یک سلام تابستانی در این روزهای به شدت گرم به شما عزیزان محله نابینایان! دلهاتون گرم، گامهاتون محکم، و دستهاتون همیشه توانا! یک بار دیگه زمان یکی دیگه از سفرهای محله به جهان آزاد رسید و این بار قراره سفری داشته باشیم به دنیای رنگ و تصویر و ترسیم. امروز قراره بهمون ثابت بشه که این تصور که دنیای نابینایان برای همیشه از رنگ و طرح خالیه کاملا به خطاست. نقش و طرح یکی از زمینههای بسیار جذاب هنره و برخلاف باور خیلیها، این هنر نه تنها برای نابینایان هم به اندازه افراد بینا جذابیت بیوصفی داره، بلکه بسیار آموزنده و موثر هم هست. خبر خوش و
Tag: Future Reflections
سلام بر یاران محله نابینایان. امید که کامیابی همواره یارتون باشه! تابستون هم رسید. گرم و تابان. ای کاش شروع، امتداد و ادامه این فصل جدید برای همگی ما پربارتر از همیشه باشه! سوال! برای درک حسی که یک نفر از یک تجربه داره چیکار میشه کنیم؟ یک راه اینه که خودمونرو تا حد امکان جای طرف بذاریم تا احساسمون به حس و حالش نزدیک بشه. مثلا تو دوست بینای من! در مقام مادر، پدر، یا مربی یک نابینا، برای درک حس و حال فرزند یا دانشآموز نابینای خودت در موقعیتهای متفاوت، یا واسه دونستن اینکه یک نابینا فعالیتهای مختلفرو چه جوری یاد میگیره و انجامشون میده چیکار میکنی؟
سلام به تمامی دوستان ما و محله نابینایان! امید که بهار عمرتون در پایان بهار طبیعت و در آستانه ورود به فصل گرم سال همچنان تداوم داشتهباشه! باز هم طبق روال پیشین قراره به گوشهای از جهان آزاد سفر کرده و خودمونرو به گشتی و تماشایی جدید مهمون کنیم. به امید همراهی و رضایت خاطر شما عزیزان! عبارت «هنر تدریس» از نظر هر یک از ما شاید تداعیگر مفهومی خاص باشه. بعضی از ما شاید تا امروز اصلا بهش فکر نکرده باشیم. دستهای از ما شاید قرار گرفتن این دو کلمه، «هنر« و «تدریس»رو عجیب و چه بسا نادرست ببینیم. و عدهای شاید درکی متفاوت از این مقوله داشتهباشن.
سلامی به رنگ ناب دریای دلهاتون به صاحبدلهای محله نابینایان. امید که همواره سوار بر مرکب مراد باشید! همچنان در امتداد زنجیره سفرهای محله به جهان آزاد با شما هستیم. گاهی افرادی از بین ما، از جنس من و شما، عجیب میدرخشن و تبدیل به اسطوره میشن. اسطورههایی از جنس واقعیت. از جنس ما. تمرکز ما در سفر اینبارمون به جهان آزاد روی یکی از این شخصیتهاست. کسی که از درد شمشیری ساخت برای پیروزی بر شب. اجازه بدید برای شناسایی و آگاهی بیشتر از محتوای سفر امروز، به اصل ماجرا بپردازیم. مشخصات نشریه: نام مقاله: Why Is Helen Keller the Only Blind Person Anyone Knows? چرا
یک سلام بهاری با عطر و طعم چای بهار نارنج به تمامی یاران محله نابینایان. امید که عید امسال تا عید آینده برای تمامی شما امتداد پیدا کنه و از امروز، هر روز از سالی که درش هستیم براتون عید باشه! در پایان نوروز و در شصت و هشتمین سفر محله نابینایان به جهان آزاد قراره به یک گردهمآیی بریم. جلسهای که افراد مختلف از نقاط مختلف دور هم جمع شدن تا اطلاعات، پیشرفتها و موارد موردتوجهشون به منظور بهتر کردن شرایط در زمان حال و برنامهریزی در جهت داشتن آیندهای هرچه روشنتر برای فرزندان نابیناشونرو با هم به اشتراک بذارن و تلاشهاشون برای دستیابی به اهداف بیشتررو با
یک سلام سبز و شکوفهباران از جنس عید به عزیزان محله نابینایان. امید که سال جدید برای تکتک شما پیک شادیها و پیامآور زیباترین شروعها بوده باشه! در نخستین سفر محله نابینایان در سال جدید و سفر شماره 67 محله به جهان آزاد، داستان آلیسا و مشکلاتشرو پی میگیریم و در آخرین بخش این راه با قهرمانان این قصه واقعی همراه میشیم تا ببینیم ماجرا عاقبت به کجا ختم میشه. پیش از این گفتیم که آلیسا برای دسترسی به موارد موردنیاز آموزشی و تحصیلی با مسائلی مواجه شد که متأسفانه مدرسه و اداره ناحیه بهدلایلی کمتر تونستن در رفع این موارد بهش کمک کنن. دردسرهای آلیسا برای پیش رفتن
سلامی به تراوت عطر نفسهای بهاری که در آستانه ورودیش ایستادیم به دوستان و آشنایان محله نابینایان. امید که هوای دل و وجودتون هوای سبز عطر و عید باشه! امروز عازم آخرین سفرمون به جهان آزاد در سال 1401 هستیم. سفر شصت و ششم محله نابینایان، ادامه گشت و گذار دفعه پیش و در امتداد داستان آلیسا و مشکلاتشه. این قهرمان ناشناسرو تا وسط ماجراها و مشکلات و نبردش با موانع سر راهش دنبال کردیم و دیدیم که آلیسا برای هماهنگ شدن با مدرسه و کلاسش و پیش رفتن با همکلاسیهای بینای خودش به مشکلات گوناگونی برخورد کرد و متأسفانه راههای حل و رفع این موارد هم چندان براش
سلامی بلورین به درخشندگی بلورهای یخ انتهای زمستون به عزیزان محله نابینایان. امید که برندههای خوشبخت مسابقه دوستانه زندگی باشید! برای شصت و چهارمین بار از طرف محله نابینایان عازم سفر به جهان آزاد هستیم. موضوع این سفر هم احتمالا واسه بسیاری از ما ناآشنا نیست. چه قدر پیش اومده که به نقش صدا در زندگیمون فکر کنیم؟ این عامل کارآمد که همه جای زندگی با ماست. مخصوصا واسه اون دسته از ما که نمیتونیم دنیای اطرافمونرو با نگاه درک و کشف کنیم، صدا نقشی تعیینکننده و مهم در تمامی ابعاد زندگی ایفا میکنه. در تمام بخشهای کوچک و بزرگ روزمرگیهای ما هست و کمک میکنه تفریح کنیم، موارد
سلامی سبز در این روزهای برفگرفته به دوستان و دوستداران محله نابینایان! امید که دلهاتون گرم، لبهاتون خندان، دستهاتون توانا و گامهاتون استوار باشن! در شصت و سومین سفر محله به جهان آزاد میخواییم به بررسی موضوعی بپردازیم که شاید دغدغه بسیاری از والدین و مربیان کودکان دارای معلولیته. حتما دیدیم یا شنیدیم که گاهی والدین از میل کودکان معلولشون به انزوا و تنها موندن، تنها بازی کردن و سپری کردن اوقاتشون در خلوت خودشون اظهار نگرانی کردن. اما این موضوع واقعا چقدر جای نگرانی داره؟ آیا واقعا این امر نشانه خطر برای این کودکانه و ممکنه سبب زیانهای جبرانناپذیر در بزرگسالیشون بشه؟ آیا والدین، مربیان و اطرافیان این
سلامی عطرآگین از جنس عشق انتظار بهاری که بیتردید فرا میرسه به همراهان عزیز محله نابینایان. امید که لحظههاتون به سفیدی برف، به گرمای خورشید، و به زیبایی صبح باشن! خیلی از ما شاید بر این باوریم که رسیدن به موفقیتهای بزرگ امکاناتی میخواد که اگر ما داشتیم حتما موفق میشدیم. اگر من در یک شهر بزرگ یا یک کشور دیگه متولد میشدم چه خوشبخت بودم! اگر بینایی داشتم به هرچی میخواستم میرسیدم. فقط اگر ثروتمند بودم به همه میگفتم کامیابی یعنی چی. اگر در این موقعیت گرفتار نمیشدم سرمشقی بودم واسه خودم. و چه بسا مانند اینها که همگی ما بسیار شنیدیم و حتی گاهی پیش اومده که
سلامی به صمیمیت آشنایی و به گرمای دلهای تمامی آشناهای محله نابینایان! امید که چتر لطف حق هر لحظه از زندگی بر سرتون باشه! سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد به یاری خدا همچنان ادامه دارن، و امروز نوبت شصت و یکمین سفر ماست که امیدواریم هم پربار باشه و هم دلنشین. انسان از دیرباز از بنبستها چیزهای تازه یاد گرفته و اگر اهل تمرکز و تفکر باشیم میبینیم که بسیاری از اختراعات و شیوههای جدید و کارگشایی که امروز نقشهای کلیدی در زندگی ما دارن، در مقابله با موانع و سختیهایی به وجود اومدن که در آغاز گمان میرفت زندگی بشر زیر فشارشون قافیهرو ببازه. یکی از این
سلامی گرم، شفاف و صمیمی به یاران همیشه همراه محله نابینایان. امید که در هر لحظه از عمر عزیزتون تماشاگر بهترینها باشید! باز هم عازم سفری از سری سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد هستیم. سفر شماره 60 محله کمی شاید متفاوت باشه. گاهی در جادههای پردستانداز و هزارمنظره زندگی شاهد مواردی هستیم که از هر طرف نگاه کنیم سیاه و تاریکن. فجایع، بلایا، حوادث، مخصوصا در مقیاس بزرگ و همهگیر که سراسر ویرانی و مصیبتن و بس. اگر کسی بهمون بگه حتی در اون قیامتهای سیاه هم میشه سوار بر توفان مسیری به سوی روشنایی پیدا کرد، شاید در قدم اول چندتا بد و بیراه هم نثارش کنیم.
یک سلام صمیمی نه مثل برف نه مثل خورشید، فقط از جنس خالص صمیمیت یک سلام به تمامی شما عزیزان محله نابینایان. امید که دلهایی گرم و نگاهی امیدوار داشته باشید! باز هم با سفری دیگه از سری سفرهای جهان آزاد همراه شما همسفران هستیم. باورهای ما قدمهای اولمون به سوی هدفها و رسیدنهای ما هستن. اینو شاید از قدیم تا امروز به خیلی زبونها و سبکها شنیدیم. و چند نفر از ما واقعا این گفتاررو به صورت یک واقعیت لمس و باور کردیم! راستی این امر تا چه حد واقعیت داره؟ آیا باورها تا کجا و تا چه اندازه قادرند مسیر زندگی ما به سوی کامیابیهای مورد نظرمونرو
سلامی به صمیمیت باران به تویی که هوای دلرو میشناسی. امید که آسمان وجودت تا همیشه صاف باشه و آفتابی. سفر همیشه راهی برای دیدن نادیدهها و کشف واقعیتهای قابل تأملیه که شاید تا به حال بهشون نپرداختیم. سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد هم از این قاعده مستثنا نیستن. در هر سفر دری به دنیایی جدید به روی نگاه مشتاق ما باز میشه و هر بار بیش از پیش با تواناییهای خودمون در جهت داشتن یک زندگی بهتر آشنا میشیم. ما افرادی هستیم با علایق و سلایق متفاوت، و گاهی با این تصور تلخ مواجهیم که موانعی از جنس فقدان بینایی در برخی از ما دستیابی به برخی
سلامی به صفای دلهای صاف همگی همراهان محله نابینایان. امید که گرمای وجودتون سرمای این روزهارو از رو ببره! باز هم با سفری دیگه از سری سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد با شما هستیم. شاید بعضی از ما با اسم تصویرهای لمسی بیگانه نباشیم ولی خیلیهامون یا نشنیدیمش یا اگر شنیدیم تعبیر درستی ازش نداریم. از نقاشیهای لمسی چی میدونیم؟ اصلا مگه نقاشی هم میتونه لمسی باشه؟ هر زمان اسم نقش و نقاشی برده شده ذهن مستقیم میره به طرف سطوح صافی که خطهاش فقط با چشمهای بینا قابل درک هستن. نقاشیرو چطور میشه به دنیای سر انگشتها و لمس آورد؟ اصلا گیریم که بشه! فایدهاش چیه؟ آیا
سلامی صمیمی به تمامی گرامیان محله نابینایان، به خصوص عزیزان اهل سیر و سفر. امید که سفر پرماجرای زندگی برای همگیتون سرشار از ماجراهای خوش و خوشپایان باشه! احتمالا تعجب کردید که واسه چی امروز به دیدنتون اومدیم. خبر خوش برای سفردوستهای محله اینکه از این ماه اگر خدا بخواد و یاری کنه، قراره تعداد سفرهای ماهانه محله نابینایان به جهان آزاد بیشتر بشه. پنجم هر ماه که سر جاشه، و اگر مجالی باشه به یاری خدا علاوه بر این تاریخ، در پانزدهم و بیست و پنجم هر ماه به دیدنتون میاییم تا به همراه هم سفرهای بیشتری به جهان آزاد داشته باشیم و بیش از پیش ببینیم و
سلامی از جنس آشنای نسیم به تویی که با لطافت باران آشنایی. امید که این سرمای تاریک هرچه زودتر از دلهای همگیمون برای همیشه سفر کنه! در سفری دیگه از سری سفرهای محله نابینایان به جهان آزاد همراه و همسفر ما باشید!. در بسیاری از گشتهای پیشین با غافلگیریهای خوشآیندی مواجه شدیم که نشونمون دادن بسیاری از اموری که به ظاهر برای ما ناممکن جلوه میکردن، فقط سختتر پیش میرن اما نه تنها دسترسپذیرن، بلکه ورود بهشون کلی هم واسمون لذتبخشه. دیدیم و شنیدیم و خوندیم که با وجود نقص بینایی میشه رقصید، سوارکاری کرد، جودوکار شد، در بسیاری از میدونها پابهپای افراد بدون معلولیت پیش رفت و
سلام به همسفران سفرهای آزاد محله نابینایان. امید که گامهاتون همیشه استوار، شادیهاتون همواره پایدار و کامیابیهاتون تا همیشه برقرار باشه! در مورد شکستن سدهای به ظاهر ناممکن پیش از این زیاد گفتیم. به دیدن افرادی رفتیم که ثابت کردن بدون دیدن میشه زندگی کرد، درس خوند، جودوکار شد، رقصید، و بر بسیاری از موانع پیروز شد. امروز هم قراره مهمون یکی دیگه از این سد شکنها باشیم و گذر از یکی دیگه از موانع به ظاهر ناگذررو به تماشا بشینیم. پیش از سفر امروز محله به جهان آزاد، اگر کسی بهم میگفت بدون دیدن میشه سوارکاری کرد باورم نمیشد. اما حالا باورم میشه. حالا دیگه باورم میشه
سلام به مشتاقان کشف افقهای برتر. امید که هر لحظه از عمرتون گشایندهی دری به سوی آگاهیهای تازه و لذتبخش براتون باشه! با چهلمین سفر از سری سفرهای محلهی نابینایان به جهان آزاد با شما هستیم. تحرک لازمهی زندگی و شرط سلامت و ضامن خیلی مواردی از این قبیل برای همهی ماست. فرقی هم نمیکنه که دارای معلولیت باشیم یا نباشیم. افراد معلول هم درست مثل افراد بدون معلولیت، نیازمند حرکت و پویایی و خواهان برخورداری از لذت ورزش و تحرک و فعالیت هستن. اگر از دوستان معلول، به خصوص از دوستان نابینای ما هستی، یا اگر در جایگاه معلم یا والدین کودک نابینا، با آموزش این عزیزان سر
سلام به همراهان ما در سفرهای متعدد به جهان آزاد. امید که همواره در حرکت به سوی هدفهای درخشان باشید و همواره پیشگام در راه رسیدنها. سفر این بار ما دقیقا در همین مورده. حرکت. البته حرکت از نگاهی شاید از جهاتی متفاوت. والدین عزیزی که دارای فرزند نابینا هستید! عزیزانی که مربی کودکان نابینایید یا به هر شکلی با کودک نابینا در اطرافتون سر و کار دارید! آیا تا به حال به طور جدی به زمان آشنایی کودک نابینا با عصا و لزوم این امر فکر کردید؟ آیا از نظر شماها زمان مناسب برای اینکه یک کودک نابینا برای اولین بار عصا رو در دست بگیره چه زمانیه؟