رعععد بزرگ هولو ولا برش داشته . دوست داره خودش به تنهایی مراسم عروسی ،ای وای نه تولد لِناییو برگزار کنه . ولی بچه ها کمکم کنید . اونجوریم که فک میکنید مثل برق تیزو فرز نیستم. خخخخ پرواز بپر برو باقالی پلو با گوشتو بار بذار . شبو شور چرا رفتی توی دیگ خالی و داری میسابیش ؟ بیا بیرون بعد از شام برو بسابش خخخ الان برو کیک تولدو درست کن. . رضا خان وزینی پیمزا هم با تو ؛ آگاهی تو هم ی گاو و ی برّه بکش ، خوب و با دقت سرشونو ببر تا گوشتشو توی همین باغ کباب کنیم هاهاها مجید تو هم
Tag: تولد
سلام گرم من را شما دوستان و همراهان عزیز محله پذیرا باشید، امیدوارم روز و روزگار به کامتون باشه… خب برم سر اصل مطلب… دوستان هم محلی عزیز اومدم خبر شکفتن همسر عزیزم در بیست و هشتمین پاییز زندگیش را به گوش جهانیان برسونم…و از اینجا بهش بگم علی جان آقای من سالروز میلادت مبارک. نمیتونم براتون وصف کنم که چقد ناراحتم که اتفاقات پیش اومده اخیر باعث شد در این روز کنار همسر خوش قلبم نباشم…ولی از اینجا میخوام به گوشش برسونم از این که 7و ماه و اندی میشه همسرم شده خوشحالم… امید دارم در کنار هم بهترین ها برای هم باشیم.. این مطلب را هم تقدیمت
دستهها
خانمم در گوشاتا بگیر
درووود دوستان. شما بگید حالا من چیکار کنم. تولد خانم عزیزم، عشقم، هانیه خانم، 19 آذر با 28 سفر همزمان شده. حالا یعنی میخواید تبریک نگید؟ راضی میشید از 100 کامنت کمتر بخوره؟ گلم شیرازی هستا. خونگرم و هیجانی. کم نذاریدا. خب عزیزم. دستات را بردار. کافیه. بشنو چی میگم. بچه ها خانم من هانیه جونم یه فرشته هست. مهربون و فهمیده. یه دسته گل نه یه باغ گل هست. ولی این هدیه خدا را قدرش را خوب ندونستم. گاهی اونجور که باید درکش نکردم یا اونجور که باید حمایت نکردم. خلاصه اذیتش کردم. حالا اول ازش میخوام بزرگواری کنه این شوهر خطاکار را ببخشه و بهش قول میدم
سلاااااام بر بر و بچ خوب و نازنین محله ی نابینایان از سایت گرفته تا گروههای دوگانه ی واتساپی محله. امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه و ملالی جز دوری این پستچی حقیر سر و پا تقصیر نداشته باشید خخخ. امروز 17 آذر ماه روز تولد یکی از دوستان و هم محله ایهای بسیاااااااااااااااار عزیز و گرامی ما به نام: امید علیوردیلو هست که خیلی خیلی برای همه ما زحمت میکشه و همواره ما از آموزشها و راهنماییهای ارزشمند اندرویدی و غیر اندرویدیش استفاده میکنیم و ازش خیلی هم ممنونیم. امید جان تولدت مبارک، ای دوست تولدت مبارک، ای جان، تولدت مبارک، اصلا کلا تولدت مبارک.
دروووووووووووووووود بر همۀ بروبچههای محله، بچهها میدونید امروز چه روزی بوده؟ نه دیگه نمیدونید، اگه میدونستید که تا حالا صبر نکرده بودید. خب من میگم که امروز چه روزیه، بععععله امروز روز تولد سعید ویسیپور بسیار عزیز و نازنین است بزرگواری از دیار شجاعان و قهرمانان یعنی خوزستان همیشه با وفا. حالا بگم که منم چطوری متوجه شدم. بله، صبح رفتم ایمیلم رو باز کردم که دیدم یه پیام از طرف فیسبوک برام اومده و اعلام کرده که امروز تولد آآقا سعید گل و گلاب خودمونه. واقعا این فیسبوک هم عجب امکان خوبیه هاا یا بقول مجتبی عجب فضولیه هاا. خلاصه بدنبال این خبر، اومدم تو محله گشتمو گشتم
سلاااام. خوبید؟ امروزم تولد بازی داریم. هر کی بره سر جاش هر کاری که باید بکنه انجام بده دیگه. هی هر دفه که من نباید بگم که! خب امروز تولد محمد میرقاسمی هست. محمد آموزشهاش همیشه عالی و کاربردی بوده و کلی همیشه ازش چیز میز یاد گرفتیم. خلاصه این که یه مخ کامپیوتر و اندروید الآن اینجا نشسته، گریه میکنه، زاری میکنه، نه چیز اینجا نشسته و منتظره تا کیک و شمعشو بذاریم جلوش فوتش کنه. این کیکی که برات درست کردیم، یه کیک شبیه یه لپتاپه که دکمه های کیبوردش همه کاکائو هست. یعنی خیلی دوسِت داشتم که نزدم تو گوش کیکتهااا! ببین این کیک مال خوردنه.
سلااااااااام. یا به قول بچه ها گفتنی شلا،لا،لا،لا،لا،لا،می، که خخخ. بچه ها یکی یه سوراخ موش معرفی کنه شخصاً نوکریشو میکنم خطر مرگ در کمینه خخخ. خب همینطور که مواظبم دست ملیسا بهم نرسه، بگم که شنبه ای که گذشت تولد حسین آگاهی بود که به دلیل مقارنت با ایام سوگواری نشد براش جشن تولد بگیریم. این شد که الآن با چهار روز تأخیر، خلاصه با بچه ها سعی کردیم با امکانات موجود براش یه تولد کوچولو بگیریم. رهگذر تو دیگه بالا چارپایه نمیخواد بری. طاها خودش چارپایه روش نصبه خخخ. طاها برو بادکنکا رو بزن به در و دیوار. رهگذرم میفرستیم پشت میز که کادوها رو اعلام کنه
درود به دوستان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه. خب امروز هم تولد یکی از هم محله ایهامونه. وحید خورشیدی عزیز، تولدت رو از طرف هم محله ایهات بهت تبریک میگم و آرزوی بهترینها رو برات دارم. خب ملیسا که مصدومه هیچی، پریسیما دوباره تو آشپزخونه، آخه میگن رهگذر کیکش دفه ی پیش تند بوده خخخ، آخه نمیدونم کی تو کیک فلفل میریزه که این ریخته بود، رهگذر برمیگرده به همون چارپایه ی خودش، میزم این دفه میدیم امیر بچینه که پشتش باد نخوره، بادکنکها هم دیگه دست اون یکی وحید رو میبوسه. رعدم که گفته میخواد نظارت کنه. وحید خورشیدی هم که میدونید شیرازیه دیگه. خیلی ازش کار نکشید
سلااااا اااا اااا اااا اااا اااا اااا اااام. چه طورید بچه ها؟ امروزم تو محله تولد داریم. اونم تولد چه کسی؟ از اون عشق والیبالهای شش آتیشه. یعنی اگه چشو چال درست و حسابی داشت الآن شک نکنید که داشت جای شهرام محمودی تو تیم ملی بازی میکرد. میگید نه، یه جفت چشم براش ردیف کنید ببینید حق با منه یا نه. خب امروز دیگه ما رهگذر رو از چارپایه آوردیم پایین و فرستادیمش تو آشپزخونه ببینیم چی کار میخواد بکنه. رعد هم که نشسته داره بادکنک باد میکنه، ملیسا هم که انگار رفته سفر قندهار پیداش نیست، کیوانم که میکرفن رو ول نمیکنه، مجتبی هم آگهی دادیم تو
درود بر شما دوستان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه. امروز هم یه جشن تولد تو محله داریم و اتفاقاً تولد یکی از کم پیداهای محله هم هست. این جشن تولد متعلق به مرتضی علیوردی، هم محلی خوبمون هست. مرتضی تولدت رو از طرف تمام بچه های محله و کادر مدیریت محله تبریک میگم و امیدوارم همواره در مراحل مختلف زندگیت موفق باشی. خب این دفه چون ملیسا مسافرته، پریسیما کیک پخته. خلاصه هرکی بیمه نیست به نظرم ریسک نکنه بهتره خخخ. رعد هم امشب شیرین پلو درست کرده، رهگذر هم که طبق معمول بالای چارپایه هست، کیوان هم که قراره بخونه، مجتبی هم که هی میگه برقصید برقصید ظاهراً
شلالالااااا،م،ی، که،امیدوارم که حالتون خوب باشه، خب بچهها امروز تولد یکی از هم محله یهای خیلی قدیمیمونه که خیلی وقته که تو سایت ازش خبری نیست،خواستیم به بهانه تولدش بهش بگیم که بیادش هستیم و امیدواریم که دوباره به محله خودش برگرده، و اونم کسی نیست جز جز جز جز مینا ملکی عزیز و دوست داشتنی، مینا جونم تولدت مبارک،الاهی که امسال سال پر خیر و برکتی واست باشه و هرچی از خدا بخوایی خدا بهت بده، دخترا همه با هم بسیج بشیم تا اینجا رو تزیین کنیم تا مینا بیاد سورپرایز بشه، خب مثه اینکه دوتا تولد داریم یکیشم جناب احمد صابری هست که ما ازش همینجا پوزش
درود بر شما دوستان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه. خب یه بار دیگه اینجا با هم یه جشن تولد دیگه میگیریم. این بار تولد یکی از هم محله ایهای خونگرم جنوبیمونه. این هممحله ای ما اسمش جز فرشاد و فامیلیش غیر از امیدوار نیست. فرشاد عزیز از طرف تیم مدیریت محله و تمام بر و بچه های باحال محله تولدت رو بهت تبریک میگیم و امیدواریم پله های ترقی رو یکی پس از دیگری نرده کشی کنی، چیز یعنی طی کنی. خب غذا که قراره خود فرشاد یه قلیه ماهی توپ بهمون بده، کیک رو هم که ملیسا طبق معمول پخته، پریسیما هم که میز پذیرایی رو تزیین کرده،
شلالالالالاااا،می،که،خوبید بچهها واااااای امروز عجب روز قشنگی هست هاااا،بعععله قشنگ هم که نباشه خودمون باید قیشنگش کنیم که خخخخی دیروز روز تولد فاطمه جوووون بوده،و من هم به دلیل مشغلههای زیادی که این اخیرا واسم پیش اومده به کلی یادم رفته بود که پشت تفلد فاممه ناناژی لو بژالم که،،خلاصه اول از فاطمه بعد هم از همه شماها که امروز این پست رو میخونید عذرخواهی میکنم شدید شدیییید…. حالا بریم پریسیما که با هم کیک رو از قنادی بیاریم هاااا،چون من که خودم سرم شلوغ پلوغ بوده نتونستم بپزم که،خخخخی،بعد اینکه رعد و رهگذر هم بهبه عجب زیباااا اینجا رو در نبود ماهاتزیین کردن که،خخخخ،دیگه دیگه همه بفرمایید این
سلااام بر یکشنبه. سلاااام بر 25 مرداد ماه. سلاااام بر آریا که در این روز مبارک متولد شد. سلاااام بر بر و بچ باحال محله نابینایان. آخ که چقدر امروز سلامتم من با این همه سلام کردن، خب میگن سلام سلامتی میاره خخخ. دوستان نازنین، امروز روز تولد هم محله ای عزیز همه ما آریای مهربون و گرامی هستش که من به نمایندگی از تیم مدیریتی مستقر در داخل و خارج از کشور، یعنی ترکیه، محل استقرار فعلی شهروز حسینوقلو، گفتم ترکیه، خواستم اینجوری بگم که یاد و خاطره مدیر فراری محله شهروز رو هم گرامی داشته باشم، چقدر واقعا به این بچه سخت
سلام سلام هزار و سیصد تا سلام بر بر و بچ گل و گلاب محله ی نابینایان. امروز باز هم یه جشن تولد دیگه برقراره. جشن تولد کی؟ بله، بله، جشن تولد چه کسی بهتر از استاد سعید درفشیاااااان، بله سعید درفشیان، خدا لعنت کنه این صفحه خوانها رو که هیجان رو در سینه آدم خفه میکنن با این متن خوندنشون خخخ. دوستان، امروز نوزدهم مرداد ماه روز تولد دوست بسیااار عزیز و گرامی همه ما، یکی از مدیران توانای سایت گوش کن، جناب سعید خان درفشیان هست که فعلا من به نمایندگی از کادر مدیریتی محله این ضایعه، ای وای، چیزه، یعنی این واقعه،
درود. دوستان عزیز, حالتون احوالتون. پذیرایی نه. حال خودتون. یعنی منظورم اینه که خوب هستید. خوش هستید آیا. خب. خدا رو شکر. تولده, تولده, تولده, تولد. یعنی, حالا حالاها تولد باید باشه. پس همگی با هم میگیم: گوش کن تولدت مبارک. خب. بچه ها, نگران اصلاً نباشید. من خودم انتقام همتونو از این شهروز خبیس میگیرم. فعلاً باهاش کاری ندارم, تا این مسئله از ذهنش خوب پاک بشه. بعد در یک اقدام غافلگیر کننده, انتقام همتونو ازش میگیرم, اون وقت مدرکشم میذارم تو سایت, تا دانلود کنید. پس نگران نباشید. انجمن منتقمین محله ی نابینایان. و اما بعد. به مناسبت تولد گوش کن, یه هدیه براتون آوردم, که امیدوارم
ضمن تبریک تولد محله، قبل از اینکه هدیهتون رو بدم و برم، از اینکه برای بار دوم توسط شهروز خان، سر کار رفتید، متأسفم! من به عنوان مدیر محله، مسئولیت این سر کاری ای که خوردید رو می پذیرم و بابت همه ی اتفاقات ناگواری که پیش اومد و سر کار رفتید، ازتون پول میخوام. پول. پول بدید. پول زور بدید. خخخ این شهروز خدا بگم چیکارش نکنه، یا قرص نمیخوره و یا قرص چینی بهش میدند. شایدم گولهگچ، جای قرص میخوره. میگید نه؟ این پست سال قبلش رو نگاه کنید، می فهمید من چی میگم. آخه شما مگه ندیدید من توی کامنت ها تلویحا به شهروز میگم میری
شلالالالالا،لا،لا،لا،لا،لالالا،لا،می،که، خوبید بچه ها، امروزم تولد داریم و این جشن تولد کسی نیست جز خانم کاظمیان نانازی، خانم کاظمیان، تولد تولد، تولدت مباااارک، مبارک مبارک، تولدت مبااارک، بیا شمعا رو فوتان فوتان کن، تا صد سال زنده بااااشی. حالا همه با هم دست، جیییییغ هورااااااااااااا!. خانم کاظمیان تولدتون رو تبریک میگیم و آرزو میکنیم سالم، تندرست و شاد شادان باشید. حالا بیا این شمعی که برات گذاشتیمو فوتان فوتان کن، آهان همینجا هست، حالا با شمارش ما، یک، دوووووو، سههههههه، هولالالالالالالااااییی. خب دیگه، حالا کیکو بِبُریم که حسااابی دهنمون آب افتاده که، همه کیک میخوان که بخور بخورش کنن که خخخی. روز تولد تو / روز نگاه باران، بر
سلاااام به همه ی دوستان عزیز. امیدوارم خوب خوب باشید. امروز تولد یکی از بزرگای محله هست. عمو علی عزیز، تولدت مبارک. امیدواریم سایه ی پر لطف شما سالهای سال بالا سر محله و بچه ها باشه و تا دنیا دنیاست از شما یاد بگیریم. خب کیک و شمع و همه چی آمادست. بریم برای یه جشن تولد حسابی. هرکی کادو نیاورده باشه، میبندیمش به صندلی داغ، انقدر ازش سؤالای سخت سخت میکنیم که حالش جا بیاد. امشب به عنوان دسر، بستنی حصیری داریم که مهمون پریساییم، شامم قرار شده رهگذر برامون ساندویچ پفک درست کنه. خلاصه خدا به خیر کنه دیگه! ملیسا هم که کیک اون دفعه ایش
سلام به همه ی دوستان. خب این دفعه هم یه جشن تولد دیگه قراره با هم بگیریم. این بار تولد یه خانم معلمه. این خانم معلم کسی نیست جز: . . . . . . . . . . خانم محب. سرکار خانم محب، ما به نمایندگی از تمام اهالی محله ی نابینایان، زادروز شما رو تبریک میگیم و امیدواریم که سالهای سال با افتخار در کنار خانواده ی محترمتون زندگی سرشار از خوشبختی و موفقیت رو داشته باشید. همینجا بگم که عمراً نمیتونید حدس بزنید که من کی هستم خخخ. اما تیم مدیریتی دست به دست هم دادن تا این تولد رو با هم جشن بگیریم. ملیسا که