سلامی گرم به تمامی همراهان، همگامان و دوستان محله نابینایان. امید که بهار یگانه فصل دلهاتون باشه. یک سال دیگه هم گذشت و یک بار دیگه زمان ارائه گزارش مالی دیگهای از فعالیتهای مجموعه محله نابینایان به شما عزیزانه. در سالی که گذشت هم مثل سالهای پیش محله نابینایان در حال انجام فعالیتهایی در جهت پیشبرد اهداف مشترک ما و شما بوده و همچنان هست که البته بخش مالی رو هم شامل بوده و بر طبق روال هر سال و هر نوبت قراره در این پست اطلاعاتمون از جزئیات پرونده مالی محله رو با شما به اشتراک بذاریم. صحبت رو کوتاه میکنیم و با امید پیشرفت روز
Tag: فعالیتهای محله نابینایان
خب از کجا شروع کنم که درست شروع کرده باشم؟ از هیچ جا. مهم شروع کردنه. جاش مهم نیست. اولاً که حواسم به کامنتهای پست خوشبختی نابینایان هست و هرچی کامنت بیاد آروم آروم جواب میدم چون خعلی مشغله دارم ولی دلم نیومد به دلیل مشغله داشتنم اون پست رو نزنم. در ادامه باید برم سراغ محسن و سعید و کل کادری که بیش از چهار سال هست با وجود تغییر دادن خط مشی سایت، به شدت روی همین خط مشی که خودشون پایهریزی کردند پایبند هستند. یکی از اتفاقاتی که حین انتقال مدیریت سایت افتاد، حضور سوینا بود؛ گروهی که قرار بود برای ما باشه ولی ظریفکاریهایی رو
سلام همراه! امید که هوای دلت بهاریترین باشه! در تصور من ما انگار سوار یک جاده مارپیچ هستیم. جاده ای پر از منظره و اتفاق و تجربه. همراه زمان به سرعت باد از لا به لای لحظه ها عبور میکنیم و از پیچ و خم تجربه ها میگذریم و هر بار با تکمیل دورهای یک ساله کمی بالاتر میریم و، … این تصویر رو دوست دارم. تمامش رو. مخصوصا اونجایی که یک دور کامل میشه و میبینم که نسبت به دور قبل و سال قبل حالا دارم از بالاتر اطراف رو، منظره ها رو، و سالی که گذشت رو تماشا میکنم و انگار دیدنی ها از بالاتر دیدنیتر، بیشتر
سلام و عرض ادب به شما دوستان عزیزم در پایگاه اینترنتی محله نابینایان. امیدوارم که حسابی حالتون خوب باشه. یِکَم بیشتر از 1 ماه دیگه که بگذره محله نابینایان 8 ساله میشه. عده ای از همون اوایل با گوش کن آشنا شدند و هنوز که هنوزه پا به پاش میان جلو. عده دیگه ای هم آهسته آهسته در مسیر رشد گوش کن باهاش آشنا شدن و همراهش بودن تا به همین لحظه. بعضی ها در همون مسیر اولیه از گوش کن جدا شدند و بعضی ها هم در همین چند وقت اخیر. خیلی ها با گوش کن مسیر زندگیشون تغییر کرد. خیلی ها اینجا رو خونه خودشون میدونستند