سلام به همه ی هم محله ای های عزیزم.
چه خبرا؟
دانشآموزان محترم
چه خبر از امتحانات؟!
من که هنوز چهارتا امتحان دیگه دارم.
خب بریم سراغ پستمون.
این خاطره ای که دارم مینویسم مربوط به عید همین امسال میشه.
دیروز به سرم زد که فردا اینو برای شما بنویسم.
بریم سر خاطرمون.
خب من خیلی اون موقعها دوست داشتم به مسافرت برم. به همین دلیل بابامو راضی کردم که عید بریم مسافرت.
مقصد ما کیش بود.
قرار شد ی بلیت ی هفته ای برای رفتن به کیش بخریم و برای پنجم فروردین بلیت خریدیم.
روز چهار فروردین.
خیلی خوشحال بودم.
هنوز ی روز به رفتنمون مونده بود. بالاخره روز موعود فرا رسید.
بامداد روز پنج فروردین.
اصلا خوابم نمیبرد. خیلی خوشحال بودم
با هزار بدبختی دو ساعت خوابیدم.
ساعت هفت و نیم.
رومینا. رومینا
بله
بلند شو بدو بدو دیر شد.
منم که وقتی تازه از خواب بیدار میشم گیج هستم!
ذهنم ارور میده!
بعد از چند دقیقه, تازه فهمیدم که چی به چیه!
حاضر شدم و ساعت هشت حرکت کردیم به سمت رشت.
قرار بود از رشت به سمت کیش پرواز کنیم.
بالاخره بعد از یک ساعت, به فرودگاه رسیدیم.
تا کارامون رو انجام بدیم و اینجور حرفا یک ساعت دیگه هم گذشت.
بعدش پروازمون ی کم تأخیر داشت.
پس از کمی تأخیر سوار هواپیما شدیم.
انقدر حس خوبی بود که قابل نوشتن نیست.
پس از دو ساعت به کیش رسیدیم.
از اونجایی که فرودگاه کیش مثل ی شهر میمونه, باید بعد از اینکه از هواپیما پیاده شدی با اتوبوس بری اون ور فرودگاه.
بله!
ما هم سوار اتوبوس شدیم.
بعد از پیاده شدن و پس از تحویل بارمون یکی از اقواممون اومد دنبالمون
بعدش لطف کردن ما رو بردن خونشون و من اون هفته خیلی حال کردم.
روز 12 فروردین.
ساعت هشت پرواز داشتیم به سمت رشت
خب خدا رو شکر اون پرواز هم بد نبود.
خب بسه دیگه زیادی بهتون حال دادم
کامنت بذارید.
خداحافظ.
۱۵ دیدگاه دربارهٔ «خاطره ی اولین سوار شدن من به هواپیما»
سلام رومینا خانم
بابا ایول بندر انزلی خب خیلی پسنده
خاطره ای که نوشتی میتونستی بیشتر بهش شور بدی
خب مرسی از پست
سلام
خوب بود رومینا خانم
سلام رومینا . . . آفرین به شما که از خاطرات خوبت برامون نوشتی موفق باشی
تو کیش چطوری بهت خوش گذشت؟
چی کارا کردی؟
چیا دیدی؟
چیا خوردی؟
از کیشو لذت هاش هم ی پست بزن بنویس!
سلام
باشه پست میذارم خدانگهدار.
سلام رومینا.
جالب بود آفرین.
سلام لایک
سلام رومینا.
ای کاش بیشتر از خاطره ی پروازت و مسافرتت در کیش مینوشتی.
سعی کن این کار رو بکنی تا عادت به نوشتن تمامی جزییات پیدا کنی.
منتظر پستهای بعدیت هستیم.
سلام به شما چند باری بندر انزلی اومدم مجموعه اقامتی ساحل قو که بدکش نیست ساکن اون شهر هستید از این شهر و جاهائی که ارزونتر و راحت تر و دسترس پذیرتر برای نابینایان کجا هست هم برامون بنویس راستی از هواپیما نترسیدید تشکر.
سلام رومینا جان
کاش یک کمی از کیش و جاهای دیدنیش هم برامون مینوشتی
دفعه بعد حتما بنویس.
موفق باشید
سلام عزیزم ممنون فقط خیلی مختصر بود موفق باشی عزیزم
سلاام بر رومینا خانمی عزیزم
خب من اولین باری که سوار هواپیما شدم حس خفگی داشتم شکلک رومینای شجاع بانوی خخخخ البته جدی داخل هواپیما انگار هوا کم بود و این مساله تو راه برگشت برام پیش نیومد …..
بازم برامون بنویس که منتظریم خانمی
ما هم یه بار مسافرت اومدیم بندر انزلی, یه بار رفتیم مرداب که خیییلی قشنگ بود, حدود ۴۵ دقیقه قایق سواری و نی ها و نیلوفر آبی های وسط مرداب ….. اون زمان هوا هم خوب بود و شرجی نبود و کلا خییلی خوش گذشت
سلام.
خوش باشید و همیشه به سفر و کسب تجربه های نو.
درود! خوب بود ولی بیش از حد خلاصه نوشتی… حالا دوباره یه پست بزن با عنوان دفتر خاطرات یا عنوان جزئیات سفر به جزیره ی کیش! و خاطره ات را با جزئیات کامل برای دوستان بنویس تا همگی شریک شادیت شویم!