جستجو
Close this search box.
جستجو
دسته‌ها
شعر و دکلمه

وقتی که هستی

وقتی صدات می کنم میشه جوابمو بدی وقتی نگات می کنم میشه یکم نگام کنی مثل پرنده ای شدی تو آسمون باورم اگه کنارم بمونی ناز نگاتو می خرم تو بهترین بهونه ای تو بودنو نبودنم دلم می خواد از آسمون برات ستاره بچینم تموم دنیامو میدم هیچوقت غماتو نبینم شدی تموم زندگیم تو کلبه تنهاییام اونور دنیا هم بری تا آخرش باهات میام شدم اسیر خنده هات تو اوج بغض و غصه هام بزرگ ترین هدیه ی من بمون همیشه پیش من یلدا
دسته‌ها
شعر و دکلمه

سرمشق عشق

حاصل دل و قلم من در نگاه پرندگانیست که در آشیانه ی خویش به گرفتن دانه ای دلخوشند و دل من از سر خط عشق تا انتهای جنون و مستی تو محتاج یک جمله گرم است که آن را از نگاهت به تار و پود غزل های عاشقانه پیوند دهد و در خلوت خویش حرف های دلم را از پس کوچه های درونم برای فانوس شب های تنهایی ام مهمان می کنم و در دیار عاشقی به خاطر شکستن سکوتم لبخند را همراه لب می کنم تا ترانه ای از روزنه امید زمزمه کنم و حتی همراه این ترانه قطره ی اشک با چشمانم غریبه نیست و در این
دسته‌ها
شعر و دکلمه

فراق یار!

ببار ابر آسمان، به قلب خشک این کویر که زخمها چشیده از زمانه ی حسود پیر! تمام آرزوی او رسیدن بهار بود، چهار فصل سال او، دمادم انتظار بود! چه حرفها که با دلش، به گوش او نگفته بود، میان واژه واژه اش، غم دلش نهفته بود! ولی کنون شکسته و فسرده حال و خسته است، هزارها ترک که بر غم دلش نشسته است! هوای گریه دارد از غم فراق روی یار، هرآنچه میکند ولی، نمیرسد به نوبهار! ای از تبار آسمان، در این شب خموش و تار، به قلب خشک این کویر، تو مرهمی شو و ببار!
دسته‌ها
شعر و دکلمه

کاری از سمانه، رهگذر, محسن صالحی. اینم سورپرایز مسابقه نامه ای به مادر, بفرمایید دانلود

سلام سلاااام خدمت همه دوستان و هم محله ای های عزیییز همگی خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ خب خدا رو شکر که خوب و خوش و سلامتید و اگر هم نیستید برید باشید. غم و غصه نباید تو دلهاتون جایی داشته باشه. بریدا. زود برید خوب و خوش و سلامت بشید تو این ماه مبارک, تو این اعیاد شیرین, از تولد امام حسین علیه السلام گرفته تا تولد منجی عالم, یک عیدی خعععیییلی توپ براتون آوردم.   مدتی پیش مسابقه ای برگزار کردم به نام نامه ای به مادر. متن ها منتشر شد و جوایز هم اهدا گردید. اما سورپرایز متن برگزیده قبل از برگزاری مسابقه به طرز کاملا ناجوانمردانه ای
دسته‌ها
شعر و دکلمه

غمِ پروانه ها

شبی از نوبهاران می نوشتم. حدیث از باغ و بستان می نوشتم.   سَحَرگاه و بهار و عطر و گلشن، هَزار و سبزه زار و یاس و سوسن.   به برگِ سبزِ شمشادی نشسته، یکی پروانه با بالی شکسته.   شمیمِ نوبهار اندر وجودش، هوای آسمان در تار و پودش.   به جانش حسرتِ پرواز دارد! به لب یک بوستان آواز دارد.   که من پروانه ای همچون شمایم!، نشانی از سر انگشتِ خدایم.   چو یاران نوگلان را دوست دارم، بهار و ارغوان را دوست دارم.   اگر بر لوحِ جانم تب نشسته، اگر تقدیر پر هایم شکسته،   اگر بر خاکِ این بستان فسردم، اگر از تیرِ
دسته‌ها
شعر و دکلمه

مجموعه اشعار جناب آقای موسی عصمتی منتشر شد

با سلام خدمت هم محله ایهای محترم. ضمن تبریک اعیاد شعبانیه به شما هم محله ایهای محترم و تبریک روز معلم به معلمان محله در این پست به درخواست یکی از دوستانم که از آشنایان جناب آقای عصمتی میباشند خبر انتشار مجموعه شعرشان در نمایشگاه کتاب امسال را به نقل از خبرگزاری فارس برایتان نقل میکنم. در زیر متن کامل خبر را عیناً از سایت این خبرگزاری برایتان نقل میکنم بنده فقط کلمه ی روشندل را به کلمه ی نابینا تغییر داده ام. کتاب «بی چشمداشت» سروده موسی عصمتی برای نابینایان منتشر شد. به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مجموعه اشعار موسی عصمتی که در کتاب «بی
دسته‌ها
شعر و دکلمه

آرزو

در همین نزدیکی، من به دنبال دلی می گردم، تا به نامم بزنم. تا بگویم برایش از عشق. تا بخوانم برایش نغمه. می دانم سخت است، یافتن همچین دلی. آرزویم این است، که به دنبال نگاهی باشم، شب و روز به دنبال نگاهم باشد. بکشد دست نوازش روی موهای بلندم، با من از عشق بگوید، بخواند آواز بنویسد نامه. آرزویم این است، دل من هر لحظه به یادش باشد. باز باران می بارد! چتر من گم شده است! ای یار کجایی! من سردم شده است! چتر تو جایی برای من نیست! ای یار کجایی! باران بند آمد تو چرا نیامدی؟ دستم می لرزد. قلبم چشم به راه، پس بیا
دسته‌ها
شعر و دکلمه

یک کار مشترک از طرف لنا و سارای تقدیم به استاد غزل ها و تک تک هم محلی های گلمون.

سلام سلام سلام به همه ی هم محلی های عزیزم. خب سال که نو شد گفتم یهویی و بی خبر بیام ببینم محله چه خبره. به کوچه پس کوچه های محله دوست داشتنی خودم سر می زدم و مرور خاطرات شیرین. توی پست های جدید و پست ها و کامنت های قدیمی می رفتم. واااااااای که چقدر من لحظات شیرینی اینجا داشتم. بی صدا توی محله می گشتم و دوستای نازنین و خوبمو می دیدم. چقدر دلم به همگی شما تنگ شده بود و چقدر بغض و دلتنگی بود که گونه هامو با نم نمش نوازش می کرد. توی محله می چرخیدم و چند روزی گرد وخاک عجیبی توی
دسته‌ها
شعر و دکلمه

دل من

دل من. حسرت شب های بلند. دل من. حسرت گل های قشنگ. دل من. حسرت پرواز پرنده. دل من. حسرت این باد وزنده. دل من. حسرت دریای عمیق. دل من. حسرت تنهایی بید. دل من. حسرت چشمان سیاهت. دل من. حسرت اون چهره ی ماهت. دل من. حسرت عطر گل یاس. دل من. حسرت یک خنده ی خاص. دل من. حسرت دیدار طلوع. دل من. حسرت فردای غروب. دل من. حسرت یک نقاشی. دل من. حسرت یک غنچه ی گل. دل من. حسرت یک پنجره ی رو به بهار. (یلدا)_دلنوشته
دسته‌ها
شعر و دکلمه

حس دوست داشتن تو

حس دوست داشتن تو به سان عطر نو بهاریست که نسیم گهر عشق را بر مشام صاحب دلان می رساند و من در این معبد عشق منزلگه ویران خویش را با بوی تو آباد می کنم تا در بهار زندگی پرندگان این خانه را در آغوش آسمان رها کنم جایی که نسیم تو را در میان کوچه های خاطرات همراهی می کند و شاخه های ارغوان از حس گرم دستانت مست می شوند و در میان گل های شقایق چشم من به دنبال توست تا با وجود تو سایه ی تیره ی غم را همچو فانوس شب روشن کنم و در حضور تو آن طور که صفای چشمانت را
دسته‌ها
شعر و دکلمه

نوشتم نامه ای

نوشتم نامه ای با خط خوانا. شدم همسایه ی گل های تنها. نوشتم نامه ای با خط دوری. شدم آواره ی دشت صبوری. نوشتم نامه ای با خط الماس. شدم دیوانه ی عطر گل یاس. نوشتم نامه ای با خط غصه. شدم تنها و افسرده و خسته. نوشتم نامه ای با خط پر رنگ. شدم سنگ صبور یه دل تنگ. نوشتم نامه ای با خط دریا. شدم همسایه ی نزدیک ابرا. نوشتم نامه ای با خط بارون. شدم مثل گلای توی گلدون. نوشتم نامه ای با خط مهتاب. شدم آیینه ی دلهای بی تاب. رسید این نامه ام امشب به دستت. بخوان این نامه ام بفرست جوابم. #یلدا_نوشته های
دسته‌ها
شعر و دکلمه

نوبهار آمده باز!

صبحگاه آمده باز، باز لبخندِ بهار، باز آن بلبلِ مست، باز آوازِ هَزار.   باغ ها غرقِ سُرور، آسمان مستِ سحر، قاصدک های صبا، قاصدانِ خوش خبر،   خاک بنشسته به گل، یاس ها شاد و سپید، عطرِ گل، بویِ بهار، خنده و شادی و عید.   در دو چشمانِ سحر، قصه ی روشنِ نور، دیده ها مأمنِ مهر، سینه ها خانه ی شور.   سبز با دستِ طرب، نغمه خوانانِ چمن، شور در بانگِ هَزار، نور در دشت و دمن.   باز پهنای زمین، غرق در نور و صداست، همه لبریزِ بهار، همه جا بویِ خداست.   باز ترسیمِ بهشت، باز آوازِ هَزار، بَه چه شاد است سحر!،
دسته‌ها
شعر و دکلمه

خیلی سخته

خیلی سخته بخوام نگات کنم تو چشماتو ببندی. خیلی سخته تو خوشحال باشی و با من نخندی. خیلی سخته دستامو هیچوقت نگیری. خیلی سخته واسه اون یکی بمیری. خیلی سخته اشکامو هیچوقت نبینی. خیلی سخته پیشش ساعتها بشینی. خیلی سخته چشماتو رو من ببندی. خیلی سخته ببینم واسش می خندی. خیلی سخته هِدیَمو از من نگیری. خیلی سخته واسش هدیه بگیری. خیلی سخته بگی دوسم نداری. خیلی سخته واسش باز بی قراری. خیلی سخته که من تنها بشینم. خیلی سخته همش عکساتو ببینم. خیلی سخته خیلی سخته. #یلدا_نوشته های من
دسته‌ها
شعر و دکلمه

تو همونی

تو همون خاطره هستی. که می مونه توی قلبم. تو همون پروانه هستی. که می شینه روی شونم. تو همون نم نم اشکی. که می ریزه روی گونم. تو همون قاصد عشقی. توی دریای نگاهم. تو همون شکوفه هستی. که شکفته توی گلدون. تو همون قطره ی بارون. که چکیده روی ناودون. تو همون پرنده هستی. که نشسته روی ایوون. تو همون چشمه ی نوری. تو خیابون خیالم. تو همون نغمه ی شادی. که می پیچه توی عالم. تو همون ستاره ای که. شبا دنبالش می گردم. تو همونی تو همونی. بی تو من یه بی قرارم. تو همونی تو همونی. دیگه آرامش ندارم. تو همون خواب قشنگی. که
دسته‌ها
شعر و دکلمه

جز به من، به تمام دنیا شک کن!

کمی، به اندازه ی یک جرعه حرف، کنار دلتنگیهایم بنشین! بگذار تا با عطر حضورت به بهار فخر بفروشم و خورشید انعکاس خویش را از آینه ی چشمهای تو تماشا کند… مرا غرق کن در دریای بیکران مهربانیهایت و باز با نوازش دستها که… نه، 2 ساقه ی نیلوفرت جانی تازه ام ببخش! آه که چقدر دلتنگم برای شب گردی با تو زیر رقص نور ستارگان، چشمهایم را ببندم و تو ماه را برایم به ارمغان بیاوری تا فانوس راهم شود! دلم تنگ است برای حس عطر بهار نارنج و حرفهای در گوشی با تو! دلم برای موسیقی روح نواز صدایت و لمس تک تک کلمات لطیفت تنگ است،
دسته‌ها
شعر و دکلمه

زندگی من و تو

زندگی ام را با تو قسمت می کنم. قسمتی که سهم توست به رنگ زلال آب، و سهم من به سپیدی رود. گاهی برای بودنم هوای نفس تو را می خواهم. و تو در کنار هستی خود به راز نگاهم می اندیشی. غنچه زندگی من و تو، به زیبایی بهار، به تبسم ماه، به روشنی خورشید، و به نگاه پر مهرت باز می شود. و وجودت از آشیانه من در قلبت، سایه ی منتظرت، رویای آشکارم و سیمای نگاهم پر می شود.
دسته‌ها
شعر و دکلمه

دانلود دکلمه، یک شبی مجنون نمازش را شکست

سلام علیکم خدمت تمامی همراهان. محضر شما بزرگواران تقدیم می کنم دکلمه ای رو با صدای خودم که ان شاالله مورد توجهتون قرار بگیره. دکلمه رو از: اینجا دانلود بفرمایید. یا علی
دسته‌ها
شعر و دکلمه

کوه رنج

سلام بچه ها حال و احوال چطوره، خوبید؟ منم خوبم. دوستان من سال پیش شعری رو برای پدرم سرودم اما گمون کنم یه جورایی حرف دل تموم بچه های نابینا به بابا هاشون باشه. لطفا نیاید توی کامنت ها و شعار ندید که این حرفا چیه و از این چیزا! پدر مادر هامون هرقدر هم بهمون افتخار کنن ولی بازم دلشون نمیخواد بچشون نابینا باشه و ندیدنمون کمرشون رو شکسته. پدر عزیزم، روزت مبارک. اینم شعر من. کوه رنج نمیدانم ز غمهایت چه گویم توانم ذره ای آن را سُرایم؟ سراسر شادی و امید هستی درونِ خانه چون خورشید هستی صدایت همچو کوهی پر طنین است بلی کوهی، یقین
دسته‌ها
شعر و دکلمه

اولین پست من: تبریک روز پدر و یک شعر از خودم

سلام دوستان، امیدوارم حالتون بهاری و خنک باشه. آلیس هستم از اهواز این اولین پست منه، امیدوارم بپسندید و منتظر پست های بعدی من باشید. روز پدر و میلاد مولا علی ( ع ) بر همگی مبااااارک. گوهری از عرش به گامهای خسته ات، بوسه زه عشق میزنم؛ به لحظه های رفته ات، امید هدیه میدهم. سراسره وجوده من، حاصله عشقه پاکه توست؛ معنیه واژه را فقط، در کفه دستان تو جست. صدایه دل نشین تو، آویز شد به گوشه من؛ بلند بوده همتت، چکیده شد به دوشه من. خلاصه میشود وفا، درونه قلبه خسته ات؛ به پایه من غروب شد، طلوعه عمره رفته ات. پدر، ستونه خانه ای؛
دسته‌ها
شعر و دکلمه

فاصله

اگه سهم من از تو یه دنیا خاطرست اگه قلبم همیشه پر از درد و گلست اگه دوری ازم این اسمش فاصلست اگه غمگین نشستی بدون منو شکستی غم چشمای سیاهم شب و روز گریستو دوری واسه چی انقد صبوری مگه اشکامو ندیدی واسه چی سیاهه قلبت مگه تو وجدان نداری دل من اسیر عشقه اما تو قبول نداری دل من باز بی قراره که تو کی قرار بذاری چشم من هر دم میباره تو چشات گیرایی داره برو عشقم دیگه بسه قلبمو انقد نلرزون واسه ی منو تو دیگه جدایی چاره ی کاره