جستجو
Close this search box.
جستجو
دسته‌ها
اخبار و اطلاعیه

مروری بر پست‌های محله نابینایان در آبانماه 1402!

همراهان سلام. دل‌هاتون روشن و لحظه‌هاتون به رنگ خدا!   با مروری دیگه و گشتی دیگه در ماهی که در محله نابینایان گذشت همراهتون هستیم. ماهی که پشت سر گذاشتیم برای محله و اعضاش شاد نبود. امیدواریم که دل‌های گرفته دوستانمون در محله نابینایان، احمد و شهاب عزیز، هرچه زودتر به آرامش و التیام برسن! با دعا برای شادی روح درگذشتگان این دو عزیز و طلب صبر برای بازماندگان از درگاه قادر هستیبخش، به مروری کوتاه بر آنچه در آبان 1402 گذروندیم می‌پردازیم. در ماهی که گذشت:   طبق روال هر ماه فهرستی از فعالیت‌های محله در ماه گذشته یعنی مهرماه داشتیم: مروری بر پست‌های محله نابینایان در مهرماه
دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 28.

قصه کوکو، 21.   داشت شب می‌شد. کوکو و بقیه به تماشای مالک خونه زمان نشسته بودن که با شاگرد خیاط و شاگرد قصاب مچ مینداخت. بچه‌ها اصرار داشتن که2به1با هم طرف بشن و هر دفعه از زور خنده دست‌هاشون وا می‌دادن. وقتی برای چندمین بار دوباره گاردها بسته شدن و مچ‌ها به هم گره خوردن، شرطبندی‌های بی‌صدا به نفع هر کدوم از دو طرف بین عروسک‌ها و دیجیتالی‌ها شروع شد. کوکو در سکوت تماشا می‌کرد و ذهنش آهسته در اطراف پرسش‍های اخیرش می‌چرخید. -سرچشمه دردسرهای این اواخر کجا بود؟ -کی یا کی‌ها پشت سر خرمگس‌ها و موریانه‌ها بودن؟ -ماجرای بعدی چی می‌تونه باشه؟ -چندتا جنگ دیگه ممکنه پیش
دسته‌ها
صحبت های خودمونی

یه خلوتِ سابق که قول داده شلوغ کنه.

آره واقعاً عجیبه. آخر آبان باشه و هوا این شکلی بهاری؟! آدم نمیدونه خوشحال باشه یا ناراحت. از یه طرف به عنوان یه سرمایی این شکلی راحتترم چون مجبور نیستم عین اسکیمو‌ها لباس بپوشم؛ از طرف دیگه وقتی به عمق فاجعه فکر می‌کنم می‌بینم با این به‌هم‌ریختگی چرخه‌ی طبیعت همگی دور هم قراره به فنا بریم. البته تو که با وجود این مو‌های روی بدنت فکر نکنم خیلی با سرما مشکلی داشته باشی. من اصلاً وجود فیزیکی ندارم که بخواد سردم بشه ِ سلام گوش کن جان. تو کی اومدی؟ جسارتاً این سؤالو با تو نبودم. پس با خودت حرف میزدی؟ نه. با پنبه. آهان. اون گربه سفیده رو
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 90. آموزش تحرک و جهتیابی به دانش‌آموزان با آسیب بینایی توأم با دیگر معلولیت‌ها: بخش سوم

سلامی گرم و روشن به عزیزان همراه و همراهان عزیز محله نابینایان! امید که وجود نازنینتون مالامال از گرمای عشق و نور امید باشه!   با یکی دیگه از سفرهای محله به جهان آزاد که آخرین بخش از سیر طولانی این ماهمون هم هست همراه شماییم و امیدواریم از همراهی ما خسته نشده باشید!   در بخش‌های پیشین گذری داشتیم به چگونگی آموزش جهتیابی و حرکت به افرادی که علاوه بر نابینایی دارای معلولیت‌های متعددی هستن که راه استقلال و ارتباطات و تعاملات اجتماعیشون‌رو در مراحل و موقعیت‌های گوناگون با چالش‌های مختلفی رو‌در‌رو می‌کنه و سعی کردیم با استفاده از تجربیات صاحبنظران در این راه توشه‌ای برای خودمون برداریم.
دسته‌ها
صحبت های خودمونی

تسلیت به شهاب‌الدین فروزش، عضو و همراه آشنای محله و هممحله‌ای‌ها

چه سکوتیست به لب! چه خموش است جهان! چه سیاه است این شب! چه شراریست به جان! آه از آتشِ دل! وای بر گاهِ وداع! آه نفرین به زمین! وای نفرین به زمان! این روزها، تنها اشک است که صفا می‌دهد، هوای گرفته‌ی پاییز دل‌هایمان را. ای اشک! بیا که شاید تو نجاتبخش این سوزِ بی‌پایان باشی! خاطره پاییز امسال در محله ما، در دل‌های ما، بدجوری ماندگار خواهد بود. چرا که دفترش پر از برگ‌های سیاهه. یکی دیگه از دوستان ما امروز سیاهپوش شد. شهاب‌الدین فروزش امروز صبح‌رو بدون حضور مادرش روی خاک خدا شروع کرد! چند ساعت پیش هممحلیمون شهاب فرشته زمینیش‌رو از دست داد. کسی می‌گفت
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 89. آموزش تحرک و جهتیابی به دانش‌آموزان با آسیب بینایی توأم با دیگر معلولیت‌ها: بخش دوم

سلام به همه دوستان ما و محله نابینایان. امید که در قلب پاییز، دل‌هاتون به گرمای خورشید تابستون باشن!   دفعه پیش سفری طولانی در جهان آزاد‌رو شروع کردیم و از افراد مجرب نکاتی در مورد آموزش تحرک و جهتیابی به نابینایان چند‌معلولیتی یاد گرفتیم. امروز به ادامه سفرمون می‌پردازیم تا دفتر نکته‌هامون‌رو با آموزه‌های بیشتر حجیمتر کنیم.   از اونجایی که گشت امروزمون ادامه سفر دفعه پیشه، مقدمه چینی‌های مربوطه در بخش اول به عمل اومده و تکرار لازم نیست و در نتیجه بد نیست که بی‌هیچ توضیح اضافه‌ای وارد ادامه ماجرا بشیم!   مشخصات نشریه:   نام مقاله: Teaching Orientation & Mobility to Students with Visual Impairments
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 88. آموزش تحرک و جهتیابی به دانش‌آموزان با آسیب بینایی توأم با دیگر معلولیت‌ها: بخش اول

سلامی صمیمی به عزیزان صمیمی محله نابینایان. امید که شادی و شادکامی همواره زینت لحظه‌هاتون باشه!   باز هم نوبت یک سفر دیگه به گوشه و کنار جهان آزاده، تا ببینیم این بار مقصدمون کجاست و چه رهآوردی قراره از این سفر بگیریم! در مورد تحرک و جهتیابی زیاد گفتیم و شنیدیم. صحبت از آموزش تحرک و جهتیابی برای نابینایان تقریبا در هر جا و هر زمان که بحث آموزش نابینایان مطرح باشه یکی از موارد اوله اما این ماجرا همچنان دستاندازهای خودش‌رو داره و در بسیاری موارد مشکلاتی بر سر راه پیشبرد این آموزش پیش میاد که برای رفع و دفعشون باید در جستجوی راه حل باشیم. و
دسته‌ها
اخبار و اطلاعیه

مروری بر پست‌های محله نابینایان در مهرماه 1402!

سلام سلام سلاااااااام به بچه محل‌های گوش کنی و رفقای این محله و همین محله. خدا کنه حالتون بدجوری خوب و حستون بدجوری مثبت باشه! جاروها‌رو بیارید پایین می‌دونم گاهی واقعا سخته ولی تا زمانی که امکان لبخند زدن موجوده امید هم هست و تا زمانی که این دو امکان موجوده هیچ چیز سختی ناممکن نیست. البته این نظر شخصیه خودمه که بارها تجربه کردم و شاید خیلی از شما باهاش موافق نباشید اما در مورد من جواب داده و امیدوارم که همچنان جواب بده و شماها هم امتحان کنید حتما جواب میده. خب دیگه بسه.   این هم از مهر، ماه مهربان. جدی گذشت! شخصا احساس کردم مهر
دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 27.

قصه کوکو، 20. جنگی حقیقی با سرعتی جنونآمیز شروع شد. هدفزن‌های خونه زمان که حسابی آماده بودن پیش از شدت گرفتن جریان سیل مهاجمین ریز‌جثه به داخل سالن وارد عمل شده و سرعت حمله‌رو به طرز چشمگیری گرفته بودن. هدهد درست می‌گفت. دشمن غافلگیر شده بود. انتظار چنین دفاع متمرکز و کاملی از داخل نمی‌رفت اما توقفی از دو طرف در کار نبود. کوکو در تمام عمرش چنین چیزی ندیده بود. انگار تمام جهان مقابل نگاهش روی دوش اجسام ریز و سیاه می‌خروشید و پیش میومد. هدفزن‌ها زیر نظر هدهد به شدت می‌جنگیدن و کوکو حتی در اون قیامت هم نمی‌تونست از تحسینشون خودداری کنه. یک لحظه شاخه‌ای از
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 87. آیا ما می‌توانیم جهان را تغییر دهیم؟

شادترین سلام‌ها به شما یاران محله نابینایان! امید که وجودتون همواره در شادی و آرامشی عمیق شناور باشه!   یک پرسش بی‌مقدمه: آیا ما قادریم جهان‌رو تغییر بدیم؟   بدون اینکه خودمون متوجه باشیم بارها و بارها این سوال از ذهنمون گذشته و هر بار در هر مرحله از زندگی، شاید جوابی متفاوت براش داشتیم. اما واقعیت چیه؟ آیا تغییر جهان به دست ما امکانپذیره؟ اگر جواب مثبت باشه جهانی که هر یک از ما در آرزوی ساختنش هستیم چه جوریه؟ اگر قادر به تغییر جهان باشیم، چه دنیایی خواهیم ساخت؟   به تعداد مردمی که روی زمین در تکاپوی رسیدن به زندگی بهتر در دنیایی بهتر هستن جواب
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 86. تصمیم گیری سریع برای اجرا: چگونه بر اضطراب خود غلبه کردم تا روی صحنه اجرا کنم

سلامی عطرآگین به شما همراهان محله نابینایان، به خصوص طرفداران سیر و سفر. امید که غم‌ها شبیه برگ‌های پاییزی از درخت زندگیتون بریزن و برای همیشه محو بشن.   همچنان در جاده‌های بی‌انتها به گوشه و کنار جهان آزاد پیش میریم و کوله بارهامون‌رو هر بار بیشتر و بیشتر از تجربه سنگین می‌کنیم.   اولین‌ها همیشه متفاوتن، به خصوص مثبت‌هاشون که لذتش هرگز از خاطر نمیره. اولین باری که سوار دوچرخه شدی و باور کردی می‌تونی بدون کمک اون چرخ‌های کوچولو پیش بری و نیفتی. اولین نمره بیستی که گرفتی و یقین حاصل کردی میشه که شاگرد اول کلاس باشی. اولین باری که تنهایی رفتی و از سوپر سر
دسته‌ها
صحبت های خودمونی

گزارش مالی کامل، شامل درآمدها و هزینه های مجموعه محله نابینایان مهر 1401 تا شهریور 1402، به همراه آغاز حمایت مالی در سال جدید

سلامی گرم، ناب، بلند و صمیمی، از اعماق دل به تمامی هممحلی‌های همراه محله نابینایان. امید که شادی و آرامش همواره همراه دل‌های شاد و آرامتون باشن! اگر خاطر عزیزتون باشه، از چندی پیش مهر هر سال با گزارش مالی جامع و کاملی از درآمدها و هزینه‌های یک ساله مجموعه گوش‌کن در خدمت شما هستیم. امسال هم هرچند با چند روز تأخیر، اما بنا بر روال چند سال گذشته با گزارش مالی مورد بحث همراهتون شدیم تا همگی در جریان گردش‌های مالی محله در سالی که پشت سر گذاشتیم باشید و باشیم. این پست که میشه به عنوان یک پست مالی ازش صحبت کنیم، شامل چند بخشه. فصل درآمد،
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 85. چرا خوانندگان انسانی جایگزین نرم‌افزارهای قابل دسترس نیستند؟

سلامی به وسعت دل‌های دریایی به آشنایان دریادل محله نابینایان! امید که درخت کامیابی‌هاتون سر به آسمان بکشه!   در سفر امروزمون به جهان آزاد قراره یهخورده عقب بریم و سری به زمانی نه چندان دور بزنیم. زمانی پیش از نرم‌افزارها و صفحه‌خوان‌های آشنامون، که برای دسترسی به منابع اطلاعاتی مورد‌نیازمون می‌بایست به خواننده‌های انسانی متوصل می‌شدیم تا کتاب یا فایل مورد‌نظرمون‌رو واسمون گویا کنن. و امروز که دسترسی ما به موارد متعدد به وسیله نرم‌افزارها و صفحه‌خوان‌ها بیشتر و ساده‌تر شده، گاهی می‌شنویم که بحث بر سر انتخاب بین خواننده‌های انسانی یا نرم‌افزارهای موجود به عنوان گزینه برتر در جریانه. واقعا کدوم بهتره؟ اینکه همچنان به روش گذشته
دسته‌ها
اخبار و اطلاعیه

مروری بر پست‌های محله نابینایان در شهریورماه 1402!

سلامی به مهربانی مهر به عزیزان محله نابینایان. امید که مهر همواره در آسمان دل‌هاتون بدرخشه.   تابستون هم رفت و وارد سومین فصل از سال 1402 شدیم. پاییز رنگارنگ با تمام رنگ‌ها و حس‌های قشنگش. بیایید تا من بیشتر از این حرف نزدم بریم ببینیم شهریور 1402 داخل محله نابینایان چه‌ها گذشت! طبق روال هر ماه، در ماهی که پشت سر گذاشتیم:   گردشی فهرستوار در ماه پیش داشتیم: مروری بر پست‌های محله نابینایان در مردادماه 1402! پریسا چهارشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۲   از نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های یک هممحلی قدیمی و به شدت آشنا بهره بردیم: محسن و سعید و کادر بابت همه چی دمتون گرم مجتبی خادمی
دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 26.

قصه کوکو، 19. فردای اون روز پاساژ یک روز عادی زمستون‌رو سپری می‌کرد. سرد، تیره، شلوغ. خونه زمان از سیاهی و آلودگی حمله دیشب پاک شده و شبیه همیشه آماده خوشآمدگویی به مشتری‌ها بود. جسدهای لهیده‌ای که داخل بعضی ساعت‌ها از شبیخون دیشب جا مونده بودن به دست مالک خونه زمان پاک شده و دیگه اثری ازشون نبود. با اینهمه هنوز گاهی اینجا و اونجا یک یا چندتا خرمگس مرده از گوشه و کنار سالن پیدا می‌شدن که مایه تفریح بچه‌های مشتری‌ها و مایه کیف پرنده‌ها بود. بچه‌ها برای غذا دادن و دوست شدن با پرنده‌هایی که لب پنجره‌های سالن می‌نشستن از این غنیمت‌ها استفاده می‌کردن و با وجود
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 84. حل تدریجی مشکل نارساخوانی: کمک به بریل‌خوان‌هایی که با مشکلاتِ خواندن دست‌به‌گریبان‌اند

سلامی گرم و صمیمی به عزیزان گرم و صمیمی محله نابینایان. امید که همواره دست در دست کامیابی در راه زندگی پیش برید!   تا به حال شده در مورد انواع مختلف معلولیت‌ها فکر کنیم؟ آیا همه نوع معلولیت‌رو می‌شناسیم و تصور دقیقی از تمام مشکلات و محدودیت‌های ناشی از معلولیت داریم؟ در مورد محدودیت‌هایی که شاید کمتر ازشون بدونیم چه تصوری میشه داشته باشیم؟ نابینایی، ناشنوایی، محدودیت‌های حرکتی، و حتی محدودیت‌های ذهنی مواردی هستن که همه ما کم‌و‌بیش باهاشون آشنا هستیم، اما مشکلاتی هم وجود دارن که احتمالا خیلی از ما کمتر در موردشون شنیدیم و تصویر واضحی ازشون در ذهنمون نیست. «نارساخوانی» یا (Dyslexia) یکی از این
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 83. مهار زندگی

سلامی به رنگ لبخند سحر به شما یاران محله نابینایان! امید که هوای دل‌هاتون همیشه هوای صبح باشه!   سفر دوم از سفرهای سهگانه محله نابینایان به جهان آزاد در آخرین ماه تابستان‌رو در پیش داریم و این بار هم قراره سفرمون یک تور ورزشی باشه. نظرت در مورد اسب‌سواری چیه؟ بدون بینایی میشه انجامش داد یا نه؟ چندتامون جرأت می‌کنیم بدون داشتن بینایی به انجام این فعالیت تفریحی‌ورزشی فکر کنیم؟ آیا خطرات این ریسک به انجامش می‌ارزه؟ این‌ها و بسیاری پرسش‌هایی از این دست، شاید در این مورد و در خیلی از موارد دیگه به ذهن ما خطور کردن و چه بسا از انجام بسیاری ریسک‌های لذتبخش زندگی
دسته‌ها
نشریه جهان آزاد

نشریه جهان آزاد، شماره 82. نقطه‌قوتِ یک قهرمان: تبدیل روحیه فدراسیونی به پیشرفتِ شخصی

یک سلام شهریوری به همه عزیزان عزیز محله نابینایان! امیدواریم در هر کجای زندگی که هستید حسابی بدرخشید!   اولین سفر شهریوری امسالمون به جهان آزاد، گردشی کوتاه در یکی از بخش‌های زندگی یک نابینای ورزشکاره که با وجود عشقی که به ورزش داشت، پیش از رسیدن به این مرحله مطمئن بود که هرگز ورزشکار نبوده و نخواهد بود. خانم «رَندی استرانْک» قراره راهنمای تور سفر ما به بخشی از جاده زندگی خودش باشه و قصه‌ای واقعی از جنس تجربه و تلاش بهمون هدیه بده. راستی! هر کدوم از ما چه قدر با این دوست نادیده احساس شباهت و همانندی تجربه داریم؟ جواب این پرسش‌رو باید آخر داستان بدیم.
دسته‌ها
1402 اخبار و اطلاعیه

مروری بر پست‌های محله نابینایان در مردادماه 1402!

سلامی آتیشی به گرمای خورشید این روزها که حسابی کولاک کرده و رسما پدر همه‌رو درآورده، به تمام عزیزان سرمادوست و گرمازده محله نابینایان. امیدواریم هر جا که هستید، سلامت باشید و دور از هر چیزی که خاطر عزیزتون‌رو تیره کنه.   یک ماه دیگه هم گذشت و وارد آخرین ماه از تابستان 1402 شدیم. چه سریع! انگار همین دیروز سال نو شروع شد و… بگذریم. این خاصیت زمانه. طبق روال هر ماه، اول هر ماه‌رو با یه گردش کوچولو و فهرستوار در ماه گذشته محله شروع می‌کنیم تا ببینیم در ماهی که گذشت ما و محله چه‌ها کردیم و در آستانه شروع یک ماه جدید دقیقا کجا ایستادیم.
دسته‌ها
داستان و دل‌نوشته

ماهِ من، مهتاب. شماره 25.

قصه کوکو، 18.   هوا روز‌به‌روز سردتر می‌شد. گرمازاها با تمام قوا کار می‌کردن و نتیجه باز هم کمتر از حد انتظار بود. ساکنان خونه زمان مخصوصا شب‌ها عملا با انجماد می‌جنگیدن. عروسک‌ها و دیجیتالی‌ها همگی سرمای شب‌های زمستون‌رو با تمام وجود احساس می‌کردن و جای شکرش باقی بود که هدهد و بقیه با تجربه‌ها راه‌هایی واسه مقابله می‌دونستن که هرچند گاهی خیلی سخت و خیلی کم جواب می‌دادن، اما بهتر از بی‌حرکت موندن و منجمد شدن و سر در آوردن از تاریکخونه بود. شب‌های بلند زمستون انگار با یخ تزئین می‌شدن و دیگه هر صبح بدون استثنا پنجره‌های سالن از سرمای دیشب یخزده بودن. قصه زندگی با تمام