سلام دوستان گرامی.
تأملی جامعه شناختی, وضعیت اعتماد اجتماعی نسبت به افراد نابینا و کم بینا در شهر فارسان
دکتر ستار صادقی ده چشمه[1]
دکتر مهران سهراب زاده[2]
چکیده:
اعتماد اجتماعی امروزه در جامعه به عنوان یکی از مهمترین مفاهیم و موضوعات اجتماعی مطرح است و به انحاء مختلف در نظریه های جامعه شناسی کلاسیک و معاصر بخصوص بعنوان مهمترین بعد سرمایه اجتماعی مطرح بوده و هست . این تحقیق بر آن است تا به شیوه پیمایشی، وضعیت اعتماد اجتماعی نسبت به افراد نابینا و کم بینا در شهر فارسان را مورد بررسی قرار دهد. نتایج حاصل از یک نمونه 220نفری شهروندان فارسانی به طور خلاصه نشان داد که میزان اعتماد شهروندان فارسانی نسبت به افراد نابینا و کم بینا در حد مطلوبی بوده و این اعتماد بر حسب تحصیلات و قومیت و دیگر متغیر های زمینه ای متفاوت نیست و ازطرف دیگر تحقیق نشان داد هر چه افراد در جامعه بیشتر احساس امنیت کنند، اعتمادشان نیز به این قشر جامعه بیشتر می شود. به علاوه هر چه افراد احساس کنند افراد نابینا و کم بینا از صداقت و دیگر ارزش های اخلاقی بیشتری برخوردار باشند، بر میزان اعتماد مردم نسبت به آنان افزوده می شود.
کلید واژه :
نابینا، کم بینا، اعتماد اجتماعی، ارزش های اخلاقی، سرمایۀ اجتماعی
طرح مساله
در چند سال اخیر ،موضوع اعتماد اجتماعی[3] در جامعه شناسی، از اهمیت و جایگاه مهمی برخوردار شده و بسیار بر سر زبانها افتاده است .
در آغاز قرن بیستم ،امور حاشیه ای و شخصی برخی اندیشمندان مانند: نیکلاس لوهمان در 1979 و برنارد باربر در 1983 باعث رشد و تعهد عقلانی آنها در ارائه مقالاتی در زمینه اعتماد گردید.
مطالعات جامعه شناختی در مورد اعتماد در مقایسه با مفاهیم روانشناختی اجتماعی ،اقتصاد یا علوم سیاسی،از استقلال قابل ملاحظه ای برخوردار بوده و از نظر علمی و نظری دارای زمینه های متنوعی است. این مطالعات از رویکردهای نظری و روش شناختی مختلف همانند تئوری انتخاب عقلانی،فرهنگ گرایی،کارکردگرایی،کنش متقابل نمادین و پدیدارشناسی نشأت می گیرد. با وجود تفاوت های که بین رویکردهای مختلف وجود دارد،باید از لزوم اعتماد و حضور آن در همه روابط انسانی و عدم امکان برقراری روابط اجتماعی پایدار بدون برخی از عناصر و معانی مشترک اعتماد،سخن گفت.
بدون اعتماد زندگی روزمره به سادگی امکان پذیر نیست و روز به روز بر اهمیت آن افزوده می شود موضوعی که گرچه در چند سال اخیر خیلی مورد توجه قرار گرفته ولی ریشه فکری آن به سالها پیش برمی گردد. اعتماد اجتماعی بعنوان مهمترین بعد سرمایه اجتماعی،مطرح است. سرمایه اجتماعی خود امروزه به دلیل اهمیت و کارکردهایی که در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارد به یکی از بحث انگیزترین و جنجالیترین مفاهیم علوم اجتماعی و پژوهشهای توسعه تبدیل شده است. وجود ماهیت بسیار فردگرایانۀ روابط اجتماعی در دنیای جدید بخصوص در کشورهای صنعتی از دلایل توجه بدان و عناصر مهم آن چون اعتماد اجتماعی است. در مثال هیوم مشکل کشاورزان در این بود که بر اثر بی اعتمادی ،حتی کارهای کشاورزی هم با مشکل روبرو خواهد شد و بر اثر اعتمادی به همدیگر ،بهره وری نیز افزایش خواهد یافت . بنابراین هیوم می خواسته با این مثال بر اهمیت و اثرات مثبت اعتماد در روابط و فعالیتها ،اشاره نماید.
یکی از اقشار مهم جامعه را نابینایان و کم بینایان تشکیل می دهد . اصولا در جامعه بسیار مهم است که مردم یک جامعه نسبت به افراد معلول و به ویژه نابینایان و کم بینایان چه دیدگاهی دارند و چقدر نسبت به آنان اعتماد دارند؛ زیرا اعتماد مبنای چسب و پیوند اجتماعی است ،هرچه افراد نسبت به نابینایان و کم بینایان اعتماد بیشتری داشته باشند بهتر می توانند نسبت به آنها ارتباط برقرار کنند .
نگارندۀ این تحقیق بر آن است که وضعیت اعتماد مردم نسبت به نابینایان و کم بینایان در شهر فارسان را بررسی نماید تا هم وضعیت اعتماد و هم برخی عوامل مرتبط و اثر گذار بر اعتماد مردم را نسبت به نابینایان و کم بینایان شناسایی نماید.
مبانی نظری
اعتماد اجتماعی جزء اصلی سرمایه اجتماعی[4] است و حضور آن در جامعه، ضامن حفظ و تعادل جامعه است. در دنیای مدرن ما شاهد تحولات همه جانبه در عرصه های مختلف اجتماعی هستیم و همه انسانها در قالب ساختارهایی که خود ایجاد نموده اند، برای رسیدن به مرحلۀ متکامل تری می کوشند و در تلاشند تا به کمک تکنولوژی هرچه بیشتر از طبیعت بهره کسب کنند و در قلمرو جهانی عرض اندام نمایند؛ در مقابل این همه تلاش و تحول، عرصه اجتماعی نیز دستخوش دگرگونی و تحول شده است. ارزشها[5] ، نگرشها، بینشها، نیازها، روابط، رفتار، وظایف و نهادهای اجتماعی دستخوش تحول اند و البته در میان این همه کشمکش بین پیشرفت و ماندگی که برای خیلی از مردم دنیا سودمند افتاده است، شاهد تحولاتی در عرصه اجتماعی در جهت بی سامانی و کشمکش و رشد آسیبها و مسائل اجتماعی نیز هستیم که بدان سبب جامعه شناسان و علمای علوم اجتماعی را از یک طرف و همه نیروهای رسمی و غیر رسمی نظم دهنده را به میدان طلبیده است.
جهانی شدن سود و سرمایه و بازار، جهانی شدن مسائل و آسیبها را به همراه داشته، بحران در اقتصاد و پیشرفت، بحران قدرت و مشروعیت را به همراه داشته، تحولات عجیب و غریب تکنولوژی، تحول در پارامترهای اجتماعی را به همراه داشته و این همه و سایر موارد دیگر ضمن تایید دیدگاه سیستمی اجتماعی، لزوم تحول در اندیشه و تفکر و همچنین تغییر در راهکاری ساماندهی اجتماعی را نیز الزامی ساخته است.
اعتماد اجتماعی با توجه به کارکردها و اهمیتی که در پاسخ به مسایل فوق داشته مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا شاکله اصلی گفتمان همکاری (ارو، 1974؛ کوک، 2005) حکومت دموکراتیک (پاکستون، 2002؛ پاتنام، 2000؛ اوسلانر، 1999) و توسعه اقتصادی است(فوکویاما، 1995).
اعتماد همچنین جزء ضروری سرمایه اجتماعی است (پاکستون، 1999 و پاتنام، 2000). که ریشه در ایده های کلاسیک های جامعه شناسی همانند؛ گمینشافت (تونیس، 1957)، جامعه مدنی (کالهون، 1993) و فرهنگ مدنی (آلموند و وربا، 1963) دارد.
اعتماد اجتماعی از جمله الزامی ترین مفاهیم و منابع اجتماعی در دوران جدید بدل شده و به نظر می رسد وزن و اعتبار و هزینه های بی اعتمادی در دوران جدید چندان بالاست که به جرأت می توان گفت، بحران بی اعتمادی ازجمله خطرناک ترین بحران ها در عصر مدرن برای همه حوزه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است؛ بعنوان مثال اگر مردم متوجه شوند که دولتشان به آنها دروغ می گوید و در حال انجام کاری به غیر از آن کاری باشد که ادعا می کند، آن گاه نمی توان انتظار توسعۀ اقتصادی در چنین جامعه ای را داشت. وجود اعتماد در یک جامعه به افراد این امکان را می دهد که با خیالی آسوده توانایی های ذهنی و فکری خود را به کار گیرند و حتی امکان نوآوری نیز داشته باشند و با مردم بهتر تعامل نماید.
اعتماد اجتماعی به عنوان یک منبع ارزشمند رفتار، کنش و تعامل اجتماعی را تسهیل، مشارکت اجتماعی[6] را در همه زمینه های اجتماعی، افزایش، هزینه های رفتار را کاهش و روابط اجتماعی را افزایش و درنتیجه میزان سامان اجتماعی را بهبود می بخشد.
اوسلانر،(2001) در بحث از پایه های اخلاقی اعتماد و رابطۀ آن با اجتماع مدنی، اهمیت اعتماد را در احساس بهتر نسبت به دیگرانی می داند که متفاوت از ما هستند و معتقد است این امر، اشتراکات مدنی را بین افراد مختلف افزایش می دهد. اعتماد، افراد را علاقمند و متمایل به جستجوی زمینه های مشترک در موارد محل اختلاف می نماید. زمانی که در مواجهه با افرادی که ارزشهای متفاوت از ما دارند، نوعی نگرانی و ترس از استثمار و رابطۀ نابرابر وجود دارد، اعتماد به افراد شناخته شده محدود خواهد شد و این امر هزینه بر خواهد بود.
ریسک و مخاطره لازمۀ پیشرفت است. و ریسک با اعتماد به افراد دیگر گره میخورد. اعتماد به فرض خوش بینانه در مورد جهان بستگی دارد. جوامع اعتماد کننده، مدنیتر هستند و تصمیمات جمعی، زمانی که مردم اعتماد کننده هستند، آسان تر انجام می شود، کارکردهای دولت در جوّ اعتماد مثبت تر است، کمک کردن به دیگرانی که متفاوت از آنها هستند، بیشتر است، تجارت دامنۀ وسیعتر دارد و در نتیجه رشد اقتصادی و موفقیت بیشتر است.
اعتماد در جوامع جمع گرا که ارزش هویت درون گروهی بالاتر است، آسان نیست(اوسلانر، 2005).
انسان ها اعتماد میکنند تا ارتباط برقرار کنند، ارتباط برقرار می کنند تا این باور در ذهنشان ریشه کند که بدون همکاری، مشارکت و همفکری کاری از پیش نخواهند برد …
گوویر از اندیشمندان اجتماعی با هر گونه جداسازی بین دنیا و زندگی روزمرۀ انسان با زندگی رسمی مخالف است و عامل اتصال این دو جلوه از زندگی را اعتماد می داند (حامدی، 1385).
به طور کلی در نظریه های مربوط به اعتماد بر عوامل زیر تأکید شده است؛
محیط اجتماعی، تجاربی که فرد در محیط اجتماعی کسب میکند، صداقت و اخلاق و ویژگی های اخلاقی، دانش و آگاهی، منزلت و طبقۀ اجتماعی، جامعه پذیری، شغل و جنسیت، نوع حکومت و نوع جامعه(باز یا بسته)، آسیبهای اجتماعی، نظم اجتماعی، بهداشت و سلامت فردی و اجتماعی، روابط با دوستان و دیگر اقشار اجتماعی، وضعیت خانواده، نگرش اجتماعی، (اعتماد به عنوان یک نگرش، دارای ماهیت ارزشگذاری است که نسبت به یک موضوع، شخص یا هدفی صورت میگیرد) (فالکو و فرانچی، 1997).
اعتماد بیماری و سلامت (نیچهوف، 1994)[7]. (بلالی، 1380: 100). در شرایط آنومی یا در هنگام تضاد هنجاری، خاص گرایی در جامعه زیاد شده، پس دایره دوستی محدود میشود. در چنین شرایطی اعتماد متقابل تعمیم یافته کاهش مییابد[8] (بلالی، 1380: 10)، همکاری،[9]، امنیت، کار و سازمان،[10] فرایندهای کار، عقلانیت، روابط فردی [11] (فیلیپس، 1989). روابط گروهی و… ازجمله مواردی بودند که مورد تأکید قرار گرفته اند. زتومکا دلایل توجه به مفهوم اعتماد در جامعه شناسی و مباحث مربوط به فرهنگ را چنین مطرح مینماید:
- اعتماد بعد مهمی از فرهنگ مدنی تلقی می شود و آن را پیش شرط عمل سیاسی می داند.
- 2- اعتماد یکی از جهات مهم جامعه مدنی است، از این رو دارای معنای خاص فرهنگی است ، به این معنی که اجتماع منسجم،متعهد و وفادار نسبت به اقتدار سیاسی ،بدون اعتماد افقی افراد نسبت به هم و اعتماد عمودی در بین نهادهای مختلف نمی تواند وجود داشته باشد.
- 3- اعتماد یک بعد مهم سرمایه فرهنگی است.
- 4- اعتماد با ارزشهای فرامادی ارتباط دارد. ارتباط با اجتماع،انسجام و هماهنگی بین شخصی بر اهمیت آن دلالت دارد.
- 5- اعتماد بخشی از توانایی مدنی است. پیش شرطی برای مشارکت سیاسی،معاملات تجاری و تمایل به قبول فن شناختی های جدید تلقی میشود. 6-اعتماد یکی از شاخص های مهم و ضروری سرمایه اجتماعی است و با مشارکت به هم گره خورده اند.(زتومکا، 1999: 16-15).
درحالی که کنشگر میتواند در جامعه به راحتی در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کند، میتواند درباره ارزش اعتماد نسبت به دیگران نیز دارای ایدهها و باورهایی باشد، همچنین میتوانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظامهای انتزاعی، نظیر نهادها نیز دارای باورهایی باشد؛ از این فرایند می توان تحت عنوان سطح نهادی اعتماد نام برد؛ این همان چیزی است که گیدنز آنرا ایده اعتماد به نظام های تخصصی مینامد( شارعپور، 1380: 104) در فرایند توسعه اجتماعی میزان عضویت اعضای جامعه و گروهها، سازمانها و انجمنهای مختلف افزایش مییابد و آمادگی فرد برای برقراری ارتباط بیشتر میشود و بدین ترتیب اعتماد اجتماعی متقابل افزایش می یابد(چلپی، 1375،
12). از دیگر متغیرهای مهم و اساسی، در بحث اعتماد اجتماعی، متغیر احساس امنیت وجودی است: یعنی اطمینانی که بیشتر افراد به تداوم تشخیص هویت خود و دوام محیطهای اجتماعی و مادی اطراف خود دارند، احساس اعتماد متقابل به اشخاص و محیط زندگی که برای مفهوم اعتماد بسیار مهم است، برای احساس امنیت هم اهمیت اساسی دارد. به همین دلیل این دو احساس(امنیت و اعتماد) پیوند نزدیکی با هم دارند؛ اما این امنیت نه یک پدیدۀ شناختی، بلکه عاطفی است و در ناخودآگاه ریشه دارد.
یکی دیگر از متغیرهای اساسی مرتبط با اعتماد اجتماعی، فضای سالم اخلاقی[12] است و مسلماً در فضایی که بیشتر ارزشهای اخلاقی مثبت وجود دارد، روابط اجتماعی عمیق تر و اعتماد اجتماعی بیشتر است و براساس دیدگاه های نظری، اعتماد اجتماعی با متغیرهای دیگری چون: سلامت فردی و اجتماعی، مشارکت سیاسی و دموکراسی، توسعۀ اجتماعی، افزایش سرمایه گذاری، گسترش روابط اجتماعی، عدالت و برابری، جایگاه و پایگاه اجتماعی و..در رابطه بوده و در زمینه های مذکور دارای کارکرد مثبت بوده و این متغیرها خود برافزایش اعتماد موثر بوده اند که بایستی بدانها توجه نمود؛ درغیر این صورت شکاف بین مردم با همدیگر و مردم با نهادها و ارگانها و مسئولین حاصل می شود، که نتیجه آن ایجاد نگرانی اجتماعی است و در آن صورت از میزان جمع گرایی کاسته شده و آن به تبع خود کاهش میزان مشارکت اجتماعی – سیاسی – اقتصادی و انسجام اجتماعی را به همراه خواهد داشت.
بنابراین مفهوم اعتماد اجتماعی که امروزه خود به یک نظریه اجتماعی تبدیل شده است، شاخص اساسی سرمایۀ اجتماعی است که خود نیز در سالهای اخیر بدل به یکی از مشهورترین مفاهیمی شده است که از نظریه جامعه شناسی به عرصۀ زبان روزمره نیز وارد شده است و به رغم شهرت اخیرش نکات واقعاً تازه ای برای جامعه شناسان ندارد و خاستگاه بسیاری از معرفها و محتوای آن در اندیشههای جامعه شناسان کلاسیک چون دورکیم، وبر، مارکس و…دارد.
میتوان گفت دریچه ای جدید است در جامعه شناسی که از آن به مفاهیم و موضوعاتی که قبلاً مطرح شده بودند نگاه میشود. به تعبیر دیگر مفاهیم اجتماعی مورد نظر عوض نشدهاند بلکه نوع نگاه پژوهشگر اجتماعی جدیدتر شده است و آن را بازخوانی و دوباره سازی میکند، اینکه مباشرت و مشارکت در گروه ها میتواند تبعاتی مثبت برای فرد و جامعه داشته باشد، حرف تازه ای نیست و پیشینه اش به تاکید دورکیم بر حیات گروهی به عنوان پادزهری برای بی هنجاری و هویت یافتگی و خودکشی برمیگردد.
بعلاوه رگه هایی از موضوعات مرتبط با اعتماد اجتماعی در اندیشه های فلاسفۀ اجتماعی کلاسیک و اصحاب مکتب قرارداد اجتماعی همانند لاک، روسو و دیگران وجود دارد و بعد از آن همانطور که ذکر شد در اندیشههای جامعه شناسان کلاسیک و معاصر چون دورکیم، وبر، پارسونز، زیمل، کلمن، بوردیو، پاتنام و… پیگیری شد. این نگاه کلی بر نظریه هایی بود که مورد توجه قرار گرفته اند.
افزون بر این با توجه به دیدگاه های نظری موجود و تعدد چشم اندازهای نظری در مورد اعتماد اجتماعی می توان در یک تقسیم بندی دیدگاه های نظری مطرح است را بدین شیوه نیز مطرح کرد:
در یک طرف اندیشمندانی چون کلمن، بلا، دویچ و جانسون هومنز،…قراردارند که با رویکردی مبادله گرایانه انسانها را موجوداتی معقول و حسابگر و نفع گرا پنداشته و کنشهای آنها را براین اساس تبیین و تفسیر میکنند. در این دیدگاه ریسک و مخاطره بسیار مورد توجه است؛ بنابراین در این دیدگاه، سود و نفع شخصی و مخاطره از مباحث محوری آن است هرچند از نظر کرامر(کرامر، 1999). رویکردی کاملا حسابگرانه نسبت به اعتماد و اغراق در تواناییهای شناختی افراد است. در این دیدگاه تعاملات عاطفی و اظهاری میان افراد نادیده گرفته شده است.
دستۀ دوم که شامل نظریههای کنش می شود به عنصر حسن ظن در روابط مبتنی بر اعتماد و کنش ارادی و داوطلبانه اشاره میکنند و میپذیرند که اعتماد مستلزم اتکا به دیگران و واگذاری منابع به آنهاست. در این دیدگاه اعتماد به چگونگی شکل گیری احساسات و عواطف مثبت فرد به سایر اعضای جامعه مربوط میشود نه سود و منفعت.
دستۀ سوم: اندیشه هایی هستند که به ماهیت و چگونگی شکل گیری پدیدۀ اعتماد نیز توجه کردهاند، گیدنز اریکسون و روانشناسان که بعد روانشناختی و جامعه پذیری در شکل گیری اعتماد را لحاظ نموده اند از آن جمله اند؛ که در سطح شخصیتی، روانشناختی، عناصر ذهنی وروانی اعتماد را مد نظر قرارداده به طوری که برخی تجارب گذشته و اولیه در دوران کودکی، شکل گیری شخصیت و رابطه اش با والدین را مورد تاکید قرارداده اند البته گیدنز همانند اعتماد در جامعه مدرن به مفهوم اعتماد در سطح کلان نیز پرداخته است.
و دسته دیگری که میتوان بدان اشاره نمود، اندیشههایی است که ساختارهای کلان، نظم اجتماعی، هنجارها و ارزشهای اجتماعی در اعتماد را مورد توجه قرار میدهند. (دورکیم، وبر، پاتنام،پارسنز،گیدنز، کلمن، بوردیو، فوکویاما)
از این رو بررسی و سنجش مفهوم اعتماد به عنوان یک مفهوم بین رشته ای نیازمند داشتن دیدگاهی پارا دائمی و تلفیقی است که همه سطوح و مکتبهای نظری در مورد اعتماد را شامل شود. چه اعتماد در سطح روابط فردی و خرد که مورد توجه نظریههای خرد نگری چون مبادله و کنش متقابل است، چه سطح میانی که مورد توجه نظریه های برد متوسط و روانشناسی اجتماعی است و در آن تعاملات در روابط بین گروهی مورد توجه است و چه سطح کلان که شامل نظریههای ساختی و کارکردی است و اعتماد در سطح نهادها و ساختهای سیاسی – اقتصادی و اجتماعی و بالعکس مورد توجه است.
از میان عوامل مرتبط با کاهش و افزایش اعتماد و توجه به اندیشه های مطرح شده، موارد زیر بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است:
ارزش های اخلاقی (میزتال، گیدنز، دورکیم، وبر، افه، پارسنز، اوسلانر، فوکویاما، جانسون، تونیس) کارایی حکومت و عملکرد آن (وبر، گیدنز، پاتنام، کلمن، افه، فوکویاما)، امنیت (گیدنز، لوهمان) دینداری (فوکویاما، گیدنز، افه، وبر، دورکیم، میزتال). قانون گرایی ، رعایت هنجارهای رسمی در برآوردن انتظارات فردی یا جمعی است از طریق حق شناسی، انجام وظیفه،قانع بودن به حقوق خویش و عدم تعرض به مصالح گروهی و اجتماعی است (صمدی، 1382). و قانون گریزی مترادف با نظم گریزی است که عوارض آن قانع نبودن شخص به حقوق دیگران، عدم انجام تکالیف، گریز از مسئولیت و وصول به مقصود به هر طریق ممکن(رحمتی،1380) و علل ضعف رعایت قانون در جامعه را باید در نظام حقوقی و اداری یافت. ملوین سیمون، در تبیین زمینه های آن معتقد است، بوروکراسی مدرن، شرایطی را ایجاب کرده است که انسان ها قادر به فراگیری نحوۀ کنترل عواقب و نتایج اعمال و روشهای خود نیستند (سفیدی،12:1372). بنابر این اینکه مردم ببینند و با تمام وجود احساس کنند که در جامعه قانون رعایت می شود،شرایط اعتماد در کنشهایشان نیز بیشتر خواهد شد.
از دیگر متغیر های مهم و اساسی که مورد بررسی قرار می گیرد: پنداشت مردم از وجود ارزش های اخلاقی در جامعۀ نابینایان و کم بینایان ، احساس اجرای عدالت در جامعه، پنداشت از مذهبی بودن آنان است،( به تبع اندیشه دورکیم از وجدان جمعی مورد توجه بوده) که به نظر می رسد افراد هر چه تصور کنند که جامعه ای آکنده از ارزش های اخلاقی و دینی است و در آن عدالت به خوبی اجرا می شود، سطح عمومی اعتماد نیز در آن جامعه افزایش می یابد. ارزشهایی مانند: راستگویی، پاکدامنی،وفای به عهد، عدم چابلوسی، عدم دورویی، وجود یکرنگی، عدم ریا و تملق ، توجه به منافع دیگران،احترام به دیگران،خوشرفتاری،انصاف و…(محمدی شکیبا،91:1375) در این حالت که افراد در جامعه احساس امنیت می کنند و احساس امنیت البته با توجه به دیدگاه گیدنز، از مهم ترین مقوله های دوران متجدد است. هر چه در جامعه موارد مذکور کم باشد هراس، بیشتر و اعتماد کمتر می شود. توزیع عادلانه درآمدها و امکانات میان طبقات و اقشار مختلف اجتماعی از مهم ترین مباحث عدالت است (تودارو، 1370: 209)، از طرف دیگر بی عدالتی و نابرابری از مهم ترین مصائب و مشکلات است که هیچ کس از آن خشنود نیست و روح و دل مردم را می آزارد. بر همین اساس مردم بیشتر تشنۀ عدالت و برابری اند و هر جا که صحبتی از آن بشود، بی سر و پا بدان سو می شتابند. سیر تاریخ بشری بیانگر تلاش های بسیار برای تحقق عدالت است و در این میان مبانی اسلامی درخشندگی خاص و بی نظیری دارند. (پورعزت، 1383: 21). در جامعه نیز چنین دیدگاهی وجود دارد که افرادی که عادل ترند قابل اعتمادترند. در مورد دینداری و پنداشت از دیندار بودن مردم جامعه نیز وضع به همین منوال است. گرچه سنجش نیت مردم و کمّی کردن آن بسیار مشکل است.
براساس این چارچوب تئوریک و جمع بندی نظریهها، تعریف زیر از اعتماد اجتماعی ارائه میگردد.
اعتماد اجتماعی، نوعی نگرش یا حسن ظن، باور، رابطه و کنش مثبت مبتنی بر انتظار فرد یا متوسط جامعه نسبت به افراد، گروه ها، نهادها و سازمان ها در یک جامعه است که کنش و روابط فردی و جمعی را نسبت به همدیگر و سازمانها و نهادهای اجتماعی و به طور کل زندگی جمعی را تسهیل می کند و مردم را امیدوار میکند و یک موضوع بسیار مهم و ضروری است که متفکران اجتماعی معاصر آن را بسیار ضروری دانسته اند. در این تحقیق اعتماد اجتماعی نسبت به جامعه نابینایان و کم بینایان و برخی عوامل موثر بر آن بررسی شده است.
فرضیه ها
- میزان اعتماد اجتماعی نسبت به افراد نابینا و کم بینا بر حسب متغیرهای زمینه ای متفاوت است.
- بین اعتماد نسبت به افراد نابینا و کم بینا و وضعیت احساس امنیت پاسخگویان در جامعه رابطه وجود دارد
- بین پایبندی افراد نابینا و کم بینا به ارزشهای اخلاقی و اعتماد نسبت به آنان رابطه وجود دارد.
- بین وضعیت دینداری افراد نابینا و کم بینا و اعتماد نسبت به ایشان رابطه وجود دارد.
روش تحقیق ،جامعه آماری و حجم نمونه
روش انجام این پژوهش پیمایشی بوده و کلیه شهروندان شهر فارسان جامعۀ آماری پژوهش تشکیل دادهاند که حجم نمونه نیز تعداد 220 نفر از شهروندان است که با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و به شیوه سهمیه ای متناسب با هر گروه سنی و محله انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز نیز از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد.
یافته ها
جدول1- توزیع پاسخگویان بر حسب سن و وضعیت تحصیلی
| ردیف | گروههای سنی | درصد | وضعیت تحصیلی | درصد |
| 1 | 19-18 سال | 3/6 | بی سواد | 2/6 |
| 2 | 29-20 | 5/37 | ابتدایی و راهنمایی | 2/16 |
| 3 | 39-30 | 2/25 | متوسطه | 9/25 |
| 4 | 49-40 | 8/16 | کاردانی | 5/19 |
| 5 | 59-50 | 6/8 | کارشناسی | 6/27 |
| 6 | بالای 60 سال | 6/5 | کارشناسی ارشد و بالاتر | 8/3 |
| 7 | حوزوی | 8 | ||
| 8 | جمع | 100 | 100 |
همانطور که در جدول 1- ملاحظه می شود بیشتر پاسخگویان (حدود 60 درصد) در گروه سنی بین 40-20 سال قراردارند، از آنجا که انتخاب حجم نمونه برحسب گروه های سنی و جنسی به شکل متناسب انتخاب شدند، ترکیب جمعیتی نیز به همین صورت است. از طرف دیگر حدود 7درصد پاسخگویان بی سواد(عمدتاً در گروه های سنی بالای 60 سال و 30 درصد متوسطه و 6/27 درصد دارای مدرک کارشناسی بودهاند.
جدول شمارۀ 2-آزمون f برای بررسی تفاوت اعتماد نسبت به نابینایان و کم بینایان برحسب وضعیت تحصیلی
| وضعیت تحصیلات | میانگین | میانگین گروهی | f | df | sig |
| بی سواد
ابتدایی و راهنمایی متوسطه کاردانی کارشناسی کارشناسی ارشد و بالاتر حوزوی |
459/3
486/3 509/3 571/3 542/3 413/3 518/3 |
بین گروهها 153/
در گروهها 426/ |
358/ |
6 |
905/ |
همانطور که در جدول شمارۀ 2 ملاحظه میشود مقدار f برای بررسی تفاوت میانگین اعتماد بر حسب وضعیت تحصیلی برابر 358/ و سطح معنی داری بدست آمده برابر 905/ بدست آمده که مؤید عدم تفاوت میانگین اعتماد اجتماعی نسبت به نابینایان و کم بینایان برحسب وضعیت تحصیلی است. از آنجا که آزمون همگنی واریانس ها معنی دار نبود از آزمون Dunnetts’c در پس آزمون استفاده شده که نتایج مقایسههای چندگانه نشان داد که میانگین اعتماد اجتماعی در هیچ کدام از گروه های تحصیلی تفاوت معنی داری نداشت.
جدول شمارۀ 3- آزمون f برای بررسی تفاوت اعتماد اجتماعی نسبت به نابینایان و کم بینایان برحسب طبقه اجتماعی
| طبقه اجتماعی | میانگین | میانگین گروهی | df | f | sig |
| بالا
متوسط پایین جمع |
42/3
55/3 43/3 52/3 |
بین گروهها943/
در گروهها 423/ |
2 | 237/2 | 108/ |
همانطور که در جدول شمارۀ 3ملاحظه می شود مقدار f برای بررسی تفاوت اعتماد نسبت به نابینایان و کم بینایان برحسب طبقه اجتماعی برابر 23/2 که در سطح 95 درصد معنی دار نیست 108/sig = ؛ لذا فرض تفاوت اعتماد اجتماعی برحسب طبقه اجتماعی تأیید نشد؛ به عبارت دیگر اعتماد اجتماعی در طبقات مختلف، نسبت به نابینایان و کم بینایان متفاوت نبوده است.
جدول شمارۀ 4-آزمون ضریب همبستگی برای رابطه بین احساس امنیت شهروندان و اعتماد نسبت به نابینایان و کم بینایان
| نام آزمون | مقدار آزمون | sig |
| همبستگی پیرسون | 366/=r | 000/ |
همانگونه که در جدول شمارۀ 4ملاحظه می شود ضریب همبستگی برای آزمون رابطه بین احساس امنیت و اعتماد نسبت به نابینایان و کم بینایان برابر 366/=r که حاکی از رابطه مثبت بین احساس امنیت و اعتماد اجتماعی نسبت به آنان است و این رابطه در سطح 95 درصد معنی دار بوده است sig=/… به عبارتی با افزایش میزان احساس امنیت، میزان اعتماد اجتماعی نسبت به نابینایان و کم بینایان نیز افزوده میشود.
جدول شمارۀ 5 آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه بین دیندار بودن نابینایان و کم بینایان و اعتماد نسبت به آنان
| نام آزمون | مقدار آزمون | sig (سطح معنی داری) |
| همبستگی پیرسون | 566/=r | 000/ |
دین در کشورهای شرقی خاصه در ایران از عوامل بسیار مهم و تعیین کننده و اثرگذار در دیگر زمینهها و پدیدههای اجتماعی است و کنار گذاشتن آن از ساختار اجتماعی – فرهنگی این سرزمین، تحلیلها را دچار مشکل میکند. همانطور که در جدول شمارۀ 5 ملاحظه می شود مقدار ضریب همبستگی بدست آمده برای آزمون رابطه بین دینداری افراد نابینا و کم بینا و اعتماد اجتماعی، برابر566/=r که بیانگر رابطه مثبت بین دیندار بودن آنان و اعتماد نسبت به این قشر از جامعه است که این رابطه در سطح 95 درصد معنی دار بوده =/… sigبه عبارتی با افزایش میزان دینداری آنان ، میزان اعتماد نسبت به ایشان نیز بیشتر می شود.
جدول شمارۀ6 -آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه بین قانونگرا بودن افراد نابینا و کم بینا و اعتماد نسبت به آنها
| نام آزمون | مقدار آزمون | Sig(سطح معنی داری) |
| همبستگی پیرسون | 535/=r | /… |
در جدول شمارۀ 6 رابطه بین قا نونگرا بودن و اعتماد نسبت به افراد نابینا و کم بینا مورد آزمون قرارگرفته است. ضریب همبستگی به دست آمده برابر535/=r و سطح معنی داری نیز کمتر از 05/بوده که بیانگر رابطه مثبت بین قانونگرایی و اعتماد نسبت به افراد نابینا و کم بینا دارد؛ به عبارت دیگر جامعه به طریقی بیان می دارد که افراد معلول نابینا و کم بینا نیز قانونگرا بوده زیرا هرچه قانون گرا تر باشند ،اعتماد نسبت به آنها نیز افزایش می یابد
جدول شمارۀ 7- آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه بین ارزشهای اخلاقی در جامعه و اعتماد اجتماعی نسبت به افراد نابینا و کم بینا
| نام آزمون | مقدار آزمون | Sig(سطح معنی داری) |
| همبستگی پیرسون | 55/=r | /… |
بین وجود و پایبندی افراد نابینا و کم بینا به ارزشهای اخلاقی درجامعه و اعتماد نسبت به آنان رابطه وجود دارد. مقدار ضریب همبستگی برای بررسی رابطه آنها برابر 55/=r که بیانگر رابطه مستقیم و با جهت مثبت بین وجود ارزشهای اخلاقی در جامعه نابینایان و کم بینایان و اعتماد نسبت به آنان است که این رابطه در سطح 95 درصد معنی دار بوده است sig=/… به عبارتی هر چه ارزشهای اخلاقی مثبت در جامعۀ نابینایان و کم بینایان بیشتر شود یا هرچه اخلاقی تر باشند، میزان اعتماد اجتماعی شهروندان نسبت به آنان بیشتر می شود.
نتیجه گیری
با توجه به تعاریف متعدد ارائه شده ملاحظه شد که اعتماد یک نوع نگرش، باور، اعتقاد، کنش مبتنی بر احساس خطر، آرامش اجتماعی، کارکرد اجتماعی، شرط بندی کنش آتی، احساس و حسن ظن و رابطه مثبت مبتنی بر انتظار فرد یا متوسط افراد جامعه نسبت به کنش فرد، افراد، گروهها، سازمانهای یک جامعه در محدوده کوچک یا جهانی است که زندگی و کنش جمعی یا عدم کنش یا تأمل و تاخر در آن را موجب میشود.
در جامعه شناسی، مفهوم اعتماد هم به عنوان ویژگی افراد، ویژگی ارتباطات اجتماعی و هم ویژگی سیستم اجتماعی یا تأکید بر رفتار مبتنی بر تعاملات و سو گیریهایی در سطح فردی و اجتماعی مفهوم سازی شده است. بررسی مفهوم اعتماد، نشان میدهد که این مفهوم در اشکال مختلف؛ اما مرتبط به هم تجلی یافته و از لحاظ نظری همواره مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی بخصوص جامعه شناسان کلاسیک بوده است. در نزد فلاسفه ای چون هابز، روسو، لاک (کالینسون، 1380)، جرمی بنتام (کاپلستون، 1370) نیز رگههایی از مفهوم اعتماد دیده میشود؛ چندان که در نظریه روسو، اعتماد به نهاد سیاسی، واگذاری تمام حقوق به نهاد سیاست یا فرمانروا است. (کاپلستون، 1370).
توجه دورکیم برای رهایی جامعه از نابهنجاری ایجاد نهادهای جدیدی است که بتواند با برقراری انسجام ارگانیکی جای قدرت و نفوذ اخلاقی قدیمی را بگیرد. (روکس برو،1370:15) به عقیده دورکیم در جامعه رقابتی مدرن جامعه مبتنی بر قرارداد ممکن نیست مگر اینکه مردم در مورد اینکه همنوعانشان پایبند به انجام قراردادشان هستند، اعتماد داشته باشند. وی وجود ساختهای جدید (گروههای حرفه ای) که باید در جهت جلوگیری از نابسامانی ظهور نماید را ضروری میدید. (ترنر، 1371:391) تونیس در بحث از اجتماع[13] و جامعه [14] معتقد است: یک اجتماع در اثر نوعی توافق احساس یا عاطفه افراد وحدت مییابد در صورتی که یک جامعه با توافق عقلانی به یگانگی میرسد. (باتومور، 1370:105) بر اساس منطق تونیس روابط مبتنی بر اعتماد تنها در گمینشافت وجود دارد. به نظر او اعتماد به طور مصنوعی ایجاد نمیگردد؛ اعتماد مبنای انسجام اجتماعی و از سوی ارزشهای دینی و اخلاقی تقویت میگردد و آن نیز به نوبه خود روابط اعتماد را تسهیل میکند؛ بر عکس افراد خود محور و حسابگر مدرن نمیتوانند مورد اعتماد قرار گیرند. (میزتال، 1380:59)
با توجه به دسته بندی کنشها نزد ماکس و بر میتوان گفت که در کنش هدفمند عقلانی و در کنش سنتی، اعتماد و اطمینان، خود بسنده هستند. پایداری این دو نوع کنش با همنوایی تقویت میگردد. بر این اساس از آنجا که تنها دو نوع کنش میتوانند خود بسنده باشند تنها دو نوع رابطه اجتماعی ممکن میگردد: رابطه انجمنی و رابطه اجتماعی. فرایند بروکراسی شدن و عقلانی شدن ممکن است به مشروعیت بدون اعتماد بیانجامد… (میزتال، 1380: 68) وبر در نظام دیوانسالاری مدرن خصوصیاتی از قبیل: کارایی، دقت، ثبات، قابلیت اعتماد، سنجش پذیری و سودآوری را ستود (ریتزر، 1374: 103). به نظر گئورگ زیمل [15] هر کنش متقابلی باید همچون مبادله قلمداد گردد و یکی از شرایط مبادله، اعتماد است که توسط رفتارهای ناخودآگاهانه و غیر ارادی و هیجانی سست میشود. بنابراین اعتماد ضرورتاً یک خطر است که همواره در معرض خیانت قرار دارد. به اعتقاد او عدم قطعیت و فردگرایی در جامعه مدرن نیاز به اعتماد را دو چندان میسازد (میزتال، 1380:63)، در نظر پیتر بلا، مبادله اجتماعی متضمن اعتماد است. (ویگینز، 1994: 327) و مبادله اجتماعی از طریق نوعی اعتماد اجتماعی، تفکیک نقش و وابستگی متقابل موجد انسجام در جامعه میشود. (چلبی، 1375: 26) و به همین منوال اعتماد اجتماعی مورد توجه دانشمندان اجتماعی معاصر مانند پاتنام ،بوردیو،کلمن و دیگران قرار گرفته و هریک به نحوی بر اهمیت آن اشاره نموده اند. بر همین اساس اعتماد نسبت به گروهها و اقشار اجتماعی بسیار مورد توجه است. خاصه اعتماد نسبت به نابینایان و کم بینایان از اهمیت بیشتری برخوردار است ؛ نتایج این پژوهش در شهر فارسان از توابع استان چهارمحال و بختیاری نشان داد که میزان اعتماد نسبت به جامعۀ نابینا و کم بینا در این شهر در وضعیت مطلوبی است. و اعتماد نسبت به این قشر جامعه بر حسب تحصیلات و قومیت و سایر متغیر های زمینه ای متفاوت نبوده است؛ از طرف دیگر تحقیق نشان داد که هر چه افراد نابینا و کم بینا بیشتر به ارزش های اخلاقی، قانون گرایی و دینداری پایبند تر باشند مردم بیشتر به آنان اعتماد می کنند. از طرفی نیز هرچه مردم خودشان در جامعه بیشتر احساس امنیت کنند ، بر اعتمادشان نسبت به این قشر از جامعه افزوده میشود.
بنابر این اعتماد نسبت به افراد نابینا و کم بینا ، با وجود اینکه در حد مطلوبی است ، خود تابعی از شرایط مطلوب جامعه و وضعیت مطلوب این قشر نیز است.
[1] . استادیار و عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه کاشان
[2] . استادیار و عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه کاشان
[7] (تروری گوویر در کتاب اعتماد اجتماعی و جوامع انسانی،اعتماد را پایه و اساس زندگی اجتماعی و آن را همانند خوشبینی برای سلامت روانی، اساسی فرض میکند)
[8] (چلبی، 1375: 116). فرهنگهای حاشیه ای ، (گوویر معتقد است خرده فرهنگهای حاشیه ای مثل جامعه خیابانی، بیاعتمادی را افزایش میدهد)
[9] (افراد دارای میزان اعتماد بالا، بیشتر متمایل به همکاری اند) (سی، پارکز، آر، هنیگر، 1996)
[10] (اگرچه روابط مبتنی بر اعتماد سنتی مانع از تغییر و تحول سازمانی اند، اما روابط مبتنی بر اعتماد در اشکال سازمانی نا متمرکز جدید لازم اند. بخصوص برای هماهنگی و یکپارچگی)
[11] (اعتماد باعث حدف یا کاهش موانع ارتباطی افراد میباشد)
۱۰ دیدگاه دربارهٔ «پنجاهمین مقالۀ ارائه شده در همایش جامعۀ بینا شهروند نابینا، تأملی جامعه شناختی, وضعیت اعتماد اجتماعی نسبت به افراد نابینا و کم بینا در شهر فارسان»
سلام و درود بر پریسیما خانم, امیدوارم که این یازده روز تعطیلات عید بهتون خوش گذشته باشد, اولاً مرسی بابت این پست و مقاله کاملاً جامع و کامل
ببینید من نه جامعه شناسم و نه روانشناس در این مقوله باید جامعه شناسان و روانشناسان بیشتر نظر دهند من اینجا بیشتر از دید شخصیم نقطه نظراتم رو بیان میکنم ببینید ما همه ابتدا از یک جامعه ی کوچکی به نام خانواده تشکیل میشویم پس باید اعتماد اجتماعی رو در درون خانواده نحادینه کنیم تا به سطح جامعه هم منتقل شود مثلاً وقتی منِ جوان مجرد وقتی که در ایام عید خانواده ام میروند مسافرت خوب اگر مثلاً خدایی نکرده فلان دوستم رو بیارم خونه و کارهایی که دور از شأن من است انجام دهند و حال یکی از اعضای خانواده مطلع شود دفعه بعد که میخواهد خانه را به من بسپارد دیگر نسبت به من آن اعتماد اجتماعی را نداشته و چه بسا که این کار را انجام ندهد یا مثلاً منِ نابینا و یا بینا فرقی نمیکند بالفرض ازدواج کنم و بعد در یک جایی کار میکنم و به همسرم بگویم که مثلاً کار من زیاد است و تا دور وقت در اداره یا شرکتی که دارم کار میکنم بمانم و بعد معلوم شود که دروغ گفته ام و متأسفانه تجدید فراش کرده ام خب او اعتماد اجتماعیش صد درصد نسبت به من از بین میرود و دیگر حتی اگر من بشوم همان انسان سابق دیگر حنای من پیش او هیچ رنگی ندارد یا مثلاً در خصوص یک قاضی یا یک وکیل حالا فرض کنید که اون وکیل نابینا هم باشه و بیاد از حدود اختیاراتش تجاوز کند یا در مورد امری که به او سپرده شده حیف و میل کند یا با وکیل طرف مقابل تبانی کند یا به هر دلیل دیگر به ضرر موکلش کار کند حالا جدا از آن مجازاتهای انتظامی که در انتظارش است اگر ازش فهمیده شود حالا اگر مجازات انتظامی را دوره کند ولی موکلش بفهمد و اگر کسی دیگر هم بخواهد برود پیش آن وکیل و اتفاقاً از موکل سابق بپرسد این وکیل چه وکیلیست و او هم موکل جدید را از ماجرا مطلع کند خب صد درصد دیگر آن موکل جدید به او اعتماد اجتماعی نخواهد داشت و همین قضیه در مورد قضات که مانند وکیل مورد مثال ما هستند هم صادقست یا کارمندی که رشوه میگیرد یا پارتی بازی میکند موجب سلب اعتماد اجتماعی مردم نسبت به بقیه ی قشر شریف و زحمت کش کارمندی که این کارها رو نمیکند هم میشود یا من دانشجویی که تقلب میکنم و از بد حادثه آن استاد که خیلی هم از تقلب بدش میاد میفهمد و امتحان منُ صفر میدهد اگر مجددا باهاش درس بگیرم بازم نسبت به من دیگر آن اعتماد سابق را ندارد پس نتیجه میگیریم که اگر کسی شُؤونات اخلاقی دینی صنفی حرفه ای رو رعایت کند باعث میشود که مردم هم نسبت به او اعتماد کرده و چه بسا در مورد وکیل اولین کسی باشد که موکل به او رجوع میکند چون او فردی صادق است و همه ی سعی و تلاشش رو در جهت فراهم آمدن نتیجه میکند یا مردم به او اعتماد کرده و اماناتشان رو به او میسپارند یا اگر همان دانشجو بالفرض امتحانش رو ۹|۹۹ گرفت شاید آن استاد دلش به رحم بیاید و بهش ده بدهد یا در مورد آن جوان که خانه بهش سپرده شده اگر چنین کاری را نکند بازم در این خصوص به او اعتماد شود و غیره و ذالک میدونم کلاً چرت و پرت گفتم چون که پا توی کفش جامعه شناسان و روانشناسان خوب و عزیز محله کردم و منظور من و مثالهایم فقط خودم بودم پس خواهشاً کسی از این مثالها از دست من ناراحت نشود.هر چند یک روز گذشته اما روزتان هم مبارک و یه شاخه گل رز و نرگس رو به شما هدیه میکنم در پناه حق بدرود و خدا نگه دار
سلام
ممنون از توضیحات کاملتون.
به نظر من هرکس میتونه اعتماد اجتماعی رو یه جور تفسیر بکنه و مهم اینه که جامعه توانمندی ما رو قبول کنه و باور کنه که ما میتونیم مثل یه فرد بینا زندگی کنیم و نقصی که داریم رو با تواناییهای دیگه جبران کنیم.
بازم از حضور همیشگیتون ممنونم.
شاد و موفق باشید.
سلام پریسیما خانم
سال جدید را با کمی تأخیر بهتون تبریک می گویم و امیدوارم که سال خوبی داشته باشید و سلامت باشید.
از پست خوبتون ممنون و سپاسگزارم. من مشتاقانه این پست ها را دنبال می کنم و بهتون خسته نباشید می گویم.
از شما عذرخواهی می کنم که در چهار پنج پست اخیرتان حضور نداشتم.
شاد باشید.
سلام آقا وحید
خوشحالم که برگشتید.
خوش اومدید و رسیدن به خیر.
خواهش میکنم همین که مقاله ها رو بخونید برای من یه دنیا ارزش داره.
باز از حضور سبزتون تشکر میکنم.
شاد و موفق باشید.
شب بخیر پری خانم. خواستم حاضریما اعلام کنم. شاد باشی.
سلام
حاضریتون تأیید شد.
شما هم شاد باشید.
سلام. بازم مثل همیشه گل کاشتید. ممنونم از انتشار مقاله.
سلام
قابل نداشت.
مرسی که اومدید.
موفق باشید.
سلام پری جون مرسیییییییی.
سلام عزیزم
رسیدن به خیر.
خواهش میکنم.
منم از حضورت ممنونم.