 میلیون تومان 31 9.0 کارمند شرکت‌های غیر دولتی 11 3.2 جانباز جنگی 22 6.4
فوق دیپلم 7 0/2% یک تا یک و نیم میلیون تومان 23 6.7 بیکار/ خانه دار 198 57.4 نابینایی بر اثر مسائل ژنتیکی 56 16.2
لیسانس 40 6/11% یک ونیم تا دو میلیون تومان 40 11.6 کارمند دولتی 80 23.2 نابینایی بر اثر حوادث و سوانح 54 15.7
فوق لیسانس یا دکترا 102 6/29% دو میلیون به بالا 31 9.0 شغل آزاد 22 6.4 نابینایی بر اساس بیماری خاص 32 9.3
جمع 341 8/98% جمع 149 43.2 جمع 316 91.6 نابینای مادرزادی 105 30.4
بی پاسخ 4 2/1% بی پاسخ 196 56.8 سایر 24 7.0 جمع 345 100.0
جمع 345 0/001% جمع 345 100.0 بی پاسخ 5 1.4
  جمع 29 8.4
  جمع 345 100.0

 

  1. 2. آمار توصیفی:

میزان سرمایه­ی اجتماعی درون گروهی پاسخگویان

اعتماد اجتماعی اکثریت افراد پاسخگو (201 نفر معادل با 4/58 درصد) در سطح متوسطی قرار دارد. هم­چنین اعتماد اجتماعی 72 نفر معادل با 9/20 درصد از پاسخگویان در سطح پایینی قرار دارد و اعتماد اجتماعی 71 نفر معادل با 6/20 درصد از پاسخگویان نیز در سطح بالایی قرار دارد. میانگین سرمایه­ی اجتماعی درون گروهی پاسخگویان 2 و انحراف معیار آن 51/0 می باشد.

میزان مشارکت اجتماعی پاسخگویان (سرمایه­ی اجتماعی برون گروهی)

بر اساس نتایج، اکثریت پاسخگویان (165 نفر معادل با 48 درصد) از میزان سرمایه ی اجتماعی برون گروهی متوسطی برخوردارند. هم­چنین 95 نفر، معادل با 6/27 درصد از پاسخگویان از میزان سرمایه ی اجتماعی برون گروهی پایینی برخوردارند و در نهایت 84 نفر معادل با 4/24 درصد از پاسخگویان نیز از سطح بالایی از مشارکت اجتماعی و سرمایه ی اجتماعی برون گروهی برخوردارند. میانگین میزان سرمایه ی اجتماعی برون گروهی پاسخگویان 94/1 و انحراف معیار آن 64/0 می باشد.

میزان برخورداری پاسخگویان از سرمایه اجتماعی ارتباطی

بر اساس نتایج ، اکثریت پاسخگویان 129 نفر معادل با 9/38 درصد از پاسخگویان از میزان متوسط سرمایه ی اجتماعی ارتباطی برخوردارند. هم­چنین 120 نفر معادل با 1/36 درصد از افراد نیز دارای میزان بالایی از سرمایه ی اجتماعی ارتباطی هستند و در نهایت 83 نفر معادل با 25 درصد از پاسخگویان از سطح پایینی از سرمایه ی اجتماعی ارتباطی برخوردار می­باشند. میانگین برخورداری پاسخگویان از سرمایه اجتماعی ارتباطی پاسخگویان 98/1 و انحراف معیار آن 71/0 می باشد

میزان برخورد اجتماعی با پاسخگویان

براساس نتایج ، اکثریت پاسخگویان 149 نفر معادل با 6/43 درصد از پاسخگویان برخورد اجتماعی بالایی (حمایت آمیز و همدلانه) را دریافت نموده­اند. هم­چنین 148 نفر معادل با 3/43 درصد از افراد نیز شاهد میزان برخورد اجتماعی متوسطی (ترحم آمیز) بوده­اند. در نهایت تنها 45 نفر معادل با 1/13 درصد از پاسخگویان با میزان برخورد اجتماعی پایینی (طردآمیز و تبعیض آمیز) مواجه شده­اند. میانگین برخورد اجتماعی با پاسخگویان  3/2 و انحراف معیار آن 69/0 می باشد.

میزان آگاهی نسبت به معلولیت نابینایی پاسخگویان

نتایج حاصل نشان می­دهد که اکثریت پاسخگویان (182 نفر معادل با 9/53 درصد) بیان نموده­اند که آگاهی نسبت به معلولیت نابینایی آن‌ها در سطح متوسطی قرار دارد. هم­چنین 111 نفر معادل با 8/32 درصد از افراد اذعان نموده­اند که آگاهی نسبت به معلولیت نابینایی آن‌ها در سطح  پایینی قرار دارد و در نهایت تنها 45 نفر معادل با 3/13 درصد از پاسخگویان بیان نموده‌اند که آگاهی نسبت به معلولیت نابینایی آن‌ها در سطح بالایی قرار دارد. میانگین آگاهی نسبت به معلولیت نابینایی پاسخگویان 2/2 و انحراف معیار آن 65/0 می باشد.

میزان پذیرش اجتماعی پاسخگویان

براساس نتایج ، اکثریت پاسخگویان، 161 نفر معادل با 7/47 درصد از پاسخگویان از میزان پذیرش اجتماعی متوسطی برخوردارند. هم­چنین 135 نفر معادل با 9/39 درصد از پاسخگویان از میزان پذیرش اجتماعی بالایی برخوردارند و در نهایت تنها 42 نفر معادل با 4/12 درصد از افراد پاسخگو نیز از میزان پذیرش اجتماعی پایینی برخوردار می­باشند. میانگین پذیرش اجتماعی پاسخگویان 28/2 و انحراف معیار آن 67/0 می باشد.

میزان ارائه خدمات اجتماعی متناسب با معلولیت نابینایی

نتایج حاکی از آن است که اکثریت پاسخگویان، 126 نفر معادل با 8/47 درصد از پاسخگویان بیان نموده­اند که خدمات اجتماعی متناسب با معلولیت نابینایی در حد متوسطی قرار دارد. هم­چنین 121 نفر معادل با 8/45 درصد از افراد پاسخگو اذعان نموده­اند خدمات اجتماعی متناسب با معلولیت نابینایی در حد پایینی قرار دارد و در نهایت تنها 17 نفر معادل با 4/6 درصد از پاسخگویان بیان نموده­اند خدمات اجتماعی متناسب با معلولیت نابینایی در حد بالایی قرار دارد. میانگین ارائه خدمات اجتماعی متناسب با معلولیت نابینایی پاسخگویان 61/1 و انحراف معیار آن 6/0 می باشد.

3. آمار استنباطی:

3-1.تحلیل دومتغیره(رگرسیون دومتغیره)

در این بخش از پژوهش تحلیل های دو متغیره انجام شده است، وبااستفاده از برخی آزمون های آماری مهم، مانند رگرسیون دوگانه، آزمون  T،آزمون F، وسطح معناداری آن ها،فرضیه های پژوهش بررسی شده است.

 

3-1-1.آزمون میان رابطه بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی نابینایان و شیوه‌ی برخورد اجتماعی(مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (10/189) با قبول خطای کمتر از 01/0 (002/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین پایگاه اقتصادی و اجتماعی پاسخگویان و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم.مقدار 2 R ( 0/029) نشان می­دهد که 0/029 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/170 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-2.آزمون میان سن نابینایان و شیوه‌ی برخورد اجتماعی(مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (50/928) با قبول خطای کمتر از 01/0 (002/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین سن پاسخگویان و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم.

مقدار 2 R ( 0/130) نشان می­دهد که 0/130 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که با افزایش یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/360 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی کاهش پیدا می‌کند.

3-1-3.آزمون میان اعتماد بین شخصی نابینایان و شیوه‌ی برخورد اجتماعی(مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (20.161) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان برخورداری پاسخگویان از اعتماد بین شخصی و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم.مقدار 2 R ( 0/053) نشان می­دهد که 0/053 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد. و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/236 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-4.آزمون میان اعتماد نابینایان به نهادهای رسمی و شیوه‌ی برخورد اجتماعی(مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (26.029) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان اعتماد افراد به نهادهای رسمی و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم.

مقدار 2 R ( 0/07) نشان می­دهد که 0/07 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد.  و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/266 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-5.آزمون میان اعتماد نابینایان به اصناف محل و شیوه برخورد اجتماعی

راساس مقدار آزمون f بدست آمده (0/868) با قبول خطای بیش از 05/0 (352/0sig=) و درجه اطمینان کمتر از 95/0 می­توان گفت بین میزان اعتماد افراد به اصناف و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود ندارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را پذیرفته و نمی‌توانیم رد کنیم.

مقدار 2 R و بتای رگرسیون نیز تأثیر بسیار ناچیز این متغیر در تبیین متغیر وابسته مواجهه اجتماعی را نشان می­دهد.

3-1-6.آزمون میان مداخله مدنی نابینایان در محل و شیوه برخورد اجتماعی

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (9.770) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان مداخله مدنی نابینایان و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم.

مقدار 2 R ( 0/028) نشان می­دهد که 0/028 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد.  و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/167 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-7. آزمون میان میزان فعالیت نابینایان در انجمن‌های داوطلبانه و شیوه برخورداجتماعی

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (55.006) با قبول خطای کمتر از 01/0 (a000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان فعالیت انجمنی افراد و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم. مقدار 2 R ( 0.139) نشان می­دهد که 0/139 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد  و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/373 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-8. آزمون میان فعالیت مشارکتی (سیاسی) نابینایان به عنوان و شیوه برخورد اجتماعی

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (43/208) با قبول خطای کمتر از 01/0 (039/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان فعالیت مشارکتی افراد و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم.

مقدار 2 R ( 0/112) نشان می­دهد که 0/11 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/335 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-9.آزمون میان شعاع (گستره) ارتباطات نابینایان و شیوه برخورد اجتماعی

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (7/649) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان گستره ارتباطات افراد و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم.

مقدار 2 R ( 0/02) نشان می­دهد که 0/02 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/148 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-10.آزمون میان میزان و انواع ارتباطات افراد نابینا و شیوه برخورد اجتماعی

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (6/778) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان ارتباطات افراد و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم.

مقدار 2 R ( 0/019) نشان می­دهد که 0/019 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/139 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-11.آزمون میان بده بستان نابینایان و افراد در محل و شیوه برخورد اجتماعی

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (2/264) با قبول خطای بیش از 05/0 (058/0sig=) و درجه اطمینان کمتر از 95/0 می­توان گفت بین میزان بده بستان نابینایان و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود ندارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را پذیرفته و نمی­توانیم رد کنیم. مقدار 2 R و بتای رگرسیون نیز تأثیر بسیار ناچیز این متغیر در تبیین متغیر وابسته مواجهه اجتماعی را نشان می­دهد.

3-1-12.آزمون میان تصور مثبت افراد نابینا نسبت به زندگی و شیوه برخورد اجتماعی

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (27/726) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان برخورداری افراد از تصور مثبت به زندگی و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم. مقدار 2 R ( 0/07) نشان می­دهد که 0/07 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/274 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-13.آزمون میان امنیت محلی و شیوه‌ی برخورد اجتماعی(مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (19/866) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان برخورداری افراد از امنیت محلی و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم.

مقدار 2 R ( 0/05) نشان می­دهد که 0/05 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان0/234 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-14.آزمون میان میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی توسط نابینایان و شیوه‌ی برخورد اجتماعی (مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (6/794) با قبول خطای کمتر از 05/0 (010/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 95/0 می­توان گفت بین میزان استفاده افراد از وسایل ارتباط جمعی و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم.

مقدار 2 R ( 0/026) نشان می­دهد که 0/026 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/163 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

3-1-15.آزمون میان سرمایه ی اجتماعیدرون گروهی نابینایان و شیوه‌ی برخورد اجتماعی(مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (55/124) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان برخورداری افراد از سرمایه ی اجتماعی درون گروهی  و شیوه برخورد با مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و0 H  فرضیه صفر  که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم. مقدار 2 R (18/0) نشان می‌دهد که 18/0  درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می‌گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 425/0 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می‌کند.

3-1-16.آزمون میان سرمایه ی اجتماعی برون گروهی نابینایان و شیوه‌ی برخورد اجتماعی(مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (86/323) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان برخورداری افراد از مشارکت اجتماعی (سرمایه اجتماعی برون گروهی) و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و0 H  فرضیه صفر  که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم

مقدار 2 R (202/0) نشان می‌دهد که 202/0  درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می‌گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 449/0 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می‌کند.

3-1-17.آزمون میان سرمایه ی اجتماعی ارتباطی نابینایان و شیوه‌ی برخورد اجتماعی (مواجه اجتماعی)

براساس مقدار آزمون f بدست آمده (51/961) با قبول خطای کمتر از 01/0 (000/0sig=) و درجه اطمینان بیش از 99/0 می­توان گفت بین میزان برخورداری افراد از سرمایه اجتماعی ارتباطی و شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد و 0H فرضیه خنثی که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­پذیریم و رد می‌کنیم. مقدار 2 R ( 0/17) نشان می­دهد که 0/17 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط این متغیر مستقل تبیین می­گردد؛ و مقدار بتا به لحاظ اهمیت و میزان تأثیر در متغیر وابسته، نشان دهنده این است که یک واحد تغییر در انحراف معیار متغیر مستقل به میزان 0/419 واحد تغییر در انحراف معیار متغیر وابسته مواجهه اجتماعی ایجاد می­کند.

 

جدول3.بررسی رابطه بین متغیر مستقل و متغیر وابسته شیوه برخورد اجتماعی(رگرسیون دو متغیره)

 

متغیر R R Square Beta F Sig.
پایگاه اقتصادی و اجتماعی .170(a) .029 .170 10.189 .002(a)
سن .360(a) .130 -.360 50.928 .000(a)
اعتماد بین شخصی .236(a) .056 .053 20.161 .000(a)
اعتماد به نهادهای رسمی .266(a) .071 .266 26.029 .000(a)
اعتماد به اصناف .050(a) .003 .050 0.868 .352(a)
مداخله مدنی .167(a) .028 .167 9.770 .002(a)
فعالیت انجمنی .373(a) .139 .373 55.006 .000(a)
فعالیت مشارکتی .335(a) .112 .335 43.208 .000(a)
گستره ارتباطات .148(a) .022 .148 7.649 .000(a)
میزان ارتباطات .139(a) .019 .139 6.778 .010(a)
بده بستان .081(a) .007 -.081 2.264 .133(a)
تصور مثبت نسبت به محل زندگی .274(a) .075 .274 27.726 .000(a)
امنیت محلی .234(a) .055 .234 19.866 .000(a)
استفاده از وسایل ارتباط جمعی .163(a) .026 .163 6.794 .010(a)
سرمایه اجتماعی درون گروهی .425(a) .181 .425 55.124 .000(a)
سرمایه اجتماعی برون گروهی .449(a) .202 .449 86.323 .000(a)
سرمایه اجتماعی ارتباطی .419(a) .176 .419 51.961 .000(a)

 

3-1-18.آزمون میان شیوه‌ی برخورد اجتماعی با نابینایان بر حسب جنسیت(دو گروه پسران و دختران)

در جداول زیر نتایج آزمون آماری t مستقل برای مقایسه برخورد اجتماعی با نابینایان بر حسب جنسیت ذکر شده است. گروه اول شامل پسران و گروه دوم را دختران تشکیل داده­اند.

با توجه به اینکه آزمون لون برابر با 0/965 و سطح معنی داری آن بیش از 5 درصد است (sig=0/327) میزان آزمون t و معناداری آن بر اساس واریانس برابر (Equal variances assumed ) محاسبه شده است.

بر طبق مقدار آزمون t  (0/315) و با توجه به درجه آزادی 342=d.f، با قبول خطای بیش از 05/0 (Sig=0/753) و درجه اطمینان کمتر از 95/0 می‌توان نتیجه گرفت بین این دو گروه از نظر میزان میانگین شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان تفاوت معناداری وجود ندارد. . بدین ترتیب فرض صفر (H0)  که ناظر  بر عدم وجود رابطه بین دو متغیر است تائید می‌گردد.

 

جدول4. بررسی رابطه بین متغیر مستقل (جنسیت) و متغیر وابسته( شیوه برخورد اجتماعی)

جنسیت تعداد میانگین انحراف معیار
برخورد اجتماعی نابینایان بر حسب جنسیت پسر 181 119.9503 16.18617
دختر 163 119.4110 15.46870

 

برخورد اجتماعی نابینایان بر حسب جنسیت آزمون لون آزمون t مستقل
آزمون

F

معناداری

Sig

مقدار آزمون t درجه

آزادی

معناداری

sig

اختلاف میانگین
واریانس برابر .965 .327 .315 342 .753 .53923
واریانس نابرابر .316 340.873 .752 .53923

 

3-2.تحلیل چندمتغیره(رگرسیون چندگانه) وتحلیل مسیر

یکی از رایج ترین روش هایی که از طریق آن می توان میزان تاثیرخالص متغیرهای مستقل برمتغیر وابسته رابرآورد کردروش رگرسیون است. روش رگرسیون همچنین نشان می دهد که آیامیان خودمتغیرهای مستقل همبستگی وجوددارد یاخیر(مولرودیگران،1378: 299-338). به منظور شناخت بیشتر عوامل مؤثر بر متغیر وابسته از رگرسیون چند­گانه گام به گام استفاده شد. هدف از انجام رگرسیون بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته، پیش­بینی تغییرات متغیر وابسته و تعیین سهم هر کدام از متغیرهای مستقل در تبیین واریانس متغیر وابسته می­باشد. بدین منظور کلیه­ی متغیرهایی که از لحاظ نظری می­توانستند بر متغیر وابسته تأثیر بگذارند را وارد معادله­ی رگرسیون کرده، سپس تأثیر هر یک از متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. بدین منظور در این پژوهش هشت متغیرمستقل پژوهش، که رابطه معنادار با متغیروابسته پژوهش داشتند، انتخاب شد و با استفاده از روش رگرسیون گام به گام چگونگی روابط میان آن هاومتغیروابسته پژوهش وهمچنین روابط میان خودمتغیرهای مستقل پژوهش ارزیابی شد. آماره ای که میزان تاثیرخالص متغیرهای مستقل برمتغیروابسته رانشان می دهدبتااست که ازجدول ضرایب استخراج می شود.

 

جدول 5: بررسی رابطه متغیرهای مستقل و متغیر وابسته(رگرسیون چندگانه)

 

      گام 1 گام 2 گام 3
B Beta Sig B Beta Sig B Beta Sig
میزان فعالیت انجمنی 665/0 373/0 000/0 669/0 376/0 000/0 473/0 265/0 000/0
تصور مثبت از محل 851/1 276/0 000/0 950/1 291/0 000/0
سن 359/0- 268/0- 000/0
R Square 139/0 216/0 275/0
F 050/55 576/46 755/42
Sig 000/0 000/0 000/0

 

        گام 4 گام 5         گام 6
B Beta Sig B Beta Sig B Beta Sig
میزان فعالیت انجمنی 585/0 329/0 000/0 475/0 267/0 000/0 457/0 257/0 000/0
تصور مثبت از محل زندگی 568/1 234/0 000/0 656/1 247/0 000/0 414/1 211/0 000/0
سن 359/0- 269/0- 000/0 286/0- 214/0- 000/0 290/0- 217/0- 000/0
 انواع  ارتباطات 590/0 212/0 000/0 623/0 224/0 000/0 517/0 186/0 000/0
میزان فعالیت مشارکتی(سیاسی) 416/0 119/0 000/0 398/0 191/0 000/0
اعتماد به نهادهای رسمی 391/0 149/0 000/0
R Square 313/0 342/0 361/0
F 338/38 874/34 491/31
Sig 000/0 000/0 000/0

 

  گام 7 گام 8
B Beta Sig B Beta Sig
میزان فعالیت انجمنی 452/0 253/0 000/0 408/0 229/0 000/0
تصور مثبت از محل زندگی 166/1 174/0 000/0 200/1 179/0 000/0
سن 282/0- 211/0- 000/0 295/0- 221/0- 000/0
میزان ارتباطات 584/0 210/0 000/0 711/0 255/0 000/0
میزان فعالیت مشارکتی (سیاسی) 389/0 186/0 000/0 406/0 194/0 000/0
اعتماد به نهادهای رسمی 352/0 135/0 000/0 334/0 128/0 007/0
امنیت محلی 592/0 121/0 000/0 515/0 106/0 025/0
بده بستان 322/0- 108/0- 034/0
R Square 373/0 382/0
F 430/28 702/25
Sig 000/0 000/0

 

همان‌گونه که در جداول فوق مشاهده می‌گردد به منظور تحلیل عوامل موثر بر شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان، ابتدا متغیر میزان فعالیت انجمنی وارد معادله‌ی رگرسیونی شده است. مقدار ضریب تعیین (2 R) برابر با 139/0 است که نشان می‌دهد 9/13 درصد از کل تغییرات شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان، وابسته به متغیر مستقل میزان فعالیت انجمنی ‌آن‌ها است. با توجه به این‌که مقدار آزمون F (050/55) در سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 ، معنادار است، بیانگر آن است که متغیر مستقل میزان فعالیت انجمنی قادر است تغییرات متغیر وابسته را تبیین کند. هم­چنین ضریب بتای 373/0، بدین معنی است که به  ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر میزان فعالیت انجمنی نابینایان، میزان برخورد اجتماعی با نابینایان به میزان 373/0 انحراف استاندارد افزایش خواهد یافت.

در گام دوم متغیر تصور مثبت از محل زندگی نیز وارد مدل رگرسیونی شد، که در اثر این متغیر، آماره ضریب تعیین به 216/0 افزایش یافت، که نشان می‌دهد 6/21 درصد از کل تغییرات شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان وابسته به متغیرهای مستقل واردشده در مدل است. هم­چنین ضریب رگرسیونی استانداردشده (Beta) با اطمینان 99/0 و سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 برابر با 276/0 است، بدین معنی که به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر تصور مثبت نابینایان از محل زندگی ، میزان برخورد اجتماعی با آن‌ها  نیز به میزان 276/0 انحراف استاندارد افزایش خواهد یافت.

در مرحله‌ی سوم متغیر سن وارد معادله‌ی رگرسیون شده است. آماره ضریب تعیین با ورود متغیر سن به 275/0 افزایش یافته است، هم­چنین با توجه به این‌که مقدار آزمون F (755/42) در سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 ، معنادار است، نشان می‌دهد متغیرهای مستقل واردشده در معادله قادرند تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. ضریب بتا در سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 برابر با 268/0- است، با توجه به منفی بودن ضریب رگرسیونی استاندارد شده می‌توان عنوان کرد که به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر سن نابینایان، میزان برخورد اجتماعی با آن‌ها نیز به میزان 268/0 انحراف استاندارد کاهش خواهد یافت؛ به عبارت دیگر با افزایش سن نابینایان از میزان برخورد اجتماعی با آن‌ها کاسته می‌شود؛ یعنی جهت تأثیر متغیر سن نابینایان بر شیوه‌ی برخورد اجتماعی با آن‌ها به صورت معکوس می‌باشد.

در گام چهارم متغیر میزان ارتباطات نابینایان نیز وارد مدل رگرسیونی شد، که در اثر این متغیر، آماره ضریب تعیین به 313/0 افزایش یافت، که نشان می‌دهد 3/31 درصد از کل تغییرات شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان وابسته به متغیرهای مستقل واردشده در مدل است. هم­چنین ضریب رگرسیونی استانداردشده (Beta) با اطمینان 99/0 و سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 برابر با 212/0 است، بدین معنی که به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر میزان ارتباطات نابینایان، میزان برخورد اجتماعی با آن‌ها  نیز به میزان 212/0 انحراف استاندارد افزایش خواهد یافت.

در مرحله‌ی پنجم متغیر میزان فعالیت مشارکتی (سیاسی) وارد معادله‌ی رگرسیون شده است. آماره ضریب تعیین با ورود متغیر فعالیت مشارکتی (سیاسی) به 342/0 افزایش یافته است، هم­چنین با توجه به این‌که مقدار آزمون F (874/34) در سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 ، معنادار است، نشان می‌دهد متغیرهای مستقل واردشده در معادله قادرند تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. ضریب بتا در سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 برابر با 119/0 است، بنابراین به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر میزان فعالیت مشارکتی (سیاسی) نابینایان، میزان برخورد اجتماعی با آن‌ها نیز به میزان 119/0 انحراف استاندارد افزایش خواهد یافت.

در گام ششم متغیر اعتماد به نهادهای رسمی نیز وارد مدل رگرسیونی شد، که در اثر این متغیر، آماره ضریب تعیین به 361/0 افزایش یافت، که نشان می‌دهد 1/36 درصد از کل تغییرات شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان وابسته به متغیرهای مستقل واردشده در مدل است. هم­چنین ضریب رگرسیونی استانداردشده (Beta) با اطمینان 99/0 و سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 برابر با 149/0 است، بدین معنی که به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر میزان اعتماد به نهادهای رسمی توسط نابینایان، میزان برخورد اجتماعی با آن‌ها  نیز به میزان 149/0 انحراف استاندارد افزایش خواهد یافت.

در مرحله‌ی هفتم متغیر امنیت محلی وارد معادله‌ی رگرسیون شده است. آماره ضریب تعیین با ورود متغیر امنیت محلی به 373/0 افزایش یافته است، هم­چنین با توجه به این‌که مقدار آزمون F (430/28) در سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 ، معنادار است، نشان می‌دهد متغیرهای مستقل واردشده در معادله قادرند تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. ضریب بتا در سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 برابر با 121/0 است، بنابراین به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر میزان امنیت محلی، میزان برخورد اجتماعی با نابینایان نیز به میزان 121/0 انحراف استاندارد افزایش خواهد یافت.

در مرحله‌ی هشتم متغیر بده بستان وارد معادله‌ی رگرسیون شده است. آماره ضریب تعیین (R Square) با ورود متغیر بده بستان به 382/0 افزایش یافته است، که نشان می‌دهد 2/38 درصد از کل تغییرات شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان وابسته به متغیرهای مستقل واردشده در مدل است. هم­چنین با توجه به این‌که مقدار آزمون F (702/25) در سطح خطای کوچک‌تر از 01/0 ، معنادار است، نشان می‌دهد متغیرهای مستقل وارد شده در معادله قادرند تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. ضریب بتا در سطح خطای کوچک‌تر از 05/0 و با سطح اطمینان 95/0 برابر با 108/0- است، بنابراین به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر میزان بده بستان نابینایان، میزان برخورد اجتماعی با آن‌ها نیز با توجه به منفی بودن این ضریب، به میزان 108/0 انحراف

استاندارد کاهش خواهد یافت، به عبارت دیگر؛ جهت تأثیر متغیر بده بستان بر شیوه برخورد یا مواجهه اجتماعی با نابینایان به صورت معکوس می‌باشد.

در گام آخر، به دلیل عدم معنادار بودن اثر متغیرهای پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی، اعتماد بین شخصی، اعتماد به اصناف، شعاع و گستره ارتباطات، مداخله‌ی مدنی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی، در مدل رگرسیونی، این متغیرها از مدل خارج شد.

تحلیل مسیرنیزیکی از روش های پیشرفته آماری است که نشان دهنده چگونگی تاثیرات علی متغیرهای مستقل برمتغیروابسته وهمچنین تاثیر متغیرهای مستقل بر یکدیگر است. این روش هم میزان تاثیر مستقیم متغیرهای مستقل و هم تاثیر غیر مستقیم آن ها بر متغیر وابسته رانشان می دهد.

جدول6: تاثیر مستقیم و غیرمستقیم و تاثیر کل متغیرهای مستقل پژوهش بر شیوه برخورد اجتماعی

متغیرهای مستقل انواع تأثیرات
مستقیم غیر مستقیم کل
سن -.237 -.12 -.35
تحصیلات -.261 -.03 -.29
سرمایه ی اجتماعیدرون گروهی .276 ندارد .276
سرمایه ی اجتماعیبرون گروهی .259 .07 .329
سرمایه ی اجتماعیارتباطی ندارد .08 .08

شکل2: سرمایه ی اجتماعیو تاثیر آن بر شیوه برخورد اجتماعی  به همراه ضرایب مسیر

همان‌گونه که شکل و جدول فوق نشان می‌دهد،  به ترتیب متغیرهای سرمایه‌ی اجتماعی درون گروهی با ضریب بتای 276/0، سرمایه‌ی اجتماعی برون گروهی با ضریب رگرسیونی استانداردشده‌ی 259/0 و متغیرهای زمینه‌ی تحصیلات و سن به ترتیب  با ضریب بتای 26/0 – و  237/0 –  بر متغیر شیوه برخورد اجتماعی معلولان تأثیر مستقیم داشته‌اند، متغیر سرمایه‌‌ی اجتماعی ارتباطی نیز تنها به صورت غیرمستقیم بر روی متغیر وابسته اثر می‌گذارد. بر اساس این تحلیل، به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر سرمایه‌ی اجتماعی درون گروهی نابینایان، میزان برخورد اجتماعی آن‌ها 276/0 انحراف استاندارد افزایش خواهد یافت، به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر سرمایه‌ی برون گروهی، شیوه برخورد اجتماعی آن‌ها نیز 259/0 انحراف استاندارد، و در نهایت به ازای افزایش یک انحراف استاندارد در متغیرهای تحصیلات و سن پاسخگویان، شیوه برخورد اجتماعی با آن‌ها به ترتیب به میزان  26/0 – و  237/0 –  انحراف استاندارد کاهش خواهد یافت. سرمایه‌ی اجتماعی ارتباطی در این مدل، متغیری است که نه به صورت مستقیم، بلکه به واسطه‌ی متغیر وابسته‌ی میانی، بر شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان تأثیر گذاشته است، همچنان که از شکل و جدول فوق بر می‌آید هر کدام از متغیرهای واردشده در مدل به استثنای سرمایه ی اجتماعی درون گروهی، به صورت غیر مستقیم نیز بر شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان تأثیر می‌گذارد. در پایان باید عنوان کرد که با توجه به ضریب تعیین به دست آمده، 39 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل واردشده در مدل تبیین می‌گردد.

خلاصه ونتیجه گیری

بازخوردها نسبت به انواع معلولیت به واسطه‌ی ارزش‌ها و فرهنگ یک جامعه، اندیشه های مربوط به عدالت اجتماعی، منابع قابل دسترس و نظام‌های رفاه اجتماعی موجود، شکل می‌گیرد. بازخوردهای کشورهای متفاوت نسبت به مسئله معلولیت به احتمال زیاد بازتاب زیر ساخت‌های ارزشی، نظام‌های حکومتی و ظرفیت‌های اقتصادی می‌باشد. کنشگران نابینا مانند دیگر افراد جامعه در ابتدا دارای شأن و کرامت انسانی می‌باشند که متأسفانه در جامعه ما نگاه و برخورد های ترحم آمیز، تبعیض آمیز، طَرد آمیز، حذف و در برخی از مواقع حمایت‌های بی مورد و درخواست نشده منجر به بُروز مشکلات بی شماری برای افراد دارای معلولیت می‌گردد. بدین ترتیب حمایت‌های غیرضروری و این برخوردها امکان دارد زمینه عدم مشارکت، رشد شخصیت، عدم اعتماد به نفس و در نهایت انزوای اجتماعی آن‌ها را در پی داشته باشد. در زمینه‌ی برخورد اجتماعی با کنش‌گران نابینا می‌توان  اذعان نمود عوامل بسیاری بر نحوه‌ی برخورد و مواجهه‌ی اجتماعی با افراد معلول به ویژه نابینا تأثیر می‌گذارد که می‌تواند روند و مسیر زندگی آن‌ها را تعیین نماید. بخشی از این عوامل مربوط به کیفیت روابط ما با افراد دیگر، گروه‌ها، نهادهای رسمی و غیر رسمی می‌گردد که از آن‌ها تحت عنوان سرمایه اجتماعی، به عنوان عامل مفقوده نظام اجتماعی، یاد می‌شود.

امروزه در جهانی زندگی می­کنیم که «در حدود 450 میلیون نفر (تقریباً %10) از سکنه­ی جهان به نوعی مبتلا به معلولیت­های جسمی، حسی یا روحی می­باشند. همچنین طبق برآوردهای جدید سازمان بهداشت جهانی این رقم از آن نیز بیشتر (حدود %13) می­شود. آنچه موجب نگرانی می­گردد، این است که ابعاد مسئله، چه از لحاظ کمی و چه از لحاظ کیفی، میلی به کاهش نشان نمی­دهد؛ بر این مبنا می­توان فرض نمود که دست کم10% از افراد هر کشوری همواره با یک نقص جسمی، روانی یا حسی متولد ­شوند یا در آینده امکان دارد به آن ابتلا یابند؛ آن هم، چنان نقصی که موجب می­گردد فعالیت اجتماعی آن‌ها در مقایسه با سایر افراد هم­سن و هم­جنس خود در سطح نازل­تری قرار گیرد» (گلچین، 1369).

بر این اساس در کشور ما سهم افراد نابینا و نیمه بینا بر حسب حداقل تخمین ممکن، به طور قطعی بیش از 200.000 نفر و بر مبنای حداکثر تخمین ممکن، دو برابر این مقدار می­باشد (همان منبع). به بیان دیگر، در چنین شرایطی، انجام مطالعاتی پیرامون مسائل مختلف مربوط به افراد نابینا و نیمه بینا در راستای پیش بینی برنامه­ها و سیاست­گذاری­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رفاهی مناسب، با توجه به میزان سرمایه­ی اجتماعی این گروه از معلولین ضرورتی اجتناب­ناپذیر دارد؛

به طور خاص ، هدف ما در این پژوهش این بوده است که رابطه میان سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان شهر تهران را از طریق یک پژوهش تجربی بررسی نماییم. با وجود پیامد هایی که مواجهه با معلولیت نابینایی برای جامعه ما در پی داشته، متاسفانه پژوهش های مدون و سیستماتیک بسیار کمی در این زمینه انجام گرفته است. بر این مبنا ضرورت دارد تا پژوهش های گسترده تری برای شناخت زمینه ها و پیامدهای اجتماعی معلولیت نابینایی در ایران صورت گیرد. پژوهش حاضر تلاش اندکی در این زمینه بوده است که در آن به بررسی رابطه­ی میان سرمایه­ی اجتماعی و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان پرداخته شد.نتایج پژوهش نشان می دهد که سرمایه ی اجتماعی و مولفه و شاخص­های آن بر شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان تاثیر می­گذارد. به منظور انتخاب ابعاد مختلف متغیرهای سرمایه اجتماعی(عمودی و افقی) و رهایی از تضاد پارادایمی حاصل از تلفیق­های تئوریکی متداول در پیمایش، از نظریه سرمایه ی اجتماعی ولکاک و نارایان و در زمینه شیوه برخورد اجتماعی از نظریات کاتس و گلاس،استوتزل، نظریه تبعیض تامسون، نظریه اجتماعی فلامینگ و بائم و مدل کومینگ و هنری استفاده شده است.به طور کلی آزمون فرضیات پژوهش نشان دادند که میان سن، پایگاه اقتصادی-اجتماعی ،اعتماد بین شخصی،اعتماد به نهادهای رسمی، مداخله مدنی در محل، میزان فعالیت انجمنی، میزان فعالیت مشارکتی(سیاسی)، انواع ارتباطات،شعاع و گستره ارتباطات،تصور مثبت نسبت به محل زندگی،احساس امنیت در محل،سرمایه ی اجتماعی درون گروهی،سرمایه ی اجتماعی برون گروهی ،سرمایه ی اجتماعی ارتباطی و میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی افراد نابینا و شیوه برخورد اجتماعی با نابینایان رابطه معناداری وجود دارد.و میان متغیرهای جنسیت،اعتماد به اصناف و بده بستان افراد نابینا و شیوه برخورد اجتماعی با آنان رابطه معنادار وجود نداشته است.در تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر نیز ملاحظه شد که از میان پنج متغیر مستقل دارای رابطه معنا دار با متغیر وابسته پژوهش،  سن ، تحصیلات وسرمایه ی اجتماعی برون گروهی تاثیر مستقیم و غیر مستقیم، سرمایه ی اجتماعی درون گروهی تنها تاثیر مستقیم و سرمایه ی اجتماعی ارتباطی فقط تاثیر غیر مستقیم برمتغیر وابسته داشته اند.

همان طور که پارادایم معلولیت اظهار می‌نماید معلولیت در افراد مستقر نمی‌باشد بلکه در تبعیض، طرد و حذف تحمیل شده به­وسیله جامعه در محیط اجتماعی و فیزیکی که توانایی افراد را برای استقلال محدود می‌نماید  و در کنش متقابل میان آسیب‌های فردی و پاسخ‌های جامعه به آن‌ها که در تقلیل انتظارات نقشی، قوانین غیردوستانه و سیاست‌های تبعیض آمیز و طَرد آمیز تجلی می‌یابد، قرار دارد. بر این اساس، اگرچه  نیازهای معلولان به طور کامل تحت نظر سازمان‌های اجتماعی قرار دارد اما مسئله‌ی مهم ، ناکامی جامعه در فراهم سازی خدمات مناسب و تضمین کافی این امر می‌باشد (اولیور ، 1995).

همچنین این پارادایم افراد معلول را به عنوان تصمیم گیرندگان مسئول و با صلاحیت تعریف می‌کند که باید به آن‌ها منابع ، و حق داد تا انتخاب کنند چگونه آن منابع را برای رفع نیازهای خود تخصیص دهند. تقابل میان محیط و آسیب­های افراد به تولید مسائلی می‌انجامد که افراد معلول با آن دست به گریبانند.تمامی افراد جامعه به ویژه معلولین این حق را دارند که با آن‌ها منصفانه و همانند دیگران برخورد شود. (فایفر 2005). افراد معلول از مشارکت کامل در جامعه به دلیل موانع اجتماعی و فیزیکی پیش روی آن‌ها کنار گذاشته می‌شوند. قوانین و سیاست‌ها به شیوه‌ی بسیار موثری ، انتظارات رفتاری معین را در ذهن افراد غیر معلول تولید می‌نماید که این انتظارات بر افراد دارای معلولیت تحمیل می‌گردد. قوانین و سیاست‌ها با القاء این انتظارات در مورد افراد معلول و غیر معلول ، به نوعی ناتوانی خود ساخته منجر می‌شوند که لزوماً واقعیت ندارد (لیاچوویتز، 1988). افراد دارای معلولیت ، نباید به عنوان یک طبقه‌ی حمایت شده پنداشته شوند؛ چرا که این شیوه تمامی آثار برابری را از میان می‌برد. افراد دارای معلولیت با یکدیگر و با افراد غیر معلول متفاوت می‌باشند. تمامی افراد می‌خواهند که تفاوت‌های آن‌ها به رسمیت شناخته شود و مورد احترام قرار گیرند. اغلب در این زمینه بحث می­گردد که افراد معلول به تسهیلاتی غیرمعمول و گران قیمت نیاز دارند

معلولیت یک مسئله اجتماعی جهانی است بدین معنا که تهدیدی علیه خوشبختی شخصی، ظرفیت‌های نظام‌های بهداشتی و رفاه اجتماعی و اقتصادهای تمام اجتماعات و ملت‌ها شناخته می‌شود (اسمیت، 2001) بر این مبنا برای حل مشکلات افراد معلول باید تغییرات ریشه ای در ساختارهای اجتماعی صورت گیرد. همچنین می‌توان تغییراتی را در شرایط ساختمان سازی ، حمل و نقل و سیاست‌های استخدامی به وجود آورد که کیفیت زندگی روزمره­ی افراد معلول و دیگر افراد جامعه را ارتقا بخشد. طرح جهان شمول مفهومی است که مستلزم محیط‌های اجتماعی و فیزیکی آشنا با کاربر ، که به افراد در همه سنین و همه شرایط اجازه می‌دهد در عرصه های عمومی حضور داشته باشند ، بتوانند به مؤسسات عمومی دست یابند و در دنیای نسبتاً آزاد از موانع کار نمایند (لمر، 1996). فناوری‌هایی که با اجرای طرح جهان شمول توسعه یافتند، برای همگان سودمند می‌باشند. امکاناتی که متناسب با افراد معلول طراحی گردیده­اند برای تمامی کاربران امن‌تر و راحت‌تر می‌باشند. این امکانات، به آن‌ها استقلال می‌بخشد و دستیابی به دنیای اجتماعی بزرگ‌تر را برای افراد معلول میسر می‌سازد.  بنابراین انطباق­های جهان شمول برای جلوگیری از جداسازی افراد دارای معلولیت ضروری می‌باشد. یک رویکرد مبتنی بر این مفهوم ، فهم عمومی از معلولیت را ارتقا خواهد داد و به فرایند تخصیص منابع و انطباق­های نهادی نیز کمک خواهد نمود. این انعطاف پذیری در اقتصاد جهان (و جامعه) در قرن بیست و یکم ضرورت دارد.  در رویکردی دیگر ، برگدورف (1997) ، با ارجاع به تنبروک (1996) و تنبروک و ماتسون (1996) ، اظهار می‌نماید که ادغام و یکپارچگی افراد دارای معلولیت، جایگزینی عملی و مناسب برای جداسازی و وابستگی می‌باشد.افراد معلول نشان داده‌اند که می‌خواهند در تصمیمات مربوط به زندگی خویش مشارکت نمایند و اینکه می‌خواهند مسئولیت زندگی خویش را به عهده بگیرند. این امر نوع جدیدی از استقلال را ایجاد می‌نماید. آن‌ها استدلال می‌کنند که حمایت از افراد برای زندگی مستقل در اجتماع ، انسانی‌تر از ان است که این افراد را جدا و در مؤسسات پنهان نماییم. هزینه های اقتصادی این دو امر تقریباً یکسان می‌باشند اما برای افراد معلول کاربردهای بسیاری دارد. مشارکت عمومی دامنه وسیعی از افراد در زندگی اجتماعی، انسانیت و شهروند بودن را باز تعریف می‌نماید. هر چند تمهیدات لازم برای اجرای این گونه برنامه ها به منظور برابر سازی فرصت‌ها برای افراد معلول به ویژه نابینا  اقدامی لازم و اجتناب ناپذیر می‌باشد، اما به نظر می‌رسد که دگرگونی مسائل انسانی در جامعه ، تغییر طرز تلقی، انگاره، باور رایج موجود پیرامون معلولیت نابینایی و نحوه برخورد افراد و مسئولان نسبت به کنش‌گران نابینا را­ با توجه به ابعاد و شاخص­های سرمایه ی اجتماعی آن­ها به شدت ایجاب می‌کند، که این مسئله و دستیابی به اهداف آن همتی ملی را طلب می‌نماید

 

[1] . دانشیار واستاد دانشگاه تهران     mohsenit@ut.ac.ir

[2] . استاد دانشگاه تهران                 mtavakol@ut.ac.ir

[3] . دانشجوی کارشناسی ارشد رشته عاوم اجتماعی، گرایش جامعه شناسی دانشگاه تهران    Zahraaliakbari91@gmail.com

[4] Blyden Potts

[5] Dermot Foley

[6] Jahan Chowdhury

[7] Audrey A. Trainor

[8] Lesley Chensley Chenoweth

[9] Daniela Stehlik

[10] Husain Zuhda, Ahmad Nor shafrin

[11] Sabo Suleiman Kurawa

[12] Nalida E.L. Besson

[13] Pruett

[14] CDP

[15] Cowen

[16] Fitting

[17] steingisser

[18] . Synergy View

[19] Statistical Package for the Social Sciences

۵ دیدگاه دربارهٔ «هفتاد و یکمین مقاله ارائه شده در همایش جامعۀ بینا شهروند نابینا، بررسی رابطه ی سرمایه ی اجتماعی و شیوه برخورد( مواجهه) اجتماعی با نابینایان (مورد مطالعه دانشآموزان و دانشجویان نابینای شهر تهران)»

سلااام سلام و درود بر عمو حسین بازم که مث همیشه عالی بودا من زدم برا دانلود که بعداً بهتر بخونم فعلاً سر سری یه نگاهی بهش انداختم که از همون نگاه سر سری فهمیدم که چه قد عالیه به هر حااال بازم مرسی بابت این پست راستی عمو میشه ایمیلت را بدی یادم رفت اسپلش چیه تا واسط قسمت دوم مواد قانون آیین دادرسی کیفری را دانلود کنم تا واسم هدینگ بندی کنی به هر پال در پناه حق بدرود و خدا نگه دار

درود احمدم. ممنون که مثل همیشه حاضر و آماده ای. ولی احمد عمرً اگه این همه مقاله رو بخونییی خخخخخ. ایمیلم هست
h.movahedzadeh@gmail.com
ولی از امروز بعد از ظهر تا شنبه شب احتمالا دسترسی به نت ندارم چون میریم روستای عدسی اینا تو روستا هم که میدونی دیگه البته لپتاپ همراه هست و اگه نت همراهی کنه منم همکاری میکنم.
راستی احمد پرسیدم که چرا استایلز پیدا نمیشه ببین باید بری تو پنجره جاز با اینسرت و j
بعد بری تو help
بعد یه گزینه هست بنام star up vizard
وقتی روی استارت َآپ ویزارد اینتر کردی یه گزینه هست مربوط به مجازی کردن ریبون اون احتمالا نات چک هست که چک میکنی بعد دو بار اینتر میکنی بعد اون قدر تب میزنی تا به فینیش برسی اینتتر میکنی و دیگه استایلز نشون داده میشه. امروزم میتونی به موج نور زنگ بزنی و دقیقتر بپرسی.

سلام مجدد بر عمو میگما اسم اون گزینه ای که باید در استارت َآپ ویزارد چک کنم چیه چون هر چی استارت َ آپ ویزارت رو گشتم پیداش نکردم بازم ممنونم چشم اگه بازم نفهمیدم مزاحم میشم فعلاً بای

درود به عمو حسین گرامی.
مقاله خیلی خوبی بود.
سرمایه اجتماعی یکی از مهمترین شاخص ها در جامعه شناسی است که دارای ابعاد بسیار زیادی می باشد که یکی از آنها رفاه می باشد. رفاه هم در جامعه افراد نابینا نقش بسیار موثری دارد و در صورت برآورده نشدن این امر می تواند منجر به انزوا در میان این قشر گردد.
از جمله شاخص های دیگر سرمایه می توان به اعتماد، رفاه، مشارکت اجتماعی، امنیت، و مواردی از این دست اشاره کرد که در جای خودش بحث های زیادی را می طلبد.
از زحمتتان ممنون و سپاسگزارم.
شاد باشید.

سلام
سرمایه های اجتماعی … من در مورد سرمایه های اجتماعی اطلاعاتم زیاد شد ولی ۳ بار مقاله رو خوندم! و احسنت به استادی که در مراحل مختلف نوشتن و تفسیر این پایان نامه و مقاله استاد راهنما بوده … این محله هم یکی از سرمایه های اجتماعی است دوستانی هم که مثل شما با این محله همکاری دارند سرمایه اجتماعی هستن … همیشه سربلند باشید

دیدگاهتان را بنویسید