سلامی به تراوت عطر نفسهای بهاری که در آستانه ورودیش ایستادیم به دوستان و آشنایان محله نابینایان. امید که هوای دل و وجودتون هوای سبز عطر و عید باشه! امروز عازم آخرین سفرمون به جهان آزاد در سال 1401 هستیم. سفر شصت و ششم محله نابینایان، ادامه گشت و گذار دفعه پیش و در امتداد داستان آلیسا و مشکلاتشه. این قهرمان ناشناسرو تا وسط ماجراها و مشکلات و نبردش با موانع سر راهش دنبال کردیم و دیدیم که آلیسا برای هماهنگ شدن با مدرسه و کلاسش و پیش رفتن با همکلاسیهای بینای خودش به مشکلات گوناگونی برخورد کرد و متأسفانه راههای حل و رفع این موارد هم چندان براش
Tag: کمک
سلامی بلورین به درخشندگی بلورهای یخ انتهای زمستون به عزیزان محله نابینایان. امید که برندههای خوشبخت مسابقه دوستانه زندگی باشید! برای شصت و چهارمین بار از طرف محله نابینایان عازم سفر به جهان آزاد هستیم. موضوع این سفر هم احتمالا واسه بسیاری از ما ناآشنا نیست. چه قدر پیش اومده که به نقش صدا در زندگیمون فکر کنیم؟ این عامل کارآمد که همه جای زندگی با ماست. مخصوصا واسه اون دسته از ما که نمیتونیم دنیای اطرافمونرو با نگاه درک و کشف کنیم، صدا نقشی تعیینکننده و مهم در تمامی ابعاد زندگی ایفا میکنه. در تمام بخشهای کوچک و بزرگ روزمرگیهای ما هست و کمک میکنه تفریح کنیم، موارد
سلامی سبز در این روزهای برفگرفته به دوستان و دوستداران محله نابینایان! امید که دلهاتون گرم، لبهاتون خندان، دستهاتون توانا و گامهاتون استوار باشن! در شصت و سومین سفر محله به جهان آزاد میخواییم به بررسی موضوعی بپردازیم که شاید دغدغه بسیاری از والدین و مربیان کودکان دارای معلولیته. حتما دیدیم یا شنیدیم که گاهی والدین از میل کودکان معلولشون به انزوا و تنها موندن، تنها بازی کردن و سپری کردن اوقاتشون در خلوت خودشون اظهار نگرانی کردن. اما این موضوع واقعا چقدر جای نگرانی داره؟ آیا واقعا این امر نشانه خطر برای این کودکانه و ممکنه سبب زیانهای جبرانناپذیر در بزرگسالیشون بشه؟ آیا والدین، مربیان و اطرافیان این
سلامی عطرآگین از جنس عشق انتظار بهاری که بیتردید فرا میرسه به همراهان عزیز محله نابینایان. امید که لحظههاتون به سفیدی برف، به گرمای خورشید، و به زیبایی صبح باشن! خیلی از ما شاید بر این باوریم که رسیدن به موفقیتهای بزرگ امکاناتی میخواد که اگر ما داشتیم حتما موفق میشدیم. اگر من در یک شهر بزرگ یا یک کشور دیگه متولد میشدم چه خوشبخت بودم! اگر بینایی داشتم به هرچی میخواستم میرسیدم. فقط اگر ثروتمند بودم به همه میگفتم کامیابی یعنی چی. اگر در این موقعیت گرفتار نمیشدم سرمشقی بودم واسه خودم. و چه بسا مانند اینها که همگی ما بسیار شنیدیم و حتی گاهی پیش اومده که
سلامی به صمیمیت آشنایی و به گرمای دلهای تمامی آشناهای محله نابینایان! امید که چتر لطف حق هر لحظه از زندگی بر سرتون باشه! سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد به یاری خدا همچنان ادامه دارن، و امروز نوبت شصت و یکمین سفر ماست که امیدواریم هم پربار باشه و هم دلنشین. انسان از دیرباز از بنبستها چیزهای تازه یاد گرفته و اگر اهل تمرکز و تفکر باشیم میبینیم که بسیاری از اختراعات و شیوههای جدید و کارگشایی که امروز نقشهای کلیدی در زندگی ما دارن، در مقابله با موانع و سختیهایی به وجود اومدن که در آغاز گمان میرفت زندگی بشر زیر فشارشون قافیهرو ببازه. یکی از این
سلامی گرم، شفاف و صمیمی به یاران همیشه همراه محله نابینایان. امید که در هر لحظه از عمر عزیزتون تماشاگر بهترینها باشید! باز هم عازم سفری از سری سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد هستیم. سفر شماره 60 محله کمی شاید متفاوت باشه. گاهی در جادههای پردستانداز و هزارمنظره زندگی شاهد مواردی هستیم که از هر طرف نگاه کنیم سیاه و تاریکن. فجایع، بلایا، حوادث، مخصوصا در مقیاس بزرگ و همهگیر که سراسر ویرانی و مصیبتن و بس. اگر کسی بهمون بگه حتی در اون قیامتهای سیاه هم میشه سوار بر توفان مسیری به سوی روشنایی پیدا کرد، شاید در قدم اول چندتا بد و بیراه هم نثارش کنیم.
یک سلام صمیمی نه مثل برف نه مثل خورشید، فقط از جنس خالص صمیمیت یک سلام به تمامی شما عزیزان محله نابینایان. امید که دلهایی گرم و نگاهی امیدوار داشته باشید! باز هم با سفری دیگه از سری سفرهای جهان آزاد همراه شما همسفران هستیم. باورهای ما قدمهای اولمون به سوی هدفها و رسیدنهای ما هستن. اینو شاید از قدیم تا امروز به خیلی زبونها و سبکها شنیدیم. و چند نفر از ما واقعا این گفتاررو به صورت یک واقعیت لمس و باور کردیم! راستی این امر تا چه حد واقعیت داره؟ آیا باورها تا کجا و تا چه اندازه قادرند مسیر زندگی ما به سوی کامیابیهای مورد نظرمونرو
سلامی به صمیمیت باران به تویی که هوای دلرو میشناسی. امید که آسمان وجودت تا همیشه صاف باشه و آفتابی. سفر همیشه راهی برای دیدن نادیدهها و کشف واقعیتهای قابل تأملیه که شاید تا به حال بهشون نپرداختیم. سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد هم از این قاعده مستثنا نیستن. در هر سفر دری به دنیایی جدید به روی نگاه مشتاق ما باز میشه و هر بار بیش از پیش با تواناییهای خودمون در جهت داشتن یک زندگی بهتر آشنا میشیم. ما افرادی هستیم با علایق و سلایق متفاوت، و گاهی با این تصور تلخ مواجهیم که موانعی از جنس فقدان بینایی در برخی از ما دستیابی به برخی
سلامی به صفای دلهای صاف همگی همراهان محله نابینایان. امید که گرمای وجودتون سرمای این روزهارو از رو ببره! باز هم با سفری دیگه از سری سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد با شما هستیم. شاید بعضی از ما با اسم تصویرهای لمسی بیگانه نباشیم ولی خیلیهامون یا نشنیدیمش یا اگر شنیدیم تعبیر درستی ازش نداریم. از نقاشیهای لمسی چی میدونیم؟ اصلا مگه نقاشی هم میتونه لمسی باشه؟ هر زمان اسم نقش و نقاشی برده شده ذهن مستقیم میره به طرف سطوح صافی که خطهاش فقط با چشمهای بینا قابل درک هستن. نقاشیرو چطور میشه به دنیای سر انگشتها و لمس آورد؟ اصلا گیریم که بشه! فایدهاش چیه؟ آیا
سلامی صمیمی به تمامی گرامیان محله نابینایان، به خصوص عزیزان اهل سیر و سفر. امید که سفر پرماجرای زندگی برای همگیتون سرشار از ماجراهای خوش و خوشپایان باشه! احتمالا تعجب کردید که واسه چی امروز به دیدنتون اومدیم. خبر خوش برای سفردوستهای محله اینکه از این ماه اگر خدا بخواد و یاری کنه، قراره تعداد سفرهای ماهانه محله نابینایان به جهان آزاد بیشتر بشه. پنجم هر ماه که سر جاشه، و اگر مجالی باشه به یاری خدا علاوه بر این تاریخ، در پانزدهم و بیست و پنجم هر ماه به دیدنتون میاییم تا به همراه هم سفرهای بیشتری به جهان آزاد داشته باشیم و بیش از پیش ببینیم و
سلامی از جنس آشنای نسیم به تویی که با لطافت باران آشنایی. امید که این سرمای تاریک هرچه زودتر از دلهای همگیمون برای همیشه سفر کنه! در سفری دیگه از سری سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد همراه و همسفر ما باشید!. در بسیاری از گشتهای پیشین با غافلگیریهای خوشآیندی مواجه شدیم که نشونمون دادن بسیاری از اموری که به ظاهر برای ما ناممکن جلوه میکردن، فقط سختتر پیش میرن اما نه تنها دسترسپذیرن، بلکه ورود بهشون کلی هم واسمون لذتبخشه. دیدیم و شنیدیم و خوندیم که با وجود نقص بینایی میشه رقصید، سوارکاری کرد، جودوکار شد، در بسیاری از میدونها پابهپای افراد بدون معلولیت پیش رفت و
سلام به همسفران سفرهای آزاد محله نابینایان. امید که گامهاتون همیشه استوار، شادیهاتون همواره پایدار و کامیابیهاتون تا همیشه برقرار باشه! در مورد شکستن سدهای به ظاهر ناممکن پیش از این زیاد گفتیم. به دیدن افرادی رفتیم که ثابت کردن بدون دیدن میشه زندگی کرد، درس خوند، جودوکار شد، رقصید، و بر بسیاری از موانع پیروز شد. امروز هم قراره مهمون یکی دیگه از این سد شکنها باشیم و گذر از یکی دیگه از موانع به ظاهر ناگذررو به تماشا بشینیم. پیش از سفر امروز محله به جهان آزاد، اگر کسی بهم میگفت بدون دیدن میشه سوارکاری کرد باورم نمیشد. اما حالا باورم میشه. حالا دیگه باورم میشه
سلام به همراهان و همسفران و تمامی یاران محله نابینایان. امید که قلبهاتون همواره سرشار از امید باشن! بسیار پیش اومده و پیش خواهد اومد که ما خواهان انجام کاری باشیم که با توجه به معلولیتمون ناممکن به نظر میاد. در بسیاری از این موارد، خیلی از ما ناممکن بودن تحقق این آرزورو میپذیریم و ازش دست میکشیم. اما هستن افرادی که نظر دیگهای دارن. از نظر اونها، اگرچه تمام دیوارها با سلاح خواستن شکستنی نیستن، اما قدرت اراده ما قادر به شکستن تعداد بیشماری از سدهاییه که در مقابل خواستنها و توانستنهامون قد الم کردن. میزبان امروز سفر ما به جهان آزاد یکی از اون افرادیه که
سلامی به صمیمیت باران به تمامی حاضران و عابران محله نابینایان. امید که روحی سرشار از آرامش داشته باشید! در سفری دیگه به جهان آزاد با شما هستیم تا در امتداد یک داستان دیگه از جنس حقیقت پیش بریم و تجربه جمع کنیم. چندتا سوال: استقلال دقیقا یعنی چی؟ آیا مفهوم استقلال برای معلولین با معنای این واژه برای افراد بدون معلولیت متفاوته؟ آیا فقط کسی که قادر به انجام تمامی مواردی که در زندگیش پیش میاد، بدون خطا و بدون دریافت هیچ کمکی باشه آدم مستقلیه؟ اگر داشتن معلولیتی از قبیل معلولیت بینایی فرد رو نیازمند دریافت کمکهایی از اطرافش کنه، بدین معناست که اون فرد به واسطه
“کیسی وست رابرتسون” معلم دانش آموزان نابینا در شمال می سی سی پی و همچنین مدرس مؤسسه تحقیق و توسعه حرفه ای دانشگاه فنی لوئیزیانا و انجمن نابینایان است. در این مقاله ، او استراتژی های خلاقانه ی خود را برای کمک به کودکانی که در پردازش ورودیهای حسی مشکل دارند خلاصه میکند عنوان مقاله: کمک به کودکان دارای اختلالات حسی کاوش و یادگیری اثر کیسی وست رابرتسون مترجم: پریسا جهانشاهی منبع: Future Reflections فایل صوتی سومین شماره از نشریه جهان آزاد: https://test.gooshkon.ir/dl/jahan%20azad%203%20(Wwww.Gooshkon.IR).mp3 یادداشت سردبیر: کیسی وست رابرتسون اختلالات حسی منحصر به نابینایی و کمبینایی نیست. این اختلالات در بسیاری از کودکان ،
می خوام داد بزنم کُُُُُُُُُُُُمَََََََََََککککککککک کُُُُُُُُُُمََََََََََََک. سلام. خوبی؟ من که اصلا خوب نیستم نه اصلا حالم خوب نیست اصلا گفتم شاید بیام اینجا خوب بشم. میگما اگه یه روز تو خونه تنها باشی و یه استکان ترق بی افته و هزااااار تیکه بشه چی کار می کنی؟ شکلک رفتن شیشه تو دست. اصلا مگه اینجا محله ی نابینایان نیست مگه سر درش ننوشته تفریح و آموزش و اینچیزا پس کو کجاس؟ من می خوام غر بزنم اگه حوصله نداری یا ناراحت میشی بخون در غیر این صورت هم بخون شاید یه نکته ای داشته باشه. بچه ها برای چی ما برای یه نرم افزار مثلا جدیدا همین بلایند گرام
< توجه > مبلغ 3,500,000 ریال از کارت 6037-****-****-6345 به : کارت 6104-****-****-6276 متعلق به ( آقای/خانم ) *****علی سعداله خانی به شماره حساب در شعبه بانک ملت در تاریخ چهارشنبه 13 آبان 1394 15:43:41 با موفقیت واریز شد. شماره پیگیری تراکنش :278293 سلام. خوبید؟ بی هیچ توضیحی اول در زیر، کامنتی که جناب سعدالله خانی توی این پست زهره گذاشتن رو بخونید بعدش میام توضیح میدم: 29 علی سعدالله خانی میگه: چهارشنبه, 13 آبان 1394 در 01:14 سلام به سرکار خانم مظاهری با اینکه قرارم این بود که دیگه توی این سایت کامنت نذارم ولی شما و پست ارزشمند و بجا و حقیقت گوییتون وادارم کرد اینجا بنویسم
سلام بچه ها، خوبید؟ بچه ها، همون طور که میدونید، من یکی دو ماهی هست که خیلی نمیتونم بیام تو محله. دلیلشم احتمالاً خیلیهاتون بدونید که مریضی مامانم هست. مامانم از یکی دو ماه پیش حالش یه کم بد شد، مریضی زنانه داشت، رگهای قلبشم بسته شده بود که باعث میشد نتونن عملش کنن، این شد که آنژیو کرد قلبش رو، ولی قندش هم بالا هست، واسه همین باز هم نمیشد عملش کنن، واسه همین حالش هی بدتر و بدتر شد، تا این که شنبه ای که گذشت حالش خیییلی بد شد، طوری که به اورژانس زنگ زدیم و اومدن مامانم رو بردن بیمارستان و در بخش آی سی
من این محله رو دوست دارم. تو این محله رو دوست داری. ما این محله رو دوست داریم. حد اقل بعضی از ما این محله رو خیلی خیلی دوست داریم حتی اگه به زبون نگیم. اینجا شعار پول بدید و پول میخواهیم نداریم. اگه کسی خواست، خودش بقای محله رو تضمین میکنه و در غیر این صورت، ی اتفاقی شبیه به اونچه که بعد از ظهر دوازده مرداد، فقط پیشنمایشی از واقعیت بود و اتفاق افتاد رو شاهد خواهیم بود. بله. در های محله چند ساعت، فقط چند ساعت بسته شد تا طعم تلخ پشت در موندن رو همه ی ما ی بار دیگه مزه مزه کنیم و یادمون
سلااااااااااام به همتون امیدوارم عالیه عالیه عالی باشید این بار مزاحمتون شدم تا ازتون راهنمایی بگیرم حالا میپرسین در مورد چی؟ همون طور که شاید بیشتر شما بدونید من یک دانش آموز هستم و در حال حاضر در کلاس اول دبیرستان مشغول به تحصیلم دوستان خوبم من امسال باید برای دوم دبیرستان انتخاب رشته کنم اما متأسفانه بین دو راهی موندم دو راهی که چه عرض کنم راه های زیادی وجود داره اما من نمیدونم با کدومشون به موفقیت میرسم من هم علاقه به رشته علوم انسانی دارم هم به رشته کامپیوتر ولی دقیقا نمیدونم باید کدومشو انتخاب کنم البته من میخوام کنکور زبان هم بدم اون که جداگانست