جستجو
Close this search box.
جستجو
دسته‌ها
اخبار و اطلاعیه

گزارش و دانلود نشست هم اندیشی و پرسش و پاسخ از کارگروه نابینایان نهاد کتابخانه های عمومی کشور

جلسه هم اندیشی و پرسش و پاسخ از اعضای کارگروه نابینایان نهاد کتابخانه های عمومی کشور به همت بخش نابینایان کتابخانه مرکزی اردبیل و با همکاری پایگاه اینترنتی محله نابینایان در تاریخ 21 فروردین 1399 برگزار شد. میلاد نصرتی مجری این هم اندیشی، و مهمانان برنامه اعضای کارگروه متشکل از: دکتر روح الله ساعی مسئول بخش نابینایان کتابخانه مرکزی تبریز و دبیر کارگروه نابینایان نهاد کتابخانه های عمومی کشور, رسول رضایی مسئول کتابخانه ولیعصر اصفهان و مسئول روابط عمومی کارگروه, پریسا محمدی، مسئول کتابخانه ثامن الائمه آبادان و کارشناس منابع, امید فلاحتی، مسئول کتابخانه رئیسی شیراز و مسئول آیتی و فناوری و همایون شاه مرادی مسئول کتابخانه پارک شهر
دسته‌ها
اخبار و اطلاعیه

اطلاعیه: برگزاری نشست هم‌اندیشی کتاب‌خوانی پیرامون کتاب آن‌روزها و اعلام اسامی برندگان مسابقه کتاب‌خوانی

با سلام. خدمت رسیدم، این بار با دو موضوع: اعلام برندگان مسابقه کتاب‌خوانی محله نابینایان   همانطور که اطلاع دارید، در روزهای اخیر مسابقه کتاب‌خوانی در محله برگزار شد که جا دارد، ابتدا از تمامی دوستانی که کتاب را خواندند و در مسابقه شرکت کردند، تشکر و قدردانی کنم. در این مسابقه 15 نفر شرکت کردند که با توجه به محدوده‌های زمانی که برای این مسابقه داشتیم، تعداد نسبتا خوبی بود، هرچند که انتظار ما بیشتر از اینها بود ولی شرکت همین تعداد هم برای ما تاحدی قابل قبول و قطعا ارزشمند است. از بین شرکت‌کنندگان نفر اول از چهل سوال طرح شده، 39، نفر دوم 35 و نفر
دسته‌ها
اخبار و اطلاعیه

گزارش جلسه ی هم اندیشیم با شرکت پکتوس

یک عالمه حرف زده ای، هرچه دلت خواسته به ماهور و پکتوس و دیگرانی که از نظرت کار مفیدی برای بچه های نابینا انجام نداده اند گفته ای. حالا یکی از همان هایی که هرچه دلت خواسته به او گفته ای، دعوتت میکند که با تو جلسه ی هم اندیشی داشته باشد. چه کسی؟ پکتوس. یک شخصیت حقیقی نه بلکه یک شخصیت حقوقی. یک شرکت خصوصی که هرجا بین نابینایان اسمش را میآوری، همه از آن بد می گویند ولی در عین حال، صفحه کلید های سرسره ای شکلش را نیز که از زمان سیستم عاملی به نام جناب داس در میان بود و نابینایان را قادر میساخت بنویسند
دسته‌ها
صحبت های خودمونی

دمکراسی را اینجا به نمایش بگذارید از حرفهای پراکنده امروز من با شما و درخواستم برای کمک فکریتان

سلام. خوب. من که با چک کردن مدام محله و با وقت گذاشتن برای اینجا عملا دارم حکم مرگ خودمو در بحرانی ترین لحظات ملکوتی امتحانات, رقم می زنم. این از من و اما شما. بله. شما! شما باید بعضیهاتون تا به این دو سه روز متوجه شده باشید که محله را کمی مکانیزه کردیم و یک دستگاه خود دریافت واسش نصب کردیم. البته تحریمیم. ژاپنی نبود فعلا یه مدل چینی گرفتیم که گارانتی هم نداره. کسانی که جیبهاتون سنگین شده میتونید خود دریافت محله را از این لینک امتحانش بکنید یا حد اقل یک لمسی بکنیدش ببینید چطوره! https://test.gooshkon.ir/pay خیلی از بچه ها میگفتند چرا محله پرداخت آنلاین
دسته‌ها
صحبت های خودمونی

یادداشت 18 شهریور 91: ازدواج نابینایان

درود.

الان دقیقا ساعت یک و سی و هشت دقیقه بامداد هجده شهریوره که این یادداشتو مینویسم.

از خیلی چیز ها میخواستم بنویسم. از خودم, درونیاتم, حرف هام, هر چی تو ذهنم تلنبار شده ولی این حافظه لامسب من دیگه انگار جواب گو نیست. خیلی زود تر از اونی که میخوام همه چیز از ذهنم محو میشه. یه مطلبو میخونم تا میام دربارهش بنویسم میبینم پریده رفته به ناکجا آباد ضمیر ناخودآگاهم. حوصله ام از این موضوع خیلی سر میره. ی جورایی حالم گرفته میشه ولی کاریش نمیشه کرد باید باهاش ساخت و برطرفش کرد. باید بیشتر از ذهنم کار بکشم خصوصا که مترجمی خوندن یعنی لغت حفظ کردن.

امشب بین من و یکی از دوستان بحثی در گرفت در مورد ازدواج نابینا ها. طرف خودش از اون مورد های خاص و نادری بود که کم پیدا میشه. توی ایران کم پیدا میشه. توی روزنامه ایران سپید هم ی بحثایی راجع به همین موارد نایاب در گرفته. این آقا از اون مورد ها بود که میگم. توی روزنامه این بحث را راه انداختند که نظرتون راجع به ازدواج نابینا با نابینا چیه؟ بعد یک سری توی قسمت نظرات گفته بودند که این جای بحث داره. یک سری از دختر های نابینا گفته بودند که پسر های نابینا زن نمیگیرند و در واقع نوکر و پرستار میگیرند که تا دندون هاشون را هم براشون مسواک کنند. یک سری از پسر های نابینا هم نوشته بودند که دختر های نابینا از پس کار های اولیه خونه از جمله غذا درست کردن, تشخیص لک های روی لباس, خوندن تابلو های خیابون و غیره بر نمیاند. توی این هیریویری ها من کسی را گیر آوردم که خودش نابینای مطلق هست و با یک نابینای مطلق هم ازدواج کرده. هضم این مسئله واسه یکی مثل من که خیلی سخت بود هست و خواهد بود ولی اتفاقی هست که رخ داده و حالا باید نتیجهش رو دید. اون آقای نابینا واسم گفت که از طرف خانواده ها تردید هایی در مورد نابینا بودن دو طرف بوده ولی با مشکلات کنار اومدند.