جستجو
Close this search box.
جستجو

شب نشینی بیست و چهارم .ماه گوش کن را به طلوعی دوباره میخواند !!! یکشنبه شب از کامنت 293

سلوم بر بچ ..حال شوما …

هعععععععععععععععی میخوام امشب کمی جدی باشم و شب نشینی رو با شعری از خواجه ی شیراز !!!لسان الغیبِ بزرگ .حافظ شروع فرمایم :باشد که به بار علمی شب نشینی مان بیفزاید !

هر چند ک اصلا حضور چنین ماهی در کسوت زننده پست .دیگر مجالی برای تفکر ب بار علمی نمیدهد .اما حالا دیگه حالو .میریم که داشته باشیم شعر رو !!!

::

حافظ میفرماید :

پروازی در گوش کن بدرخشید و مااااااااااااااااااااااااهِ مجلس شد !!!!هععععععععععععععععی چشمایِ نداشته ی ش.ح را رفیق  و مونس شد !×!!!

پروازِ ما ک ب مکتب نرفت و خط ننوشت !!!!..چو ماه فلسفه غربِ هر مدرس شد !!!

این از رباعیات خواجه میباشه ک در صده هشتم هجری در مدح و ثنایی این جانب میسرایند ..!

علاوه بر این .امشب میخوام فال هم بگیرم واستون …لطفا نیت کنید تا تفعلی بزنیم بر دیوانِ حافظ شیراز ببینیم چه میفرمایند ..

بچا چرا فال حافظ میگیرن همه ؟خو نمیشه فال سعدی گرف ینی ؟؟؟؟یا فال فردوسی !!!!…از فرمون اشاره میکنن که لطفا فضولی نکن و فالتو بگیر استاد …

خب .لطفا نیت کنید و به چند سطر پایینتر تشریف ببرید برای خواندن فال.

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

ببخشید میخواسم غزل رو با صدای شیوا و رسای خودم قرائت کنم که ب دلیل امکانات کم معذوریم.

و این هم غزل.

:شب شبِ شعرُ شورِ .هععع شب شبِ ماهُ نورِ .با یار قرار گذاشتم !!دیر کرده راهش دورِِِ.

ای بابا این چیه .من عذرخواهی میکنم .ظاهرا تفعل زدم بر دفتر خاطراتِ بچگیم که!!متاسفم !

وای .بهتره تا شمس الدین محمد شیرازی پانشده بیاد تا سرای باقی مشیتم کنه پست رو به سمت و سویِ دیگری رهنمون شوم !!!!!

بزن دس قشنگِ رو ب افتخار ادبیااااات ..خانوما دست …آقایونم .دست دیگه .والله چته ش..ح .هی میخوای پاشی از سر جات چیکار کنی .بشین .بی ادب !!!!!عه .

خب دوستان از بالو اشاره میکنن که این آخِرین پست شب نیشینی میباشِد .آ به دلیلِ تقارن با ایام المرگ امتحانات و این که بچا اینجا خیلی درس میخونن و این صوبتاااااااااا دیگه شب نشینی نخواهیم داشت .آره من که خیلی درس میخونم جون عمه جونم !!!!.هععععععععععععععععععی !

خب جدی باش استاد لطفا .میفرمودم که شب نشینی بعدی به شرطِ حیات جناب ش. ح .انشا الله بعد ایام امتحانات و  به احترام ماه مبارک رمضان و این که بچه ها در مجالس عبادت شرکت میفرمایند بعد عید فطر منعقد خواهد گردید !!!البته این به شرطِ حیات .ش.ح خواهد بود .وگرنه که باس تصمیم دیگری اتخاذ بشه .خخخخخخخخ.خب ش.ح پیغام دیگه ای نداری ؟؟؟مصدع اوقات شریفم شدی دیگه .باس برم …

شوما عزیزان میتونید اینجا  به طرب بپردازید و لذت کافی و وافی را ببرید …

اوووووووووووووه .باز میگه موضوعم بده .هعععععععععععععع موضوع میخوای چیکار دیگه …حالو دو ساعت باس فکر کنم موضوع بیاد تو ذهن عزیزم !!!!!!!.

…خب به این سوال جواب بدین بچه ها .اگه یکیو که خیلی بهش اعتماد دارین از یه حرفی که بهش زدین علیهتون سو استفاده نمایه و مثلا رازتون رو بره ب متخاصمان زورگوتون بگه چیکارش میکنین ؟؟؟آیا باش دعوا میکنین یا از گناهش میگذرین ؟؟؟!

من که اگه کسی رازمو به تنها متخاصم زورگوم که همین ش . ح خودمونه بگه میزنم سر ناچیز شو از تنش جدا میکنم ..خخخخخ.

از شوخی گذشته اگه چنین اتفاقی برام بیفته سعی میکنم کات کنم باهاش!!!

خب دیگه .آقایِ متخاصم زورگویِ گرامی لطفا اجازه بده من تشریف ببرم !ولی میگم حالا که قدم رنجه کردم و قدم بر چشمای نداشته متخاصم زورگو جان گذاشتم یکی از غزلیاتم ک همین الان   سرودم و از  بداهه سراییهام هست رو تقدیم وجود ذیجود ایشون کنم که خععععععععععلی زحمت میکشن برای اعتلای اینجا .

چون غزل طولانیه من شاه بیتشو تقدیم میکنم :

شهروز که گور میگرفتی همه عمر .

دیدی که چگونه گور شهروز گرفت :؟؟!

متاسفم .خوش باشین.

هععععععععععععععععی !

 

۶۱۷ دیدگاه دربارهٔ «شب نشینی بیست و چهارم .ماه گوش کن را به طلوعی دوباره میخواند !!! یکشنبه شب از کامنت 293»

من اگه امشب اینجا ۶۰۰ تا کامنت نداشده باشه اسممو میذارم ماه ….گفته باشم پریروز بیلیاقت

آهان فهمیدم.
ببین دکتر، شما باید یه کاسه خون برداری، بعد چندتا از رگها رو از جنازه خارج کنی و اونها رو بریزی تو اون کاسه ی خون.
مثل سوپ رشته میشه. اون رشته ها میشن رگ، اون آب سوپ هم میشه خون. اینطوری رگ رو تو خون میریزن خخخ.
میخوام ببینم کی دیگه تو این جمع سوپ رشته میخوره خخخ.

رهگذر خدایی من چادوری نیستم آخه چرا من را چادری کردی؟؟؟ خخخخخخخخ.
روی حجابم حساسم اون هم خیلی هم زیاد!!!! اما چادور نمیتونم شاید چون استفاده نکردم سختمه….

بچه ها در تلفظ فامیل من سخت نگیرید من مشکلی ندارم پس شما هم مشکلی نداشته باشید. بَلوَردی 🙂

پرواز خدا مرگت بده شالله.. رو تخت مرده شور خونه دیگ بشوری شالله… آخه این چه سؤالیه آکله ی زنجیری؟ چرا یکی نمیزنه این بیمیره راحت شیم؟ هاههاهاهاهاهاهاها

شهروز زبونتم مث چشات لال شه شالله ؟؟
بابا همون سوالِ چاوشی دیگه …عجباااااااااااا

شب خوش!
تا بعد ماه رمضان!
اما! تو کامنتدونی پستام میبینمتون!
تازه پستای لینکدارم شروع شد! شب خوش!

آقای عبد الله پور همین جوری زدیم تو سر و کلۀ هم دیگه تا الآن اتفاق مهمی نیفتاده رعد اومد زود رفت
شب نشینیها هم به خاطر امتحان بچه ها و بعدشم ماه رمضون تعطیله تا بعد از عید فطر
گوشیتونم مبارکه پیشاپیش لپتاپتونم همینطور.مریم جان خدا نگهدار
امیدوارم کمرت به زودی خوب بشه

احمد امشب آخرین شب نشینیه. البته بعد از ماه رمضون و تمام شدن امتحانات برمیگردیم. منتها تو فصل امتحانات و ماه رمضان شب نشینی نداریم. واسه همین گفتیم امشب که شب آخره یه ساعت بیشتر دور هم باشیم.

هلاک اون جوابتم شهروز !!!!میشه جنازه سوپ رشته هم عممون باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟!بیبین چه آززوهای سخیفی کرده …هاهاهاههاهاها خخخخخ

حسین پس چرا همچینی نوشتیش فامیلتا؟ ببین نوشته بل بعدش یه u هستش بعدش وردی… خو آدم میمونه چیطوری بخونتش… هاههاهاهاهاهاه.. شاید صفحه خونا برا شوما درست بخونن… نمیدونم والله

رهگذر هم گویندگیت خوبه هم کارات عالیه هم کلا آدم درست حسابی به نظر میای کلا کلاس کار و سبک کار مخصوص به خودتو داری. 🙂 ولی کلا من از اونجایی که حال ندارم زیاد بیام اینجا فرصتی پیش نیومد که بهت اینا رو بگم خخخخخخخ کلا آدم خسته ای هستم! خخخخخ 🙂

حسینی نهههههههه خدای من من همینجوریش هم از سوپ رشته خوشم نمیاد خدا بگم چکارت بکنه آخه؟!!!!
پرواز استاد فلسفه توزیح داد دیگه!!!!

عمه .رو تخت مرده شور خونه دیگ بشورم چرا ؟؟؟؟جنازه نباس شست مگه !!!!هعععععع خدایا بچم مخ ک نداش !همون ی ذرشم رفتاده تو دیگ انگار خخخخخخخخخ

حالا تو این دو ماه باز راه می افتیم میریم تو پست قدیمیا شیطونی… من تیمم رو تشکیل میدم بزودی… هاهاهاههاههاهاهاهاه

ببین پرواز میگم میخوای از همون رفیقش که دنبالش میگرده بپرسی؟
به هر حال شعر به خاطر اون سروده شده و آواز هم به خاطر اون خونده شده خب اون باید بدونه دیگه نه؟
ای بمیری تو رو که ما رو گرفتار کردی.
ماه هم نیستیا وهم برت نداره تو هیچ فانوس هم نیستی

خچیی فاطمه استاد فلسفه رو با کی بودی ؟؟؟
این پسره ک سیکلم نداره ؟؟؟باببا الکی نوشته لیسانس فلسفه ام @!
بچم فقط ی دوره کلاس تزریقات
تشریف برده .ندیدی چطو شعرا تحلیلید برامون !
ب خاطر همون کلاسای تزریقاتیه ک رفته دیگه

رهگذر، دلبندم، اون که وسط فامیلی حسین هست ساکنه نه u.
مگر این که اشتباه ساکن رو وارد کرده باشم. خودش تقصیری نداره من به این روز انداختمش خخخ.

من که فک کنم کلاً این آخرین شب نشینیم باشه چون که بعد از امتحانا باید یه شش ماهی بشینم مث خر چی ببخشید یعنی مث چی درس بخونم واسه امتحان کارآموزی و شاید بعد از اون شش ماه بیام هر کی کارم داشت میتونه بهم یا بی ایمیله که ایمیلم هست abdallahpour88@gmail.com و شماره ام هم هست ۰۹۱۷,۸۱۷,۵۹,۸۵, بابا حااالااا گیر نده که چرااا ایمیلت و شمارهت رو اینجا گذاشتی بابا اینا که از نظر من دیگه خصوصی نیست

آقا من در هیچ شب نشینی تا حالا شرکت نکرده بودم یه زمانی تو قهوه خونه میومدم به خاطر حضور دوباره من یه ساعت وقتشو اضافه کنید مرسی

پریسیما .ی خانومی اینجا تو این جمع هس گویا کتاب گویا میکنه بنده خدا .
هععععی !ایین جمله پایینا بش بوگو برات بوخونه بلکم ملکه ذهنت شه
دکتر پرواز ماه گوش کن میباشند .ماه بلاشک ….

رهگذر راست میگن ایشون من کتاب سومین پلیس را که خوندم فیلم لاست را که حافظ داشت را هم دیدم عالی بود… کتابهای را گویا میکنی که آدم از خوندنش نهایت لذت را میبره…
کارات حرف ندارن… جدا خسته نباشی.

وای مرسی حسین… راس میگی من خیلی با کلاس و همه چی تموم و خاص و آس و تاپ و این چیز میزایی که گفتی هسم…خخخخخخخخخ.. قدر نمیدونن که… تازه شم اینجا خودمو لو نیمیدم یَک بچه با حالی ام… اص پرستیژ از سر و روم میریزه و می پاشه این ور اون ور خخخخخ…
امضا: فروتن بیگُم باجی ۱۵۰ ساله از توابع پشت کوه….هاههاهاهاهاهاه

شهروز به جان خودم این علامت کذایی ساکن نیست! خخخ.
رهگذر، نه شیطونی تو پستای قدیمی نههههه! اون وق ما رو هم دعوا میکنن! خخخخ.

ببین بچه جون اون روزم گفتم بازم میگم که نورت رو از خورشید همیشه تابان گوش کن شاهزاده پریسیما خانم داری اینو فراموش نکن که اگه نخوام نوری بهت بدم به تاریکی محض تبدیلت میکنم پس به همون فانوس قانع باش تا نزدم بشکنمت.
افتاااد یا خودم …؟

عمه میخوای جلسات تیمی برپا کنی و شهروز الدوله شلغم نژاد رو از مدیریت برکنار نمایی .بر انددازی نرم و انقلاب مخملیی !!!
واااااااااااااااااای شمشیر بیا .بدبخت بیا ببین عمت خائن از کار در اومده .هععععع

من کاری با دعوای شما ندارم پرواز!!! راست میگه پریسیما بریم از همون عزیزِ رفیقش یا رفیقه عزیزش بپرسیم ببینیم این یعنی چی ؟؟؟؟؟؟

مرسی فاطمه جان.. تو خیلی در حق من لطف داری… وای خودم عاشق سومین پلیس بودم… هاههاهاهاهاها… طنزش عالی بود…
شهروز خدا مرگت بده… اون ساکنا درستش کن خو… ساکن نیس که u هستش… یو اینگلیسی… به من میگه مجید دلبندم… هاههاهاهاهاهاهاها.. زی زی گولو آسی پاسی درا کوتا تا به تا… اسم حسینا تا به تا نوشتی… خخخخخخ

میگما سوپ رشته دیگه چه صیغه ای هستا میگم من توی عمرم سوپ رشته ندیدم و نه خوردم به امید برد تیم محبوبم بارسا در بازی امشب در مقابل سویا

بچه ها چرا اینجا نمیشه پیام صوتی گذاشت حال تایپ ندارم خخخخ

رهگذر به من هم خبر بده بیام باهم که باشیم نمیتونن کاری بکنن هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها…
اینجا یه بارونی اومد که کلی انرژی گرفتم نزدیک دو ساعت بارون اومد…

راسیاتش حالا که اینطور شد و کار به اینجا کشید من یک اعترافی بوکونم… خخخخخ… آقامون این شعرا برا من خوندس… یعنی عزیزش من بودم اون وقتا…. و دیگه اینکه بهتره تو مسائل خانوادگی من دخالت نکنی پرواز آکله نژاد… وگرنه گردنتا میزنم خونت میپاشه به صفحه ی روزگار… عه.. متجسس… خب لا تجسسو دیگه…خخخخخ

شهروز میگم با تغییر ساعت سیستم میشه کاریش کرد آیا؟
مثلا زودتر دوازده بشه تا بتونی یه صفحه ایش کنی

شهروز خدا مرگت بده! منم فکر میکردم این ساکن هست گفتم چطوری شده این فامیل منو اینطوری تلفظ میکنه! خخخخخ آقا بذارید هر کی دوست داره هر جور دوست داره تلفظ کنه! آدم یه چیزایی میشنوه که خودش خندش میگیره! یعنی بعضیها طوری تلفظ میکنن که هر طور هم بخای بخونیش نمیشه اینطوری تلفظش کنیم! کلی میخندم

بر وزن بَستَندی درسته
ولی خب وقتی خودش اجازه میده هر طور دوست دارید تلفظ کنید دیگه بر شما حرجی نیست

آقا این قضیه آکله چیه که همیشه رهگذر ازش استفاده میکنه! خخخخ این دیگه چیه وبه نظرم یه واژه اصفهونیه

نازی جوووون… اص شیطونی تو پستای قدیمی حالی داره که نگو… بجاش میشه قهوه خونه گذاش یه شب… نظرتون چیه بچااااااا؟ من حاضرم بذارم یه شب قهوه خونه… خوش میگذره هاااااااا…
هستم فاطمه… هاههاهاهاها… بزن بریم… خخخخخ… وای اصفان اینقد هوا نکبته که حال هیچ کاری نداریم دیگه… عه عه.. قدر بدونید…
حسین تو چرا اینقد تنبلی فرزندم؟ هاههاهاهاهاهاهاها… خو بنویس… صوتی که سخت تره…

بچاااااااا الان سقف میاد پایییین ….رجوع شود ب کامنت ۵۴۲ پلیز !!!!
پریسیما انشالله الان سقف ریخت خورشید دروغینم باش میاد پایین و ماه مسلم باقی میمونه بر کسوتش

میگما راستی اون فایلی که روابط عمومی در خصوص برندگان مسابقه ی حنجره طلایی رو گذاشت توی محله منظورم کل اجراهاست رو کی دانلود کرده و همه اش رو گوشیده اگه کسی صدای منُ گوشیده حتماً میگه عجب صدای فالش و گوش خراشی داره این احمد ها یه جایش هم صدایش گرفت کلاً همون خوندنش بدرد حموم میخوره

حسین آکله در زبان فولکلوریک اصفهان به معنای بزرگوار و عزیز و دلنشین و زیبا روی و اینا هستش… مگه نه نازنین؟هاهاهاهاهاهاه

عمه .عددی نیسی …!!!هعععععععععع فک نمیکنم دستت ب ماه برسه …وای میخووام ی شعریو ب خودم تقدیم کنم

من اسم خودمو گذاشتم مرد خسته ی سایت کلا حال هیچی رو ندارم! ولی در کل حواسم به سایت هست از دور دست از پا خطا کنید خودمو میرسونم 🙂

فکر نمیکنم به نظرم یه فحشی چیزی میااااااااد خخخخخخخ 🙂

لطف نیست من لطف ندارم رهگذر, من با صدای تو از گوش دادن به کتاب خسته نمیشم… انگشت شمارن کسانی که اینجوری آدم از گوش کردن با صداشون از کتاب خوندن لذت ببره… یکیش تویی یکیش هم فاطمهی رمضانی هست یکی دو نفر را هم یادم نمیاد اسمشون را… گویندهی کتاب برباد رفته را هم خیلی دوست داشتم عالی میخوند درست بر عکس گویندهی کتاب اسکارلت خخخخخ…

پروازم بگو ..بگو دستِ کی میرسونه منو .ب اون آسمونی ک تو ماهشی !!!
و شاعر در ادامه میفرماد :::
چقدر سختهه رویِ زمین باشمُ .ب آغوشِ یک مااااااااااااه ک همون پروازه .وابسته شم !!!!

بابا مرد خسته!!!
امروز که از خسته بودن خارج شدی با گوشی اومدی من که عمرا بتونم این کارو بکنم پس من خسته تر از تو هستم خخخ.
بفرما سوپ رشتۀ شهروزی

راستی من دیشب نزدیکیای صب اون صدای بچه های حنجره طلایی رو گوش کردم البته نه همه شا… خو دلم میخواس نظر بدم… اون پسری که ترکی خونده بود عالییییی بودا… اون یکی پسره ام خیلی خوب بود و توی دسگا میخوند… دخترام صداشون خوب بود… کاش کامنتاشا واز میذاشدن… عه

راسی نیم ساعت مونده بود وقت مسابقه حنجره طلایی تموم شه من به ذهن دیگ سابم رسید که یه دکلمه طنز بخونم… خیلی با حال بود خداییش اگه اجرا میشد.. ولی دیگه دیر شد و از دس رف… کلی ریتمیک و شاد و مشنگ بود اونی که میخواسم بخونم… حیییف… عقلم دیر موتورش کار افتاد

نه من با کامپیوتر اومدم! اصلا فکرشو هم نکن با گوشی بیاااااام

درست فکر کردی حسین آکله فحشه البته فحش دوستانه خخخ
دوستان اصفهانی هر وقت به همدیگه لطف داشته باشن هم دیگه رو خره و آکله گرفته و آکله خطاب میکنن تعجب نکن.

عذر میخوام! آکله یه چی تو مایه ها جذام و همینا! خخخ. روم به دیفال!

رهگذر کافی یه خبر بدی یه تک بزن میام آباد میکنیم محله را ماه رمضون حسابی بیکارم هاهاهاهاهاهاهاهاهاها. کمی کار دارم که دیروز فهمیدم که اگر خدا بخواد تا رمضون تموم میشه اون وقت میام تمام این نبودنهام را تلافی میکنم…
من هم موافقم باشه یه شب نشینی یا همچین چیزی اما زمانش کم باشه من که شخصا ماه رمضان را هر شب تا سحری بیدارم….

من که کلا با اون مسابقه حنجره طلایی مخالف بودم یعنی چی آقایون بیان بخونن خانما بیان دکلمه کنن این که میشه همون مسابقه دکلمه قبلی! حالا یه تغییری توش دادن گفتن شعر آهنگای خانندگان دیگه رو بیایید دکلمه کنید! یا مردش هستید بگید خانمها هم بخونند یا دیگه این مسخره بازیها رو جمعش کنید!

پریسیما .متاسفم واس ب وجود اومدنت .تو ذوق هنری نداری ک!!!
وااااای بقیم داش نمیگم دیگه خیلی ریا میشه …متاسفم

مرد خسده…خخخخخ… به جان همین دو تا برادر زاده هام آکله همینه که گفدم… اص بمن میاد فوش بدم به کسی؟ هاههاهاهاهاهاهاه
فاطمه جان… خو واس اینه که بعضی گوینده ها خودشون از خوندن اون کتابه لذت میبرن.. واس این میشه که توام خوشت میاد و خسته نمیشی… خب منم ایشالله که لذت میبرم از خوندن کتابها… خخخخخخخخخخ… و خیلیا هستن که به هیچ صراطی مستقیم نیستن و هیچ کتابی رو با هیچ صدایی حوصله نمیکنن بخونن… خخخخخخخ

پرواز یادش به خیر وقتی که اولین بار بهت گفتم متأسفم برای به وجود اومدنت چقدر هنگ کردی و چقدر هر دو مون به این حرف من خندیدیم
خب حالا دیگه حرف خودمو ساندویچ نکن و به خورد خودم نده یه کم ابتکار به خرج بده و اون مغز پوکتو کار بنداز تا یه چیزی بتونی ازش بیرون بکشی

پریسیما و نازنین شما به جرم آدم فروشی به ده سال حبسِ ابد محکوم میشین… برید برید آماده شین واس اعدام… خخخخخخخ

میخام یه مسابقه بذارم که خانمها هم بیان بخونند و واسشون جایزه هم بدم ببینم کی حنجرش طلایی هست! ولی خب کاراشونو تو سایت نمیزنم که فیلتر نشه!

بچه ها این دم آخری یه چیزی بگم!
بیایید همه با همدیگه هم دعا کنیم و هم تلاش کنیم که تو شب نشینیهای بعد از عید فطر، یه بار دیگه مثل قدیما دور هم جمع بشیم.
مثل اون وقتا که هیچ کس از هیچ کس دلخور نبود، همه با هم خوش بودیم. همه که میگم منظورم واقعاً همه هست. شب نشینی جای نزدیکتر شدن ما به همدیگه هست نه جای دور شدن ما از هم. پس اونایی که میدونم دارن میخونن و فقط خواننده هستن، قرار ما باشه بعد از ماه رمضان توی شب نشینیها.

اختیار دارین جناب بلوردی .الهی جناب شهروز حسینی فدای قدمای ارزشمندتون بشن .ای کاش ک میفرمودین تا سر ناچیز و حقیرش رو پیشکش قدماتون میکردم !!!

دکتر پرواز کیه بچا؟ حسین چی میگه؟ چرا من نمیفهمم حرفشا؟ خخخخخخخخخ

بابااا افتخار
میشه بگین این افتخار خانم چه کارۀ دکتر هستن که شما این همه به خاطرش به زحمت افتادید؟ خخخ

آره راست میگی ها من خوشم میاد تو میگی که من این کتاب را خوندم دوست داشتم یا لذت بردم برای همین آدم خسته نمیشه..
کتابِ باز باران را میخوندم جلد اولش را یه خانومی خیلی جالب خونده بود آدم از تنز کتاب لذت میبرد اما جلد دوم را یه نفر دیگه خونده بود که کلا انگار کتاب تنز نداشت خخخخخخ خخخخخخخ…

پرواز شهروز تا همین چند ساعت پیش کنار من بود میخواستم گردنشو بزنم ولی خب چون مهمون من بود صرفه نظر کردم ولی میذارمش در اختیار خودت یه کاریش کن که دیگه صداش در نیااااااااااد!

پریسیما حالا دییگه تو عمرت ی جمله فراموش نشدنی گفی ک نباس ب خود مغرور شی فرزند .مث سرورت نیسی ک تک تک جملاتشونا باس قاب کرد و با طلا نوشت !
آه

اتفاقا من از خوندن فیروزه غفوری خوشم میاد ملاحت طلایی رو هم دوست دارم ولی مژده محمدی اصلا خوب نمیخونه لیلی کشفی هم خوبه بد نیست.

خب یعنی شب نشین پر یعنی رفت واسه بعد از ماه رمضون یعنی رفت تا دو ماه دیگه خب من که شش ماه دیگه میام شب نشینی چه فرقی واسم دراه به هر حال شبای خوبی در کنارتان در شب نشینی بودا کلاً خعععععلی خوش گذشت کلاً خععععلی چیز در کنار شمااا یاد گرفتم کلاً خععععلی زود گذشت چه قد زود دور میشود و عمرت میگذرد و من غافلم میگما توی ماه رمضون منُ دعا کنید تا بعد از شش ماه درس خوندن در آذر امسال کارآموزی قبول بشم و بعد هم بتونم در بقیه ی امتحاناتی که در پیش دارم موفق بشم
کلاً چه قد سخته خدا حافظی بازم میگم شب آروم قشنگ و زیبایی در کنارتان گذشت و منم واسه این که کنارتون بودم خوشحالم چه قد دوست این جا پیدا کردم که یکی از دیگری گل آقا تر و خانمترند کلاً شب خوش خوابای رنگی ببینید شب بر همه ی خانما و آقایان شب نشین بخیر در پناه حق بدرود و خدا حافظ

کاش ی سمی سیانوری چیزی میریختین تو حلقومش تا امشب ی جا مراسم شبنشینی و ترحیمشا خودم میزدم دیگه .
والله درسته من ذهن خلاقی دارم ولی خو دیگه هی ک نمیتونم واس این بچه خرجش کنم

پریسیما سوپ رشته با بال سوسک آماده سرو هست هااااااا

درک میکنم فاطمه… اص دو تا گوینده نباید یه کتابا بخونن… آدم به اولیه عادت میکنه دومی که میاد بدبخ، آدم دوسش نداره…خخخخخخ

آقا من همین رهگذر خودمونو بهش آموزش میدم که بشه تک گوینده کتب نابینایان

امیدوارم حسینی اینجوری که میگی باشه الان هم غیر از این نیست, مگه هست؟؟؟؟
به نظرم اگر کسی که مقصره بخودش بیاد و کمی از غرور کاذبش بگذره همه چیز درست میشه… مهم اینکه ما بپذیریم که در هر اتفاقی ما هم به سحم خودمون مقصریم حالا چه کم چه زیاد…
الفرار الان میان من را اینجا میکشن…

عمه خو چیطو نیمیفهمی دکتر پرواز ینی چییییی
پیر شدی دیگه زوال عقل پیداییدی انگار ؟
!پریسیماااااااا .افتخار خانوم خوار مجگان مرحومه میشناسیش ک

حسین نههه تو رو خدا سوسک نه ببین بچه های گوش کن همه میدونن که من به سوسک حساسم و مریض میشم نگووو حسین میکشمتااا نگوووو.

منم موافقم آقا شهروز و امیدوارم همینطور بشه!
شاید اگه همین حدود دو ماه بگذره، و اگه هم بتونیم کاری بکنیم، همین اتفاق بیفته. امیدوارم.

۶۰۰ تایی شدم بالاخره .ماه .پرواز .تو ب هدفت رسیدی .
عزیزم !!تو ب هدفت رسیدی
هددف والایی ک داشتی بهت تبریک میگم گلم
.ماه
شبتون خوش بچا .چون سرعتم کم میشه کامنتا اینجوری میشه خخخخخ

حسینی این هم از اتفاقات کشور ماست دیگه دیروز رفتم دانشگاه میگم کی این امتحان من میگن باید کارت ورُد به جلسه بیاد بعد یعنی فردا مشخص میشه که کی هست امیدوارم که قبل از ماه رمضان باشه که دیگه تموم بشه اون زمان راحت بشم…

من خیلی دوست داشتم اگر بینا بودم یکی از این شغلها رو انتخاب میکردم یا گزارشگر ورزشی میشدم یا کتب رو ضبط میکردم یا گوینده ای چیزی یا یا دوبلور میشدم یه چیزی تو این مایه ها

سلام وحید
نازنین ده دقیه بعد از شب نشینی منتظرم فوروارد کنی پیامی رو که بت میرسه بینم توش چی نوشته شده…
امضا: مُفَتِش…ههههه

پروااااز خری دیگه چه کارت کنیم؟
ششصد تایی میشدی بدون حضور پر شور من و بچه های دیگه آیا؟
چی فکر کردی فانوس

آره رهگذر من هم طلایی را خیلی دوست دارم عالی میخونه.. آره حسینی گویندهی اول صد سال تنهای خیلی جالب میخوند.. توی آقایون هیچ کس به خوبی ناصر زراعتی نمیخونه…
یا خدا حسینی چی شد باز!!!؟؟؟

آقا چه عیبی داره تو ماه رمضان هم شب نشینی باشه همه بیدارن که

خب بچه ها من میرم درو ببندم.
بچه ها یادتون نره که ما فقط یک بار، فقط و فقط یک بار زندگی میکنیم. هر لحظه، هر روز و هر خاطره ای در زندگی ما فقط یک بار اتفاق میفته. نباید روزی افسوس این شبها رو بخوریم. نباید انقدر سخت بگذریم از کنار چیزهایی که خیلی راحت میشه از کنارشون گذشت و فقط یه نفس عمیق کشید.
بچه ها ما یه خانواده ایم. یه خانواده هیچ وقت نباید از هم بپاشه. نهایتش یه دلخوریه که با کوتاه اومدن حل میشه. اگر قبول دارید یه خانواده ایم، قرار ما بعد از عید فطر، تو شب نشینی بعدی. هر کس نیاد، هر کس نباشه، هر کس به این خانواده ضربه بزنه، از ما نیست. با ما نیست. پس بیایید یه خانواده باشیم. قرار ما شب نشینی بعدی، البته به عنوان دور همی. ولی قرار اصلی ما، از همین الآن تو یه خونه به اسم گوشکن در جمع یه خانواده به اسم گوشکنیها.
مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
شبتون به خیر.
بدرود.

شهروز درو نبند من لای در گیر کردممممممممممم 🙂

گرسوز… من نبودم ۱۰۰ ت کامنت داشدی.. اومدم شد ۶۰۰ تا… بیا تشکر کن از عمه ت… زانو بزن… خم شو… هوم.. خوبس.. بسه دیگه کمرت برید…خخخخخخخ
حسین گویندگی ربطی به بینایی نداره.. الان آذرماسوله گوینده ی خوب و موفقیه… نابینام هس…

عشق رازی است که تنها به خدا باید گفت ؛

چه سخن ها که خدا با منِ تنها دارد … !

#فاضل نظری

شب همگی بخیر.